«اتحادیه اروپا به عنوان یک قدرت هنجاری: چگونه میتواند این باشد؟[۲۳]» مقالهای است از هلن سورسن (۲۰۰۶ a) در مجله سیاست عمومی اتحادیه اروپا[۲۴] به چاپ رسیده است. نگارنده در این مقاله به بررسی قدرت هنجاری یا قدرت مدنی (غیرنظامی) اتحادیه اروپا در نظام جهانی میپردازد. نگارنده با ورود به مباحث سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با در نظر گرفتن قدرت هنجاری به تجزیه و تحلیل نقشی بین المللی اتحادیه اروپا میپردازد. از نظر مشاهدات تجربی سورسن، در مورد سیاست اتحادیه اروپا در ترویج دموکراسی، مقدمهای از جملات حقوق بشری در موافقتنامههای تجاری، تأکید بر تشویق همکاریهای منطقهای و تمرکز بر تقویت نهادهای بین المللی به خوبی نشان دهنده تمایز سیاست خارجی اتحادیه اروپا با سایر قدرتهای بزرگ است.
«قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در یک جهان چندقطبی[۲۵]» مقالهای است از دانیل فیوت[۲۶] که در کنفرانس دوسالانه انجمن مطالعات اتحادیه اروپا[۲۷] در سال ۲۰۱۱ در شهر بوستون ایالات متحده ارائه گردیده است. فیوت در این مقاله به بررسی تغییرات احتمالی که قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در نظم آینده چندقطبی جهان میآورد، میپردازد. وی معتقد است اگر نظم جهان به سمت چند قطبی شدن با بازی دولتهایی چون ایالات متحده، چین، هند و برزیل و بازی بازیگرانی چون اتحادیه اروپا، چه عواقبی میتواند برای نظریه قدرت هنجاری اتحادیه اروپا داشته باشد.
دیمیتریس بوریس[۲۸] مقالهای با عنوان «محدودیتهای قدرت هنجاری اتحادیه اروپا: بررسی رکن سوم مشارکت یورو ـ مدیترانه[۲۹]» در سال ۲۰۱۱ در فصلنامه دیدگاه سیاسی[۳۰] به چاپ رسانده است. هدف از این مقاله بررسی مفهوم قدرت هنجاری اتحادیه اروپا (NPE) که توسط مانرس در سال ۲۰۰۲ ارائه شده میباشد. نگارنده برای ارزیابی محدودیتهای قدرت هنجاری اروپا بر رکن سوم (اجتماعی و فرهنگی) مشارکت یورو ـ مدیترانه تأکید میکند. این رکن سوم از دو جنبه مورد بررسی قرار میگیرد. نگارنده معتقد است مفهوم قدرت هنجاری اتحادیه اروپا به اندازه کافی به فهم ماهیت اتحادیه اروپا کمک میکند.
«دیپلماسی ملایم (دوستانه) ما شنیده خواهد شد[۳۱]» عنوان مقالهای از کاترین اشتون مسئول جدید سیاست خارجی و امنیت اتحادیه اروپا است که در سال ۲۰۰۹ و پس از انتخاب به این سمت در تایمز انگلیس به چاپ رسیده است. هدف اصلی از نگارش این مقاله توسط خانم اشتون در واقع تشریح برنامههای کاری و اهداف اتحادیه اروپا بوده است. اشتون در این مقاله اظهار داشته است که «اتحادیه اروپا به خاطر دفاع از ارزشهایی نظیر دموکراسی و حقوق بشر و تأکید بر حکومت قانون در سطح بینالمللی از اعتبار فراوانی برخوردار است. در زمینه مسائل مهم جهانی مثل محیط زیست، مبارزه با فقر، بحران و جنگهای منطقهای و تروریسم ما مواضع روشنی داریم و تعهدات خود را اثبات کردهایم.» کاترین اشتون همچنین در مورد مضامین و محورهای سیاست خارجی اتحادیه اروپا مینویسد که «این اتحادیه باید در مناطق مهم بحران و جنگ نقش جدی ایفا کرده ولی در عین حال باید سیاست موثر و هوشمندانهای نیز برای تأمین امنیت اروپا داشته باشد. او میافزاید که از روشهای تازهای برای مهار و مدیریت بحرانها استفاده خواهد کرد و تواناییهای نظامی و غیرنظامی (مدنی) اتحادیه اروپا را به شکل بهتری در خدمت این اهداف بکار خواهد برد.» این سخنان یک مقام عالیرتبه اتحادیه و همچنین تحولات صورت گرفته در نقشپذیری اتحادیه در مسائل و بحرانهای امنیتی بین المللی نشان از این واقعیت دارد که اتحادیه از طریق صلحبانی و از بین بردن عوامل ضد امنیت خارجی در بیرون از مرزهای خود به دنبال ایجاد امنیت در درون میباشد. این مقاله از این جهت که اولاً توسط یک مسئول با نفوذ در اتحادیه اروپا نوشته شده است و از طرفی به تشریح برنامههای اتحادیه اروپا در مقابله با بحرانهای بین المللی پیشرو میپردازد بسیار مفید است.
یکی دیگر از مقالات مرتبط با قدرت هنجاری[۳۲] اتحادیه اروپا مقالهای است با عنوان «اتحادیه اروپا و اجلاس جهانی توسعه پایدار: قدرت هنجاری اروپا در عمل[۳۳]» از سیمون لایتفوت[۳۴] و جان بورچل[۳۵] میباشد که در سال ۲۰۰۵ در مجله مطالعات بازار مشترک[۳۶] به چاپ رسیده است. نگارندگان در این مقاله به دنبال بررسی مفهوم قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در نقشی که این اتحادیه در اجلاس جهانی توسعه پایدار (که در سال ۲۰۰۲ برگزار گردید) هستند. نگارندگان در بررسی این موضوع دو دغدغه اصلی دارند؛ نخست بررسی تعهد اتحادیه اروپا به توسعه پایدار است و دوم، بالا بردن پرسشهای مهم نظری برای گسترش مرزهای مفهوم قدرت هنجاری اروپا مورد نظر ایان مانرس[۳۷].
ایان مانرس از جمله نظریهپردازانی فعالی است که در خصوص قدرت هنجاری اروپا نظریهپردازی کرده است. او در مقالهای با عنوان «قدرت هنجاری اروپا: تناقض در شرایط[۳۸]» که سال ۲۰۰۲ در فصلنامه مطالعات بازار مشترک[۳۹] به چاپ رسیده است به بررسی قدرت هنجاری اروپا میپردازد. این مقاله در واقع پاسخی است به مقاله هدلی بول (۱۹۸۲) با عنوان «قدرت مدنی اروپا: تناقض در شرایط[۴۰]» میباشد. در واقع مانرس در این مقاله بر خلاف بول که تأکید را بر قدرت نظامی قرار میدهد و قدرت مدنی (غیرنظامی) را ذیل قدرت نظامی دارای اهمیت میداند و نهایتاً نتیجه میگیرد که اروپا یک بازیگر در امور بین المللی نیست، بر قدرت هنجاری اتحادیه اروپا تأکید دارد و بدین منظور مباحث خود را ذیل لغو مجازات اعدام سازمان میدهد.
مانرس (۲۰۰۶ a) همچنین در مقالهای با عنوان «اتحادیه اروپا: قدرت هنجاری و سیاست خارجی اخلاقی[۴۱]» که در کتاب بازاندیشی در سیاست خارجی اخلاقی: مشکلات، امکانات و پارادوکس[۴۲] با ویراستاری دیوید چاندلر[۴۳] و وولکر هینس[۴۴] مباحث مربوط به قدرت هنجاری اتحادیه اروپا را پی میگیرد. وی در این مقاله به نوعی به دنبال فرار از آنچه که به عنوان قدرت اخلاقی یا قدرت نرم در برابر قدرت هنجاری مطرح است میباشد. مانرس با تشریح مفهوم قدرت هنجاری، در پی واکاوی این مفهوم در برابر سیاست خارجی اخلاقی میباشد.
«اخلاق هنجاری اتحادیه اروپا»[۴۵] مقاله دیگری از ایان مانرس است که در سال ۲۰۰۸ در فصلنامه امور بین المللی[۴۶] به چاپ رسیده است. مانرس در این مقاله مدعی است که اتحادیه اروپا همیشه یک قدرت هنجاری در سیاست جهانی خواهد بود. این ادعایی است که نویسنده در طول مقاله دنبال میکند. هدف کلی مانرس تجزیه و تحلیل قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در سیاست جهانی است.
