دین اسلام و کتاب مقدس قرآن در خصوص زن، بر خلاف تبلیغات سوء دشمنان که به بهانه طرفداری از حقوق زن در برابر قوانین الهی قد علم نموده اند، نظریهی درخشان و رأی قابل ملاحظه و متعادلی در این مورد دارد و همه نظریات افراطی و تفریطی قبل را مورد نقد قرار میدهد، در سوره بقره آیه ۱۸۷ خداوند مردان و زنان را با بهترین تشبیه و تعبیر نسبت به هم معرفی کرده و میفرماید: « هُنَّ لباسٌ لکم و انتم لباسٌ لَهُنَّ » (زنان برای شما مردان لباس هستند و شما نیز برای آنان لباس هستید).آیه اشاره به این مطلب دارد که همانطور که لباس پوششی است برای محافظت بدن از سرما و گرما و پوشاندن عیوب، باید هریک از زن و مرد وسیلهای باشند تا دیگری را هنگام سختی و گرفتاری از اندوه و غم حفظ کرده و نیز عیوب و اسرار همسران خود را محافظت نماید. و یا در سوره نساء آیه ۱۹ میفرماید: «… و عاشروهن بالمعروف… » (و با آنان به شایستگی رفتار کنید). اسلام زن را به ریحانه ( گل خوشبو ) تعبیر کرده که با او نباید خشن و بد رفتار بود بلکه با لطافت و محبت باید با او برخورد شود.
پیامبر(ص) فرموده: « ساووا بینِ اولادکم فی العطیَّه فلوکنتُ مفضلاً لَفَضَّلْتُ النساء » (گواهی ، همان ، ص ۹۸)(در میان فرزندان خود مساوات را در بخش و عطایا رعایت کنید، اگر من بنای تفضیل و رجحان داشتم و اینکار با من بود دختران و زنان را مقدم میداشتم).
و نیز آن حضرت فرمود: هرکس دختری داشته باشد و نسبت به او اهانت روا ندارد و فرزند پسر را بر او مقدم نکند خداوند او را وارد بهشت میکند.( همان ، ص ۹۸).
مصلحت خداوند متعال بر آن واقع شد که با اهدای دختری پاکدامن و عفیف چون فاطمه (س) به پیامبر گرامیش، اعتقاد خرافی و جاهلانه ننگ از داشتن فرزند دختر را در هم کوبد و با ارائه الگوی حقیقی و ارزشمندی چون حضرت فاطمه (س) فضیلت و ارزش زن را به جهانیان آشکار سازد. دشمنان دین خدا بعد از وفات فرزندان ذکور پیامبر (ص) او را ملامت کرده و میگفتند مقطوع النسل است، چرا که آنان انتقال نسل و نسب را تنها از طریق فرزند پسر میدانستند. اما خداوند حکیم، کوثر(خیر فراوان ) را به رسولش بخشید تا از بطن مطهر وی یازده اختر تابناک و فروزان تولد یافته و پرچم هدایت و ولایت جهان بشریت را برافراشته سازند.( قائمی ، حیات زن در اندیشه اسلامی ،سال ۱۳۷۳ ، ص ۱۲).
پیامبر اعظم (ص) اهانت کنندگان به مقام زن را مورد سرزنش قراردادند و فرمودند: « ما اکرمَ النساءَ الاّ کریم و ما اهانَهُنَّ الاّ لئیم »( همان ، ص۱۲).
(جز برخورداران از کرامت و شرافت انسانی زنان را گرامی نمی دارند و جز فرومایگان و لئیمان زنان را مورد اهانت قرار نمی دهند).
اسلام در سیر من الخلق الی الحق یعنی در حرکت و مسافرت به سوی خدا هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست. تفاوتی که اسلام قائل است در سیر من الحق الی الخلق است، در بازگشت از حق به سوی مردم و تحمل مسئولیت پیغامبری است که مرد را برای اینکار مناسب تر دانسته است. (مطهری ، نظام حقوق زن در اسلام ، ۱۳۸۷، ص ۱۱۹).
اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیاء معرفی کرد و گفت « مِنْ اخلاقِ الْانبیاء حُبُّ النَّساء » پیغمبر اکرم میفرمود: من به سه چیز علاقه دارم: بوی خوش، زن، نماز. دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که دربارهی زن وجود داشته این است که میگفته اند زن مقدمهی وجود مرد است و برای مردآفریده شده است. اسلام هرگز چنین سخنی ندارد. اسلام اصل علت غایی را در کمال صراحت بیان میکند، اسلام با صراحت کاملی گوید زمین و آسمان، ابر و باد، گیاه و حیوان همه برای انسان آفریده شده اند اما هرگز نمیگوید زن برای مرد آفریده شده است. اسلام میگوید هریک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند « هُنَّ لباسٌ لکم و انتم لباسٌ لَهُنَّ »( بقره ، آیه ۱۸۷) زنان زینت و پوشش شما هستند و شما زینت و پوشش آنها.( مطهری، همان، ص۱۲۰).
۲-۲-۲- زن و جایگاه مادری او در آفرینش انسان
از جمله نقش هایی که خداوند در آیات قرآن برای زن بیان فرموده، نقش و جایگاه ویژه او به عنوان مادر، در مراحل مختلف آفرینش و تکوین انسان است، نقش مادری ازجمله نقش هایی است که بنا به مقتضای غریزه و فطرت به عهده زنان بوده و ابزار لازم جهت این مهم در نهاد وی به ودیعه گذاشته شده است.
قرآن با اشاره به نقش مادر در آفرینش انسان و شکرگزاری این نقش میفرماید: « وَ وصینا الانسانَ بوالدیه حملته امّه وهناً علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر»( لقمان ، آیه ۱۴).
( و انسان را دربارهی پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش به او باردار شد، سستی بر روی سستی، و از شیر بازگرفتنش دو سال است. این که مرا و والدینت را شکرگزار باشی که بازگشت همه به سوی من است ). در این آیه نیکی و مراعات والدین را به انسان سفارش کرده و بلافاصله نقش مادر را به طور خاص بیان فرموده و زحمات و مشقات او را در دوران بارداری و شیر دهی گوشزد میکند. در ادامه، شکر و سپاس الهی و شکر والدین را هم ردیف هم ذکر میکند. پروردگار عالم که رفیع الدرجات است و هر نعمتی از اوست و شکر نعمتهایش واجب است،در این آیه شریفه، با هم ردیف قرار دادن شکر خویش و شکر والدین و ذکر خاص نام مادر، والدین و بویژه مادر را نیز ولی نعمت انسان شمرده و بنا به یک نسبت طولی آنان را به عنوان واسطه و مجرای فیض و نعمت و لطف خویش معرفی کرده است. (موسوی مدنی ، سیمای زن در قرآن ، صص۶۸تا۷۰).
۲-۲-۳- آفرینش زوجها و دست یابی به سکینه و مودت
قرآن به صراحت و در آیات متعدد پس از آفرینش زوج انسان و طرح مسئله ارتباط زوجین، از ایجاد سیکنه، آرامش، قرار، مودت و محبت یاد میکند. گویا اگر زوج انسان آفریده نمی شد آدمی مفهوم سکینه، آرامش و قرار را درک نمی کرد و شأن و مقام محبت تحقق پیدا نکرده و مجسم و متصور نمی شد « و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه » (روم ، آیه ۲۱) ( و از نشانههای پروردگار آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی قرار داد تا در کنار او آرامش و سکینه پیدا کنید و بین شما مودت و رحمت به وجود آورد ). در حقیقت « لتسکنوا الیها » پنجرهای به سوی این عوالم و سایه و نشانهای از این مقام و جایگاه است. به همراه مفهوم سکینه و آرامش، از محبت و مودت به عنوان حاصل این پیوند یادشده است. عشق ومحبت خالصانهای که بین زن و مرد به وجود میآید، ارتباط ارزشمند و والایی است که به واسطه آن انسان مقام والای « حب» را درک کرده و به دست میآورد. تحول در ارتباط بین زن ومرد و هدف غایی ازدواج، یعنی رسیدن به آرامش واقعی وشکل گیری محبت و مودت، متضمن همه فواید جنبی و فرعی دیگر نیز هست. این سفره، بساط محبت و معرفتی است که فرزندان نیز از آن بهره مند و سیراب خواهند شد.( موسوی مدنی ، همان ، صص ۴۴ تا ۴۷).
اگر زن و مرد در کنار هم احساس آرامش درونی کنند، به تدریج به رابطهای مودّت آمیز که سرشار از مهربانی است، میرسند. خیر و برکتشان به یکدیگر بیش تر میشود و پیوندی مستحکم میان آنها به وجود میآید.
۲-۲-۴- مهم ترین وظایف زن
الف- حفظ کیان خانواده :
پیامبر (ص) فرمودند: « ما بُنِیَ فِی الاسلامِ بناءُ اَحَبُّ اِلَی اللهِ عَزَّ و جَلَّ وَ اَعَزُّ مِنَ التزویج » در اسلام هیچ بنایی محبوب تر از ازدواج ( تشکیل خانواده) نیست.( طبرسی ، مستدرک الوسائل ، ج ۲ ،ص ۵۳۱).
خانواده در اسلام به عنوان کانون اصلی و اولیه تربیت، رشد وتعالی انسان، بسیارمورد تأکید و توجه قرار دارد، زن به عنوان همسر و مادر، رکن اصلی خانواده را تشکیل میدهد در قرآن (روم/ ۲۱) به این مسئله اشاره شده است که زن آرام بخش و پناهگاه اصلی خانواده است.
همسرداری و مدیریت خانه آنقدر مهم است که پیامبر (ص) آن را به عنوان جهاد زن خوانده و فرموده است: « جهادُ الْمَرئَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلْ» ( جهاد زن، خوب شوهر داری کردن است.)( حر العاملی ، وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ۱۶۲).
« اسماءدختر یزید، که از زنان انصار بود به خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد پدر و مادرم به فدایت ! من فرستادهی زنان به سوی شما هستم، جانم به فدای شما بدان که هیچ زنی در شرق و غرب نیست که این آمدن را بشنود مگر اینکه هم عقیده من است خداوند تو را به حق به سوی مردان و زنان مبعوث کرد و ما به تو و پروردگارت که تو را فرستاد ایمان آورده ایم و ما گروه زنان محدود و نشسته درخانهی شما هستیم و وسیلهی آنجام خواستههای شمائیم و بار فرزندانتان را به دوش میکشیم. و شما جماعت مردان با نمازجمعه و جماعت و عیادت مریضها و از همه برتر جهاد در راه خدا، بر ما برتری داده شده اید، از طرف دیگر، یکی از شماها به سفر حج یا عمره میرود، یا برای حفظ مرزها خارج میشود، ما اموالتان را برایتان نگهداری میکنیم و لباسهایتان را می بافیم و اولادتان را تربیت میکنیم. پس ای رسول خدا از نظر اجر و پاداش چه مشارکتی با شما داریم؟ پیامبر (ص) رو به اصحابش نمود و فرمود: آیا تاکنون هیچ گفتاری بهتر از پرسش این بانو دربارهی امر دینش شنیده اید؟ عرض کردند: ای رسول خدا ما گمان نمی کردیم زنی به چنین چیزی دست یابد، پس از آن پیامبر(ص) به آن زن فرمود:ای زن بازگرد و به سایر زنان اعلام کن که خوش رفتاری یکی از شماها با شوهرش و جویای رضایت وموفقیت او، با همهی آن فضایل و اعمال مردان برابری میکند، پس آن زن برگشت درحالیکه از خوشحالی و بشارت تهلیل و تکبیر بر زبان داشت.( طباطبائی ، تفسیر المیزان ، ج ۴ ، ص ۵۵۴).
