۲- روش پلیت یا رقیق کردن در آگار (Agar dilution or plate method)
در این روش به جای محیط مایع، محیط جامد استفاده میشود که نسبت به روش لوله دقت کمتری دارد
۳-۱-۱۱-۴ روشهای انتشار
اصول: در این روشها ماده مورد آزمایش را روی محیط جامد قرار داده تا به داخل آگار منتشر شود. اگر ماده از عوامل باکتریوستاتیک یا باکتریوسید باشد، نتیجه به صورت هاله عدم رشد مشاهده میشود.
اندازه هالهها فونکسیونی از غلظت و یا ماده مورد نظر اندازهگیری میباشد. این فونکسیون یک ارتباط خطی بین اندازه هاله و لگاریتم غلظت ماده مورد آزمایش دارد. با اندازهگیری فاصلهای که ماده مورد آزمایش انتشار پیدا کرده به صورت رشد یا عدم رشد باکتری مورد آزمایش و مقایسه آن با استاندارد مشخص، قدرت ماده مورد آزمایش محاسبه میشود.
انتشار در محیط جامد با دو روش صورت میگیرد:
۱- عمودی[۱۰] (بدلیل اشکالات زیاد به ندرت مورد استفاده است)
۲- افقی[۱۱]
انتشار عمودی
در این طریق یک حجم از محلول مورد اندازهگیری در بالای ستونی از محیط کشت جامد حاوی میکروارگانیسم قرار میگیرد و میگذارند به طرف پایین انتشار یابد. طول ستونی از محیط کشت که در آن رشد یا عدم رشد دیده میشود، اندازهگیری و غلظت ماده مورد آزمایش مربوط به طول ستون خوانده میشود که با مقایسه با منحنیهای استاندارد، مقدار آن مشخص میشود. منحنی استاندارد همچنین با تهیه سری از ستونهای نظیر آزمایش و با رقتهای معین استاندارد جسم مورد آزمایش تهیه میگردد. این متد به دلیل اشکالات زیر به ندرت مورد استفاده قرار میگیرد:
۱- حتماٌ بایستی میکروارگانیسم از نوع بیهوازی اختیاری انتخاب شود.
۲- محلول مورد اندازهگیری باید استریل باشد.
۳- اشکال در تشخیص منطقه خاتمه عمل دارد.
۴- روش پر زحمت بوده و برای شستشو و آمادهسازی وسایل احتیاج به دقت زیاد دارد.
تنها مزیت این روش آن است که میزان انتشار در آگار را از نظر جبری بهتر میتوان کنترل و معین کرد.
انتشار افقی
۵ روش بر این اساس وجود دارد که در تمام آنها ماده مورد آزمایش از قسمت مرکز به اطراف انتشار یافته و ایجاد هالههای رشد یا عدم رشد میکند که قطر هالهها مربوط به غلظت ماده مورد آزمایش است.
این روشهای عبارتاند از:
۱- روش سیلندر پلیت[۱۲]
۲- روش چاهک پلیت[۱۳]
۳- روش قطره پلیت[۱۴]
۴- روش دیسک کاغذی[۱۵]
۵- روش دیسک براث متداولترین روش برای آزمایش آنتیبیوگرام است که محیط کشت، به جای جامد، مایع است.
۱- روش سیلندر پلیت
سیلندر پلیت روشی است که در آن سیلندرهای مخصوص روی آگار منجمد قرار داده و آنها را از محلول پر میکنند. محلول به داخل آگار منتشر شده و هاله رشد یا عدم رشد ایجاد میکند. این سیلندرها از جنس پیرکس، چینی لعابدار، آلومینیوم یا Stainless steel هستند و دارای ابعاد قطر خارجی میلی متر و قطر داخلی میلی متر و طول میلی متر و ضخامت نباید بیش از ۱ میلیمتر باشد. قسمت تحتانی سیلندرهای پیرکس، چینی و آلومینیوم به صورت اریب (مایل) بریده شده تا سطح کمتری اشغال کند و راحتتر در آگار فرو رود ولی در مورد استیل ضد زنگ که سنگینتر است بریدگی اریب ضرورتی ندارد.
آگار و سیلندرها را میتوان به حالت سرد یا گرم روی آگار قرار داد که در نوع گرم شده بهتر فرو میرود و منفذی بین آگار و سیلندر نمیماند. بایستی سیلندرها یکنواخت قرار داده شوند و فرو روند و کنترل عمق فرو رفته حائز اهمیت است. اگر سیلندرها در آگار عمیقاًفرو رود، اندازه هاله کوچکتر خواهد بود. اگر عمقهای فرو رفته متفاوت باشد باعث خطاهای تجربی به علت اختلاف اندازه هالهها خواهد شد. محلولهای استاندارد و آزمایشی را با کمک پیپت در سیلندر میریزند و پر میکنند تا از خطا جلوگیری شود.
محاسن روش
۱- محلولهای مورد اندازهگیری احتیاج به استریل شدن ندارند.
۲- اندازهگیری نسبتاٌ به سرعت انجام میشود.
۳- حساسیتهای بیشتر در رقت کم نسبت به دیسک کاغذی دارد.
معایب روش
۱- به دقت زیاد در جابهجا کردن و انتقال پلیتها نیاز دارد تا از حرکت سیلندرها بر روی پلیت و ریختن محلول جلوگیری شود.
۲- کار شستشو و استریل کردن سیلندرها وقتگیر است.
۳- پر کردن سیلندرها آهسته و خسته کننده است.
۴- در صورت سوسپانسیون بودن مواد با انتشار مایع از سیلندرها تداخل دارد.
۲- روش چاهک پلیت
اساس این روش نیز بر پایه انتشار آگار در محیط کشت جامد است. پس از ریختن محیط در پتری دیش و انجماد محیط کشت، با یک وسیله مناسب حفراتی در آن ایجاد میکنیم. ته حفرات را با یک قطره از محیط کشت ذوب شده پر میکنیم تا بسته شود. داخل حفرات را از ماده مورد آزمایش پر کرده و پس از مدت زمان لازم هالههایی ایجاد شده که قطر آنها اندازهگیری میشود. چاهکها به ۲ روش ایجاد میشود:
الف- یک سر شیشه لاستیکی استریل، لوله آزمایش یا اشیاء مشابه را روی آگار مذاب قرار داده و وقتی آگار منجمد شد شیء را برداشته و چاهک ایجاد میشود.
