افسردگی یکی از شایعترین مشکلات حیطه سلامت روان در جهان و علائم افسرده ساز رایجترین شکایات کودکان و نوجوانان است. میزان شیوع افسردگی در طی عمر برای نوجوانان در سراسر دنیا ۱۴ درصد تخمین زده شده است، اما میزان شیوع افسردگی کودکی و نوجوانی در ایران بهطور دقیق مشخص نیست و علت آن عدم انجام یک تحقیق کامل و مبتنی بر نمونهگیری صحیح در کل کشور است. این میزان در تحقیقات مختلف و بر مبنای پرسشنامههای مختلف محقق ساخته، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه افسردگی کودکان کواکس (CDI) بین ۱۰ تا ۳۰ درصد برآورد شده است (بانکی، امیری و اسعدی،۱۳۸۸). با توجه به شیوع گسترده افسردگی در کودکان و نوجوانان، گاهی اوقات از آن بهعنوان بیماری سرماخوردگی در میان اختلالات روانپزشکی کودکان یاد میشود (استافر،۲۰۰۰). به دلیل اینکه تقریباً دوسوم کودکان افسرده به بزرگسالان مبتلا به افسردگی اساسی تبدیل میشوند و ۱۰ تا ۱۵ درصد آنها از این طریق به زندگی خود خاتمه میدهند، پرداختن به اختلال افسردگی در کودکان و شناسایی روشهای درمانی اثربخش بر کاهش آن از اهمیت بسزایی برخوردار است (سگال، ویلیامز و تیزدل، ۲۰۰۲).
از دیگر عواملی که تأثیر قابلملاحظهای بر شکلگیری اختلالات اضطرابی در کودکان دارد، ویژگیهای روانشناختی والدین آنها علیالخصوص خودکارآمدی است. بسیاری از رفتارهای انسان با سازوکارهای نفوذ بر خود، برانگیخته و کنترل میشوند. در میان مکانیسمهای نفوذ برخود، هیچکدام مهمتر و فراگیرتر از باور به خود کارآمدی شخصی نیست. اگر فردی باور داشته باشد که نمیتواند نتایج مورد انتظار را به دست آورد و یا به این باور برسد که نمیتواند مانع رفتارهای غیرقابلقبول شود، انگیزه او برای انجام کار کم خواهد شد. اگرچه عوامل دیگری وجود دارند که بهعنوان برانگیزندههای رفتار انسان عمل میکنند، اما همه آنها تابع باور فرد هستند. خودکارآمدی، توان سازندهای است که بدان وسیله، مهارتهای شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف، بهگونهای اثربخش ساماندهی میشود (بندورا،۲۰۰۶). خودکارآمدی به داشتن مهارت یا مهارتها مربوط نمیشود، بلکه به داشتن باور به توانایی انجام کار در موقعیتهای مختلف، اشاره دارد. خودکارآمدی عبارت است از باور فرد، در این خصوص که توانایی انجام تکالیف را دارد یا خیر. خودکارآمدی بر روشن شدن لیاقت و قابلیت فرد، برای کنار آمدن مؤثر با بسیاری از موقعیتهای تنشزا مبتنی است (شوارزر و لوزیسیزک، ۲۰۰۵) و دربرگیرنده احساس خوشایند فرد در انجام تکالیف است که بهطور فراگیری با انگیزش و انجام موفقیتآمیز تکالیف در تمامی انسانها مرتبط است (سالیوان و مالیک،۲۰۰۰).
بهطور خاص خودکارآمدی والدین تأثیر گستردهای بر کیفیت ارتباط والد با فرزندش دارد (کلارک،۲۰۰۷). خودکارآمدی والدینی به میزان صلاحیت و شایستگیای گفته میشود که والدین در مدیریت مشکلات فرزندشان احساس میکنند (ماش[۱۵] و جانستون[۱۶]،۲۰۰۵). والدین بهمنظور احساس خودکارآمدی نیازمند دانش و اطلاعات در زمینه تکنیکهای مؤثر مراقبت از کودک هستند. آنها بایستی به تواناییهای خود اعتماد کرده و مطمئن باشند که عملکردشان تأثیر مثبتی بر رفتارهای کودک میگذارد (کولمن[۱۷] و کاراکر[۱۸]،۲۰۰۳؛ تتی[۱۹] و گلفند[۲۰]،۲۰۰۷). خودکارآمدی والدینی یک ساختار شناختی مهم در ارتباط با عملکرد والدین است. خودکارآمدی والدینی به ارزیابی والدین نسبت به توانایی خود در ایفای موفقیتآمیز نقش والدگری اطلاق میشود؛ بنابراین افرادی که به تواناییها و مهارتهای خود در نقش والدگری اعتماد داشته باشند، خودکارآمدی بالاتری را احساس میکنند (جونز[۲۱] و پرینز[۲۲]،۲۰۰۵).
خودکارآمدی والدینی تأثیر به سزایی بر نحوه تعاملات والد- کودک و کیفیت والدگری دارد. بر این اساس والدینی که خودکارآمدی بالاتری دارند، گرایش بیشتری به استفاده از روشهای مثبت والدگری مثل پاسخگو بودن، حساس بودن، گرمی، تحریککنندگی، استفاده از سبکهای کارآمد سازگاری و مراقبت بدون تنبیه دارند. برعکس والدینی که خودکارآمدی پایینتری دارند، گرایش به استفاده از شیوههای خشن، تهدیدآمیز، پرخاشگرانه و استفاده از سبکهای ناکارآمد سازگاری دارند (سندرس[۲۳] و وولی[۲۴]،۲۰۰۵؛ کولمن و کاراکر،۲۰۰۳).