در روایتی دیگر نیز از آن حضرت نقل شده است که، « ام سلمه خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: همه افتخارات نصیب مردان شده، زنان بیچاره چه سهمی از این افتخارات دارند: پیامبر(ص) فرمود: آری ( زنان هم افتخارات فراوانی دارند ) هنگامی که زن باردار میشود در تمام مدت حمل به منزله روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است، و هنگامی که وضع حمل میکند آنقدر خدا به او پاداش میدهد که هیچ کس حد آن را از عظمت نمی داند، و هنگامی که فرزندش را شیر میدهد در برابر هر مکیدنی از سوی کودک، خداوند پاداش آزاد کردن بردهای از فرزندان اسماعیل را به او میدهد و هنگامی که دوران شیرخوارگی کودک تمام شد یکی از فرشتگان بزرگوار خدا به پهلوی او میزند و میگوید: برنامهی اعمال خود را از نوع آغاز کن چرا که خداوند همهی گناهان تو را بخشیده.» (قمی، من لا یحضر الفقیه، ۱۳۶۸).
نتیجه: مقام و مسئولیت زن در حفاظت از کیان خانواده بسیار مهم است زیرا خانواده ستون و پایه زندگی بشری است که با اصلاح آن جامعه اصلاح میگردد و با فاسد شدن آن جامعه به فساد کشیده میشود. بنابراین خطراتی که خانواده با آن مواجه است فراوانند و مقابله با آنها نیاز به آگاهی و علاقه زن به خانواده دارد به هر حال زن در خانواده میتواند کشتی خانواده را به سوی ساحل امن و آرامش سوق دهد.
ب- تربیت فرزند :
نقش زن به عنوان مادر در تربیت فرزند و اهمیت آن بسیار روشن است. کار مادر انسان سازی است و این خود مهم تر از هر وظیفه، مقام و موقعیت اجتماعی است و باید برای زنان در درجه اول اهمیت قرار گیرد.
در روایتی از پیغمبر گرامی اسلام وارد شده که «الْجَنَّهُ تَحْتَ اَقدامِ الاُمَّهات »( طبرسی ، مستدرک الوسائل ،۱۴۰۸ق ، ج ۱۵ ، ص ۱۸۰) ( بهشت زیر پای مادران است) و در عبارتی دیگر از آن حضرت چنین آمده است « تَحْتَ اقدامِ الْاُمهاتِ روضهُ مِنْ ریاضِ الْجَنَّه »( همان ، ص ۱۸۱) زیر پای مادران باغی از باغهای بهشت است.
می توان گفت که زنان نقش اساسی و کلیدی در سعادت و خوشبختی یا شقاوت و بدبختی فرزندان خود دارند و شاید بتوان گفت مراد از این حدیث شریف که پیامبر(ص) میفرماید:« الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطنِ اُمَّهِ والسَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فی بَطنِ اُمَّهِ » (مجلسی ، بحار الانوار، ۱۳۷۴ش ، ج ۵ ص ۹) آن است که خوشبختی و بدبختی انسان از زمان استقرار در رحم مادر و با تأثیر پذیری از مادر رقم میخورد.
امام خمینی (ره) در تأثیر و نقش مادر درتربیت فرزند فرمایشات بسیار ارزشمندی دارد از جمله: برای خانمها یک مطلب بالاتر است، و آن مطلب، تربیت اولاد است. شما گمان نکنید که اینها که همیشه از مادر بودن و از اولاد داشتن و از تربیت اولاد داشتن، اینها تکذیب میکنند و مطلب را یک مطلب خیلی سستی میگیرند و مطلب را یک مطلب بسیار پایینی میگیرنند اینها غرض صحیح دارند.
اینها میخواهند از این دامن که بچه خوب میخواهد در آن تربیت بشود، بچهها را از این دامنها دور کنند. بچهها را از همان اول به پرورشگاهها بفرستند، زیر دست دیگران، زیر دست اجانب بچّهها را تربیت کنند، آنها میخواهند انسان درست نشود. دامنهای شما دامن هایی است که انسان درست میکند.
اینها میخواهند بچّههای شما را از اینجا نگذارند با شما باشند و نگذارند انسان درست بشود. بچّه هایی که از دامن مادر جدا شده اند و به پرورشگاهها رفته اند اینها چون پیش اجنبی هستند ومحبت مادر ندیده اند، عقده پیدا میکنند. این عقدهها منشأ همهی مفاسدی است، یا اکثر مفاسدی است، که در بشر حاصل میشود. (خمینی ، صحیفه نور ، ج۹ ، ص۲۹۳).
دامن مادر بزرگترین مدرسهای است که بچّه در آن تربیت میشود. آنچه که بچه از مادر میشنود غیر از آن چیزی است که از معلم میشنود. بچه از مادر بهتر میشنود تا از معلم. در دامن مادر بهتر تربیت میشود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم.
[ این] یک وظیفهی انسانی است، یک وظیفه الهی است، یک امر شریف است، انسان درست کردن است.( همان ، ص ۲۹۳).
امام حسین (ع) در کلام گهر بار خود به این تأثیر اشاره دارد که تربیت صحیح مادر است که اجازه زیر بار ذلت رفتن را نمی دهد « هان بدانید که این فرو مایه و فرزند فرو مایه، [ اشاره به یزید] مرا میان دو راهی ذلّت پذیری و تسلیم خفت بار و مرگ مخیر نموده است و چقدر دور است از ما که ذلّت و خواری را برگزینیم. زیرا خدا و پیامبرش و دامنهای پاک مادران و رگ و ریشههای پاکیزه و… این را برای ما نمی پذیرند.»( طاووس ،الهوف ، ۱۳۴۸ش ، ص ۹۷).
شهید مطهری در رابطه با نقش زن در تربیت فرزند فرموده اند: « مادر وظیفهای به حکم فطرت و طبیعت و به حکم قانون اسلام ( که سرچشمه همان فطرت است ) دارد که بزرگترین و با اهمیت ترین و در عین حال شریف ترین وظایف است و آن بزرگ کردن و تربیت فرزند است.این وظیفه بر خلاف تصور بعضی مادران قابل نیابت و واگذاری نیست یعنی غیرمادر اعم از کلفت و از دولت و از پانسیون وغیره نمی تواند جانشین مادر بشود، رمز محبت زاید الوصف و ضرب المثل مادر و قهراً لذت عظیم مادر از وجود فرزند همانا وظیفهای است عظیم که خلقت به عهده مادر گذاشته است.» (مطهری ، یادداشتها ، ج ۷ ، ص ۲۷).
آیت الله جوادی آملی در همین رابطه میفرمایند « زن پرورش نسل آینده و انسانهای واقعی و امت اسلامی را به عهده دارد و به دیگر سخن، جامعهی آینده بر زنان کنونی حق انسانی و الهی دارند، مبادا ارزشهای مادی و عادی، مقام والا و منیع مادری را به دست نسیان بسپارد و آن را کمتر از سمتهای دیگر وانمود کند و خانه داری و مدیریت داخلی خانواده که رکن اصیل جامعه اسلامی است کم رنگ گردد.»( جوادی آملی ، زن در آینه جلال و جمال ، ۱۳۸۷ش، ص ۳۲۳).
۲-۳-اشتغال زنان ( انگیزه ها، پیامدها)
روابط خانوادگی تحت تأثیر پویایی نهادهای اجتماعی با تحول دائم رو به روست. با تحول شرایط زیستی و به طبع آن، بروزنیازهای جدید،پیوسته نقشها در حال تغییراند، به طوری که از اعتبار نقشهای سنتی روز به روز کاسته شده و موجبات دگرگونی آنها فراهم میشود. تأثیر اجتماعی عمده این تغییر، دگرگونی روال سنتی در نقش زنان و تقسیم کار درون خانه است. همانطور که میدانید در اسلام بار تأمین معاش زندگی بردوش مردان است و زنان در این زمینه مسئولیتی ندارند، این به لحاظ رأفت اسلام است که زن به تناسب جنبههای روانی و عاطفی در کاری آنجام وظیفه کند که امکان آن برایش موجود باشد. زن اجباری ندارد که در محیط خشن و توأم با سروصدای کارخانه، و یا در عمق معادن و زیر زمینها به تحمل صدمات و مشقات بپردازد و نان برای اعضاء خانواده فراهم کند. در مقابل آنچه اسلام از زن میخواهد این است که زندگی ساز و هنرمند باشد. هم عامل آرامش و سکون باشد و هم بهشت را زیر قدم خود داشته باشد، اولی را در سایهی خوب شوهرداری کردن و دومی را درسایه خوب تربیت کردن نسل آینده به دست آورد اما این بدان معنا نیست که اسلام کار و تولید زن را حرام کرده وحضور او را در اجتماع منع نموده باشد، بلکه به شواهد تاریخ زن همیشه در خانه کار میکرده ودر خارج از منزل نیز با همسرش به فعالیت میپرداخته است. با این مقدمه به بررسی انگیزه اشتغال زنان در موضوعات مختلف میپردازیم۲.
۲-۳-۱- مشکلات مالی و تأمین بخشی از نیازهای اقتصادی
با توجه به شرایط اقتصادی کنونی جوامع امروز و بالا رفتن هزینه زندگی در بسیاری از خانواده ها، درآمد مردان جوابگوی نیازهای اقتصادی خانوادهها نیست. زنان در سطوح مختلف طبقاتی با انگیزههای یکسان وارد بازار کار نمی شوند عدهای از آنها علی رغم اینکه از سطح پایینی از تحصیل و تخصص برخوردار هستند، صرفاً به لحاظ مشکلات مالی وتأمین بخشی ازنیازهای اقتصادی خانواده و کمک به شوهران خود، وارد عرصهی کار میشوند و این عده در انتخاب نوع کار چندان تصمیم گیرنده نیستند و در صورتی که وضعیت مالی خانواده بهبود یابد، به سرعت انگیزه کار کردن را از دست میدهد و فعالیت خود را رها میکنند اینگونه مشاغل که فقط با انگیزه صرفاًً مالی و عدم احساس رضایت از شغل بدون بازدهی فرهنگی و رشد شخصیتی آنجام میشود، نه تنها موجب ارتقاء آگاهی نمی گردد، بلکه به دلیل تعارضی که بین نقش مادری و اشتغال بیرون خانه پیش میآید، مادر را دچار مشکل میکند که کارگران زن عموماً در این گروه قرارمی گیرند و اینگونه زنان شاغل به علت اینکه از امکانات حمایتی مناسبی نیز در محیط کار خود برخودار نیستند، ساعاتهای زیادی بچههای خود را رها کرده و نسبت به تربیت آنها غافل میشوند. البته اشتغال به کار اینگونه زنان به آنها کمک میکند تا در تصمیم گیریها و امور اساسی خانواده و نظارت بر هزینه و بودجهی خانواده تأثیر گذار باشند و از طریق توانا شدن زن در تصمیم گیریها و رشد شخصیت او، الگوی مناسبی از او برای فرزندانش میسازد.( مجموعه مقالات همایش سراسری زن در اندیشه امام خمینی (ره)، ۱۳۸۹: ۲۵).