«رقابت قدرت هنجاری؟ اتحادیه اروپا، روسیه و مسئله کوزوو[۴۷]» مقالهای است از جان استینکول[۴۸] که در سال ۲۰۱۰ (مقالات دیپلماسی اتحادیه اروپا) نگارش شده است. یکی از نقاط قوت این مقاله بررسی قدرت هنجاری بر اساس چارچوب تئوریک سازهانگاری است. وی در این مقاله ضمن تجزیه و تحلیل مفهوم قدرت هنجاری، اینکه قدرت هنجاری منجر به رقابت بین بازیگران بین المللی میشود را فرض گرفته است. همچنین هنجارهای اتحادیه اروپا که امکان دارد منجر به درگیری شود نیز در این مقاله بررسی شده است. نگارنده با رویکردی سازهانگارانه به مطالعه تعامل میان اتحادیه اروپا و روسیه در مسئله کوزوو میپردازد و استدلال میکند که اتحادیه اروپا و روسیه در مسائلی مانند تفسیر حاکمیت، قوانین بین المللی و چندجانبهگرایی در تضاد هستند که همین منجر به رقابت قدرت هنجاری بیشتر در کوزوو شده است.
«اتحادیه اروپایی و سیاست خارجی هنجاری»، عنوان مقالهای است از خلیل شیرغلامی که در فصلنامه سیاست خارجی در سال ۱۳۸۶ به چاپ رسیده است. این مقاله در خصوص مفهوم سیاست خارجی هنجاری تأملاتی دارد. در این مقاله نگارنده سعی دارد با توجه به تعریفی که از بازیگر هنجاری و شاخصه های آن به عنوان بازیگری که اهداف، ابزارها و نتایج سیاستهای آن هنجاری است، ارائه میدهد، بگوید که اتحادیه اروپایی یک بازیگر هنجاری کامل نیست و در بسیاری از موضوعات و سیاستهای خود، نه تنها سیاست هنجاری را اتخاذ نکرده، بلکه در قالب سیاستهای کاملاً غیرهنجاری رفتار نموده است.
در حوزه آثار که به طور کتاب نگاشته شدهاند (بیشتر مجموعه مقالاتی هستند که ویراسته شدهاند) اتّحادیه اروپا؛ هویت، امنیت و سیاست است که به اهتمام دکتر سید عبدالعلی قوام و دکتر داوود کیانی در سال ۱۳۸۹ توسط پژوهشکده مطالعات راهبردی به چاپ رسیده است. این کتاب که یکی از آثار مهم داخلی در حوزه اتحادیه اروپاست، از آنجا دارای اهمیت است که مجموعه مقالاتی از اساتید مهم رشته روابط بینالملل است. بدون شک، اتحادیه اروپا توانسته است تا عناصری از هر دو دسته نهادهای بینالدولی و فراملی را در خود با هدف ایجاد وحدت در اروپا، ماندگاری سازگاری صلح حاصل پس از جنگ جهانی دوم در این قاره و تولید رفاه برای شهروندان اروپایی جای دهد. حیات سیاسی اتحادیه اروپا به دو دوره متمایز دوران جنگ سرد و پس از آن و یا قبل و پس از معاهده، ماستریخت قابل تقسیمبندی است. کتاب حاضر اثری مهم در زمینه معرفی، تحلیل و ارزیابی اتحادیه اروپا و فرایند همگرایی در آن به زبان فارسی است و تلاش کرده تا در سپهرهای مهمی چون هویت، امنیت، جامعهشناسی، حقوق و سیاست خارجی به واکاوی این اتحادیه بپردازد.
کتابی فارسی دیگری که رابطۀ اتحادیه اروپا و تحولات سیاست بینالملل را تبیین مینمایند؛ کتابی است با عنوان اتحادیه اروپا و سیاست بینالملل زیر نظر دکتر محمود واعظی و گردآوری دکتر داوود کیانی، محصول گروه پژوهشی سیاست خارجی پژوهشکده تحقیقات استراتژیک که جهتگیری مشخصی را برای پژوهش پیشرو میگشاید. از منظر نگارندگان این کتاب، در حقیقت، روند همگرایی اقتصادی و سیاسی موجود میان دول اروپایی عضو این اتحادیه، در مباینت با اصول و قواعد حاکم بر سیاست بینالملل که از بافت رئالیستی برخوردار هستند، به سر میبرد. در بخش همگرایی اقتصادی، اتحادیه اروپا توانسته است در مقام یک قدرت جهانی ظاهر شده و به واسطه این جایگاه، نقش مؤثر و تعیینکنندهای در نظام تصمیمگیری بینالمللی در قلمرو اقتصاد داشته باشد. اکنون اتحادیه اروپا بزرگترین معاملهگر تجاری جهانی است. بر اساس آمار ارائه شده این کتاب، در سال ۲۰۰۵، فروش خارجی محصولات این اتحادیه به ۲/۷۹۰ تریلیون دلار و کسری تجاری آن به ۱۳۴ میلیارد دلار رسید. این در حالی است که در همان سال، کل تجارت خارجی آمریکا ۲/۶۳۷ تریلیون دلار و کسری تجاری آن ۸۴۰ میلیارد دلار بوده است. در حقیقت، ۲۰ درصد از واردات و صادرات جهانی به اتحادیه اروپا تعلق داشته و بیش از ۷۰ درصد از کل مبادلات تجاری اتحادیه با اعضای آن صورت میپذیرد. علاوه بر این، اتحادیه اروپا در بیشتر مرزهای بینالمللی نظیر صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی، نه تنها دارای حق وتو بوده بلکه در سیاستگذاری آنها نیز نقش تعیینکنندهای بر عهده دارد. از زمان ورود یورو به عرصه تجارت جهانی، این پول واحد اروپایی توانسته است به دومین ارز ذخیره رایج بینالمللی تبدیل گردد و حتی تا اندازهای از مزیت دلار در معاملات جهانی بکاهد.
همچنین در این کتاب بدین موضوع پرداخته میشود که به موازات توانمندتر شدن تدریجی نفوذ و قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا در نظام بینالملل، این اتحادیه خصوصاً پس از معاهده ماستریخت در سال ۱۹۹۲، گام بلندی را برای تبدیل شدن به یک بازیگر سیاسی مؤثر در سیاست بینالملل برداشته است. اتحادیه اروپا در دوره جنگ سرد همواره نیم نگاهی به بازیگری در عرصه سیاست بینالملل داشته است، امّا شرایط دوقطبی جهان و قدرت بالای آمریکا مانع از بازیگری فعال آن اتحادیه در قلمرو سیاست بینالملل گردید. رویدادهای مهمی چون فروپاشی نظام دوقطبی، خروج کشورهای اروپای شرقی و مرکزی از حاکمیت سیاسی شوروی، وحدت دو آلمان و نیز بحرانهای منطقهای همچون تحولات بالکان و جنگ دوم خلیجفارس، شرایط حاکم بر نظام بینالملل را دگرگون ساخت و بستری فراهم نمود تا زمینه فعالیت سیاسی اتحادیه اروپا در عرصه بینالملل بیش از پیش فراهم شود. به همین جهت اتحادیه اروپا در دهه ۱۹۹۰، گامهای جدیای را به سوی وحدت سیاسی برداشت. از آن زمان تاکنون اتحادیه اروپا در قالب چارچوبهایی نظیر سیاست خارجی و امنیتی مشترک (CFSP) و سیاست دفاعی و امنیتی اروپایی (ESDP)، تلاش نموده است تا علاوه بر هویت ژئواکونومیک و ژئوکالچرال خود، به یک هویت ژئوپولیتیکی نیز دست یابد. در مقالات این کتاب در خصوص رابطه اتحادیه اروپا با سایر قدرتها نیز مطالب مفیدی ذکر شده است؛ فصل سوم، چهارم و پنجم به ترتیب به روابط دوجانبه این اتحادیه با روسیه ، ایالات متحده امریکا و چین اختصاص یافته است که بر اساس آن، اتحادیه اروپا در چارچوب سیاست «مشارکتی» خود سعی دارد تا با کشورها و مناطقی که در محیط فوری و پیرامونی آن اتحادیه قرار ندارند، روابط دوجانبهای را بر مبنای توسعه روابط اقتصادی و سیاسی برقرار نماید.
در ارتباط با مفهومپردازی پیرامون جایگاه اتحادیه اروپا به عنوان یک بازیگر بینالمللی و تعریف سرشت قدرت اروپا، اتفاقنظر چندانی بین نظریهپردازان روابط بینالملل به چشم نمیخورد. برخی از نظریهپردازان بر این باورند که مفاهیم قدرت مدنی و قدرت نرمافزارانه اروپایی نشان از ضعف بنیادی ژئوپولیتیک اتحادیه در صحنه بینالملل است. با وجود این، عدهای دیگر از تحلیلگران سیاست اروپایی معتقدند که خصیصه مدنی (غیرنظامی) قدرت اروپا عامل اصلی نفوذ و گسترش ارزشها و هنجارهای اروپایی در صحنه سیاست جهانی میباشد. با این همه، بدیهی است که ماهیت قدرت اروپا تحت تأثیر همگرایی فراملی با ماهیت سنتی قدرت در نظام بینالملل، که دولت ملی محور است، تفاوتها و تمایزاتی دارد. بر این اساس، اروپا هنوز بین دو قدرت سخت و نرم و نیز رهیافتهای یکجانبهگرا و چندجانبهگرا در نوسان به سر میبرد.
