هرگاه نرخ بازده تحقق یافته؛ بیش از نرخ بازده خواسته شده باشد، خریداران اوراق بهادار در واقعیت بیش از آنچه به منظور جبران ریسک این اوراق بهادار لازم بوده ، بدست آورده اند و بر عکس در صورت پایین بودن نرخ بازده تحقق یافته از نرخ بازده خواسته شده؛ سرمایه گذاران پاداشی کمتر از آنچه برای جبران ریسک متحمل شده ، لازم بود؛ دریافت داشته اند.
۲-۳-۱۱ کارایی بازار
سرعتی که قیمت های اوراق بهادار را با اخبار غیرمنتظره مطابقت داده و باعث می شود تا قیمت اوراق بهادار در بازار در سطح ارزش فعلی منصفانه تثبیت گردد، کارایی بازار[۲۳۶] نامیده می شود.
سطوح مختلف کارایی بازار
۲-۳-۱۲-۱ شکل ضعیف کارایی بازار
شکل ضعیف کارایی بازار؛ مدعی است که تمام اطلاعات مؤثر در تغییرات قیمت های گذشته سهام؛ بطور کامل در قیمت های جاری بازار انعکاس خود را یافته است. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، پس اطلاعات درباره ی روندهای اخیر در قیمت سهام، نمی تواند استفاده ای در انتخاب سهام مناسب از طرف سرمایه گذاران باشد.
شکل نیمه قوی کارایی بازار
شکل نیمه قوی فرضیات بازارهای کارآمد می گوید: قیمت های جاری در بازار، تمام اطلاعات عمومی را در خود منعکس می نمایند. بنابراین اگر بازار از کارایی نیمه قوی برخوردار باشد، احتیاجی به بررسی دقیق گزارش های سالانه یا سایر اطلاعات انتشار یافته وجود ندارد؛ زیرا هر خبر خوب یا بدی که در چنین گزارش هایی در زمان انتشار آن اعلام شده، آثار خود را در قیمت های سهام در بازار بر جای گذاشته است.
یکی دیگر از ویژگی های کارایی نیمه قوی عبارت است از: وقتی اطلاعات در اختیار عموم قرار گرفت، فقط زمانی قیمت های سهام در مقابل آن عکس العمل نشان می دهد که این اطلاعات چیزی متفاوت با آنچه که انتظار می رفت، باشد.
شکل قوی کارایی بازار
شکل قوی کارایی بازار، مدعی است؛ قیمت های جاری بازار تمام اطلاعات ممکن را اعم از اطلاعات عمومی و یا محرمانه را در خود منعکس نموده اند. هرگاه این شکل از کارایی در بازار موجود باشد، حتی عوامل اجرایی داخل شرکت هم نخواهند توانست به سودهای غیرعادی در بازار سهام، دست یابند.
۲-۳-۱۳ میانگین موزون هزینه سرمایه(WACC)
شرکت ها از انواع مختلف از منابع سرمایه، استفاده می کنند که این منابع را اجزای تشکیل دهنده ی سرمایه می گوییم. این اجزاء شامل: سهام عادی و سهام ممتاز؛ به همراه استفاداه از بدهی، سه جزء مهم و متداول از انواع سرمایه هستند. بنابراین شرکتی که به دنبال حداکثرسازی ارزش خویش است، ساختار سرمایه هدف خود را بوجود آورده و سپس به طریقی دست به افزایش سرمایه می زند که در طی زمان، ساختار سرمایه واقعی آن در سطح بهینه باقی بماند.
هرگاه سرمایه گذاران در شرکت فقط سهامداران عادی باشند، به دنبال آن هزینه سرمایه بکار رفته در بودجه بندی سرمایه شرکت، عبارت از نرخ بازده خواسته شده سهام عادی خواهد شد. با وجود این، بیشتر شرکت ها از انواع مختلفی از منابع تامین سرمایه، استفاده می کنند. با توجه به اینکه این منابع مختلف سرمایه از ریسک های متفاوتی برخوردار هستند، در نتیجه نرخ های بازده خواسته شده متفاوتی هم خواهند داشت. نرخ بازده خواسته شده هر کدام از این اجزاء تشکیل دهنده ی سرمایه؛ اجزاء هزینه نامیده می شود، و هزینه سرمایه مورد استفاده در تحلیل تصمیمات بودجه بندی باید میانگین موزونی از اجزاء هزینه های مختلف باشد ، این میانگین موزون را میانگین موزون هزینه سرمایه یاWACC می نامیم. به عبارتی میانگین موزون هزینه سرمایه عبارت از؛ نرخ بازده مورد نیاز به منظور جلب رضایت سرمایه گذاران در شرکت یا خریداران اوراق قرضه و همچنین سهامداران آن می باشد.