۲-۳-۲- سرپرست خانواده به دلایل مختلف
در جامعه کم نیستند زنانی که با از دست دادن همسر خود به هر دلیل، به تنهایی نه فقط وظایف مادرانه خود را به بهترین نحوه ممکن آنجام میدهند، بلکه از عهده ایفای نقش پدر نیز در اداره خانواده به خوبی برآمده اند. کارنامه زندگی سخت و دشواری که این گروه از زنان داشته اند بهترین شاهد این نکته است که آنها به منظور کسب هویت اجتماعی و تأمین نیازهای خانواده، مشقت کار در بیرون از خانه را برخود هموار ساخته اند و یا زنانی که ازدواج موفقی نداشته و تحت ظلم و آزار شوهر قرار دارند به علت احساس عدم پشتوانهی اقتصادی از طرف همسر یا به دلیل متارکه قادر به تأمین زندگی نیستند و جامعه نیز از طریق سازمانهای مکمل پیش بینی حمایتهای لازم و کافی را از وی نمی کند، تلاش میکنند تا از طریق فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زندگی خود را در آینده بهبود بخشند.( اولادیان و صفری، ۱۳۸۹: ۷۴).
۲-۳-۳- رابطه بین تحصیل و اشتغال
نکتهی دیگر رابطهای است که بین تحصیل و اشتغال وجود دارد، نمی خواهیم بگویم زنانی که تحصیلات عالیه دارند، حتماً باید به کار در بیرون از خانه بپردازند تا تحصیلات آنها بی نتیجه نماند، آنچه مسلم است یک مادر تحصیل کرده در تربیت فرزندان خود در برابر مادران کم سواد یا بی سواد از موفقیت چند برابر برخوردار خواهد بود و از آنجایی که مادر رکن رکین خانه و محور اصلی تربیت نسل آینده میباشد، اهتمام به تربیت مادران فاضل وآگاه امری مهم و ضروری است و فرموده یکی از بزرگان مؤید این نکته است که « اگر به یک مرد علم بیاموزی تنها به یک فرد آگاهی داده ای، اما اگر زنی را علم آموختی در واقع به یک خانواده آگاهی بخشیده ای» ولی به هرحال زنان نمی توانند ازتحصیلات، توان و تخصص خود، جامعه را بهره مند نسازند به همین دلیل میطلبد میدان برای بروز تواناییها و استفاده از مهارت و تخصص آنها فراهم شود(چاوشیان نوشآبادی، ۱۳۸۸، ص۲۸۵).
۲-۳-۴- نیازهای اجتماعی جامعه به اشتغال زنان
انگیزهی عدهای دیگر از زنان در پرداختن به کار بیرون از منزل، نیازهای اجتماعی و پاسخ به این نیازها براساس درخواست جامعه میباشد. جامعهای که رشد و تعالی انسانها و حفظ شخصیت وکرامت زن را مطرح نموده است، باید متوجه این نکته باشد که در بعضی از مشاغل که ضرورت استفاده از ارائه خدمات توسط خانمها احساس میشود برنامه ریزی کند و با تربیت و آموزش زنان متخصص، زمینه بهره مندی جامعه وخصوصاً قشر زنان را از این نیروها فراهم گرداند. مثلاً امروز بسیاری از زنان جامعه ترجیح میدهند برای درمان و یا تحصیل فرزندان خود به متخصص زن مراجعه کنند و یا پس از انقلاب اسلامی با ایجاد مراکز آموزشی خاص دختران با ضوابط صحیح اسلامی، با موافقت چشم گیر خانواده حاصل شده است. پس لازمه ایجاد و اداره این مراکز، تربیت کادر آموزشی و اداری و درمانی و متخصص از میان بانوان است(مجموعه مقالات همایش سراسری زن در اندیشه امام خمینی (ره)، ۱۳۸۹: ۱۵۳).
پیامدها :
باتوجه به تحولات که در دهه های اخیر در وضعیت اگاهی زنان به وجود آمده و فشارهای اقتصادی موجود در جامعه و تلقی اشتغال زنان و در نتیجه توزیع فرصتهای شغلی زنان و مردان به عنوان یکی از معیارهای توسعه در جامعه، امروزه اشتغال زنان در جامعهی ما روند رو به رشدی داشته و دارد اما این اشتغال باید براساس زمینههای فکری وفرهنگی مساعدی صورت پذیرد تا پیامدهای مثبتی در بر داشته باشد و از پیامدهای منفی آن کاسته شود و زن بتواند هم در حوزهی شغلی خود به خود شکوفایی نائل آید و هم در داخل منزل وضعیت به گونهای باشد که بر تربیت فرزندان، آیین همسر داری و امور منزل خللی وارد نشود لذا این امر مستلزم ایجاد بسترهای متعددی مانند رشد فکری همسران، گسترش نهادهای یاری دهنده در امور خانواده مانند: مهد کودکها، ملاحظات شغلی نسبت به زنان و… است.
مبحث دوم : در موافقت نامه تریپس
گفتار نخست : حقوق مادی
الف ) انواع حقوق مادی
در کنوانسیون برن ، به حقوق انحصاری که برای مولّفان در نظر گرفته شده است ، پرداخته و موارد زیر را به خود اختصاص داده است :
۱ - حق ترجمه ؛[۱۵۵]
۲ – حق تکثیر ؛[۱۵۶]
۳ - حق عرضه و اجرای آثار نمایشی و موسیقی ؛[۱۵۷]
۴ – حقوق مرتبط به پخش اثر از وسایل ارتباط جمعی ؛[۱۵۸]
۵ – حق گزارش عمومی ؛[۱۵۹]
۶ – حق اقتباس ، تنظیم یا سایر اصلاحات دیگر ؛[۱۶۰]
۷ – حق اقتباس سینمایی و تکثیر و توزیع و انتقال عمومی چنین اقتباسی ؛[۱۶۱]
۸ – حق برخورداری از منافع حاصل از منافع فروش ؛ [۱۶۲]
الف ۱ ) حق تکثیر و انتشار
در کنوانسیون برن ماده ۹ به حق تکثیر اختصاص یافته و در بند ۲ آمده است « … مشروط بر اینکه چنین تکثیری به بهره برداری عادی اثر لطمه وارد نکرده و به منافع قانونی پدیدآورنده زیان غیر موجه وارد نسازد » .
الف ۲ ) حق تعقیب
از دیگر مواردی که به عنوان حقوق مادی پدیدآورندگان بیان شده است و در ماده ۱۲ بند ۳ به آن پرداخته شده است ، حق تعقیب می باشد . در این ماده آمده است : « واردات و ضبط های صورت گرفته وفق بندهای ۱ و ۲ این ماده بدون اجازه طرف های ذی نفع در کشورهای دیگر که در آن مجاز نیست ، قابل توقیف است .
ماده ۱۴ سوم نیز به حق تعقیب در آثار هنری و نسخه های خطی اختصاص داشته که در بند ۱ مقرر می کند : پدیدآورنده یا پس از مرگ او اشخاص یا نهادهایی که به موجب قوانین ملی مجاز می باشند ، در ارتباط با آثار هنری اصیل و نسخه های خطی اصیل نویسندگان و مصنفان موسیقی ، از حقی برخوردارند که عبارت است از سهیم شدن آنها در حاصل فروش اثری که پس از نخستین واگذاری توسط پدیدآورنده صورت می گیرد ».
الف ۳ ) حق اجاره[۱۶۳] :
علاوه بر این موارد ، موافقت نامه تریپس حقوق مادی خاص دیگری نیز مقرر نموده و مصادیق جدیدی را تحت عنوان حق اجاره بر مصادیق سابق برای پدیدآورندگان یا وراث تولید کنندگان برنامه های رایانه ای ، آثار سینمایی و فونوگرام مورد توجه قرار داده است ، مطابق بند ۱ ماده ۱۰ موافقت نامه ، برنامه های رایانه ای[۱۶۴] چه به صورت کد اصلی ( منبع )[۱۶۵] یا کدهای دیدنی (موضوعی )[۱۶۶] مطابق کنوانسیون برن به عنوان اثر ادبی حمایت می نماید .در بند ۲ ماده ۱۰ نیز حمایت از گزینش و تالیف داده ها را مورد توجه قرار داده است .[۱۶۷] « مجموعه داده ها ، مطالبی دیگر ، چه از طریق ماشین یا به شکلی دیگر قابل خواندن باشند ، که به دلیل انتخاب یا ترتیب محتویاتشان جزو تولیدات فکری به شمار آیند ، به همین صورت مورد حمایت قرار خواهند گرفت . به موجب ماده ۱۱ موافقت نامه که مقرر کرده است : دست کم در برنامه های رایانه ای و آثار سینمایی ، عضو باید برای مولف یا وارث او حق اجاره دادن یا منع اجاره اقتصادی کپی رایت آثار اصلی خود یا کپی آنها به عموم را مقرر دارد . عضو می تواند از اجرای این تعهد در خصوص آثار سینمایی استثنا شود ، مگر اینکه اجاره برای تکثیر گشترده چنین آثاری ، اساساً حق انحصاری تولید مجدد را که به مولف یا وارث او داده شده است ، مخدوش کند . در خصوص برنامه های راپانه ای ، در موردی که خود برنامه ها موضوع اساسی اجاره نباشد ، این تعهد در اجاره اعمال نخواهد شد .« در خصوص برنامه های کامپیوتری حق اجاره یا ممانعت از اجاره تجاری ، حقی است که در هر حالتی به مولف برنامه های کامپیوتری تعلق می گیرد به جز در مواردی که خود برنامه موضوع اساسی اجاره نباشد بلکه موضوع اساسی اجاره محصولی باشد که برنامه مزبور ضمن آن درج شده است ».[۱۶۸]
هم چنین بند ۴ ماده ۱۴ موافقت نامه مقرر کرده است : مقررات ماده ۱۱ در خصوص برنامه های رایانه ای ، با تغییرات لازم ، در مورد تولیدکنندگان آثار صوتی و سایر دارندگان حق در مورد آثار صوتی به نحو مقرر در قوانین یک عضو ، قابل اعمال خواهد بود . چنانچه یک عضو از روش خاصی برای پرداخت عادلانه به دارندگان حق در خصوص اجاره آثار صوتی استفاده کند می تواند این روش را حفظ نماید ، مشروط بر اینکه اجاره تجاری آثار صوتی به حقوق انحصاری دارندگان حق برای تکثیر لطمه ای وارد نیاورد . « بنابراین صاحبان آثار یعنی صاحبان برنامه های رایانه ای ، صاحبان آثار سینمایی و صاحبان صوت نگاشت ها یا وارثان آنها می توانند اصل یا کپی آثار خود را اجاره تجارتی دهند یا از اجازه دادن آن جلوگیری کنند . البته این حمایت در موارد مختلف ، متفاوت است ، مگر اینکه موضوع اساسی اجاره محصولی باشد که برنامه رایانه ای در پمن آن قرار دارد . در مورد آثار سینمایی ، اجاره محدود کپی های اثر که منجر به تکثیر گسترده نشود ، استثنا شده و مجاز است و در خصوص اثار صوتی طبق بند ۴ ماده ۱۴ ، امکان رزرو آن از سوس کشورهایی که تا امضای موافقت نامه ، قانون محلی حافظ حقوق انحصاری صاحبان برنامه های صوتی داشته اند ، وجود دارد ».[۱۶۹]
ب ) شرائط تحقق حقوق مادی
در کنوانسیون برن در قسمت (الف)و (ب) بند ۱ ماده ۳ ، همین معیار ولی بصورت دیگری بیان شده است و تابعیت نویسنده و محل نشر را از شرائط برخورداری از حمایت قرار داده و اعلام کرده است :
« ۱ ) پدیدآورندگان تبعه یکی از کشور های عضو اتحادیه نسبت به آثار منتشر شده یا منتشر نشده آن ؛
۲ ) نویسندگانی که تبعه یک از کشورهای عضو اتحادیه نیستند اما آثارشان برای اولین بار در یکی از کشوریا به طور هم زمان در یکی از کشورهای عضو و غیر عضو منتشر می شوند ».