ب- پس از انجماد آگار در پلیت، چاهکها را بوسیله چوب پنبه سوراخکن ایجاد میکنند. اندازه چوپ پنبه انتخابی بوده تجربه نشان میدهد که چاهک با قطر ۱۳-۵/۹ میلیمتر مناسب است.
دراین روش چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد:
۱- چاهکها باید عمودی بریده شود.
۲- چاهکها باید به طور کامل از محلول پر شوند.
حساسیت این روش مانند روش سیلندر پلیت است.
محاسن روش
۱- آسانی حمل و نقل به دلیل نبودن سیلندر در آنها.
۲- حساسیت بیشتر در رقتهای کم در مقایسه با روش دیسک
۳- عدم تداخل مواد سوسپانسیون شده با انتشار به داخل آگار
۴- یکنواخت بودن اندازه چاهکها و عدم اختلاف در سیلندرها.
۵- سرعت عمل در انجام آزمایش
معایب روش
۱- صرف وقت برای کندن چاهکها
۲- دقت در حمل و نقل تا محلول به داخل چاهکها نریزد.
در این روش مقداری عصاره در رقتهای مختلف تهیه و داخل چاهکها پر میشود. پتریها را یک ساعت در یخچال ۴ درجه قرار میدهیم. تا عصاره از قبل رشد و تکثیر باکتری در محیط انتشار یابد. پس از خارج نمودن از یخچال نباید فاصله در انکوباتور قرار داد چون رطوبت موجود تبدیل به قطرات آب شده و پلیتها را خراب میکند. نباید پلیتها را وارونه کرد. باید دقت شود که چاهکها به طور منظم و یکنواخت از محلول پر شوند. در اینجا شاهد منفی ما حلال و شاهد مثبت آنتیبیوتیک است.
مرحله پیشرو[۴۳]
در این مرحله، تقاضا به سرعت رشد می یابد. بسیاری از شرکتها به علت ناتوانی در مقابل فشارهای رقابتی و نداشتن تجربه رشد سریع فروش و سودآوری در این مرحله از حرکت باز می مانند. در مبارزه شرکتها برای کسب سهم بازار و بقاء ، رقابت سختی در می گیرد. ریسک سرمایه گذاران در یک شرکت گمنام بالاست، ولی در مقابل، اگر شرکت موفق شود بازده مورد انتظار آنها نیز بالاست. در مرحله آغازین صنعت، شناسایی شرکتهایی که در نهایت در صنعت باقی میمانند، برای تحلیلگران اوراق بهادار دشوار است. با گذشت زمان و مشخص شدن برندگان، قیمتهای آنها به طور چشمگیری از مراحل اولیه توسعه فراتر خواهد رفت. شرکتهای دست اندرکار در بخش نرم افزار و سخت افزار رایانه در آغاز دهه ۱۹۸۰ مثال خوبی از مرحله آغازین هستند. همراه با جهش یکباره تقاضای منتظره برای محصولات آنها، بیشتر این شرکتها با هدف کسب سهم بیشتری از بازار فعالیت می کنند. در سال ۱۹۸۳، تعداد شرکتهای تولید رایانه، تنها در آمریکا، به ۱۵۰ شرکت میرسید. این مرحله ممکن است بالاترین بازده را داشته باشد، ولی در عوض، بالاترین خطر را نیز دارد(آلوچنا[۴۴]، ۲۰۰۹).
مرحله توسعه یا رشد[۴۵]
در این مرحله، شرکتهایی که از مرحله آغازین گذشتهاند، مشخص میگردند. این شرکتها رشد و ثروتمندتر شدن را با نرخی بیشتر از مرحله قبل ادامه میدهند. شرکتها محصول خود را بهبود بخشیده و قیمتهایشان را پایین میآورند. همچنین مبالغ قابل توجهی سرمایهگذاری را جذب میکنند. با توجه به ظهور توانایی های بالقوه و کاهش ریسک این شرکتها، سرمایهگذاران تمایل بیشتری به سرمایهگذاری در آنها نشان میدهند. خط مشیهای مالی در این مرحله تعیین و تثبیت میشوند. سرمایه شرکت بین طیفهای بیشتری گسترده میشود. سود سهام نیز اغلب پرداخت میشود و به افزایش جذابیت این شرکتها در نزد سرمایهگذاران کمک میکند. بیشتر سرمایهگذاران به این مرحله علاقه دارند زیرا صنایعی که در این مرحله قرار دارند، فرصتهای بیشتری برای افزایش تقاضا، برای محصولات و خدمات خود نسبت به کل اقتصاد داشتهاند(کولمان و تتی[۴۶]، ۲۰۰۸).
مرحله تثبیت یا بلوغ[۴۷]
در این مرحله رشد شرکت معتدلتر می شود. فروش ممکن است باز هم افزایش یابد ولی نرخ آن از قبل کمتر خواهد بود. محصولات بیشتر استاندارد شده و نوآوری کمتری در آنها روی میدهد. بازار پر از رقابت بوده و هزینه ها ثابت باقی میمانند و صنایع حرکت خود را بدون رشد قابل توجه ادامه میدهند. همچنین ممکن است برای مدت زیادی، یا به صورت متناوب، رکود نیز روی دهد. سرمایهگذارانی که به افزایش ارزش سرمایه خود می اندیشند از این مرحله دوری میکنند.
شکل (۲-۱) چرخه صنعت
(تومپسون و ام سی کارتی[۴۸]، ۲۰۰۸)
ج) تجزیه و تحلیل شرکت
سرمایهگذار پس از انتخاب صنعت، باید شرکتهایی را در صنعت انتخاب نماید که نسبت به دریافت سود سهام و افزایش قیمت سهام در آینده مطمئن باشد. برآورد کیفیت و کمیت سود در آینده عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت سرمایهگذار است. بنابراین سرمایهگذار باید تجزیه و تحلیلهای وسیعی را در مورد شرکت بشرح زیر انجام دهد:
اولاً: سرمایهگذار باید موقعیت رقابتی شرکت را بررسی کند زیرا اولین متغیری که کمیت سود آینده را تحت تأثیر قرار میدهد موقعیت رقابتی شرکت است. موقعیت رقابتی شرکت با معیارهایی از قبیل: میزان فروش، درآمد سالانه، رشد فروش، ثبات درآمد فروش و تنوع محصولات سنجیده می شود.