در این کتاب همچنین به یکی از مهمترین بحرانهای دهه اول هزاره سوم یعنی بحران عراق در سال ۲۰۰۳ و تأثیر آن بر اتحادیه اروپا را نیز بررسی نموده است. در این کتاب آمده است ایجاد دو دستگی میان دول اروپایی که منجر به مطرح شدن ایده اروپای جدید در مقابل اروپای قدیم گردید، یک نمونه آشکار در این رابطه میباشد. به طور کلی پژوهش حاضر قصد دارد تا ضمن بررسی ماهیت وحدت سیاسی و نظام تصمیمگیری اتحادیه اروپا، به تحلیل و ارزیابی جایگاه و وزن بینالمللی این اتحادیه از رهگذر مطالعه روابط این اتحادیه با قدرتهای برتر و بزرگ نظام بینالملل نظیر آمریکا، روسیه و چین بپردازد. در حقیقت، این پژوهش در پی آن است که دریابد اتحادیه اروپا در عرصه سیاست خارجی با چه تنگناهای حقوقی، سیاسی، اجتماعی و سازمانی روبروست؟ و اینکه رفتار ثبات خارجی اتحادیه اروپا در نظام بینالملل تابع یک الگوی مشخص، منسجم و یا واحدی است؟
سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا عنوان کتاب دیگری از پژوهشکده تحقیقات استراتژیک در ارتباط با اتحادیه اروپا است. در این کتاب آمده است، تدوین یک سیاست خارجی و امنیتی مشترک توسط اتحادیه اروپا به دلیل ماهیت مناقشهبرانگیز آن با دشواریهای فراوان روبرو بوده است. حساسیت این مسأله بیشتر از آنجا ناشی میشود که این حوزه در ارتباط مستقیمتری با واگذاری حاکمیت قرار میگیرد. کسانی که در اروپا دیدگاه مساعدی نسبت به ایجاد یک فدراسیون اروپایی ندارند، شدیداً با ایده سیاست خارجی و امنیتی مشترک به مخالفت میپردازند. در واقع، رهبران اتحادیه اروپا در گام برداشتن در این مسیر از دو سو تحت فشار قرار دارند. از یکسو، برای دولتهای عضو اتحادیه کاملاً روشن است که دستیابی به قدرت و نفوذ بیشتر در جهان تنها زمانی میسر خواهد بود که آنها نه به طور مستقیم و جداگانه بلکه به صورت گروهی عمل کنند. از سوی دیگر، این نگرانی در میان دولتها وجود دارد که اتخاذ سیاست مشترک در حوزه امور خارجی و امنیتی با آزادی عمل آنها برای اقدام در جهت منافع ملی تعارض پیدا میکند. در جریان همگرایی منطقهای در اروپا به تدریج نیاز به تدوین سیاستهای مشترک در حوزه اقتصاد خارجی احساس شد و منطق تسری، روند همگرایی را به سمت دیگر حوزهها (جز اقتصاد) سوق داد. اما آنچه سبب شد تا همگرایی سیاسی اروپایی جان تازهای بگیرد، بروز برخی مسائل مهم و بحرانهایی بود که پس از پایان جنگ سرد در مناطقی به وجود آمد که به نوعی با منابع و امنیت اروپا مرتبط میشد و میتوانست قاره اروپا را دستخوش بیثباتی و ناامنی نماید. در ارتباط با بحرانهایی مانند بالکان و جنگ آزادسازی کویت، ضعف سیاسی اروپا بیش از پیش آشکار شد. اتحادیه اروپا گرچه یک غول اقتصادی به شمار میرفت، اما فاقد سازوکارهای سیاسی لازم و نیز نیروی نظامی برای ایفای نقش در بحرانها بود. از سوی دیگر اجماعسازی در داخل اتحادیه برای پرداختن به مسائل خطیر سیاست خارجی و تصمیمگیری واحد در این زمینه بسیار دشوار بود. در هر حال این پژوهش که با هدف آشنا ساختن خوانندگان با زمینههای شکلگیری، سیر تکاملی، سازوکارها و تحولات مربوط به سیاستهای خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا تدوین شده است، تلاش دارد تا چالشها، موانع و نیز فرصتهایی را بررسی کند که پیش روی سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحایه اروپا قرار دارد. اروپایی که مایل است به عنوان یک قطب در صحنه معادلات بینالمللی نقش ایفا کند، اما از یکسو ملاحظات خاص ملی و از سوی دیگر برتریطلبی ایالات متحده آمریکا به ویژه در دوران بوش و تأکید بر نقش ناتو موانعی عمده بر سر راه دستیابی به این هدف به وجود میآورند.
اتحادیه اروپا از آغاز تا امروز کتابی است از احمد نقیبزاده و اتحادیه اروپایی کتابی از دکتر سعید خالوزاده هست که این دو کتاب، تحولات، پیشینه، ساختار و مسائل پایهای اتحادیه اروپا را بررسی مینمایند.
علاوه بر کتاب و مقالات، نشستها و سیمنارهای مختلفی به بررسی نقش و جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بینالملل پرداخته است. یکی از مهمترین این نشستها با عنوان “گسترش اتحادیه اروپا: پیامدهای آن برای سیاست بینالملل، قاره اروپا و ایران” در مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار گردید که گروه مطالعات اروپا و آمریکا آن را ترتیب داده بودند و نتایج حاصل از آن به صورت مقالهای مجزا درآمد. این نشست گسترش اتحادیه اروپا را در چهار محور زیر مورد بررسی قرار داد:
- اثرات گسترش اتحادیه اروپا بر عرصه سیاست بینالملل و خصوصاً بر رقابت اروپا و آمریکا در عصر مابعد جنگ سرد؛
- گسترش اتحادیه اروپا از منظر چشماندازهای درون اتحادیهای؛
- نقش و منافع آمریکا در گسترش اتحادیه به دنبال گسترش ناتو؛
- پیامدهای گسترش اتحادیه اروپا بر روند مناسبات ایران و اتحادیه اروپا.
د) روش پژوهش و گردآوری داده ها:
روش پژوهش در این پایان نامه به صورت راهبرد قیاسی (فرضیه مشتق از نظریه قدرت هنجاری) خواهد بود و همچنین از طریق منابع کتابخانهای و استفاده از اسناد و متون تاریخی، منابع اینترنتی و مصاحبههای نیمهساختمند به گردآوری داده ها خواهیم پرداخت.
ذ) موانع، مشکلات و محدودیت های تحقیق:
گستردگی اتحادیه اروپا متشکل از ۲۷ عضو، اولین مانع و محدودیت اصلی پژوهش حاضر به حساب میآید به طوری که حجم وسیعی از داده ها را به دست میدهد. برقراری ارتباط معنایی مناسب میان دیدگاه های مختلف این اعضاء امری مشکل است. پژوهش حاضر ضمن توجه به این مهم باید ویژگیها و ارزشهای هنجاری این اتحادیه و اعضای آن را در گستره زمانی مشخص بررسی نماید که بر محذوریات تحقیق میافزاید. علاوه بر این با توجه به روز بودن عنوان تحقیق و همچنین گستردگی بحث در خصوص ویژگیهای فرهنگی و هنجاری این اتحادیه و بررسی تأثیر آن بر نقش و جایگاه جهانی این اتحادیه بر پیچیدگی و لزوم برقراری انسجام معنایی میان آنها افزوده است.
ر) سازماندهی تحقیق:
پژوهش حاضر علاوه بر کلیات مربوط به پژوهش، نتیجهگیری پایانی و فهرست منابع و مراجع کتابنامه، مشتمل بر پنج فصل
۲- کاربرد مدیریتی: شناخت توانمندیها و کارکردهای منابع انسانی نظیر نیروی کار تولید به منظور سنجش عملکرد.
۳- کاربرد حسابداری: تحلیل مالی منطقی و سودمند از وضعیت و عملکرد مالی بنگاههای اقتصادی در مقایسه با سود حسابداری.
۲-۳-۳ مزایای استفاده از ارزش افزوده اقتصادی
۱- ارزش افزوده اقتصادی رابطه نزدیکی با خالص ارزش فعلی (NPV) دارد.
۲- ارزش افزوده اقتصادی مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آنها است، پاسخگو میکند.
۳- ارزش افزوده اقتصادی از طریق همه تصمیماتی که مدیران شرکتها اتخاذ میکنند، تحتتأثیر واقع میشود.
۴- ارزش افزوده اقتصادی معیار مناسبی جهت تعیین پاداش مدیران میباشد.
۵- ارزش افزوده اقتصادی با ارزش بازار شرکت در ارتباط است.
۶- ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یک معیار عملکرد اقتصادی با معیارهای دیگری همچون ارزش افزوده نقدی سرمایهگذاری، ارزش افزوده سهامداران و بازده جریان نقدی روی سرمایهگذاری سازگار است.
۷- ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیار داخلی سنجش عملکرد موفقیت شرکت در افزودن ارزش به سرمایهگذاری سهامدارانش را به بهترین نحو نشان میدهد.
۸- ارزش افزوده اقتصادی نشان میدهد که ارزش شرکت مستقیماً به عملکرد مدیریت بستگی دارد.