همچنین در بند دو این ماده آمده است : بر اساس این معاهده ، پدیدآورندگانی را که تبعه کشورهای عضو اتحادیه نیستند اما در یکی از آن کشورها سکونت معمولی دارند همانند پدیدآورندگان تبعه آن کشورها تلقی می نمایند . در ماده ۴ به معیار حمایت از آثار سینمایی ، آثار معماری و برخی آثار هنرهای گرافیکی و تجسمی اختصاص یافته است مقرر شده : اشخاص زیر مشمول حمایت این معاهده خواهند شد اگر چه شرایط مقرر در ماده ۳ فراهم نباشد :
۱ ) پدیدآورندگان آثار سینمایی که مرکز اصلی تولید کننده یا محل سکونت معمولی او در یکی از کشورهای عضو اتحادیه باشد ؛
۲ ) پدیدآورندگان آثار معماری ای که در یکی از کشورهای عضو بنا شده است و یا آثار هنرهای گرافیکی و تجسمی که در ساختمان مستقر در یکی از کشورهای عضو اتحادیه به کار رفته است .
گفتار دوم : حقوق معنوی
کنوانسیون برن در ماده ۶ مکرر که شامل ۳ بند می باشد به حقوق معنوی پرداخته است . در این ماده کشورهای عضو را ملزم به اعطای تضمین حقوق ذیل به نویسنده ( صاحب اثر ) می کند .
در بند ۱ آمده است : « مستقل از حقوق مالی پدیدآورنده و حتی پس از انتقال این حقوق ، پدیدآورنده دارای حق ولایت نسبت به اثر است و می تواند به هر گونه تحریف ، حذف یا هر نوع تغییر اثر یا هر نوع لطمه دیگر نسبت به آن که موجب خدشه دار شدن اعتبار یا شهرت او شود ، اعتراض کند » . به موجب این بند حق معنوی شامل حق ولایت بر اثر یا صاحب اثر شناخته شدن نویسنده و حق اعتراض به هرگونه جعل و تحریف و تغییر برای نویسنده به رسمیت شناخته شده است . « ماده ۶ مکرر ، حق حرمت اثر را دارای دو وجه دانسته است :
اول ) منع اعمال تحریف کننده ، ناقص کننده و تغییر دهنده ؛
دوم ) منع اعمال تجاوزکارانه که به شهرت و حیثیت پدیدآورنده لطمه وارد کند ؛
قید تجاوز به شهرت و حیثیت در بند ۱ ماده ۶ مکرر نشان می دهد که اصلاحات و تغییرات جزیی اگر به حیثیت پدیدآورنده لطمه نزند مشمول منع کنوانسیون نیست » .[۱۷۰]
بند ۲ به منتفعین حمایت حقوق معنوی پرداخته و مدت زمان آن را مورد توجه قرار داده است . « حقوق مقرر برای پدیدآورنده وفق بند ۱ یاد شده دست کم پس از مرگ تا انقضای حقوق مالی حفظ می شود و توسط اشخاص یا نهادهایی که به موجب قوانین ملی کشور محل تقاضای حمایت صلاحیت دارند ، اجرا می گردد . با وجود این ، کشورهایی که قوانین حاکم آنها در زمان تصویب یا الحاق به این معاهده فاقد مقررات حمایت پس از مرگ ، مقرردر بند ۱ ماده یاد شده هستند می توانند مقرر کنند که برخی از این حقوق بعد از مرگ پدیدآورنده باقی نمی ماند ». بنابراین حقوق معنوی که مستقل از حقوق مادی برای پدیدآورنده بوجود می آید ، حتی بعد از نقل و انتقال حقوق مالی و اقتصادی آن ، برای صاحب اثر باقی می ماند . بدیهی است که حقوق معنوی غیر قابل انتقال بوده و تنها می تواند برای اشخاص حقیقی منظور گردد ، حتی اگر شخص دیگری مالک حقوق مالی آن اثر شناخته شده باشد . در هر صورت تولید کننده اثر هنری یا ادبی است و اشخاص حقیقی یا حقوقی سفارش دهنده و طرف قرارداد نمی تواند صاحب حق معنوی اثر ادبی و هنری سفارش شده خود باشد . در این کنوانسیون حمایت از حقوق معنوی را لاقل تا پایان مدت حقوق مادی ضروری دانسته است .[۱۷۱]
در موافقت نامه تریپس بدلیل اینکه یک سند تجاری محسوب می شود و هدف و غایت آن تجاری بودن مالکیت فکری می باشد تنها به حقوق تجاری و اقتصادی توجه شده است و از حقوق معنوی مالکیت فکری ذکری به میان نیامده است و مقرراتی نیز در این باره وضع ننموده است . اما از آنجایی که اعضای موافقت نامه ملزم به رعایت اصول ۱ تا ۲۱ کنوانسیون برن می باشند ، موافقت نامه در بند ۱ ماده ۹ اعضاء را از پذیرش حقوق معنوی در قوانین داخلی خود معاف کرده است . « … البته اعضاء طبق موافقت نامه حاضر حقوق یا تعهداتی در خصوص حقوق اعطایی به موجب ماده ۶ مکرر این کنوانسیون یا حقوق ناشی از آن ندارند ». بنابراین اعضای موافقت نامه ، تنها شامل بند فوق می شود اما اگر کشوری هم عضو موافقت نامه بوده و هم به کنوانسیون برن پیوسته است به استناد ماده ۶ مکرر کنوانسیون ، مکلف به رعایت حقوق معنوی پدیدآورندگان است. صرف نظر از منطق صرف اقتصادی تریپس ، دلیلی که در مقررات موافقت نامه را بدین سمت سوق داده است شاید توجه به مقررات داخلی کشورهایی است که در قوانین آنها مقررهای خاص در مورد حقوق معنوی نداشته باشد یا اگر وجود دارد مطابقتی با معیارهای ماده ۶ ندارد .[۱۷۲] « با قبول استثناء ماده ۶ مکرر کنوانسیون برن در موافقت نامه تریپس ، تعدادی از مواد دیگر کنوانسیون برن راجع به حقوق معنوی نیز از شمول موافقت نامه تریپس خارج می شود. مانند بند ۳ ماده ۱۰ ،[۱۷۳] بند ۲ ماده ۱۱ ،[۱۷۴] و بند ۳ ماده ۴ ضمیمه .[۱۷۵] پیامد دیگری با مستثنی دانستن ماده ۶ مکرر کنوانسیون برن پیش بینی می شود ، این است که « کشورهای عضو نمی توانند نقض حقوق معنوی را در هیات حل اختلاف سازمان تجارت جهانی مطرح نمایند ».[۱۷۶]
مبحث سوم : آثار الحاق در حقوق پدیدآورندگان
از آنجا که موافقت نامه تریپس یک موافقت نامه تجاری محسوب و مقررات وضع شده به بعُد مادی مالکیت فکری توجه خاص دارد ؛ لذا از شرائط حصول حقوق مادی مقرر شده که بر قوانین ایران می تواند تاثیر گذار باشد اصلاح ماده ۲۲ قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان است که از قسمت (ب) بند ۱ ماده ۳ موافقت نامه متاثر خواهد گردید .
در ماده ۱۵ کنوانسیون برن ، به آثاری اختصاص یافته که با نام مستعار انتشار یافته و هیچ تردیدی در خصوص هویت پدیدآورنده باقی نباشد . قوانین ایران در باره آثار فاقد نام یا با نام مستعار ، مقرره ای نداشته و با پیوستن به تریپس ، قوانین تحت تاثیر ماده ۱۵ قرار خواهد گرفت .
« در موافقت نامه تریپس برای پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای و آثار سینمایی حقوق اجاره ای نیز از مصادیق حقوق مادی ذکر شده است ، در حالی که در قانون نرم افزارها و قوانین مرتبط با آثار سینمایی این مصداق دیده نمی شود و تنها در مواد خود به به حق نشر ، عرضه ،اجرا و حق بهره برداری مادی و معنوی را به پدیدآورنده اثرها دانسته است . ضمن اینکه قانون ما بر خلاف تریپس ، به مقوله استیفای حق اشاره نکرده است ».[۱۷۷]
در مورد حقوق مادی و معنوی آثار سینمایی ایرانی در خارج از کشور، آنها می توانند از حمایت های تریپس بهر ه مند شده و اعضای موافقت نامه موظفند نسبت به تکثیر ، توزیع و پخش غیر مجاز آنها جلوگیری به عمل آورند .
علاوه بر حقوق مادی مورد اشاره در کنوانسیون برن ، در ماده ۹ ، ۱۱ و ۱۴ از موافقت نامه تریپس به ترتیب حق تکثیر و حق عرضه واجرای اثر ، حق پخش از وسائطل ارتباط جمعی ، حق بازخوانی و انتقال عمومی ، حق اقتباس و سایر تغییرات و همچنین حق برخورداری از منافع حاصل از بازفروش یا حق تعقیب به عنوان مصادیق جدیدی از حقوق مادی برای پدیدآورنده اثر را مورد حمایت قرار گرفته اند .
در قانون ۱۳۱۰ در حقوق مادی پدیدآورندگان تنها دو حق مقرر شده است که به حق تکثیر و حق پاداش پرداخته شد ؛ اما با الحاق به موافقت نامه حقوقی مانند ایجاد هرگ.نه اثر اشتقاقی ، پخش اصل یا نسخه اثر ، در اختیار عموم قراردادن اثر برای اثرهای ادبی و هنری و همچنین حق تکثیر ، ایجاد اثر اشتقاقی شامل ترجمه و اقتباس اثر ، پخش عمومی یا نسخه اثر از طریق فروش ، عاریه عمومی و اجاره ، پخش رادیو تلویزیونی اثر و سایر صور انتقال برای دارندگان حقوق مرتبط لحاظ گردیده است .
از موارد دیگر آثار الحاق از معیار حمایت می توان نام برد . قانونگذار ایران در صورتی از اثرهای ادبی و هنری حمایت می کند که اثر برای اولین بار در ایران چاپ ، پخش ، نشر یا اجرا شده باشد اما اگر این اثر متعلق به ایرانی باشد و در خارج از کشور برای اولین بار انتشار ، پخش و یا اجرا شده باشد از آن اثر حمایتی به عمل نخواهد آورد که با الحاق ایران به موافقت نامه تریپس این حمایت ها شامل تبعه هر یک از کشورهای عضو موافقت نامه خواهد شد چه این اثر در ایران منتشر شده یا منتشر نشده باشد . دومین گروهی که از حمایت برخوردار خواهد شد ، پدیدآورندگانی هستند که تبعه یکی از کشورهای عضو موافقت نامه نبوده اما اثرشان بطور همزمان در یکی از کشورهای عضو موافقت نامه و یکی از کشورهای غیر عضو نشر ، پخش یا اجرا شود . سومین گروه پدیدآورندگانی هستند که تبعه ایران نبوده ولی در یکی از کشورهای عضو موافقت نامه سکونت معمولی خواهد داشت . همچنین در آثار دیداری – شنیداری که دفتر مرکزی یا اقامتگاه و یا محل سکونت معمولی تهیه کنندگان آن در ایران واقع شده باشد . در آثار معماری ، آن دسته آثاری که در ایران بنا شده اند و سایر آثار هنری گنجانده شده در بناها واقع در ایران از حمایت های قانونی برخوردار خواهند شد با توجه به نقائص فراوانی که در مقررات وضع شده در قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای مشاهده می شود ، باید نسبت به رفع آن مطابق با قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان و قانون ترجمه و تکثیر نشریات و کتب و آثار صوتی صورت پذیرد کما اینکه در بخش پایانی لایحه جامع چنین اقدامی صورت پذیرفته و نواقص برطرف خواهد گردید.