ثانیاً: سرمایهگذار باید کارایی مدیریت شرکت را مورد بررسی قرار دهد. مدیریت نقش فوق العادهای در موفقیت یا شکست شرکت دارد. مدیریت می تواند به شرکت حرکت ببخشد و ادامه حیات آن را تضمین کند. برخی از صاحبنظران، مدیران مجرب را سرمایه نامرئی و بسیار با ارزش شرکت تلقی می کنند. به همین خاطر است که برای سرمایهگذار، بررسی کارایی مدیریت ضروری است. تغییرات قیمت سهام بستگی به میزان کارایی مدیریت شرکت دارد و مهمترین عامل در تعیین ارزش سهام عادی، عامل مدیریت است. مطالعات اخیر نشان داده است که در صد بالایی از عدم موفقیت شرکتها، پی آمد مدیریت ناشایست و ناآزموده بوده است. تعیین کارایی مدیریت شرکت، کار بسیار مشکلی است ولی سرمایهگذار با بررسیهای خود میتواند تا حدودی کارایی مدیریت را ارزیابی کند. سرمایهگذار باید اطلاعاتی از قبیل: سن، میزان تحصیلات و میزان تجربیات مدیر را کسب نماید. در مرحله بعد سرمایهگذار باید بررسی نماید که آیا مدیریت توانسته است موقعیت رقابتی شرکت را حفظ نماید یا از قبل بهتر کند؟ آیا در دوران تصدی مدیریت قیمت سهام در بازار افزایش یافته است یا کاهش؟ آیا در مواقع لزوم، مدیریت توانسته است منابع مالی مورد نیاز شرکت را به نحو مطلوبی تأمین کند؟ آیا مدیریت برای رسیدن به اهداف شرکت، استراتژی های مشخصی در آینده دارد؟ (ترابی و هومن، ۱۳۸۹).
ثالثاً: سرمایهگذار باید کارایی عملیاتی شرکت را مورد بررسی قرار دهد. منظور از کارایی عملیاتی این است که شرکت بتواند بازده مناسبی روی منابع (دارئیها) بکار گرفته شده تحصیل نماید. یکی از معیارهایی که میتوان با آن کارایی عملیاتی را سنجید، درصد استفاده از ظرفیت تولیدی شرکت است. درصد استفاده از ظرفیت تولیدی ( و یا فروش) از این جهت مورد توجه سرمایه گذاران است که تأثیر عمده ای بر سود هر سهم دارد. برای تعیین کارایی شرکت و بررسی ریسک فعالیت آن، باید ظرفیت تولید واقعی با ظرفیت شرکت در نقطه سربسر مقایسه گردد. هرچه سطح ظرفیت واقعی بیشتر از سطح ظرفیت در نقطه سربسر باشد، شرکت کارا تر خواهد بود زیرا حاشیه ایمنی بیشتری وجود دارد و طبعاً سود هر سهم بیشتر می گردد. (یکی دیگر از معیارهای سنجش کارایی ، بررسی اهرم عملیاتی شرکت است که در اینجا از تشریح اهرم عملیاتی خودداری میگردد). سومین معیاری که کارایی عملیاتی شرکت را می سنجد، مخارج سرمایهای است. معیارهایی که قبلأ به تشریح آن پرداخته شد، کارایی عملیاتی شرکت را در گذشته و حال می سنجد. بر اساس مخارج سرمایهای که توسط شرکت انجام گرفته است میتوان کارایی عملیاتی را
درآینده پیش بینی کرد. زیرا شرکتها بر اساس پیش بینیهایی که نسبت به سطح تقاضا برای محصولات فعلی یا جدید دارند، اقدام به سرمایهگذاری در تجهیزات جدید خواهند کرد. میزان سرمایهگذاری در حال حاضر راهنمای خوبی جهت تعیین قدرت سودآوری آتی شرکت است (هاشمی و همکاران، ۱۳۸۹).
رابعاً: سرمایه گذار باید تجزیه و تحلیل دقیقی نسبت به بدهیهای شرکت داشته باشد. هدف از تجزیه و تحلیل بدهیها، تعیین توانایی شرکت جهت بازپرداخت آنها در سررسید است. اگر چه بکارگیری منابع دیگران سودآوری را افزایش میدهد ولی استفاده بیش از حد از اینگونه منابع آثار نامطلوبی بر قیمت بازار سهام خواهد گذاشت. بعبارت دیگر ریسک مالی شرکت افزایش خواهد یافت. بنابراین سرمایه گذار باید شرکتهایی را برای سرمایه گذاری انتخاب نماید. که از نظر پرداخت بدهی در سررسید توانمند باشند(پاپاداکی و سیوگل[۴۹]، ۲۰۰۷).
سرمایهگذار با بهره گرفتن از نسبتهای مالی از قبیل نسبتهای جاری، آنی، قادر است توانایی شرکت در پرداخت بدهیهای کوتاه مدت را ارزیابی کند. تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه نیز اهمیت خاصی دارد. برخی از صاحبنظران عقیده دارند که ساختار سرمایه در تعیین ارزش سهام شرکت مؤثر است. بنابراین در ساختار سرمایه شرکت، مبلغ بهینه بدهی باید بگونهای تعیین شود که مزایای ناشی از بکارگیری بدهی بیشتر از افزایش ریسک شرکت باشد. با بکارگیری اهرم مالی، نسبتهای بدهی، پوشش بدهی و پوشش هزینه تأمین مالی میتوان مبلغ بهینه بدهی را در ساختار سرمایه تعیین نمود (موسوی و کشاورز، ۱۳۹۰).