۹- ارزش افزوده اقتصادی میتواند مبنایی برای تعیین اهداف سرمایهگذاری در پروژهها قرار گیرد.
۱۰- ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیار اندازهگیری عملکرد کمتر در معرض تحریفهای حسابداری قرار دارد.
۲-۳-۴ معایب ارزش افزوده اقتصادی
۱- محاسبه ارزش افزوده اقتصادی شامل محاسبه نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه میباشد که مشکل است.
۲- ارزش افزوده اقتصادی معمولاً براساس ارقام تاریخی محاسبه میشود.
۳- گاهی اوقات تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی غیرعملی است، مثلاً برای شرکتهایی که تازه راهاندازی شدهاند یا برای شرکتهای سرمایهگذاری، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی مناسب نیست.
۲-۳-۵ اندازهگیری ارزش افزوده اقتصادی
کشف فاکتورهای اقتصادی که منجر به ایجاد ثروت یا تخریب آن شود، برای مدیران سرمایهگذاری و مدیران شرکتها، بسیار مهم است. برای مدیران شرکتها، ایجاد ثروت جهت حفظ و بقای اقتصادی شرکت موضوعی اساسی است. مدیرانی که در یک اقتصاد بازار، اهمیت این موضوع را نادیده میگیرند، کسب و کار سازمان و مالکان آن را به مخاطره میاندازند. پیدا کردن بهترین شرکتها و صنایع اهمیت زیادی برای مدیران سرمایهگذاری دارد. با ابزارهای تحلیل صحیحتر، مدیران پورتفوی، احتمالاً قادر خواهند بود که استراتژیهای انفعالی خود را با نرخ بازده بالاتر و همان ریسک اولیه به عملکردی اکتیو تبدیل کنند. یک ابزار تحلیلی جدید که ارزش افزوده اقتصادی نام گرفته است، میتواند در ایجاد ثروت و فرایند انتخاب شرکت بهکار گرفته شود. تغییرات نوآورانهای که این ابزار مالی در دو حوزه دو قلوی مدیریت مالی و سرمایهگذاری به وجود آورده است، یک نیروی محرکه درونی است که میتواند انقلاب ارزش افزوده اقتصادی نامیده شود. ناگفته نماند که یک سیستم اقتصادی غیر بازار در مقایسه با یک سیستم بازارگرا ثروت کمتری را موجب خواهد شد. ارزش افزوده اقتصادی در عمل ابزار تحلیلی ارزش افزوده بازار در سال ۱۹۸۲ توسط مؤسسه استرن و استیوارت متداول شد. همان طوری که پیشتر گفته شد، توسعه تجاری ارزش افزوده اقتصادی یک شبه اتفاق نیفتاده است. ارزش افزوده اقتصادی نتیجه نوآوری در زمینه سود اقتصادی بوده است. نوآورانی مانند استرن که محدودیت عملی سودهای حسابداری را مورد بازبینی و سازماندهی مجدد قرار داد. ابزار تحلیلی ارزش افزوده اقتصادی از همان ابتدا از سوی جامعه شرکتها مورد پذیرش قرار گرفت چراکه روشی نوآورانه، برای یافتن ارزش واقعی شرکت بود. برخلاف معیارهای سنتی مانند EBIT در EBITDA و NOPAT و …، EVA سودآوری واقعی شرکتها را مورد بررسی قرار میدهد، یعنی هزینههای مستقیم بدهی و غیرمستقیم حقوق صاحبان را مدنظر قرار میدهد. چون ارزش افزوده اقتصادی به طور کاملاً نزدیکی بر الزامات ماکزیممسازی ثروت سهامداران منطبق است، به عنوان یک ابزار مدرن روز جهت سنجش موفقیت شرکتها بهکار گرفته میشود. استیوارت[۲۷] (۱۹۹۴) در یک تحقیق داخلی نشان میدهد که ارزش افزوده اقتصادی تنها بهترین ابزار برای ایجاد ارزش در شرکت است و ادعا میکند که ارزش افزوده اقتصادی در تشریح فرایند تغییر در ثروت سهامداران تقریباً ۵۰درصد مهمتر از معیارهای مبتنی بر حسابداری عمل میکند. این تحقیق داخلی شواهدی را مبتنی بر غالب بودن ارزش افزوده اقتصادی بر معیارهای حسابداری مانند سود حسابداری فراهم کرد. مجله فورچون در سال ۱۹۹۳ صراحتاً ارزش افزوده اقتصادی را کلید واقعی ایجاد ثروت معرفی میکند. تحقیقات نشان میدهد که بازده کل سهامداران در شرکتهایی که به نوعی از سیستم ارزش افزوده اقتصادی کمک گرفتهاند، بعد از یک دوره ۵ ساله در مقایسه با سهام شرکتهای رقیب ۴۹ درصد بیشتر بوده است. شرکتهایی که ساختار جبران خدمات استرن استیوارت را به طور کامل اجرا میکنند، حتی نتایج بهتر از این داشتهاند، به طوری که سرمایهگذاری در سهام این شرکتها ۸۴ درصد ثروت بیشتری در مقایسه با شرکتهای رقیب طی یک دوره ۵ ساله ایجاد کرده است. به تعبیری ارزش افزوده اقتصادی شاخص بنیادین برای اندازهگیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت است. ارزش افزوده اقتصادی از حاصلضرب تفاوت بین نرخ بازده ® و نرخ هزینه سرمایه © در مبلغ سرمایه به دست میآید (فرمول۲-۱)
C در واقع متوسط موزون هزینه سرمایه[۲۸] است. ارزش افزوده اقتصادی را به صورت فرمول۲-۲ میتوان محاسبه کرد:
از دیدگاه مالی، ارزش افزوده اقتصادی بر اساس چگونگی ارتباطش با ارزش افزوده بازار تعریف میشود. در این روش، ارزش افزوده بازار برابر با ارزش فعلی ارزش افزوده اقتصادی آتی مورد انتظار شرکت است. از طرفی، ارزش افزوده بازار عبارت است از تفاوت بین ارزش شرکت و ارزش دفتری اقتصادی سرمایه بهکار گرفته شده در شرکت. مطالب فوق در قالب فرمولهای ریاضی زیر قابل بیان است (فرمول۲-۳)
در حالی که ارزش افزوده بازار، اثرهای ناشی از اقدامهای مدیریت از زمان تأسیس شرکت را مورد ارزیابی قرار میدهد، در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی، بر اثربخشی مدیریت در یک سال مشخص تأکید میشود.
ارزش افزوده بازار نشاندهنده این موضوع است که چگونه یک شرکت به طور موفقیتآمیزی سرمایهاش را به کار گرفته و فرصتهای سودآور آتی آینده را پیشبینی کرده است.هدف اولیه و اساسی هر واحد انتفاعی باید حداکثر کردن ارزش افزوده بازار باشد. ارزش افزوده اقتصادی ایجادکننده ارزش افزوده بازار است، زیرا ارزش فعلی ارزش افزوده اقتصادهای آتی است که مبنای ارزیابی و ارزشگذاری شرکت در بازار است. بنابراین اگرچه ارزش افزوده اقتصادی یک معیار داخلی برای اندازهگیری عملکرد است، ولی همین معیار داخلی منجر به ایجاد یک معیار خارجی میشود که ارزش شرکت را در بازار تعیین میکند. اگر ارزش افزوده اقتصادی آتی مثبت باشد، سهام شرکت در بازار به صرف فروخته میشود، ولی اگر ارزش افزوده اقتصادی های منفی باشد، سهام شرکت در بازار به کمتر از ارزش دفتری (بهکسر) فروخته خواهد شد. چنین شرکتهایی در بازار سهام از اقبال چندانی برخوردار نخواهند بود. ارزش افزوده بازار نشاندهنده ارزیابی جامعه سرمایهگذار از فعالیت شرکت است و متأثر از عملکرد یک سال شرکت نیست، حتی متأثر از عملکرد سالهای آتی شرکت است. ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار معیارهای داخلی و خارجی اندازهگیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت هستند.(فرمول۲-۴)
در حقیقت با تغییر در ارزشافزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار نیز تغییر میکند. اگر تغییر در ارزش افزوده اقتصادی مثبت باشد، ارزیابی بازار نیز مثبت خواهد بود، ولی اگر این تغییر منفی باشد، قطعاً ارزیابی بازار مثبت نخواهد بود.(فرمول۲-۵)
نرخ بازده کل سرمایه ®: این نرخ از طریق تقسیم NOPAT تعدیل شده به Capital تعدیل شده بهدست میآید(فرمول۲-۶)
اگر این رابطه را در فرمول EVA جایگزین کنیم، خواهیم داشت (فرمول۲-۷)
گفتار سوم: ریسک
۲-۴-۱ماهیت ریسک
ریسک در زبان عرف عبارتست از خطری که به علت عدم اطمینان در مورد وقوع حادثهای در آینده پیش می
۲-۴-۲ ریسک[۲۹] چیست؟
فرهنگ وبستر، ریسک را “در معرض خطر قرار گرفتن” تعریف کرده است. فرهنگ لغات سرمایهگذاری هیلدرس[۳۰] (۱۹۹۸،) نیز ریسک را زیان بالقوه سرمایهگذاری که قابل محاسبه است، میداند. گالینتز، ریسک را هر گونه نوسانات در هر گونه عایدی می
اولین بار هری مارکویتز[۳۱] (۱۹۵۲) بر اساس تعریف کمی ارائه شده، شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دورهای یک متغیر تعریف کرد. به عنوان مثال، ریسک نرخ ارز در خلال سالهای ۱۳۸۵-۱۳۷۵ عبارتست از انحراف معیار نرخ ارز در این سالها. سایر شاخصها نیز به همین ترتیب محاسبه می
دیدگاه دیگری در خصوص تعریف ریسک وجود دارد که تنها به جنبه منفی نوسانات توجه دارد. هیوب، ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می
دیدگاه اول: ریسک به عنوان هرگونه نوسانات احتمالی بازدهی اقتصادی در آینده.