« به طور کلی در مقایسه موافقت نامه تریپس و قانون ایران (۱۳۷۹) باید گفت که دایره محدودیت ها و استثناهای حقوق پدیدآورنده نرم افزار ، در موافقت نامه تریپس به تبعیت از کنوانسیون برن ، وسیع تر از حقوق ما است چرا که :
۱ – بر اساس بند ۲ ماده ۲ مکرر کنوانسیون که برای اعضای تریپس لازم الاتباع است ، کشور های عضو می توانند شرایطی را مقرر کنند که به موجب آن ، عرضه عمومی برنامه رایانه ای به عموم با هدف آگاه سازی عمومی توسط جراید و رادیو و تلویزیون بدون لزوم کسب اجازه از دارنده حق ، مجاز باشد . این شرایط در قوانین داخلی ما از جمله قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرمافزارهای رایانهای پیش بینی نشده است .
۲ - بحث صدور مجوز اجباری و اقسام آن در خصوص پخش آثار ادبی و هنری توسط رادیو و تلویزیون و عرضه عمومی آنها که در بند ۲ ماده ۱۱ مکرر کنوانسیون برن پیشبینی شده و هم چنین پیش بینی شرایطی برای عرضه نرم افزار با هدف آگاه سازی عمومی توسط روزنامه ها و مجلات ، رادیو و تلویزیون بدون لزوم کسب اجازه از دارنده حق ، در حقوق ایران دیده نمی شود ».[۱۷۸]
الف) از نقض حقوق مالکیت فکری اعضای سایر کشورهای عضو موافقت نامه در ایران چنانکه امروز بسیار رایج می باشد جلوگیری بعمل خواهد آمد .
نتایج جدول ۲-۴ نشان داد که بین باورهای هوشی، انگیزه پیشرفت و عزت نفس با کارآفرینی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد.
در این بخش پژوهش همسویی که تمامی متغیرها را به طور همزمان و با هم مورد سنجش قرار داده باشد یافت نشد. ولی نتایج در بخش رابطه باورهای هوشی و کارآفرینی با یافته های سرمدی و همکاران (۱۳۸۸)، در بخش رابطه عزت نفس و کارآفرینی با یافته های شکرکن و همکاران(۱۳۸۸)، محبوبی و همکاران(۱۳۹۱)، فینکلمن (۲۰۰۰)و در بخش رابطه انگیزه پیشرفت و کارآفرینی با یافته های قلی پور و همکاران(۱۳۸۸) ، شکرکن و همکاران(۱۳۸۸)، سرمدی و همکاران (۱۳۸۸)، زارع احتشامی و کدخدایی(۱۳۸۹)، قاسمی افشار(۱۳۹۱)، جنینگز (۲۰۰۷)، همسو بود.
در تبیین نتایج این فرضیه این گونه می توان استنباط کرد که باورهای هوشی به عنوان مقولهی مهم انگیزشی دارای اهمیت اساسی هستند. (دای، و همکاران،۱۹۹۸)باورهای هوشی افراد را به عنوان سبک های عالی آنان در نظر گرفتنداند. از نظر آنها باورهای هوشی به عنوان واسطهای درونی است که ساختار های برجسته ذهنی را برای شناخت، عاطفه و رفتار فراهم می آورد. از این رو می توان باورهای هوشی را در درون بعد اسناد قرار داد زیرا آنها عمدتاً به تغییر پذیری توانایی هوشی و نیز مؤثر بودن یا نبودن تلاش برای توانایی هوشی اشاره دارند، از این رو وجود باورهای هوشی مکفی در بین افراد آنها را به سمت و سوی تغییر پذیری سوق می دهد و در راستای رسیدن به این تغییرات افراد دست به کارهایی می زنند که علاوه بر خودشان دیگران نیز از آن سود می برند و این روند می تواند در فرایند کارآفرینی نمود پیدا کند، از این رو رابطه باورهای هوشی و کارآفرینی معقول می نماید.
با توجه به رابطه معنادار بدست آمده بین عزت نفس و کارآفرینی دانشجویان می توان گفت که در روابط اجتماعی امروز افراد دارای عزت نفس بالا غالباً دارای مهارت های بالایی هستند (روزنبرگ،۱۹۹۰، به نقل از قاسمی زاد و همکاران،۱۳۸۹). بالتبع این مهارت ها در کنارِ داشتن تحصیلات دانشگاهی بیشتر متبلور شده و فرد شرایط را به گونه ای برای خود رقم می زند که هر آنچه را به عنوان یک تحصیل کرده از وی انتظار می رود را به عمل تبدیل می کند و یک شرایط مناسب کاری را بر اساس تخصص و مهارت هایی که دارد برای خود فراهم می آورد و با توجه به اینکه افراد دارای عزت نفس معمولا، اعتماد به نفس بالایی نیز دارند، دست به فعالیت هایی بزرگی می زنند که هر چند ممکن است در ابتدا مضحک و زیان آور به نظر رسد ولی در بلند مدت ثمره تلاش های آنها جلوه گر می شود و تلاش های آنها نتیجه می دهد و از آنجا که خطر پذیری یکی از جلوه های کارآفرینی است، می توان از فردی با عزت نفس بالا این انتظار را داشت که در کارآفزینی خوب باشد.
نائلی(۱۳۸۵) در مورد افراد دارای انگیزش بالا می نویسد این افراد هدف مدار هستند، و هدفهای عینی، چالشی، مخاطره آمیز ولی قابل حصول را انتخاب می کنند. معمولا از سنت ها دوری جسته و هنجارها را نمی پذیرند. کمتر همرنگی می کنند و همواره به دنبال روش های نو برای ایجاد تغییر در سازمان و محیط زندگی خود هستند. همچنین این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند، در فعالیت های اجتماعی شرکت می کنند، در برابر فشارهای اجتماعی مقاومت زیادی نشان می دهند و در انجام کارها همکاری با افراد متخصص و صاحبنظر را به همکاری با افراد غیرمتخصص ترجیح می دهند. با توجه به این دلایل به نظر می رسد که وجود رابطه مثبت بین انگیزه پیشرفت و کارآفرینی منطقی باشد.
فرضیه فرعی ۱:بین باور هوشی، عزت نفس و انگیزه ی پیشرفت با کارآفرینی به تفکیک جنسیت رابطه معناداروجود دارد.
نتایج جدول ۳-۴ نشان داد بین باورهای هوشی با کارآفرینی دانشجویان(پسر و دختر)رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد، بین عزت نفس دانشجویان پسر با کارآفرینی آنها رابطه مستقیم و معنادار وجود داشت، ولی بین عزت نفس دانشجویان دختر با کارآفرینی آنها رابطه معناداری مشاهده نگردید، همچنین بین انگیزه پیشرفت دانشجویان پسر با کارآفرینی آنها رابطه مستقیم و معنادار مشاهد شد، ولی بین انگیزه پیشرفت دانشجویان دختر با کارآفرینی آنها رابطه معناداری مشاهده نگردید.
در این رابطه نیز پژوهش همسویی که هر ۴ متغیر را به طور همزمان سنجیده باشد یافت نشد، ولی نتیجه عدم رابطه بین انگیزه پیشرفت و کارآفرینی زنان با یافته های توماس و همکاران (۲۰۰۹)، ناهمسو، و در بخش رابطه بین عزت نفس و انگیزه پیشرفت در مورد مردان با یافته های محبوبی و همکاران(۱۳۹۱) همسو و در مورد زنان، با نتایج نوابی نژاد(۱۳۸۷) همسو می باشد.
در تبیین چرایی این روابط اینگونه می توان استنباط کرد که بر اساس نظریه دوئک(۱۹۹۹)که باور های هوشی را به عنوان یک باور هوشی ذاتی و باورهوشی افزایشی می داند، این باورهای ما هستند که به دنیای اطرافمان سازمان می دهند، به تجربه هایمان معنا می بخشند و به طور کلی نظام رفتاری و معنایی هر فرد را تشکیل می دهند. بر اساس دیدگاه باور هوشی افزایشی هوش یک جوهر ثابت و غیر قابل تغییر نیست، بلکه از طریق تلاش و تجربه می توان آن را افزایش داد. در تبیین چرایی رابطه بین باورهای هوشی مردان و زنان همین نکته بس که شرایط جامعهی ما به گونه ای است که شرایط برای فعالیت زنان و مردان تا حدی زیادی یکنواخت و همسان می باشد، این مزیت شرایط را به سمت سویی سوق می دهد تا هم زنان و هم مردان در استفاده از سایر منابع (اعم از آموزشی، نرم افزاری، مالی و اشتغال و…) در شرایط یکسانی قرار گیرند و شرایط برای کارآفرینی در هر دو جنس به سهولت فراهم است. این شرایط کارآفرینی زنان را در کنار مردان و بعضاً در جایگاهی بالاتر از آنها قرار می دهد.
در مورد عدم ارتباط معنادار بین عزت نفس و کارآفرینی دانشجویان دختر می توان گفت، عزت نفس فرایندی است که طی آن فرد برای حیطه هایی که احساس خوبی در مورد آن ها دارد ارزش قائل می شود، در نتیجه عزت نفس کلی اش مثبت خواهد بود و اگر آن حیطه ها بی ارزش شوند منجر به احساس منفی در فرد خواهد گردید. در این میان زنان به دلیل چند مسئولیتی بودن و ایفای نقش های متفاوت در خانه و خانواده، برای فعالیت دیگری که میتواند مسئولیت های اصلی آنها(همچون مادر بودن و همسر بودن و…) را تحت الشعاع قرار دهد ارزش چندانی قائل نمی شوند. در نتیجه کارآفرینی و توجه به آن در رتبه های بعدی ارزش های آنها قرار می گیرد و سبب ساز عدم رابطه عزت نفس با کارآفرینی زنان می شود.
در مورد عدم ارتباط انگیزه ی پیشرفت با کارآفرینی دانشجویان دختر می توان اینگونه استباط کرد که انگیزه ی زنان از کارآفرینی بیشتر غیر مادی بوده و اغلب به دنبال ایجاد تعادلی میان وظایف و مسؤولیت های خانوادگی و شغلی شان هستند و این انگیزه های غیرمادی در آن ها باعث می شود که گرایش کمتری نسبت به فعالیت های کارآفرینانه از خود بروز دهند. در نتیجه، در این پژوهش رابطه ای بین انگیزه ی پیشرفت و کارآفرینی دانشجویان دختر مشاهده نگردید.
سوال شماره۱: آیا باور هوشی، عزت نفس و انگیزه ی پیشرفت قدرت پیش بینی معنی داری برای کارآفرینی دارند؟
نتایج جدول۴-۴ نشان داد، باورهای هوشی، عزت نفس و انگیزه ی پیشرفت، قدرت پیش بینی معناداری برای متغیر کارآفرینی دارند، این بدان معناست که متغیر های پیش بین بخشی از(جمعا ۱۱ درصد)واریانس تغییرات متغیر کارآفرینی را تبیین می کنند.