خامساً: سرمایهگذار باید تجزیه و تحلیل دقیقی نسبت به سودآوری شرکت و ثبات سود داشته باشد. در صفحات قبل مطالبی در مورد اهمیت فروش شرکت عنوان گردید. اما فروش باید بگونهای باشد که پس از کسر تمامی هزینه ها، سود معقولی را نصیب شرکت سازد. در شرایط رقابتی، شرکتها برای افزایش سود نمیتوانند قیمت فروش کالا را افزایش دهند، در این شرایط باید هزینه های شرکت کاهش یابد. بنابراین لازم است هزینه های شرکت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
به طور کلی تجزیه و تحلیل دقیق صورت سود و زیان شرکت ضروری بنظر میرسد. کیفیت سود نیز عامل مهمی است. همچنین سرمایه گذار باید از رویه های حسابداری شرکت اطلاع داشته باشد، چون تغییر در رویه های حسابداری، سود گزارش شده توسط شرکت را دستخوش تغییر میکند. سرمایهگذار قبل از خرید هر سهم باید پیش بینی دقیقی در مورد سود هر سهم و مهمتر از آن، جریان نقدی هر سهم به عمل آورد. جریان نقدی هر سهم راهنمای خوبی جهت تعیین قابلیت دسترسی به وجوه ناشی از منابع داخلی است که می تواند برای توسعه شرکت بکار گرفته شود. جریان نقدی هر سهم قدرت سودآوری و توانایی تحصیل سود در آینده را به شکل واقع بینانه تری نشان می دهد. براساس اطلاعات گذشته شرکت در مورد سود هر سهم و جریانات نقدی هر سهم، میتوان سود سهام یا جریان نقدی هر سهم را پیش بینی نمود. اگر چه وضعیت سودآوری شرکت در آینده تعیین کننده ارزش سهام عادی است، اما این بدین معنی نیست که سالهای گذشته شرکت مد نظر قرار نگیرد. اگر رویداد مهمی در شرکت رخ نداده باشد، میتوان انتظار داشت که سود سالهای آینده تابعی از سود سالهای گذشته است (هاشمی و صادقی، ۱۳۸۸).
۲-۳-۲-۲- تعیین ارزش سهام عادی
تعیین ارزش سهام عادی از طریق مدلهای زیر انجام میشود:
۲-۳-۲-۲-۱- براساس سود
براساس این مدل، ارزش بازار سهام یک شرکت، به سود شرکت بستگی دارد. به منظور تعیین ارزش فعلی سهام ما می توانیم ارزش فعلی سود هر سهم را براساس نرخ بازده تعدیل شده، محاسبه کنیم. کمترین نرخ بهره اوراق قرضه، براساس ریسکهای مالی و تجاری اصلاح شده است
= کمترین نرخ بهره اوراق قرضه (۷%)
= نرخ مالیات بر درآمد، برای این طبقه از درآمد(۵%)
= افزایش به علت وجود ریسک های تجاری، در مورد تقاضا : (افزایش رقبای تجاری، ورود محصولات جدید به بازار، تغییرات در سیاستهای دولت، ریسک نوسان در سود) و یا در مورد عرضه: (تغییر در تکنولوژی تولید محصولات، روش های تولید و ساختار هزینه) ۱.۵%
= افزایش به علت وجود ریسک های مالی، تضمین زیان سهام داران و یا احتمال افزایش بهره بازار (۱%)
نرخ بازده از فرمول بالا محاسبه میشود. نرخ بازده بدست آمده برابر است با حداقل نرخی که باید سالانه عاید شود تا ارزش فعلی سهم حفظ شود.به عبارت دیگر برابر است با ارزش مورد انتظار سهام که بر اساس سود هر سهم محاسبه شده است. اگرشرکت تمام سود سهام اعلام شده خود را پرداخت کند، میتوان مدل ارزیابی سهام را به صورت رابطه زیر نوشت (Floros, 2008):
۲-۳-۲-۲-۲- براساس سود سهام پرداختی
خیلی از سهامداران به سود سهام پرداختی علاقه دارند، بنابراین قیمتی که آنها حاضرند برای یک سهم بپردازند به میزان زیادی بستگی به اندازه سود سهام پرداختی توسط شرکت دارد. براساس این مدل، سود سهامهای آینده، پیشبینی میشود و براساس نرخ هزینه سرمایه تنزیل میشود. بنابراین ارزش سهام در حال حاضر برابر با: ارزش فعلی تمام سودهای نقدی که سرمایهگذاران انتظار دارند در آینده دریافت کنند. در این حالت مدل ارزیابی سهام از فرمول زیر محاسبه میشود:
= ارزش فعلی یک سهم
= سود نقدی مورد انتظار، در تاریخ برای یک سهم
= هزینه بهره سرمایه(میانگین موضون هزینه سرمایه) که بر اساس ریسک های مالی و تجاری تعدیل شده است.
مقدار سود سهام پرداختی بستگی به سیاست شرکت دارد. سود سهام اعلام شده ممکن است یک بخش کوچکی از کل سود را در بر بگیرد و در بعضی از مواقع، قسمتی از سودهای انباشته شده در شرکتها، نشان دهنده سودهای عقب افتاده به سهامداران هستند. ممکن است سود سهم پرداختی، بیشتر از سود هر سهم شرکت باشد. بنابراین نسبت به این مدل ایراداتی گرفته می شود به خصوص زمانیکه پرداخت سود سهام روال مشخصی را طی نمیکند. اگر سود اعلام شده توسط شرکت به میزان قابل توجهی از سود هر سهم کمتر باشد، میتوان از بازده سود، برای ارزیابی سهام استفاده کرد. دانشمندی از این مدل دفاع میکند و میگوید درست است که قسمتی از سود، به شکل سود سهام به سهام داران پرداخت نمیشود ولی همین سود دوباره سرمایه گذاری می شود و نهایتأ منجر به تولید بیشتر سود سهام میشود (Eriotis, 2007). در ادامه نحوه محاسبه ارزش سهام عادی در شرکتها را از نظر میزان رشد نشان میدهیم
الف) شرکتهای بدون رشد
این نوع شرکتها دو ویژگی دارند:
۱) شرکت سرمایه گذاری جدیدی انجام نمی دهد، مگر برای جایگزینی داراییها.
۲) اگر سرمایه گذاری جدیدی انجام گیرد، نرخ بازده سرمایه گذاری با نرخ بازده سهام داران برابر است.
به عبارت دیگر شرکت سیاست ثابتی در قبال پرداخت سود دارد و سودهای پرداختی روند ثابتی دارند. در اینجا ارزش بازار سهام، طبق رابطه زیر برابر است با سود نقدی هر سهم تقسیم بر نرخ عادی بازده یا هزینه سرمایه(هسینگ[۵۰]، ۲۰۰۸).