دیدگاه دوم: ریسک به عنوان نوسانات احتمالی منفی بازدهی اقتصادی در آینده (ریسک نامطلوب).
بر اساس این دو دیدگاه، دو نظریه مدرن و فرامدرن پرتفوی شکل گرفته است که نظریه مدرن پرتفوی به سنجش ریسک از دیدگاه اول و نظریه فرامدرن پرتفوی به سنجش و ارزیابی ریسک از دیدگاه دوم (ریسک نامطلوب) می
۲-۴-۳ انواع ریسک
بیور و دیگران (۱۹۶۸) انواع ریسک را به سه دسته کلی به شرح ذیل تقسیم نمودند:
۱) ریسک مالی : احتمال زیانهایی است که از ساختار مالی شرکت ناشی شده و با بهره گرفتن از اهرم مالی و اندازه شرکت تعیین می
۲) ریسک تجاری : ریسک ناشی از انجام تجارت و کسب و کار در یک صنعت خاص یا یک محیط خاص است.
۳) ریسک سیستماتیک: بتا نشاندهنده حساسیت نوسانات بازده اوراق بهادار در ازای نوسانات بازده پرتفوی بازار بوده و از حاصل تقسیم کواریانس بازده اوراق بهادار (دارایی های ریسکی) با بازده پرتفوی بازار بر واریانس بازده پرتفوی به دست می
تجزیه تحلیلگران مدرن سرمایهگذاری، منابع ریسک را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده می
آن دسته از ریسکهایی که ماهیتاً وجود دارند از قبیل ریسک بازار یا ریسک نوسان نرخ بهره و آن دسته از ریسکهایی که برای اوراق خاصی وجود دارد از قبیل ریسک مالی و ریسک تجاری. یک راه منطقی برای تقسیم ریسک کلی به اجزاء آن، تمایز میان اجزاء کلی (بازار) و اجزاء خاص (اوراق خاص) است. تجزیه و تحلیلگران مدرن این دو نوع ریسک را ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک می
مطابق تعریف ریسک، ریسک غیر سیستماتیک آن قسمت از تغییرات در بازده اوراق بهادار است که ارتباطی با تغییرپذیری کل بازار ندارد. این نوع ریسک منحصر به اوراق بهادار خاصی است و به عواملی همچون ریسک تجاری، ریسک مالی، ریسک نقدینگی بستگی دارد. اگرچه تمام اوراق بهادار می
۲-۴-۴ نظریه سبد اوراق بهادار
مقالهای که هری مارکوویتز در سال ۱۹۵۲ نوشت، منشأ پیدایش تئوری مجموعه اوراق بهادار (پرتفولیو) شد. او فرض خود را بر این پایه گذاشت که سرمایهگذاریها الزاماً در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار نیستند. اگر آنان تنها در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار بودند، تنها در یک قلم دارایی دارای بیشترین بازده مورد انتظار است، سرمایهگذاری می
= (۲-۸)
که در این رابطه Wt عبارت است از ارزش بازار دارایی مورد نظر(در آغاز دوره) تقسیم بر ارزش بازار کل اوراق بهادار تشکیل دهنده پرتفولیو.
واریانس یک پرتفولیو را با بهره گرفتن از معادله زیر حساب می
= (۲-۹)
تعریف صحیح و اولیه از جمعیت آماری شامل کلیه داده های ثبتی تصادفات جاده ای حوزه راه مغان است که به انحاءِ مختلف در سیستم های نرم افزاری راهداری و گزارش های مکتوب لحاظ شده است. به همین دلیل در بررسی های توصیفی اطلاعات کلیه تصادفات و سوانح رخ داده در محور مذکور که ثبت و ضبط گردیده، جامعه اولیه پژوهش قلمداد می باشند. لیکن به منظور بررسی میدانی و تحلیل پیمایشی، جمعیت آماری پژوهش شامل رانندگان یا کاربران مسیر ذکر شده است که به دفعات مکرر و بیشتر یا بصورت حرفه ای در آن مسیر تردد نموده اند.
۳-۳- نمونه پژوهش و روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری تحقیق از نوع خوشه ای است که از جمعیت آماری کاربران محور اردبیل- مغان تعداد مشخص و محدودی نمونه براساس فرمول کوکران به شرح زیر انتخاب شده است.
n=
N= حجم جامعه آماری
n= حجم نمونه
Z= مقدار متغیر نرمال واحد استاندارد، که در سطح اطمینان ۹۵ درصد برابر ۱٫۹۶ می باشد
P=مقدار نسبت صفت موجود در جامعه است. اگر در اختیار نباشد می توان آن را ۵/۰ درنظر گرفت. در این حالت مقدار واریانس به حداکثر مقدار خود می رسد.
q= درصد افرادی که فاقد آن صفت در جامعه هستند (q=1-p)
d= مقدار اشتباه مجاز
مقطع زمانی مطالعه میدانی سه ماهه اول سال ۱۳۹۲ مد نظر است به دلیل حجم وسیع تردد مسافرین ایام تعطیلات ،آمار فروردین ماه در این مجموعه لحاظ نشده است. براساس تخمین های صورت گرفته حدوداً ۱۳۹۰۰ وسیله نقلیه روزانه (عادی) در مسیر جاده مغان تردد می نمایند که برای دو ماه اردیبهشت و خرداد کل ترددها محاسبه و از این جمعیت آماری بر اساس فرمول فوق تعداد ۱۰۳ نمونه مطالعه به شرط داشتن ویژگی کاربری دائم از مسیر، انتخاب گردیده تا بر اساس عملیات میدانی پرسشنامه ها تکمیل و جمع بندی شوند.
نمونه تحقیق شامل گروه هایی از کاربران مستمر جاده(رانندگان) ، پلیس راه و کارشناسان امر ، مسافران مسیر ومصدومان و حادثه دیدگان است که واقف به موضوع بوده و اطلاعات مفیدی داشته اند.
۳-۴- روش گردآوری اطلاعات :
در این رساله برای گردآوری داده های مورد نیاز تحلیل توصیفی از منابع، اسناد و گزارش های اطلاعاتی معاونت راهنمایی و رانندگی که در فرمت های مشخصی ثبت و ذخیره می شود استفاده شده است. در انجام مطالعه کتابخانه ای مؤلفه ها و متغیرهای اصلی شناسایی و تعریف شده و براساس دسته بندی های صورت گرفته و مدل طرح، بررسی های کتابخانه ای و مطالعه اسنادی تکمیل گردیده است.
در مرحله ی بعدی برای جمع آوری داده های تحلیلی و استنباطی پرسشنامه استانداردی طراحی و تدوین گردیده که از طریق مصاحبه با افرادی که بعنوان نمونه انتخاب شده اند اطلاعات لازم بدست آمده است.
محتوای پرسشنامه شامل ۲۸ پرسش بوده که براساس متغیرهای تعریف شده در پوشش چهار عامل انسانی- جاده- خودرو و محیط تهیه و تنظیم شده است . این پرسش نامه بر اساس روش لیکرت که یک مقیاس پنج گزینه ای به صورت بسیار زیاد ، زیاد ،متوسط ، کم و بسیار کم دارد تنظیم شده است و به هر کدام از این مقیاس ها امتیاز ۱ تا ۵ داده می شود. داده های بدست آمده در محیط بانک اطلاعاتی نرم افزار SPSS ذخیره و به فراخور نیاز از طریق نرم افزار EXCEL و SPSS تحلیل های آماری صورت گرفته است.
۳-۵- روش تجزیه و تحلیل داده ها :
در این تحقیق برای تحلیل داده های بدست آمده به طریق کتابخانه ای از شاخص های آمار توصیفی و برای تحلیل داده های پرسشنامه از شاخص های آمار استنباطی به شرح زیر بهره برداری شده است.
۳-۵-۱- آمار توصیفی :
برای توصیف و تشریح اطلاعات کتابخانه ای از شاخص های آماری نظیر فراوانی، درصدها، میانگین، انحراف استاندارد و برای خلاصه کردن توضیحات و نیز نمایش داده ها از نمودارهای گرافیکی بهره گرفته شده است.