در این بخش نیز پژوهش همسویی که تمامی متغیرها را به طور همزمان و با هم مورد سنجش قرار داده باشد یافت نشد. ولی نتایج در بخش رابطه باورهای هوشی و کارآفرینی با یافته های سرمدی و همکاران (۱۳۸۸)، در بخش رابطه عزت نفس و کارآفرینی با یافته های شکرکن و همکاران(۱۳۸۸)، محبوبی و همکاران(۱۳۹۱)، و در بخش رابطه انگیزه پیشرفت و کار آفرینی با یافته های قلی پور و همکاران(۱۳۸۸)، شکرکن و همکاران(۱۳۸۸)، سرمدی و همکاران (۱۳۸۸)، زارع احتشامی و کدخدایی(۱۳۸۹) و قاسمی افشار(۱۳۹۱)، همسو بود.
در تبیین این یافته می توان گفت باورهای هوشی نظام های معنایی هستند که به رفتار فرد جهت می دهند. پیشبینی رفتار او را در آینده ممکن می سازندو به عبارت دیگر باورهای هوشی زیر بنای قضاوت فرد در باره ی خود، دنیا و افرادی که در آن زندگی می کنند است، باورهای هوشی بر چگونگی تفسیر فرد از شکست ها و پیشرفت های خود از یک سو و نهادینه کردن اهداف پیشرفت از سوی دیگر اثر می گذارد(دوئک،۲۰۰۰، به نقل از حجازی و همکاران،۱۳۸۲). حال چنان چه فرد دیدگاه مثبتی نسبت به شکست های خود داشته باشد و اهداف وی بر مبنای پیشرفت روز افزون باشد بدون شک می توان از کسی که باورهای هوشی بالایی دارد، در آینده انتظار آن را داشت که دست به رفتارهایی بزند که مملو از خطر پذیری و ریسک بالا باشد و این چیزی نیست جزء تمایل فرد به کار آفرینی. و در مورد افراد با انگیزه ی پیشرفت می توان گفت بر
-قرارداد بدهی به مدیران انگیزه میدهد تا سودها را مدیریت کنند و بدین وسیله از عهده شرایط قراردادهای بدهی خود برایند.
-مدیران سود را تغییر میدهند تا پوششی بر عملکرد مدیریتی داشته باشند و خود را درمقابل بر کناریهای احتمالی حفظ کنند.
بالسام و دیگران (۲۰۰۲) بین اقلام تعهدی اختیاری و بازده سهام در حول و حوش اعلامیه سود ارتباط منفی یافتند. این نتیجه نشان میدهد که بازار، اقلام تعهدی اختیاری را به صورت فرصتطلبانه میبیند (سیرگار و یوتاما، ۲۰۰۸) همچنین شرکتها سودها را به منظور دستیابی به انتظارات بازار مدیریت میکنند. به عنوان مثال، تئو، ولچ و وانگ(۱۹۹۸)بیان میکنند که فرایند اولین عرضه سهام ([۱۲]IPO) در معرض مدیریت سود میباشد. زیرا عدم تقارن اطلاعاتی بالایی بین سرمایهگذاران و صادرکنندگان سهام در زمان اولین عرضه سهام وجود دارد. طبق نتایج محققین اقلام تعهدی اختیاری افزاینده درآمد، قبل از عرضه اولیه سهام، مشاهده میشود. همچنین مشاهده مشابهی در مورد عرضه فصلی سهام وجود دارد(تئو، ولج و وانگ ۱۹۹۸). ترکیبهای سهام زمینه دیگری است که مدیریت سود در آن بررسی میشود (جیراپورن و دیگران، ۲۰۰۸).
رسواییهای اخیر انرون و ولدکام و شرکتهای دیگر این تصور عمومی را بوجود آورده است که مدیریت سود به صورت فرصت طلبانه توسط مدیران شرکتها برای منافع شخصی آنها انجام میشود، نه سهامدارن. آنچه که موجب تقویت این تصور منفی میشود این واقعیت است که تدوینکنندگان قوانین و مقررات به تازگی قوانینی برای مبارزه با مدیریت سود تدوین کردهاند. به عنوان مثال قانون ساربنز آکسلی که اعضای هیئت مدیره را ملزم به داشتن تخصص مالی میکند، نتیجه تلاش مستمر کنگره آمریکا برای کاهش مدیریت سود است.
۲-۲-۱.انگیزههای مدیریت سود
تحقیقات گذشته سه انگیزه اصلی برای مدیریت سود شناسایی کردهاند: انگیزه بازار سهام، انگیزه قراردادی و انگیزه قانونی (هیلی و واهلن، ۱۹۹۹). بر اساس تحقیق استولوی و برتون (۲۰۰۴) مدیران سودها را برای حداقل ساختن هزینه سرمایه، هزینههای سیاسی و یا افزایش پاداش خود دستکاری میکنند.
مجموعه دیگری از مطالعات بر امنیت شغلی مدیران در زمانی که با احتمال از دست دادن شغل خود مواجه میشوند، تاکید دارند. دی آنجلو(۱۹۹۸) گزارش میدهد که در طول مدت جایگزینی، مدیران ممکن است از اختیارات حسابداری برای نشان دادن تصویر مناسبی از عملکرد شخصی خود برای بدست آوردن رای سهامداران استفاده نمایند. دچوو واسلوان (۱۹۹۱) دریافتند مدیران عامل در سالهای آخر دوران خدمت خود تمایل به کاهش هزینه تحقیق و توسعه دارند تا سودهای گزارش شده خود را افزایش دهند.
دیدگاهی که در مطالعات مدیریت سود وجود دارد این است که قراردادهای موجود و بالقوه بین ذینفعان و شرکت انگیزههایی برای مدیران ایجاد میکند تا سودها را دستکاری نمایند. زمانی که دستکاری سود، ثروت مدیران را با هزینه سایر ذینفعان افزایش میدهد، میتوان گفت که مدیران بطور فرصت طلبانه عمل کردهاند(واتزوزیمرمن،۱۹۹۰).
در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ تحقیقات بر سه انگیزه بزرگ ایجاد شده بوسیله قراردادهای بدهی، قرادادهای جبران خدمات و فرایند قانونی سیاسی تاکید کردند. در بخش شرایط قراردادهای بدهی از ارقام حسابداری استفاده میشود. اگر این شرایط برآورده نشوند، بستانکاران اغلب حق توقیف داراییها یا اعلام زودتر از سررسید واقعی را دارند تا از منافع خود حفاظت کنند. حتی اگر این حقوق اعمال نگردد، عدم رعایت تعهدات در یک قرارداد استقراضی میتواند منجر به یک قرارداد جدید پرهزینه گردد. برای اجتناب از این احتمالات انتظار میرود مدیران شرکتهایی که در شرف انحراف از شرایط قرارداد دارند، انتخابهای حسابداری افزاینده درآمد را به کار گیرند تا شرکت را در وضعیت نسبتا بهتری در خصوص مذاکره مجدد قرار دهند. همچنین قراردادهای جبران خدمات که پاداش را با سودهای گزارش شده ربط میدهند انگیزههایی برای دستکاری سود ایجاد میکنند و مطالعهای که در این زمینه بیشترین استفاده از آن شده است، مربوط به هیلی (۱۹۸۵) است. سومین انگیزه بزرگ فرایند قانونی سیاسی است. این تئوری که بوسیله واتز و زیمر من ارائه شد عنوان میکند از آنجاییکه سودها در فرایند سیاسی، به منظور پشتیبانی مقررات جدید یا اجرای مقررات موجود بکار میروند، مدیران انگیزهای برای مدیریت سودهای گزارش شده دارند. انگیزههای متنوع دیگری نیز برای مدیریت سود بررسی شده است. به عنوان مثال دی آنجلو (۱۹۹۸) این موضوع را بررسی میکند که آیا رقابتهای جایگزینی انگیزهای برای مدیران به منظور دستکاری سود در تلاش برای تاثیرگذاشتن بر درک سهامداران از عملکرد مدیریت ایجاد میکند. تحقیقی بوسیله باون، دوچارم و شورز(۱۹۹۵) انجام شده است که اثر انگیزشی ایجاد شده بوسیله قراردادهایی که بین شرکت وذینفعان (شامل مشتریان، عرضه کنندگان و کارکنان) وجود دارد را بررسی میکند (جیمبالو،۱۹۹۶). انگیزههای اصلی برای مدیریت سود را میتوان به ترتیب زیر خلاصه کرد. (اسکات ۱۹۹۷).
۲-۲-۱-۱.انگیزههای طرحهای پاداشی
۲-۲-۱-۲.انگیزه طرحهای بدهی
۲-۲-۱-۳.انگیزه سیاسی
۲-۲-۱-۴.انگیزه مالیاتی
۲-۲-۱-۵.انگیزه مربوط به عرضه اولیه سهام
۲-۲-۱-۱.انگیزههای طرحهای پاداشی
زمانی که پاداش مدیران بر مبنای سودهای گزارش شده باشد آنها انگیزه مدیریت سودها را به منظور افزایش ارزش مورد انتظار پاداش خود خواهند داشت. به عنوان مثال، هیلی (۱۹۸۵) گزارش کرد که رفتار مدیریت سود بوسیله شرایط طرحهای پاداش مدیران تحت تاثیر قرار میگیرد. و این طرحها حدود بالا و پایین سودهای مشمول پاداش را در برمیگیرد. در حالت خاصتر، زمانی که سودها بین حدود بالا وپایین قرار دارند،احتمال بیشتری دارد که مدیران سودهای گزارش شده را افزایش دهند. با وجود این، زمانی که سودها بالاتر از حد بالا یا پایینتر از آن قرار دارند، مدیران احتمال دارد که از اقلام تعهدی کاهنده در آمد به منظور ذخیره نمودن این سودها برای دورههای بعدی استفاده کنند و پاداش مورد انتظار خود را در آینده افزایش دهند.
۲-۲-۱-۲.انگیزه طرحهای بدهی
از آنجاییکه انحراف از شرایط تعهد بدهی میتواند باعث تحمیل هزینههای سنگین به شرکت گردد، مدیران ممکن است از طریق افزایش سودهای گزارش شده از این انحرافات اجتناب کرده واز میزان سفت و سخت بودن این قراردادها بکاهند. به عنوان مثال، دالی و ویگلند (۱۹۸۳) دریافتند که شرکتهایی که هزینههای تحقیق وتوسعه را سرمایهای میکنند اهرم بالاتری دارند و از بدهی بیشتری استفاده میکنند. این شرکتها همچنین نسبت به شرکتهایی که هزینههای تحقیق و توسعه را در سرفصل هزینه شناسایی میکنند به انحراف از محدودیتهای بدهی نزدیکتر میباشند. سویینی (۱۹۹۴) همچنین نمونهای از شرکتهایی که در قراردادهای بدهی ناتوان بودهاند را آزمون کرد و دریافت استفاده از تغییرات سود افزاینده در آمد در این شرکت ها نسبت به نمونه کنترلی بیشتر است. همچنین او دریافت شرکتهایی که در ایفای تعهدات خود ناتوان بودند تمایل به پذیرش زودهنگام استانداردهای حسابداری جدیدی که سود خالص را افزایش میدهند، دارند. دیفاند و جیمبالوو (۱۹۹۴) همچنین مدیریت سود شرکتهایی را که انحراف از تعهدات بدهی را طی سالهای ۱۹۸۵-۱۹۸۸افشا کردهاند؛ بررسی کردند. آنها شواهدی مبنی بر استفاده از اقلام تعهدی اختیاری برای افزایش سود گزارش شده در سال قبل از انحراف یافتند.