ب) شرکتها، با رشد ثابت
در مواردی که سود سهام پرداختی با یک نرخ ثابتی رشد می کند، ما از فاکتورهای مرکب استفاده میکنیم:
سود سهام اعلام شده سال جاری برابر است با سود سهام اعلام سال قبل، به علاوه نرخ رشد درطول یکسال. این گونه از شرکتها به علت تصمیم به سرمایه گذاری، مقداری از سود خود را تقسیم نمی کنند. این نوع شرکتها دو نوع ویژگی دارند:
۱) درصد تقسیم سود برای همیشه ثابت است.
۲) بازده سرمایه گذاری ثابت است.
بنابراین ارزش فعلی اوراق بهادار طبق رابطه زیر برابر است با:
اگر زمان بیشتر از یک سال باشد، مدل به صورت رابطه زیر در میآید(جینگ و همکاران[۵۱]، ۲۰۰۶).
شرکتها، با رشد متغیر
اکثر شرکتها در پرداخت سود سهام، رویه مشخصی ندارند. هیچ شرکتی وجود ندارد که نرخ رشد سود سهامش، صفر یا ثابت باشد. در مرحله توسعه، به دلیل اینکه رقبای زیادی در صنعت وجود ندارد و همچنین بازار اشباع نشده است، شرکتها دارای رشد سریعی هستند ولی به تدریج رشد شرکت کاهش یافته و به مقدار ثابتی می رسد. بنابراین فرض بر این است که شرکت برای چند سال، نرخ رشد متغیر دارد و سپس نرخ رشدش ثابت می شود. با توجه به مطالب فوق می توان از رابطه زیر استفاده کرد(لییونگ و همکاران[۵۲]، ۲۰۰۹).
۲-۴- عوامل تأثیرگذار بر انتخاب سهام توسط سرمایهگذاران
۲-۴-۱- مفهوم سرمایهگذاری
قبل از بررسی عوامل مؤثر بر تصمیم سرمایهگذاران در انتخاب یک سهام عادی باید با مفهوم سرمایهگذاری آشنا شویم. سرمایه گذاری از دیدگاه کلی، به معنای مصرف پولهای در دسترس برای دستیابی به پولهای بیشتر، در آینده است؛ به عبارت دیگر، سرمایهگذاری یعنی به تعویق انداختن مصرف فعلی برای دستیابی به امکان مصرف بیشتر در آینده. در سرمایهگذاری، دو ویژگی متفاوت و مهم وجود دارند که عبارتند از: ۱- زمان و ۲- ریسک. اهمیت این دو موضوع به این علت است که در سرمایهگذاری، صرف پول، در زمان حال صورت میگیرد و مقدار آن معین است؛ در حالی که پاداش حاصل از آن، در آینده به دست میآید و معمولاً با نبود اطمینان همراه است. در بعضی مواقع، ویژگی زمان غالب میگردد (مانند اوراق قرضه دولتی) و در بعضی مواقع، ریسک از نظر اهمیت مقدم است (مانند برگه اختیار خرید) و در مواقع دیگر هر دو مهم هستند (مانند سهام عادی)(دوف[۵۳]، ۲۰۰۸).
تعداد بخش
۸۹۰
۴۳
۴٫۸
تعداد دهستان
۲۵۷۶
۱۰۹
۴٫۲
تعداد روستا
۶۵۳۴۹
۲۹۳۵
۴٫۵
(منبع: سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور)
مکانهای توریستی استان گیلان
گیلان با ۱۴۷۱۱ کیلومتر مربع مساحت در پیکرهی جغرافیایی ایران موقعیتی خاص و منحصر به فرد دارد. چشمانداز طبیعی آن در همین مساحت کوچک که از جمله کوچکترین استانهای کشور به شمار میرود، از تنوعی عظیم برخوردار است. ساحل، جلگه، کوهپایه و کوهستان هر یک به عنوان سمبلی از مظاهر طبیعت در این مساحت کوچک کنار یکدیگر جمع شده و مجموعهی منسجم و به هم پیوستهای از آمیزههای طبیعی را به وجود آوردهاند. سواحل دریا از شمال و شرق و کوههای پوشیده از جنگل و مرتع از جنوب و غرب، گیلان را در بر گرفتهاند.. در گیلان طبیعت با نهایت بخشندگی و عطوفت تمام مظاهر خود را به مردم عرضه کرده است و دقیقاً همین تفاوت است که سواحل جنوبی دریای خزر را به طور اعم و گیلان را به طور اخص موقعیتی خاص بخشیده است.
علاوه بر این جذابیتها باید از موقعیت ارتباطی خوب گیلان با استانهای همجوار نیز یاد کرد. گیلان از طریق شهر زیبای آستارا در منتهاالیه مرز شمالی خود با جمهوری آذربایجان مربوط است و در همین حال راه آسفالتهی آستارا- اردبیل از طریق گردنهی زیبای حیران گیلان را در امتداد مرز به آذربایجان شرقی وصل میکند. جادهی سراسری که از آستارا آغاز میشود پس از عبور از تالش به شهرستانهای صومعهسرا، فومن و یا از طریق انزلی به رشت میرسد. راه پر رفت و آمد رشت- قزوین، گیلان را با تهران و استانهای غربی کشور مربوط میسازد. ادامهی راه سراسری که جادهی کناره نامیده میشود، پس از عبور از شهرستانهای لاهیجان، لنگرود و رودسر در امتداد ساحل به مازندران میرسد.
بدین ترتیب سه محور ارتباطی اصلی از شمال، جنوب و شرق با راههای آسفالتهی درجه یک، موقعیت دسترسی به گیلان را از استانهای مجاور به نحو مطلوبی فراهم میسازد و این خود یکی از عوامل مهم و اساسی برای جذب مسافران به شمار میرود. در کنار این راه های اصلی شبکه وسیع و کارآمدی از راههای فرعی که عمدتاً آسفالته هستند، شهرها و روستاهای موجود در گیلان را به هم مربوط میسازند و بدین ترتیب دسترسی به هر نقطهای را در گیلان به راحتی فراهم میکنند.
پیمودن این راه ها که از مناظر زیبا و دلانگیز و جنگلهای انبوه و سرسبز احاطه شدهاند، نه تنها مسافران را خسته نمیکند بلکه توقف در آنها برای استراحت و صرف غذا در کنار رودها و آبشارها و زیر سایه مطبوع درختان موجبات انبساط خاطر آنان را فراهم میسازد.