۳-۵-۲- آمار استنباطی :
به منظور بررسی تحلیلی داده های بدست آمده از پرسشنامه از آمارهای استنباطی نظیر آزمون های فریدمن، و میانگین استفاده شده و برای تست معناداری الگوی ارائه شده آزمون t و برای سنجش پایایی متغیرهای آزمون روش آلفای کرانباخ بکار گرفته شده است (گوریک کی و همکاران،۱۳۸۶).
آزمون فریدمن:
آزمون فریدمن یکی از آزمون های ناپارامتریک بسیار مهم است. این آزمون برای رتبه بندی اهمیت متغیرهای پژوهش استفاده می شود.آزمون فریدمن۱یکی از آزمونهای آماری است که برای مقایسه چند عامل کاربرد دارد و از نظر میانگین، رتبههای متغیرها را معلوم میکند . مقیاس در این آزمون باید حداقل رتبهای باشد. این آزمون متناظر غیر پارامتری آزمون F است و معمولا در مقیاسهای رتبهای به جای F به کار میرود و جانشین آن میشود. در آزمون اف باید همگنی واریانسها وجود داشته باشد که در مقیاسهای رتبهای کمتر رعایت میشود. آزمون فریدمن برای تجزیه واریانس دو طرفه (برای دادههای غیر پارامتری) به روش رتبهبندی به کار میرود و نیز برای مقایسه میانگین رتبهبندی متغیرهای مختلف جامعه هدف کاربرد دارد.
آزمون T
یکی از پرکاربردترین آزمون های آماری بررسی دیدگاه یک گروه خاص پیرامون یک موضوع یا بررسی یک صفت متغیر دریک گروه خاص است. دراین آزمون بررسی می شود آیا میانگین دیدگاه یا امتیازات یک گروه از عدد معینی که معمولاً برابر میانگین حداکثر امتیازات است ،بیشتر است است یا خیر .فرض صفر حاکی از آن است که میانگین امتیازات بدست آمده از میانگین فرضی آزمون کمتر است.ادعای آزمون (فرض بدیل)نیز آن است که میانگین امتیازات بدست آمده از میانگین فرضی آزمون بیشتر است.
اما فقط اتکا به مقدار میانگین از نظر آماری صحیح نیست .باید بررسی شود آیا میانگین مشاهده شده معنا دار است یا خیر .آزمون فرضیه درسطح خطای ۵%انجام می شود .اگر سطح خطای دیگری استفاده شود نیز اساس تحلیل فرقی نخواهد داشت.
-مقدار معنا داری با سطح خطا مقایسه می شود .اگر مقدار معنا داری از سطح خطا کوچکتر باشد فرض صفر رد می شود .اما اگر بزرگتر باشد دلیلی برای رد فرض صفر نیست.
-آماره tبا مقدار بحرانی t0.05یعنی ۹۶/۱ مقایسه می شود .اگر آماره آزمون از مقدار بحرانی بزرگتر باشد فرض صفر رد می شود اما اگر کوچکتر باشد دلیلی برای رد فرض صفر نیست.
-اگر هردو کران فاصله اطمینان بزرگتر از صفر(مثبت)باشد فرض صفر رد می شود.اما اگر یکی از کرانها مثبت ودیگری منفی باشد دلیلی برای رد فرض صفر نیست.
روایی پرسشنامه
مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه گیری بتواند خصیصه وویژگی مورنظر را اندازه بگیرد.اهمیت روائی از آن جهت است که اندازه گیری های نامناسب وناکافی هرپژوهش علمی را بی ارزش وناروا سازد.(خاکی،۱۳۷۸)معمولاً دریک پژوهش برای بررسی روایی پرسشنامه از روش روایی صوری ومحتوایی استفاده می شود .بدین صورت که پرسشنامه به تعدادی از صاحب نظران واساتید مدیریت وعلوم رفتاری از جمله استاد راهنما ومشاور داده شده واز آنها درمورد سوالات نظر خواهی می گردد تا پرسشنامه را تایید نمایند.
پایایی پرسشنامه
قابلییت پایایی۱ یکی از ویژگی های فنی ابزار اندازه گیری است که نشان دهنده این است که ابزار اندازه گیری تا چه اندازه نتایج یکسانی درشرایط مشابه به دست می دهد. یکی از روش های تعیین پایایی آزمون با تاکید بر همسانی درونی روش ضریب آلفا نام دارد که به آن ضریب آلفا یا ضریب آلفای کرونباخ یا حتی آلفا نیز گفته میشود. روش آلفای کرونباخ در شرایطی که نمرات سوال به صورت چند ارزشی تعیین میشود قابل استفاده است از روش کرونباخ مطابق با فرمول زیر استفاده میکنیم:
rα= (۱- )
ضریب پایایی کل آزمون= rα
تعداد بخشهای ازمون=j
واریانس نمرات هربخش آزمون=Qj2
واریانس نمرات کل آزمون=Q2
با بهره گرفتن از تعریف آلفای کرونباخ می توان نتیجه گرفت: (۱) هرقدرهمبستگی مثبت بین سوالات بیشتر شود، میزان آلفای کرونباخ بیشتر خواهد شدو بالعکس، (۲) هر قدر واریانس میانگین سوالات بیشتر شود آلفای کرونباخ کاهش پیدا خواهد کرد، (۳) افزایش تعداد سوالات تاثیرمثبت و یا منفی (بسته به نوع همبستگی بین سوالات) بر میزان آلفای کرونباخ خواهد گذاشت، (۴) افزایش حجم نمونه باعث کاهش واریانس میانگین سوالات در نتیجه باعث افزایش آلفای کرونباخ خواهد شد.
بدیهی است هرقدر شاخص آلفای کرونباخ به ۱نزدیکترباشد، همبستگی درونی بین سوالات بیشتر و در نتیجه پرسشها همگن ترخواهند بود. خود کرونباخ ضریب پایایی ۰٫۴۵ را کم، ۰٫۷۵ را متوسط و قابل قبول، و ضریب ۰٫۹۵ را زیاد پیشنهاد کرده است(کرونباخ، ۱۹۵۱).
۳-۶- مدل مفهومی
مدل مفهومی تحقیق از مقاله آقای محمد سلمانی وهمکاران که تحت عنوان” بررسی عوامل مؤثر بر تصادفات جادهای و ارائه راهکارهایی برای کاهش آن مورد مطالعه: منظومه روستایی جنوب خور وبیابانک” درسال ۱۳۸۷ درشماره ۶۵ پژوهش های جغرافیای انسانی درصفحات۸۷-۱۰۴ چاپ گردیده استفاده شده است.
۳-۷- متغیرهای پژوهش :
در این پژوهش براساس دامنه تحقیق، اهداف، سوالات و فرضیه های طرح شده متغیرهای متعدد و زیادی قابل تعریف بوده است و همانگونه که در پیشینه تحقیق و در فصل دوم آمده هر کدام از مطالعات از زاویه متفاوتی به موضوع پرداخته و در آن راستا، عوامل و فاکتورهای مختلفی را شناسایی و مطرح نموده اند. پرداختن به تمامی آن متغیرها در بازه ی زمانی محدود و در یک مطالعه مقطعی مقدور نبوده و علاوه بر آن متضمن یک پژوهش بسیار جامع تر و کلی تر در سطح ملّی می باشد. لیکن با در نظر گرفتن محدودیت اطلاعات و بُعد مکانی و نیز ظرفیت سوالات پرسشنامه متغیرهای ذیل را از محل جمع بندی ها و تلخیص ها، استخراج و مبنای بررسی، ارزیابی و تدوین سوالات و تحلیل ها قرار داده ایم. که مبانی نظری آن بیشتر از ماتریس هادون و متغیرهای توصیفی مدلهای پیش بینی تصادفات (مورد اشاره در فصل دوم) الهام گرفته است.
عوامل انسانی :
متغیرهای انسانی تأثیرگذار بر وقوع تصادفات که ۱۰ سوال پرسشنامه به آن برمی گردد عبارت است از :
داشتن سرعت زیاد از حد مجاز در محور مذکور
سبقت غیرمجاز در محور مذکور
خستگی و خواب آلودگی راننده
-
- قاب ۶ طبقه منظم
به منظور شناسایی قاب ۶ طبقه منظم، نیروی هارمونیک جارویی با فرکانس ۸-۲۵ هرتز در امتداد درجه آزادی طبقه اول این قاب اعمال و با اندازه گیری پاسخهای شتاب، سرعت و جابجایی این قاب در تمامی درجات آزادی برای نوفههای ۵،۳،۲،۱ و ۱۰%و حالت عدم وجود نوفه، پارامترهای این قاب مورد شناسایی قرار گرفته و میزان خطای شناسایی ماتریسهای مشخصه در شکل (۳-۲) نشان داده شده است. میزان نوفه بر اساس نسبت جذر میانگین مربعات سیگنال نوفه به مقدار جذر میانگین مربعات سیگنال مربوطه در نظر گرفته شده است میانگین خطای درایههای قطری ماتریسهای جرم، سختی و میرایی، به عنوان خطای شناسایی ماتریسهای مشخصه در نظر گرفته شده است.
