ای ستارهها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستارهها که از ورای ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته اید
«اسیر-ای ستارهها»
-
- فاعلاتُ فاعلاتُ فع(فاعلن مفاعلن فاعلن)
در منی و این هم ز من جدا با منی و دیده ات به سوی غیر
بهر من نمانده راه گفتگو تو نشسته گرم گفتگوی غیر
« دیوار- نغمه درد»
اوزان نادر:
-
- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع:
چون نگهبانی که در کف مشعلی دارد میخرامد شب میان شهر خوابآلود
خانهها با روشنائیهای رؤیائی یک به یک در گیر ودار بوسه بدرود
«دیوار- قصه ای در شب»
-
- فاعلاتن فاعلاتن فع:
روز اول پیش خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز میگفتم لیک بااندوه و با تردید
«اسیر-صبر سنگ»
(شمیسا، ۱۳۷۶ :۷۹- ۷۶)
«فروغ» توانستهاست به عروض فارسی وسعت موسیقیائی بیشتری بخشد و امکان نزدیک کردن وزن را به طبیعت گفتار و زبان عادی که سفارش «نیما» بود بیشتر کند، خود او میگوید:
«… کلمهها وارد شدند، در نتیجه احتیاج به تغییر و دستکاری در وزنها پیش آمده ،البته حق مسلم این توسع در موسیقی وزن از آن نیماست: (شمیسا، ۱۳۷۶ :۸۴)
فروغ فرخزاد مثل هر شاعر بزرگ دیگری، شاعری نوآور و بدعتگزار است. شاعری که در پی تکرار حرف و گفت وکارو کرد پیشینیان نیست. حرفش را میزند و شعرهایش را میسراید و غم آنش هم نیست که چند تنی ناآشنا با موسیقی کلام-که وزن شعر را صرفاً محدود به اوزان متداول مرسوم میدانند- بر شعرهایش خرده بگیرند که در فلان جا، وزن شعرش شکسته یا مغشوش است.
در حقیقت این کسانی که به وزن شعر فروغ ایراد میگیرند، خود با علم عروض و امکانات موسیقیایی زبان و قانون زحافات عروض ناآشنایند. و به دلیل همین ناآشنایی با امکانات موسیقیایی شعر و ناآگاهی از خاستگاه وزن در شعر، هرگونه عدول از هنجار حاکم بر وزن عروض سنتّی و هر نوع تلاش برای آفرینش موسیقی جدید در کلام و نوآوری در پهنه موسیقیایی زبان را ناشی از عدم توان شاعر در برخورد با وزن عروضی تلقی میکنند. غافل از اینکه هیچ شاعری کار خود را با خواندن عروض آغاز نکردهاست. شاعری هنری فطری است و شاعر پیش از آن که به شعر و قواعد آن بیندیشد به کمک استعداد خدادادیاش به سرودن شعر میپردازد. برای اثبات این ادعا چندین دلیل محکم وجود دارد:
-
- برخی از بهترین شاعران- در هر دورهای از تاریخ ادبیات- اصلاً سواد خواندن و نوشتن نداشتهاند. تا چه رسد به مطالعه و یادگیری علم عروض.
-
- اکثر شاعران یا برخی از آنان، کار شاعری را در سنین کودکی آغاز کرده اند و نمونههای شعرهای دوره خردسالی و نوجوانی آنان که از نظر وزن و موسیقی شعر نیز هیچ ایرادی ندارد، نشان میدهد که اینان قبل از آموختن هر دانشی- حتی ادبیات و شعر – به صرف استعداد ذاتی و ذهن موسیقیایی، با وزن شعر آشنا شده و در حقیقت وزن و موسیقی شعر، مثل خود شعر در خونشان جریان داشتهاست.
-
- هیچ کس تنها با خواندن و آموختن قواعد و قوانین حاکم بر عروض و آشنایی با امکانات موسیقیایی زبان، نمیتواند شاعر بشود.
وقتی فروغ میگوید: « من هیچ اوزان عروضی نخواندهام» یا «سعی کن با ریتم کلمات، یک حرکت کلی به وجود بیاوری که شنیدنی باشد، یعنی درگوش تبدیل به یک نوع وزن شود» دقیقاً در پی اثبات همین واقعیت است: یعنی وزن چیزی نیست جز حرکت کلی و آهنگین کلمات که در نهایت در گوش شنونده به نوعی وزن و موسیقی منتهی میشود و این تعبیری است که دکتر شفیعی کدکنی در تعریف وزن شعر میگوید:
«وقتی مجموعۀ آوایی مورد بحث ما،به لحاظ کوتاه و بلندی مصوتها و یا ترکیب صامتها و مصوتها از نظام خاصی برخوردار یاشند، نوعی موسیقی به وجود میآید، که آن را وزن مینامیم.» و این تعریف هیچ مغایرتی با تعریف استاد جلالالدین همایی از وزن ندارد که مینویسد : «وزن چیزی نیست که به دستیاری صنعت برای بشر درست کرده باشند واندکاندک با آن انس گرفته و در طبع او گوارا شده باشد بلکه التذاذ از موزون مقتضای آفرینش بشر تامالخلقه است.»
از طرف دیگر باید در نظر داشت که وزن شعر صرفاً محدود به اوزان شناخته شده پیشین و مذکور در کتابهای عروض شعر نیست، و شاعر در صورت داشتن ذهن موسیقیایی میتواند با بهره گرفتن از امکانات موجود در زبان به خلق اوزان جدید بپردارزد. اتفاقی که در گذشته نیز رخ دادهاست و نمونه آن بحور مستحدث شعر فارسی است که به دلیل همین نوآوری در وزن و نداشتن سابقه به بحور جدید معروف شدهاند مثل بحر جدید و مشاکل و قریب یا وزن جدید شعر افسانه نیما که پیش از آن در شعر فارسی و ادبیات رسمیسابقهای نداشتهاست.
ای بسا خندهها که زدی تو
بر خوشیّ و بدیّ گِل من.
ای بسا کامدی اشکریزان
بر من و بر دل و حاصلِ من.
تو ددی، یا که رویی پریوار؟
«افسانه نیما»
بدین ترتیب میبینیم که امکان نوآوری در وزن شعر وجود دارد و وقتی فروغ فرخزاد میگوید: «وزن باید از نو ساخته شود، وچیزی که وزن را میسازد و باید اداره کنندۀ وزن باشد- برعکس گذشته- زبان است» ،دقیقاً اشاره بههمین واقعیت دارد.
نکاتی را که باید در شعر فروغ در نظر گرفت که میتوان او را مبدع در عروض و وزن شعر دانست:
-
- برخی شعرهای فروغ، در یک وزن سروده نشده، بلکه بر دو وزن مجتث و مضارع است وبه اصطلاح دارای وزن مرکب است، مانند شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ،« بر او ببخشائید»و«هدیه».
قطعه ای از شعر ایمان بیاوریم …
من سردم است و از گوشوارههای صدف بیزارم
من سردم است و می دانم