جاذبههای جهانگردی در گیلان فراوانند و تقریباً جایی نیست که برای یک مسافر خالی از لطف و جذابیت باشد. از خانههای روستایی گیلان و لباسهای محلی و بازارهای هفتگی گرفته تا باغ های چای و زیتون و از ماسهزارهای سواحل دریا و رودهای پرخروش تا اعماق جنگلها و دامنههای سرسبز ییلاقی با چشمهسارهای طبیعی و یا از آرامگاههای مدفون در زیر تل و خاک مارلیک تا قلعهرودخان و قلعه لیسار و سرانجام شهرهای بزرگ و کوچک با معماری بومی و جدید و یادمانهای تاریخی و فرهنگی تا چادرهای ییلاق نشینان، همه و همه جزئی از مجموعه جذابیتهای گیلانگردی هستند.
تنوع جاذبههای جهانگردی در گیلان نوعی طبقهبندی آن را برای سهولت درشناخت این جاذبهها ضروری میسازد. از این رو برای آشنایی با جاذبههای گیلانگردی، میتوان آن را بدین ترتیب طبقهبندی کرد:
۱- جاذبههای گردشگری انسانی شامل آثار بر جای مانده از دورههای تاریخی قابل توجهی از آرامگاهها، قلعهها، ساختمانها، مساجد، پلها و دیگر آثار دیدنی را تشکیل میدهند. جاذبههای گردشگری طبیعی شامل دریا، سواحل، تالابها، رودها، آبهای معدنی، جنگلها، نواحی ییلاقی، کوهستانها، غارها و آبشارها.
۲- جاذبههای گردشگری طبیعی شامل دریا، سواحل، تالابها، رودها، آبهای معدنی، جنگلها، نواحی ییلاقی، کوهستانها، غارها و آبشارها.
مکانهای توریستی با قابلیت جاذبههای انسانی
با وجود جاذبههای فرهنگی و انسانی بسیار قوی در گیلان به نظر میرسد تنها بخش محدودی از مسافران با انگیزه فرهنگی راهی گیلان میشوند. البته در سالهای اخیر با گسترش تورهای مسافرتی سازمانیافته گردشگران با زیباییهای مناطقی چون ماسوله، لاهیجان و سایر جاذبههای انسانی و فرهنگی گیلان آشنا شدهاند. این در حالی است که جاذبههای فرهنگی، قومی و تاریخی گیلان میتواند در کنار جاذبههای طبیعی گردشگران فراوانی را جذب نماید.
بناهای تاریخی گیلان
با توجه به نوع اقلیم و آب و هوای استان و رطوبت بالا و استفاده از مصالح ساختمانی کم دوام در زمانهای گذشته بناهای تاریخی فراوانی با قدمت طولانی در استان باقی نمانده است. حتی بناهای مستحکم و ساخته شده از سنگ و آجر نیز در گذر زمان به علت رویش انواع گیاهان و درختان در بالای ملاط آنها و نفوذ ریشه این گیاهان در میان مصالح به تدریج فرسوده شده و از بین میروند. اما با تمام این مشکلات باز هم آثار تاریخی قابل توجهی از دورههای مختلف تاریخی در گیلان برجا مانده است که به چند نمونه از بارزترین آن اشاره میکنیم.
الف : تپههای مارلیک: تپههای مارلیک در حقیقت مجموعهای از تپههای باستانی مربوط به دورهی پیش از تاریخ هستند که در حوالی روستای نصفی از توابع رحمتآباد رودبار قرار دارند. کاوشهای علمی در این تپهها از سال ۱۳۴۰ خورشیدی آغاز شده و حاصل آن نیز یافتن گنجینههای نفیسی از وسایل زینتی، اسلحه، لوازم منزل، ظروف و مجسمههای گلی و فلزی است. قدمت اشیاء یافته شده در این تپهها به اواخر هزارهی دوم و اوایل هزارهی اول قبل از میلاد میرسد. قرار گرفتن نصفی و یادمانهای موجود در آن در خارج از از مسیر جادهی اصلی رودبار به رشت، دسترسی به آن را تا سالهای اخیر مشکل میکرد. لیکن با احداث پل جدید میان رستمآباد و توتکابن میتوان به راحتی از رودخانه گذشت و به سمت شرق سفیدرود رسید. مجموعه مارلیک از بهترین نمونههای برجا مانده از آثار پیش از تاریخ در ایران است. اهمیت آن علاوه بر قدمت و تاریخ بسیار طولانی درمهارت و هنری است که در زمان خود از بالندگی زیادی برخوردار بوده است.
شکل ۳‑۲ : نمونه ای از اشیاء کشف شده در تپه مارلیک (منبع: www.ichto.ir)
ب : خانههای ماقبل تاریخ مریان: روستای مریان کنار یکی از سرچشمههای کرگانرود قرار دارد. این روستای ییلاقی از طریق راه فرعی اتومبیلرو که در امتداد رودخانه کشیده شده است به شهر تالش دسترسی دارد. مریان از روستاهای قدیمی تالش است و خود روزگاری مقر حاکمنشین تالش بوده است. بقایای ساختمانهای حکومتی که امروزه به صورت مخروبه در آمدهاند به نام آقاولر نامیده میشوند و متأسفانه به غلط به جای مریان به کار برده شده است. هانری دمرگان با حفاری یکی از آرامگاههای موجود در مریان به وجود ابزار و لوازم متنوعی در کنار بقایای معبد اشاره میکند که از سفال و فلزاتقیمتی و آهن ساخته شدهاند. قدمت آثار به دست آمده از حفاریهای مریان را از ۲۱۰۰ قبل از میلاد تا اواخر هزاره دوم پیش از میلاد تخمین زدهاند.