مطابق شکل (۳-۲)، نتیجه شناسایی ماتریسهای مشخصه از دقت بالایی برخوردار بوده است، بگونهای که در میزان نوفه ۱۰%، بیشترین میزان خطا متعلق به ماتریس میرایی با میزان ۱.۷۸% بوده است. تنها نکته قابل توجه، مشاهده واگرایی نتایج با افزایش نقاط فرکانسی مؤثر ، در نوفه ۱۰% است که در سایر نوفهها دیده نشده است. تأثیر افزایش نقاط فرکانسی روی دقت شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم با میزان نوفه ۱ و ۱۰%، در شکل (۳-۳) و (۳-۴) نشان داده شده است.
با بهره گرفتن از ماتریسهای شناسایی شده، پارامترهای دینامیکی فرکانس و شکلهای مودی قاب ۶ طبقه منظم نیز تعیین شده و خطای شناسایی آنها با افزایش میزان نوفه در شکلهای (۳-۵) و (۳-۶) شان داده شده است. تمامی فرکانسها از دقت بالایی برخوردار بوده اند، به گونه ای که بیشترین میزان خطا ۵۴/۰ درصد بوده است. میزان بالای نسبت میرایی مود ۶، موجب افزایش خطای شناسایی شکل مودی این مود در مقایسه با سایر مودها شده است، ولی همچنان نتایج از دقت بالایی برخوردار است (درصد خطای شناسایی شکل مودی ۶ در نوفه ۱۰% برابر با ۷۹/۰درصد بوده است).
حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی
نحوه افزایش دقت ماتریسهای مشخصه سازه ۶ طبقه منظم با افزایش تعداد نقاط فرکانسی در حالت بارگذاری هارمونیک با فرکانس متغیر ۸ تا ۲۵ هرتز و و میزان نوفه ۱%
نحوه افزایش دقت ماتریسهای مشخصه سازه ۶ طبقه منظم با افزایش تعداد نقاط فرکانسی در حالت بارگذاری هارمونیک با فرکانس متغیر ۸ تا ۲۵ هرتز و و میزان نوفه ۰ ۱%
حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی فرکانسهای قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی
حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی شکلهای مودی قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی
مقایسه شکلهای مودی شناسایی شده قاب ۶ طبقه منظم، در حالت نوفه ۱۰% با مقادیر واقعی، درشکل (۳-۷) نشان داده شده است. شکلهای مودی شناسایی شده همخوانی مناسبی با مقادیر اصلی داشته است.
در حالت عدم اندازه گیری پاسخهای سرعت و جابجایی، قاب تحت نیروی هارمونیک جارویی با فرکانس ۲-۲۵ هرتز در امتداد درجه آزادی طبقه اول تحریک شده و پاسخهای شتاب قاب ۶ طبقه منظم در تمامی درجات آزادی اندازه گیری شده و با بهره گرفتن از رابطه (۲ -۲۰) شبه پاسخهای سرعت و جابجایی محاسبه شده و روند شناسایی انجام شده است. نتایج شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم در اینحالت در شکل (۳-۸) برای میزان نوفههای ۵،۳،۲،۱ و ۱۰% نشان داده شده است. خطای شناسایی ماتریسهای مشخصه در اینحالت در مقایسه با حالت استفاده از مقادیر دقیق پاسخهای فرکانسی افزایش یافته است. خطا در تخمین شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی در نوفههای بالا و همچنین عدم انتخاب بازه فرکانسی و بارگذاری، کاهش دقت در نتایج را به دنبال داشته است.
مقایسه شکلهای مودی دقیق قاب ۶ طبقه منظم با شکلهای مودی حاصل از خصوصیات شناسایی شده از پاسخهای دقیق فرکانسی در حالت بارگذاری هارمونیک با فرکانس متغیر ۸ تا ۲۵ هرتز و نوفه ۱۰%
حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی
درصد خطای شناسایی فرکانسهای مودی قاب ۶ طبقه منظم در حالت دسترس نبودن پاسخهای دقیق سرعت و جابجایی در شکل (۳-۹) نشان داده شده است.
حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی فرکانسهای قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی
مطابق شکل (۳-۹)، تمامی فرکانسها جز فرکانس مود ابتدایی از دقت بالایی برخوردار بوده اند. حساسیت بالای فرکانس مود اول (۷۴/۱ هرتز) بدلیل عدم قرارگیری در بازه فرکانسی مورد استفاده (۲-۴۰ هرتز) و نبود داده کافی جهت شناسایی این فرکانس بوده است. درصد خطای شناسایی شکلهای مودی با افزایش میزان نوفه نیز در شکل (۳-۱۰) نشان داده شده است. همانند حالت استفاده از پاسخهای دقیق فرکانسی، بالا بودن نسبت میرایی مود ۶ موجب افزایش خطای شناسایی شکل مودی این مود شده است، همچنین عدم انتخاب بازه فرکانسی و بارگذاری مناسب نیز در افزایش میزان خطاها تأثیرگذار بوده است. میزان مشارکت جرم مودی و درصد میرایی مودال درنظر گرفته شده برای قاب ۶ طبقه منظم در جدول (۳-۱) نشان داده شده است.
حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی شکلهای مودی قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی
میزان مشارکت جرم مودی و درصد میرایی مودهای قاب ۶ طبقه منظم
Modal Participating Mass Ratio | ۰.۷۱ | ۰.۲۱ | ۰.۰۵۳ | ۰.۰۱۹ | ۰.۰۰۷ | ۰.۰۰۲ |
Modal Damping Ratio (%) | ۱.۱ | ۳.۲ | ۵.۷ | ۷.۶ | ۹.۱ | ۱۰.۴ |
اند. آنها همچنین معتقدند گوینده پیام دو نوع پس خورد دریافت می کند. یک پس خورد عکس العمل های مخاطب
است، گوینده پیام از یک بازخورد دومین نیز برخوردار است چرا که خودش صدای خود را می شنود و باید بتواند آن را ارزیابی کند. این ارزیابی به او فرصت می دهد که مثلاٌ کلمات را روشن تر و واضح تر بیان کند . این بازخورد دومین، ممکن است به منبع پیام از جهات گوناگون کمک کند.
خوشبختانه یک گوینده امکان دو نوع سنجش ثابت را دارد، ارزیابی کلام خود و ازیابی کلام خود برگیرنده (بازخورد نخستین و بازخورد دومین). گوینده ای که به هر دو بازخورد توجه کند می تواند نسبت به پیشرفت پیام خود اطمینان داشته باشد. و همچنین آندروش و همکارانش به مسئله محیط اشاره داشته اند که دارای یک تأثیر مثبت انگیزش باشد به هرحال باید توجه داشت که شرایط محیطی در هر سطح از فراگرد ارتباط عمل می کند. بنابراین ممکن است در هر یک از بخش های دور ارتباطی اثر منفی و مزاحم داشته باشد. بنابراین افرادی که در محیط قرار دارند باید بیاموزند که از خصوصیت مثبت عناصر محیطی که به ارتباط او کمک می کند بهره بگیرد و از عهده آن دسته از این عناصر محیطی که نقش منفی در ارتباط او دارند برآید (محسنیان راد، ۱۳۸۵ )
۳- مدل ارتباط انسانی
اسمیت( ۱۹۸۸ ) مدلی را به نام ارتباط انسانی بیان کرد. اسمیت در مدل خود بیان می کند که مردم حجم عظیمی از اطلاعات را مبادله می کنند آنها از شیوه های گوناگون رمزگذاری و انواع گوناگون وسایل حمل پیام استفاده می کنند.
اسمیت ارتباط را در مدل ارتباط انسانی این گونه تعریف می کند : آنچه که در ارتباط منتقل می شود، اطلاعات، احساس ها، حافظه ها و فکرها در میان مردم است که این ارتباط در سطوح مختلف انجام می گیرد.
سطح فیزیکی به صورت شنیدن ، دیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن و رفتاربه صورت عمده و به عنوان
خروجی
سطح عاطفی مراقبت، قدرت، وابستگی، همدلی و…
سطح حافظه تاریخ و فرهنگ
سطح شناخت تفکر با هم
سطح وظیفه که در حال انجام دادن چیزی هستیم که البته میان این سطوح گفتگو جریان دارد .
) محسنیان راد، ۱۳۸۵ )
۵- مدل گونه هرولد لاسول
یکی از نخستین مدل های ارتباطی مدل گونه هارولد لاسول است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد. در مدل گونه لاسول علاوه بر سه عنصری که ارسطو مطرح کرده بود دو عنصر وسیله و تأثیر نیز افزوده شده است. مدل گونه لاسول در پنج عبارت کوتاه خلاصه شده است و در مدل خودکه فرستنده یا منبع پیام، گیرنده و تأثیر را مطرح کرده است. (محسنیان راد، ۱۳۸۰ )
چه کسی ؟، چه می گوید؟، در چه کانالی ؟، به چه کسی ؟ ، با چه تأثیری ؟
۴- مدل سیستمی طرح پیام (ایندیانا)
این مدل سیستمی طرح پیام در ایران به دلیل کاربرد آن در دانشگاه ایندیانا به همین نام شهرت یافته است . در مدل ایندیانا که یک مدل سیستمی است، طرح پیام با بهره گرفتن از خواص سیستم صورت می گیرد که بارز ترین آن شروع طراحی پیام با هدف و پایان آن با تعیین چگونگی ارزیابی پس از ارائه پیام است.