۲-۲-۱-۳.انگیزه سیاسی
شرکتهای بزرگ معمولا از نظر سیاسی بیشتر مورد توجه عموم قرار میگیرند، زیرا فعالیتهای آنان تعداد زیادی از افراد را تحت تاثیر قرار میدهد. همچنین شرکتهایی که جزء صنایع استراتژیک و انحصاری هستند نیز بیشتر در معرض دید عموم قرار دارند. چنان شرکتهایی ممکن است تمایل به کاهش سود به منظور کاهش هزینههای سیاسی خود داشته باشند.
هان و وانگ (۱۹۹۸) این موضوع را بررسی کردند که آیا شرکتهای نفتی که انتظار میرود درآمدهای آنها، به دلیل افزایشهای ناگهانی در قیمتهای نفت در طول بحران سال ۱۹۹۰ خلیج فارس افزایش یابد، از اقلام تعهدی حسابداری برای کاهش سودهای گزارش شده استفاده کردهاند. بر اساس نتایج آنها، شرکتهای مذکور از اقلام تعهدی کاهنده درآمد برای کاهش سودهای سه ماهه خود استفاده کردهاند که نشان میدهد هزینههای سیاسی، افزایش منافع افشای این اخبار خوب را کم ارزش میکند.
۲-۲-۱-۴.انگیزه مالیاتی
از آنجاییکه مقامهای مالیاتی به تحلیل قوانین حسابداری برای محاسبه درآمد مشمول مالیات میپردازند، شرکتها ممکن است انگیزه کمتری برای مدیریت سود به لحاظ امور مالیاتی داشته باشند. با وجود این، شیوهای که برای محاسبه موجودی به کار میرون ممکن است خروجی وجه نقد برای عملیات را تحت تاثیر قرار دهد. تحت قوانین مالیاتی آمریکا، شرکتهایی که از روش لایفو برای اهداف مالیاتی استفاده میکنند باید از آن برای گزارشگری مالی نیز استفاده نمایند. بنابراین، در طول دوره افزایش قیمتها شرکتها ممکن است روش لایفو را به فایفو ترجیح دهند. زیرا این موضوع منجر به سودهای گزارشهای شده پایینتر و مالیاتهای پایینتر میگردد.
۲-۲-۱-۵.انگیزه مربوط به عرضه اولیه سهام
شرکتهایی که برای اولین بار سهام خود را عرضه میکنند قیمت بازار تعیین شدهای ندارند و قیمتهای اولیه سهام تا حدی بوسیله عمکرد مالی آنها قبل از ورود به بازار تحت تاثیر قرار میگیرند. بنابراین، مدیران شرکتهایی که به شکل سهام عام درمیآیند، انگیزههایی برای افزایش سودهای گزارش شده دارند تا قیمت بیشتری را برای عرضه اولیه سهام خود بدست بیاورند به عنوان مثال، فریدلان (۱۹۹۴) گزارش کرد که شرکتهای IPO در سال قبل از IPO نسبت به دوره قبل اقلام تعهدی اختیاری افزاینده درآمد ایجاد کردهاند. تئو، ولچ وونگ (۱۹۹۸) عنوان میکنند که فرایند عرضه اولیه سهام به طور ذاتی آمادگی انجام مدیریت سود را دارد زیرا عدم تقارن اطلاعاتی بالایی سرمایهءگذاران و صادرکنندگان سهام در زمان عرضه اولیه سهام وجود دارد. تئو،ولچ وونگ (۱۹۹۸) در تحقیق دیگری اقلام تعهدی اختیاری مثبت معنیداری را قبل و در طول سال عرضه فعلی سهام گزارش کردند.
۲-۲-۲.الگوهای مدیریت سود
الگوهای گوناگون مدیریت سود عبارتنداز:
۲-۲-۲-۱. الگوی بدست آوردن آرامش:
این الگو که مخرب ترین نوع مدیریت سود است، به مدیریت هرویین شهرت یافته است و زمانی اعمال میگردد که به دلیل نارضایتی سهامداران از مدیریت به خاطر عدم دستیابی به اهداف آنها، احتمال برکناری مدیریت وجود داشته باشد. دراین حالت مدیریت سعی می کند به روشهای مختلف مانند فروش داراییهای مستهلک شده، کاهش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول و… سود سال جاری را بالا برده و عملکرد شرکت را خوب جلوه دهد . این شیوه از مدیریت سود تا حد دستیابی به یک آرامش نسبی اعمال میگردد.
دلیل نامگذاری مدیریت هرویین به این دلیل است که شیوه مورد بحث، همانند استفاده از هرویین برای بار اول خوشایند است اما بعدها آثار زیانبار خود را نشان میدهد(بهاری مقدم ،۱۳۸۵،ص۴۷).
۲-۲-۲-۲. الگوی حداکثرکردن سود[۱۳]
این شیوه از مدیریت کردن سود که تقریباً شبیه الگوی اول می باشد ، در مورد طرح های پاداش مدیریت کاربرد دارد. البته میبایست توجه داشت که در طرحهای پاداش دارای سطح حداقل و حداکثر سود مشمول پاداش، در شرایطی که سود، بالاتر از حداکثر مشمول پاداش باشد، مدیریت سود برای کاهش آن تا سطح حداکثر اعمال می گردد. این شیوه از مدیریت سود به دلیل اختیاری بودن آن وآگاهانه بودن سیاستهای اعمال شده توسط مدیریت از خطر کمتری نسبت به الگوی اول برخوردار است (همان منبع ،ص۴۸).
۲-۲-۲-۳. الگوی حداقل کردن سود[۱۴]
این الگو در مورد مدیران محافظهکار شرکتهایی مصداق دارد که دارای یک رویه بلند مدت سوددهی باشند. در این حالت که از طریق مستهلک کردن داراییهای سرمایهای ، هزینهایکردن مخارج تحقیق و توسعه، استفاده از روش تلاشهای موفقیتآمیز در مورد صنایع نفت وگاز و سایر رویههای فزاینده هزینه یا کاهنده درآمد صورت می پذیرد، مدیریت سعی درکاهش سودهای غیرمنتظره دارد. این الگو در مورد دو نوع از شرکتها کاربرد دارد . گروه اول شامل شرکتهایی میشود که حالت انحصاری داشته و به منظور جلوگیری از رقابتی شدن فعالیتشان، تلاش میکنند از بالفعل شدن سرمایهگذاریهای بالقوه خودداری نمایند. علاوه براین در مورد شرکتهایی که عامالمنفعهاند، مانند شرکتهای فعال در صنایع استراتژیک همانند نفت وگاز یا شرکتهای فعال در صنایع حمل ونقل یا تولید کننده برق، که افزایش بیش از حد سود می تواند با فشار مردم جهت کاهش قیمتها روبرو شود کاربرد دارند. پس مدیران اینگونه شرکتها نیز سعی در حداقلکردن رقم سود گزارششده دارند(همان منبع،ص۴۸).
۲-۲-۲-۴. الگوی هموارسازی سود[۱۵]
این الگو که رایجترین نوع مدیریت سود میباشد، سعی در کاهش نوسان موقتی سود گزارششده به دلیل مغایرت با سود اقتصادی دارد. این الگو به نوعی شامل هر سه الگوی اول می باشد . چرا که برای کاهش در نوسانات سود نیاز به معیار می باشد. پس در صورتی که هدف برآوردن خواسته های سهامداران باشد سود سهام با قیمت مورد انتظار سهامداران مبنای هموار سازی سود خواهد بود و در صورتی که هدف جلوگیری از فعالیت رقبا یا فشارهای اعمال شده توسط مقررات دولتی باشد، حداقل کردن درآمد یا کاهش در نوسانات آن نسبت به گذشته معیار هموارسازی میباشد (همان منبع، ص۴۹).
۲-۲-۳ . تکنیکهای مدیریت سود
برای اندازهگیری میزان دستکاری سود، توجه تحقیقات گذشته بر انتخاب روش حسابداری (برای مثال، لایفو در مقابل، فایفو، استهلاک سریع در مقابل استهلاک خط مستقیم) یا تحلیل اقلام تعهدی بوده است (تفاوت بین سودها و جریانات نقدی). تحلیل اقلام تعهدی جامعتر است، چون هم اثر انتخاب روشهای حسابداری و هم تصمیمات عملیاتی، تامین مالی وسرمایهگذاری را به دلیل تاثیر بر اقلام تعهدی اندازهگیری میکند. بر اساس ادبیات تحقیق، اقلام تعهدی حسابداری در کل، سنجش اختیاری اقلام تعهدی به طور خاص اثر تعداد زیادی از تکنیکهای مدیریت سود برشمرده را دارد. (ابراهیم، ۲۰۰۴).
اگر چه در اکثر تحقیقات جاری بر اقلام تعهدی اختیاری به عنوان ابزاری برای تعدیل سودهای گزارش شده توسط مدیران تمرکز شده است،اما مدیران ممکن است از سایر تکنیکها نیز استفاده نمایند. برخی از تکنیکهای مدیریت سود تکنیکهای واقعی هستند که از طریق زمان بندی وقوع رویدادها یا شناسایی در صورتهای مالی، سودها را کنترل میکنند. سایر تکنیکها، تکنیکهای غیر واقعی هستند که از طریق تعدیل سودهای گزارش شده بوسیله انتخابهای حسابداری، تغییرات و یا طبقهبندی اجزای سود در صورتهای مالی، سودها را مدیریت میکنند.
۲-۲-۳-۱. مدیریت سود از طریق زمابندی
مدیران میتوانند معاملات واقعی را زمانبندی کنند بطوری که اثرات آنها بر سودهای گزارش شده در جهت مطلوب قرار گیرد. به عنوان مثال مدیران میتوانند برخی از داراییهای دائمی را در دورههایی که میخواهند سودهای گزارش شده را کاهش دهند، به حساب نیاورند. بارتو (۱۹۹۳) استدلال کرد که مدیران سودهای گزارش شده را از طریق زمانبندی شناسایی سود یا زیانهای ناشی از فروش داراییهای بلند مدت و سرمایهگذاریها کنترل میکنند. از آنجاییکه سود یا زیانهای ناشی از فروش فقط در زمان فروش گزارش میشوند،مدیران فرصت دستکاری سود را از طریق زمانبندی فروش داراییها خواهندداشت. بارتو(۱۹۹۳) دریافت که سود ناشی از فروش داراییها در شرکتهایی که بدهی بالایی دارند به طور معنیداری بالاتر از شرکتهایی است که بدهی پایینتری دارند. پویتراس و دیگران (۲۰۰۲) با بهره گرفتن از شرکتهای سهامی سنگاپور شواهدی فراهم کردند که مدیران شرکتهایی که سود خالص هر سهم آنها کاهش داشته از فروش داراییها برای هموار سازی روبه بالای سودها استفاده میکنند.
مدیران میتوانند برای دستکاری سودها از یک مجموعه بزرگ و روشهای دستکاری استفاده کنند. برخی از روشها تصمیمات واقعی را میطلبد (بعبارت دیگر تصمیمات عملیاتی، تامین مالی و سرمایهگذاری) و برخی از آنها تصمیمات خالص حسابداری است. تصمیمات عملیاتی ممکن است شامل تاخیر یا تسریع در شناسایی مخارج تحقیق و توسعه، مخارج نگهداری یا فروش باشد. انگیزه برای فروش اوراق بهادار و داراییهای ثابت که مثالهایی از تصمیمات سرمایهگذاری است در اصل به خاطر افزایش سودهای گزارش شده میباشد نه تمایل به افزایش ارزش شرکت.