شکل ۳‑۳ : تصویری از ساختمانی با کاربری حمام در تپه مریان (منبع: www.ichto.ir)
ج : قلعهرودخان: این دژ بر فراز کوهی در فاصلهی ۲۰ کیلومتری جنوب شهر فومن قرار دارد و برای رسیدن به آن باید از فومن برگشت و سپس از آنجا به روستای گوراب پس رفت. تاریخ بنای قلعه به درستی معلوم نیست. ساختمان آن از سنگ و آجر ساخته شده و بر اساس کتیبهای که بر روی سر در ورودی آن نوشته شده گویا به سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری تجدید بنا شده است. انباشت مصالح ساختمانی مختلف مانند سنگ، آجر و ساروج بر روی هم حاکی از تجدید بنای آن در دورههای مختلف میباشد. دکتر ستوده در بیان عظمت این دژ آن را همتای قلعه استخر فارس دانسته و اضافه میکند که دژهای الموت، خراسان، رودبار و طارم در مقابل آن بسیار محقرند. (اصلاح عربانی ۱۳۸۰: ۴۶۵) استحکامات و عظمت این دژ در کنار بقایای ساختمانی موجود در اطاف آن حاکی از موقعیت نظامی و سیاسی قلعهرودخان در تاریخ گیلان است. وجود اتاقهای متعدد شاهنشین و بناهای جانبی متعلق به آن همه و همه حاکی از ارزش نظامی و استراتژیکی قلعهرودخان است. این دژ که در شمار بناهای با ارزش تاریخی گیلان به شمار میرود، به علت قرار گرفتن در ناحیه پایکوهی و دور بودن از مسیر جاده اصلی از دید مسافران پنهان مانده است.
شکل ۳‑۴: قلعه روخان (منبع: www.ichto.ir)
د : قلعه لیسار: این قلعه که به دژ صلصال نیز معروف است در ۱۵ کیلومتری شمال شهر تالش در روستای لیسار واقع شده است. قلعه بر فراز تپهای به ارتفاع ۱۰۰ متر از زمینهای اطراف بنا گردیده است. متأسفانه از قلعه لیسار نیز همانند قلعهرودخان اطلاعات مستند برای محققان در دست نیست. قلعهی لیسار که نزدیکی راه اصلی تالش- آستارا است کاملاً در مسیر دید مسافران قرار دارد و بازدید از آن به راحتی برای علاقمندان میسر است. برخی از معتمدین محلی عقیده دارند که قلعهی لیسار در زمان اسماعیلیان از قلاع مهم آنان بوده است. این دژ که در دورههای مختلف اهمیت نظامی داشته است، در دورهی صفویه به احتمال زیاد به عنوان یک پایدگان محلی برای مراقبت از راه آستارا- تالش- رشت که راه اصلی اردبیل- لاهیجان به شمار میرفت، مورد استفاده قرار میگرفت. جاده مزبور که بعدها به جاده نادری معروف شد، پس از شورش تالشها علیه نادرشاه افشار به سال ۱۷۴۷ میلادی و سرکوب این شورش، استفادهی نظامی داشته و شاید پادگان مجهز در قلعه لیسار برای مراقبت و مقابله با قیام مجدد و مردم در آن مستقر بوده است.
شکل ۳‑۵ : قلعه صلصال (منبع: www.ichto.ir)
جاذبههای زیارتی و آرامگاهها
استان گیلان به دلیل مخالفتهای علنی و یا پنهانی که همیشه با دستگاه خلافت عباسیان داشت، پناهگاه مطمئنی برای بازماندگان امامان و یاران آنها بوده که همیشه از فشار و تعقیب خلفا در آزار بودند. این همسویی سیاسی در جهت مخالفت با دستگاه خلافت بغداد موجب شد که پناهندگان با آغوش باز در میان مردم پذیرفته شده و از احترام خاصی برخوردار باشند. از همین رو در گیلان تعداد زیادی از اماکن از مذهبی و زیارتگاهها وجود دارند که گوشه و کنار دور از راههای اصلی و در اعماق جنگلها و کوهپایهها و کوهستانهای گیلان تعداد زیادی از مقابر وجود دارند که تاکنون ناشناخته ماندهاند. بر این اساس طبق اعلام سازمان اوقاف و امور خیریه گیلان سومین استان کشور در دارا بودن زیارتگاههای متبرکه در کشور محسوب میشود. معروفترین این زیارتگاهها و اماکن مذهبی عبارتند از : امامزاده سید جلالالدین اشرف که از اولاد امام موسی کاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) است که آرامگاه وی در شهر آستانه اشرفیه قرار دارد. امام زاده هاشم بن محمد از نوادگان حضرت علی (ع) که مقبره ایشان در فاصله ۳۰ کیلومتری شهر رشت از مسیر رودبار واقع شده و امروزه به عنوان یکی از مهمترین زیارتگاههای استان گیلان محسوب میشود.
همانگونه که اشاره شد تعداد آرامگاهها و بقاء متبرکه در استان گیلان بسیار فراوان است و ذکر تمام این اماکن متبرک از حوصله این نوشتار خارج میباشد، اما فقط به این موضوع بسنده خواهیم کرد که وجود اماکن و آرامگاههای مقدس و متبرک یکی از جاذبههای گردشگری است که تعداد زیادی از مسافران را جهت زیارت و اقامت در این مکانها گرد هم میآورد.
بازار های محلی
۰٫۰۴۰
۱۵٫۷۲۶
۰٫۹۹۸
۰٫۰۷۳
۱٫۱۴۶
مقدار ثابت
۰٫۰۳۹
۱۶٫۲۶۸
۰٫۰۵۳
۰٫۸۵۷
رهبری
متغیر وارد شده در معادله رگرسیون هسته اصلی رگرسیون می باشد که در جدول فوق آمده است ، معادله رگرسیونی را می توان با بهره گرفتن از ستون ضرایب استاندارد نشده به شرح زیر محاسبه کرد:
S=1.146 -0.857 X1
یعنی با ارتقا یک واحد سبک رهبری استبدادی - استثماری ، ۰٫۸۵۷ واحد انحراف معیار تنیدگی افزایش می یابد در نتیجه ارتباط مثبت است .
آزمون t مربوط به ضرایب رگرسیون نیز در این جدول برای متغیر مستقل نشان داده شده است که این مقدار برای این متغیر برابر ۰٫۰۳۹ بوده در نتیجه سبک رهبری استبدادی – استثماری در تنیدگی کارکنان موثر است.
ب) فرضیه فرعی۲: بین سبک رهبری استبدادی -خیرخواهانه مدیر در گونه Aو میزان تنیدگی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد.
۰=P:0H: بین سبک رهبری استبدادی - خیرخواهانه مدیر و میزان تنیدگی کارکنان در گونه A رابطه معنی دار وجود ندارد.
۰≠ :۱H: بین سبک رهبری استبدادی - خیرخواهانه مدیر و میزان تنیدگی کارکنان در گونه A رابطه معنی دار وجود دارد.