WACC = [× ( ۱-T )] + (× ) + (× )
: وزن (درصد) هر یک از منابع از کل منابع
: نرخ هزینه سرمایه هر یک از منابع
T: نرخ نهایی مالیات پرداختنی
سایر اجزای حقوق صاحبان سهام و سود انباشته+سهام عادی جدید +بدهی های بهره دار=جمع منابع
= بدهی های بهره دار جمع منابع
= ارزش بازار سهام جدید جمع منابع
=جمع حقوق صاحبان سهام جمع منابع
=کل هزینه های مالی کل بدهی های بهره دار
= + g
= + g
نسبت پرداخت سود = DPS EPS
g = ROE (1 نسبت پرداخت سود)
: سود نقدی هر سهم سال جاری
F : هزینه های انتشار سهام( به درصد)
g : نرخ رشد سود نقدی سهام
DPS: سود نقدی هر سهم تقسیم شده سال جاری
EPS: عایدی سود هر سهم سال جاری
ROE: بازده حقوق صاحبان سهام
دقیق ترین وزن ها؛ آنهایی هستند که بر اساس ساختار سرمایه هدف شرکت باشند، بطوری که این وزن ها بهترین تخمین و چگونگی تهیه سرمایه شرکت؛ بطور متوسط در آینده، خواهند شد. بررسی های اخیر نشان می دهد که اکثر شرکت ها؛ وزن های ترکیب سرمایه خود را بر اساس ساختار سرمایه هدف خودشان قرار می دهند و این ساختارهای هدف بر پایه بازار می باشد.
۲-۳-۱۳-۱ هزینه استفاده از وام یا بدهی (۱-T)
نخستین مرحله در تخمین وام، عبارت است از؛ تعیین نرخ بازدهی مورد نیاز وام گیرنده یا است. هر چند تخمین ظاهراً آسان به نظر می رسد، اما در عمل با مشکلاتی مواجه می شویم. شرکت ها از وام های با نرخ بهره ی ثابت و شناور استفاده می کنند؛ یا از وام های مستقیم و یا وام های قابل تبدیل و غیره که هر کدام از این وام ها، هزینه های متفاوتی را به همراه دارد. انواع وام، بستگی به دارایی ها ی مشخصی دارد که برای تهیه ی آن تأمین مالی، انجام می شود، و همچنین بستگی به شریط بازاری دارد که، در طی دوره ی برنامه؛ برای تهیه ی منابع مالی به بازار، مراجعه می شود. حتی مدیران مالی معمولاً انواع وامی را که در قسمت های مختلف شرکت مورد استفاده قرار می دهند، می دانند.
نرخ بازده خواسته شده دارندگان اوراق قرضه ، برابر با هزینه های وام های شرکت نیست؛ دلیل این امر
آن است که بهره های پرداختنی را می توان کاهش داد، بطوری که در مواردی دولت؛ بخشی از هزینه کل وام را می پردازد. در نتیجه هزینه وام شرکت، کمتر از نرخ بازده ی خواسته شده از طرف دارندگان اوراق قرضه می باشد. به منظور محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه؛ هزینه وام بعد از کسر مالیات (۱-T)، مورد استفاده قرار می گیرد. ملاحظه می گردد که از نرخ بهره ی وام ، صرفه جویی حاصله بابت مالیات کسر می گردد، چون هزینه بهره پرداختنی بابت وام دریافتی؛ جزء هزینه های قابل قبول از نظر مالیاتی است و از سود مشمول مالیات کسر می گردد.
۲-۳-۱۳-۲ هزینه سهام ممتاز
تعدادی از شرکت ها، همواره از سهام ممتاز به عنوان بخشی از اجزاء تشکیل دهنده ی منابع مالی خود استفاده می کنند. هزینه سهام ممتاز، جزء هزینه های قابل قبول از نظر مالیاتی نیست. بنابراین شرکت ها تمام هزینه های مرتبط با سهام ممتاز را به عهده می گیرند. پس در زمان محاسبه هزینه سهام ممتاز؛ هیچ تعدیلی بابت مالیات صورت نمی گیرد.در حالی که در زمان انتشار برخی از انواع سهام ممتاز تاریخی برای سررسید آن تعیین نمی گردد، اما امروزه این نوع سهام اکثراً دارای وجوه استهلاکی هستند که بطور مؤثری عمر آنها را محدود می کند. در نهایت باید بگوییم، هر چند اجباری برای پرداخت سود سهام ممتاز وجود ندارد، اما شرکت ها عموماً تمایل زیادی برای انجام این کار دارند؛ چون در غیر این صورت:
آنها نمی توانند؛ سود سهام عادی خود را بپردازند.