۲-۲-۳-۲.مدیریت سود از طریق تغییرات و انتخابهای حسابداری
اگر چه تمام انتخابهای حسابداری مدیریت سود را در برنمیگیرند و اصطلاح مدیریت سود فراتر از انتخاب حسابداری است، کاربردهای انتخابهای حسابداری برای دستیابی به یک هدف با عقیده مدیریت سود سازگار است. سودهای حسابداری میتوانند از طریق پذیرش برخی اصول حسابداری و با تعامل بین اصول، مدیریت شوند. به خاطر انعطاف پذیری ذاتی در بیشتر استانداردهای حسابداری و کاربردهای آنها، مدیران اختیار انتخاب آن کاربردها و یا رجوع به سایر کاربردهای دارای سطوح مطلوب سود را دارند. بیتی و وبر (۲۰۰۳) شواهدی را گزارش کردند که استقراض کنندگان بانکی تمایل دارند تغییرات حسابداری افزاینده درآمد را به انجام برسانند تا اثر محدودیتهای بدهی را کاهش دهند. فیلدز و دیگران (۲۰۰۱) انتخابهای حسابداری را به سه مقوله حسابداری طبقهبندی کردند. مقوله اول، انتخابهای حسابداری ناشی از هزینههای نمایندگی و بازارهای کامل است. در این مقوله، هدف انتخابهای حسابداری اثرگذاری بر ترتیبات قرارداری مثل طرحهای پاداشی و شرایط بدهی میباشد. مقوله دوم انتخابهای حسابداری بوسیله عدم تقارن اطلاعاتی و تلاش برای تاثیرگذاری بر قیمتهای سهام ایجاد میشود و مقوله سوم به منظور تاثیر بر بخشهای ثالث به غیر از مالکان شرکت مثل مقامات دولتی تعیین میگردد. مثالهایی از حیطههای حسابداری که دارای چنان انعطافپذیری است عبارتست از حسابداری استهلاک و حسابداری موجودی کالا(چالاکی،۱۳۸۹).
۲-۲-۳-۳. مدیریت سود از طریق طبقهبندی
صورتهای مالی شامل اجزای مختلف سود قبل از گزارش سود خالص میباشد. از آنجاییکه تعداد زیادی از سرمایهگذاران و استفاده کنندگان از صورتهای مالی ممکن است به سود عملیاتی یا عادی قبل از اقلام غیرمترقبه تاکید کنند، لذا احتمالا مدیران انگیزههای زیادی برای مدیریت اندازه عملیاتی سود داشته باشند.
۲-۳ . مدل های شناسایی مدیریت سود
پدیده مدیریت سود بطور مستقیم قابل اندازهگیری نیست لذا تبیین مدلی مناسب بر ای کشف و اندازهگیری آن بسیار مهم است. با شروع مطالعات هیلی(۱۹۸۵) پیشنهاداتی برای انواع روشهای شناسایی مدیریت سود ارائه شد. مک نیکول (۲۰۰۰) روشهای شناسایی مدیریت سود را به سه دسته تقسیم میکند. دسته اول روش های مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری( هیلی ۱۹۸۵، دی انجلو ۱۹۸۶، جونز ۱۹۹۱، دچو و همکاران ۱۹۹۵ یا همان جونز تعدیل شده، ریس و دیگران ۱۹۹۵، کوتاری و همکاران ۲۰۰۵، استابن ۲۰۰۱، دچو و همکاران ۲۰۱۲) هستند. دسته دوم روشهای مبتنی بر اقلان تعهدی خاص( مک ونیکولز و ویلسون ۱۹۸۸، پت رونی ۱۹۹۲، بیور و انجل ۱۹۹۶، بینش ۱۹۹۷، بیور و مک نیکولز ۱۹۹۸) می باشند. دسته سوم شامل روشهای غیرتعهدی است و شامل مدل توزیع(بروگستلر و دیچف ۱۹۹۷، دجورج و دیگران ۱۹۹۹، میرو و اسکینر۱۹۹۹) ، مدل تغییرات حسابداری و مدل علائم هشدار (۲۰۰۷) میباشد.
از بینِ این سه گروه ؛ مدل های گروه نخست با اقبال بیشتری روبرو بوده اند . توان تبین مدل های مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری بیش از سایر مدلهاست(دچو، اسلون و سویینی۱۹۹۵؛ یونگ ۱۹۹۹؛ مک نیکولز ۲۰۰۰). لذا در اینجا صرفا به مدلهای مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری میپردازیم.
۲-۳-۱. هیلی (۱۹۸۵)
اولین مدل توسط هیلی (۱۹۸۵) معرفی شد. وی میانگین اقلام تعهدی را به عنوان معیاری از مدیریت سود میدانست. هیلی اقلام تعهدی اختیاری را به وسیله روابط زیر محاسبه میکرد:
نتایج کمّی
جمع آوری داده ای کمّی
برداشت
کیفی کمی
۱۸نمودار ۳-۱٫ مراحل روش تلفیقی اکتشافی منبع: کرسول و پلانوکلارک، ۲۰۰۷: ۱۱۱
-
-
-
- استراتژی پژوهش در فاز اول(کیفی)
-
-
با توجه به تعریفی که از ارزیابی عملکرد در فصل دوم ارائه شد، در ادبیات مدیریت استراتژیک، تعریف و تفکیک دقیقی از آن ارائه نشده و در متون موجود مدیریت استراتژیک پدیده ای نسبتا مبهم و ناشناخته بوده و متغیرهای مهم در آن باید شناسایی و کشف شود و لازم است برای تحقیق بیشتر، فرضیاتی ارائه شود. لذا با توجه به هدف این تحقیق که همانا ارائه الگو یا استراتژی ارزیابی عملکرد برای سازمان های نظارتی کشور است، با انجام بررسی های اولیه تصمیم بر آن شد تا از روش تئوری بنیادی(نظریه برخاسته از زمینه، تئوری زمینه دار ، نظریه مبنایی، گراندد تئوری) برای ارائه نظریه ای در سطح متوسط اقدام گردد.
اولین بار، گلیزر[۲۵۷] و اشتراوس[۲۵۸](۱۹۶۷) روش تئوری بنیادی را توسعه دادند. آنها در کتاب کشف نظریهی بنیادی، نظریهی بنیادی را یک روش تحقیق معرفی کردند. ریشههای نظریهی بنیادی به مکتب کنش متقابل نمادین می رسد. تئوری بنیادی ریشه در مکتب تفسیری تعاملگرایی سمبولیک[۲۵۹]دارد. دادههای این روش، باید از محیط طبیعی و واقعی و از روشهای متفاوت جمع آوری گردد. تعامل نمادین از انسانها و واقعیات جاری بین آنها در تعاملات نمادهای اطراف منشاء میگیرد. معانی واژگان، گفتار، پوشاک، صنایع دستی و همهی تعاملات جاری بین انسانها، زبانهای ارتباط بین افراد هستند. تعامل نمادین، مشارکتکنندگان را آفرینندگان نمادهایی میداند که در تعاملی جاودانهاند. هدف تئوری بنیادی کشف این نمادها، الگوها، فرآیندها و چگونگی تعامل بین آنهاست(کات کلیف[۲۶۰]، ۲۰۰۰؛۱۴۷۷).
نیومن معتقد است که «نظریهی بنیادی مجموعهای از شیوهها برای توسعه دادن نظریهای استقرایی در مورد یک پدیده است»(نیومن، ۱۹۹۷: ۲۳۴). استراوس و کوربین نظریهی بنیادی را چنین معرفی میکنند: نظریهی بنیادی که منشأ استقرایی دارد، از مطالعهی پدیدهی روزمرهی زندگی ناشی میشود. روش نظریهی بنیادی، از مجموعهی منظمی از شیوهها برای توسعه دادن نظریه در مورد یک پدیده استفاده میکند و بر مبنای یافته های تحقیق فرمولی نظری از واقعیت را می سازد(اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۰: ۲۴). در این روش، نظریه به دنبال کنش بین دادهها و تحلیل به وجود میآید(گلیرز و اشتراوس، ۱۹۶۷؛ اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۰؛ گلیزر، ۱۹۷۸؛ اشتراوس، ۱۹۸۷؛ چارمز،۱۹۸۳). گلیزر به نقش توسعهی نظریه و اهمیت آن در حساس کردن محقق در برابر معنی مفهومی به دست آمده از مفاهیم و طبقهبندیها تأکید دارد (گلیزر، ۱۹۷۸).
«نظریهی بنیادی معمولاً، بر سطح خرد (نه کلان) متمرکز است و بر تفسیر مداوم، بین تحلیل دادهها تأکید دارد» (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۴: ۲۷۳)؛ زیرا هدف، استخراج نظریهای بر مبنای دادههای جمع آوری شده است. حاصل تئوری بنیادی، نظریهای است که از نظر وسعت در طبقهبندی نظریههای میانی قرار میگیرد و از نظر نوع، یک نظریهی اسمی[۲۶۱] یا مبتنی بر دادهها[۲۶۲]ست و بنابراین میتواند فاصله تئوری و عمل[۲۶۳] را کاهش دهد(بیکر، وست و نورگر، ۱۹۹۲؛ استرابرت و کارپنتر، ۲۰۰۳؛ شلدون، ۱۹۹۸). گلیزر معتقد است، گرچه در هر حال تئوری بنیادی، نظریه است و نه واقعیت، و این روش تنها میتواند ماهیت انتزاعی دادهها را به ماهیت مفهومی دانش موجود نزدیک نماید. بدین ترتیب تئوری میتواند مبین واقعیت باشد. (گلیزر،۲۰۰۳؛۱).
این فرایند دربرگیرندهی یک طرح هدایت شده به وسیلهی داده است (نمونهگیری نظری) و هدف اصلی، ایجاد مفاهیم نظری از داده و جستوجوی مفاهیم محوری[۲۶۴](اشتراوس، ۱۹۸۷) یا آن چیزی است که گلیرز آن را فرایند اجتماعی اصلی یا فرایند روانشناختی اجتماعی اصلی[۲۶۵] مینامد(گلیرز، ۱۹۸۷).
-
-
-
- مراحل روششناسی نظریهی بنیادی
-
-
با ملاحظه نکات فوق، در ساختن نظریه بنیادی، پنج مرحله تحلیلی کلی(نه به معنی دقیق آن متوالی) میتوان تشخیص داد. این مراحل عبارتند از طراحی تحقیق، جمع آوری اطلاعات، مرتب کردن دادهها، تحلیل دادهها و مقایسه ادبیات. البته هر یک از این مراحل را میتوان به فعالیتهای جزئیتری تقسیم کرد. تقسیمبندی ارائه شده صرفاً جنبه توضیحی دارد. جدول ۳-۱ شرحی از این مراحل و فعالیتهای مربوط به هر مرحله میدهد.
چنانکه مراحل ذکر شده در جدول نشان میدهد، جمع آوری و تحلیل داده ها و نظریه حاصل از تحقیق، در رابطه متقابلی با یکدیگر قرار دارند. شروع تحقیق با نظریهپردازی و سپس اثبات آن نیست، بلکه تحقیق با انتخاب حوزهای برای مطالعه شروع میشود و سپس آنچه به آن حوزه مربوط است، در جریان تحقیق، امکان ظاهر شدن پیدا میکند. ذیلاً فعالیتهای انجام شده در مراحل اصلی تحقیق کیفی را به اختصار به بحث میگذاریم.
۱۷جدول ۳-۱٫ فرایند ساختن نظریه بنیادی
مرحله | فعالیت | |
|
تعریف مسئله تحقیق تعریف سازههای ساخته شده قبلی نمونهگیری نظری در برابر نمونهگیری تصادفی |