جدول ۴-۳-۲-۵- ضریب همبستگی بین سبک رهبری و تنیدگی در گونهA (روش پیرسون)
متغیر وابسته
متغیر مستقل
تنیدگی
رهبری
شدت
۰٫۵۷۵
معنی داری
۰٫۰۲۰
تعداد
۱۶
برای آزمون این فرضیه از آزمون معنی داری پیرسون استفاده شده است، نتایج به دست آمده به شرح زیر توضیح داده می شود: بین سبک رهبری استبدادی -خیرخواهانه مدیر و تنیدگی کارکنان صف بانک پارسیان همبستگی معنی داری وجود دارد چرا که سطح معنی دار به دست آمده (۰۲۰/۰=sig)کمتر از آلفای تحقیق (۰۵/۰=α) می باشد.
پس نتیجه کمی این است که در سطح ۹۵% رابطه معنی داری بین سبک رهبری استبدادی -خیرخواهانه مدیر و تنیدگی کارکنان صف بانک پارسیان وجود دارد. نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور خطی بوده یعنی هر دو توامان افزایش یا کاهش می یابند شدت همبستگی بین دو متغیر در سطح نسبتاً قوی قرار دارد بنابر این فرضیه فرعی پژوهش مورد تایید قرار می گیرد به این مفهوم که تغییرات در سبک رهبری استبدادی -خیرخواهانه مدیر بر میزان تنیدگی شغلی کارکنان اثر میگذارد. بدین معنی که هرچه سبک رهبری استبدادی-استثماری در مدیر بیشتر باشد تنیدگی بیشتری در کارکنان احساس خواهد شد.
جهت بررسی میزان تاثیر بر ارزش مدل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت که در ادامه به آن پرداخته می شود.
۴-۳- روشهای استفاده شده به منظور مقایسه
روشهایی که برای مقایسه با روش پیشنهادی در نظر گرفته شدهاند، عبارتند از:
- C4.5 : این الگوریتم بر پایهی درختهای تصمیم گیری میباشد و از یک معیار مبتنی بر آنتروپی استفاده می کند. همچنین از تکنیکهای هرس کردن برای از بین بردن شاخههای اضافی استفاده میکند [۲۳].
- NaiveBayes: در این روش احتمال شرطی هر صفت داده شده را توسط برچسب دسته مربوطه از دادههای آموزشی یاد میگیرید. سپس عمل دستهبندی توسط بکار بردن قوانین بیز برای محاسبه مقدار احتمالی دسته نتیجه نمونه داده شده با دقت بالایی انجام میشود[۴].
- K-NN : روال این الگوریتم به این صورت است که برای هر نمونه جدید با مقایسه آن با k نمونه آموزشی نزدیکتر، دسته نتیجه را مشخص میکنیم [۲۵]. بنابراین لازم است معیاری را برای تعیین فاصله بین نمونهها مشخص نماییم. برای تعیین فاصله بین دو نمونه از فاصله اقلیدسی استفاده شده است.
- SVM: الگوریتم SVM یکی از الگوریتمهای معروف در زمینه یادگیری با نظارت است که برای دستهبندی و رگرسیون استفاده میشود. این الگوریتم به طور همزمان حاشیههای هندسی را بیشینه کرده و خطای تجربی دستهبندی را کمینه میکند لذا به عنوان دستهبندی حداکثر حاشیه[۹۸] نیز نامیده میشود [۲۶].
- Neural Network: شبکههای عصبی از روشهای رایج دستهبندی هستند که به طور گستردهای در مسائل مختلف مورد استفاده قرار گرفتهاند. این شبکهها از چندین لایه نرون تشکیل شدهاند، خروجی نرونها در هر لایه تابعی غیر خطی از خروجیهای لایههای قبلی است. تعداد نرونهای لایه ورودی و خروجی ثابت است، تعداد نرونهای لایه ورودی برابر با فضای مشخصه ها و تعداد نرونهای لایه خروجی با توجه به تعداد کلاسها مشخص میشود. نرونها معمولاً در لایههایی در شبکه عصبی مرتب میشوند هر گره تنها ورودیهایی از لایه قبل دریافت میکند و تابعی از ورودیها را ارائه میدهد.
۴-۴- نتایج
روش پیشنهادی در متلب[۹۹] ۸ پیادهسازی و در یک کامپیوتر شخصی با پردازشگر سه هستهای اینتل[۱۰۰] با سرعت ۲٫۱۰ گیگا هرتز و حافظه با دستیابی تصادفى ۳ گیگا بایت به اجرا در آمده است. همچنین این روش بر روی مجموعه داده دیابت Pima که در پایگاه یادگیری ماشین دانشگاه کالیفرنیا قرار دارد محک زده شده است.
مهمترین معیارهایی که برای برازش کارایی الگوریتم پیشنهادی در نظر گرفته شده است، عبارتند از: نرخ دستهبندی، نرخ صحت، نرخ یادآوری، نرخ سنجشF- و قابلیت تفسیر. همانطور که در فصل دوم بیان شد؛ نرخ دستهبندی تعداد نمونههایی که به درستی دستهبندی شدهاند را نشان میدهد. همچنین نرخ صحت و نرخ یادآوری معیارهایی هستند که با همدیگر در تضاد هستند. یعنی افزایش یکی موجب کاهش دیگری میشود و بالعکس. نرخ سنجش F- یک مصالحه بین این دو معیار و در واقع یک میانگین همساز از نرخ صحت و یادآوری میباشد. برای محاسبه نرخ سنجش F- از رابطه (۴-۲) استفاده میشود.
(۴-۲)
جدول (۴-۴) نتایج مربوط به الگوریتم پیشنهادی را نشان میدهد و جدول (۴-۵) نتایج بدست آمده برای الگوریتم پیشنهادی را با نتیجه سایر روشها که توسط نرمافزار Weka پیاده سازی شدهاند مقایسه میکند.
جدول ۴- ۴: نتایج بدست آمده از الگوریتم پیشنهادی بر روی مجموعه داده Pima
نام مجموعه داده
نرخ دستهبندی
نرخ صحت
نرخ یادآوری
نرخ سنجشF-
Pima
۰٫۸۳۶۷
۰٫۸۶۵۷
۰٫۷۷۴۲
۰٫۸۱۷۴
جدول ۴- ۵:مقایسه نتایج بدست آمده برای مجموعه داده Pima با سایر روشها
نام روش
نرخ دستهبندی
نرخ صحت
نرخ یادآوری
نرخ سنجشF-
C4.5
۰٫۷۳۸