استفاده از این مدل (طرح پیام ) ابتدا با تعیین هدف از برقراری ارتباط صورت می گیرد. سپس با توجه به هدف یا اهداف جامعه مخاطب مورد شناسایی دقیق قرار می گیرد. در مرحله سوم با توجه به هدف و مشخصات جامعه مخاطب محتوای پیام و تدوین می شود. در مرحله چهارم محتوای پیام، سازماندهی می شود و سپس با توجه به کلیه عناصر پیشین، وسیله ارتباطی مشخص می شود. که مسلماٌ از موردی به مورد دیگر متفاوت می باشد. در مرحله ششم، پیشبینیهای لازم در مورد پیام به عمل آمده و سرانجام در مرحله هفتم اندیشیده می شود که چگونه از اجرای پیام ارزیابی به عمل آید. (شعبانی، ۱۳۸۱ )
۷- ارتباطات غیرکلامی
برن لوند، مدلی را برای ارتباط طرح کرده که مدل راهنما نامیده است. برن لوند در مدل خود به جای استفاده از رمز از کلمه راهنما سی یو یی[۸۲] استفاده می کند. تصور می شود خواسته است کلمه ای را بکار برد که معنی رمز، نشانه تصویری و یا نشانه طبیعی، هر سه را با هم داشته باشد و مدل خود را یک آزمایش تجربی می نامد. آزمایشی که کوشش می کند تا ارتباط فرد با محیط، فرد با فرد و خود با دیگران را توضیح دهد. همچنین او در این مدل فراگردهای ارتباط درونی فردی و ارتباط میان فرد را توضیح می دهد. (محسنیان راد، ۱۳۸۰ )
۸- نظریه ارتباط کلامی در کلاس درس
طبقه بندی ارتباط کلامی در کلاس درس توسط (فلاندرز و آمیدن ) ارائه شده بر این اساس طبقه بندی ارتباط کلامی نمونه ای از رفتار معلم به شمار می آید. در این طبقه بندی در هنگام حضور معلم در کلاس ممکن است سه حالت به شرح زیر اتفاق بیافتد:
الف- برقراری ارتباط کلامی توسط معلم (مستقیم و غیر مستقیم )
ب- برقراری ارتباط توسط شاگرد
ج- سکوت یا سرو صدا
این نظریه به وسیله پاولف مطرح شده است. وی بسیاری از واکنش های انسانی را از طریق شرطی شدن مطرح کرده است. مثلاٌ در مقابل کسی که دوست داریم واکنش عاطفی نشان می دهیم .( فرهنگی، ۱۳۸۶ )
۹- نظریه یادگیری اجتماعی
نظریه یادگیری اجتماعی راتز در سال ( ۱۹۶۶) چنین نقل می کند که افکار بر رفتار پیشرفت تأثیر می گذارد. او معتقد است که پاداش به خودی خود فراوانی رفتار را افزایش نمی دهد بلکه باورهای فردی در مورد پاداش مهم است. اگر افراد بر این باور نباشند که دریافت پاداش به خاطر انجام کار است، آنها در آینده انتظار نخواهند داشت که رفتارشان، پاداش به همراه داشته باشد. در نتیجه پاداش بر رفتار آینده تأثیر نخواهد داشت. برای مثال دانشجویی که بعد از مطالعه کردن در یک امتحان نمره بالا بگیرد به احتمال زیاد باور می کند که نمره بالا ناشی از مطالعه کردن است در نتیجه این باور که بین مطالعه کردن و نمره گرفتن بالا رابطه وجود دارد سبب می شود که او در آینده نیز بیشتر مطالعه می کند و در نتیجه باعث پیشرفت تحصیلی می شود.
مهارت ادراک دیگران (ارتباط موثر با دیگران)
«حضرت رسول اکرم (ص). اساس عقل پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است»
همه ما برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، با صحبت و گوش کردن (گفتگو) ارتباط برقرار می کنیم. کسب این مهارت به ما می آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیازهای خود، آگاه نماییم تا ضمن به دست آوردن خواسته های خود طرف مقابل نیز احساس رضایت نماید.
در مهارت برقراری رابطه موثر با دیگران، لازم است شیوه صحیح ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را به طور صحیح ابراز کرده و به هنگام نیاز از دیگران درخواست کمک و راهنمایی کنیم. ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی، خشونت، بزهکاری و اعتیاد است.
هفت عامل برای برقراری ارتباط موثر با دیگران (ادراک دیگران)
برای برقراری ارتباط موثر با دیگران باید هفت نکته زیر رعایت شود:
-۱ گوشدادن
اگر شنونده نتواند فن گوش دادن را به درستی بکار ببندد، ارتباط وی دچار مشکل می شود. گوش دادن، فقط شنیدن کلامی که طرف مقابل به زبان می آورد نیست، بلکه شامل برخی موارد به شرح زیر است:
- گوینده کیست؟
- دیدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چیست؟
- چه مسائلی او را نگران می کند، احساساتش چگونه است و چه انتظاری از ما دارد؟
علاوه به اینها یک شنونده موفق، به خوبی می تواند هماهنگی لازم بین ارتباط کلامی و غیرکلامی برقرار نماید، قادر است به کلیه ژست ها و حالات بدنی گوینده توجه کند و خود نیز به هنگام گوش دادن از ژست ها و حالات بدنی مناسب جهت تایید و اعلام درک طرف مقابل استفاده کند. او هیچگاه با خمیازه کشیدن و یا با نگاه کردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوینده نمی گیرد و دائما درصدد است تا با تماس چشمی مناسب این موضوع را به گوینده منتقل نماید که علاقه مند است به حرف های او گوش دهد.
-۲ صریح و صادق بودن
صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی نقش موثری دارد. اگر نتوانیم منظور خود را با صراحت بیان کنیم، طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود و از واقعیت دور می گردد.
-۳ همدلی و همدردی
ما نیاز داریم که دیگران درک درستی از ما داشته باشند و در زمینه نگرانی ها، ترس ها و مشکلاتمان با ما همدلی و همدردی کنند.همدردی، تلاشی است برای درک و فهم نیازهای ذهنی طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم و از دریچه چشم آن ها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید. مثال: دوستتان به شما می گوید: هم اتاقیام اعصاب من را خرد کرده است، به هیچ وجه نمی توانم او را تحمل کنم، با بهره گرفتن از طرز رفتار همدلانه می توانید به او بگویید: مثل این که از دست او خیلی عصبانی هستی، این طور نیست؟
-۴ حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل
ما اغلب در ارتباطات خود با دیگران درصدد ارزیابی آن ها برمی آییم و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آن ها را رد کنیم و یا نظرات و احساسات خودمان را به آن ها تحمیل کنیم .ارتباطاتی که بر پایه این روش شکل می گیرد، غالبا تداوم نمی یابد و هر دو طرف درگیر در ارتباط را دچار مشکل می سازد. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، ما به این دلیل با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم تا به حل مسائل و مشکلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات و رفع نیازهای اجتماعی دست یابیم. باید به خاطر داشته باشیم همه ما میخواهیم دیگران با نظرات ما موافقت کنند و یا حداقل به افکار و احساسات ما احترام بگذارند و آن ها را تایید کنند، زیرا عقاید و نظرات ما برای خودمان کاملا اهمیت ندارند، اگر در ارتباط با دیگران این تصور پیش آید که به نظرات آن ها احترام نمی گذاریم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طی نمی نماید.
-۵ مخالفت نمودن به شیوه مناسب
یکی از مناسبترین شیوه ها برای مخالفت کردن با نظرات و عقاید دیگران، روش خلع سلاح است. در این روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقیقتی را پیدا می کند و سپس در مقام موافقت و تایید آن حرف می زند. این روش بر طرف مقابل، تاثیر آرام بخش عجیبی می گذارد. با این شیوه در واقع شما پیروز از بحث خارج می شوید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی می کند و با آمادگی بیشتری به حرف های شما گوش می دهد. مثال: همکار شما می گوید: اصلا حرف های شما را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باشماست، اما همیشه نباید دربست و به صورت صد در صد حرف های دیگران را نپذیریم.
-۶ خودشناسی و افزایش آگاهی
شناسایی دنیای ذهنی دیگران، همدلی و همدردی کردن با آن ها و یا به نتیجه رسیدن بحث های ما با دیگران نیازمند خودشناسی و تلاشی برای افزایش اطلاعات و آگاهی های خود جهت شناسایی دیگران و محیط زندگی است. آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترس ها، امیال، آرزوها و نیازهای خود و پذیرش صادقانه آن ها، کمک می کند ویژگی ها و خصوصیات دیگران را واقع بینانهتر ببینیم و آن ها را بپذیریم.