در زمینه مداخلات درمانی بهمنظور بهبود وضعیت روانشناختی کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی مداخلات متنوعی صورت گرفته است. درمانهای رایج اضطراب کودکان بهطور عمده بر شیوههای شناختی- رفتاری تمرکز داشتهاند. این درمانها در کاهش اضطراب کودکان مؤثر بوده است و تغییرات حاکی از آن، در دورههای پیگیری بالای دو سال نیز حفظ شده است (میچایلیزن و کندال[۲۵]،۲۰۱۲). با این وجود درمانهای شناختی- رفتاری که فقط بر روی کودک متمرکز بودهاند، در بعضی اختلالات کودکان که در رابطه با تعاملات اجتماعی کودک شکل میگیرد، مانند اختلالات اضطرابی، اثربخشی باکفایتی ندارند. ازآنجاییکه تحقیقات نشان داده است که بهبود عملکرد اعضای خانواده و افزایش تعاملات مثبت والد-کودک میتواند در پیشگیری یا رشد اختلالات اضطرابی در کودکان مفید باشد، درمانهای شناختی- رفتاری به سمتی پیش رفتهاند که والدین را در فرایند درمان درگیر سازند (مک کناچی و همکاران، ۲۰۰۷؛ نقل از کندال،۲۰۱۳).
در حیطه رواندرمانی کودکان تلاشهای گستردهای بهمنظور درگیر ساختن والدین در فرایند درمان کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام شده و به ثبت رسیده است. یکی از این مداخلات که از پیشینه نظری و پژوهشی گستردهای برخوردار است درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک[۲۶] است. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، روشی است که به یاری والدین میپردازد تا رابطهشان را با کودکان مشکلدار بهبود بخشند تا بتوانند مسائلشان را حل کنند (کندی[۲۷] و همکاران،۲۰۱۴). درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، یک رویکرد درمانی است که تکنیکهای رفتاری و سنتی را در درمان مشکلات رفتاری کودکان، یکپارچه میکند. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، درمانی است که از لحاظ تجربی مورد حمایت بوده و برای درمان اختلالات رفتاری در کودکان و خانوادههایشان طراحی شده است. هدف از ایجاد درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک این بود که از سوء رفتاری که والدین با فرزندانشان دارند، جلوگیری به عمل آید (کندی و همکاران،۲۰۱۴).
درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک به والدین کمک میکند تا با کودکانشان روابطی گرم و پاسخگرانه برقرار سازند و رفتارهای کودک را بهطور مؤثرتری مدیریت نمایند. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک بر این فرض استوار است که بهبود تعامل والد- کودک منجر به بهبود عملکرد خانواده و کودک خواهد شد (انتن و گولان،۲۰۰۹). تحقیقات نشان داده مادرانی که سطوح بالایی از اضطراب دارند گرایش دارند که از کودکانشان بیشازاندازه حمایت کنند، گرمی کمتری به کودک ابراز میکنند و به وی خودمختاری و استقلال کمتری دهند (بایر، سانسون و همفیل[۲۸]، ۲۰۰۶؛ نقل از کندی،۲۰۱۴). با توجه به اینکه عواملی از قبیل حمایت بیشازحد والدین باعث میشود ترس حضور در موقعیتهای جدید در دل فرزندان به وجود آید، کودکان چنین والدینی فاقد تعاملات اجتماعی میشوند؛ چون نمیدانند در جمع چه باید بکنند، لذا ترجیح میدهند در گوشهای تنها و ساکت بنشینند. همچنین والدینی که مرتب دربارهی نظرات دیگران راجع به کودک خود صحبت میکنند، ترس از ابراز وجود را در دل فرزندانشان به وجود میآورند. بنابراین بازسازی و بهبود اینگونه رفتارهای والدین در تعامل صحیح والد- کودک میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب کودک داشته باشد.
از مداخلات دیگری که اثربخشی آن در زمینه اختلالات اضطرابی کودکان از حمایت نظری و پژوهشی گستردهای برخوردار است، بازیدرمانی است. بازیدرمانی، روشی است که به یاری کودکان مبتلا به اختلالات روانی میپردازد تا بتوانند مسائلشان را حل کنند و درعینحال نشاندهنده این واقعیت است که بازی برای کودک همانند یک وسیله طبیعی است، با این هدف که او بتواند ویژگیهای درون خود را از طریق بازی بروز دهد و آنها را به نمایش بگذارد، همانند آنگونه از درمانهایی که بزرگسالان از طریق آن با سخن گفتن مشکلات روانی خود را بیان میکنند (ری،۲۰۰۸). بازیدرمانی روشی درمانی است که از رابطه متقابل و سالم بین والدین و فرزند الگوبرداری شده است. لون فلد (۲۰۰۳) معتقد است نقش اساسی بازی آن است که کودک را از مرحله عدم بلوغ هیجانی به بلوغ هیجانی رهنمون میسازد. هدف متخصصینی که با کودکان کار میکنند، این است که رشد کودک را سرعت بخشند و بازیدرمانی یکی از راههای مؤثر برای بهبود رشد کودک است (نقل از براتون و همکاران،۲۰۰۵).
بازی مهمترین شکل فعالیت در سنین کودکی است که میتواند بر کل شخصیت کودک و رشد و شکوفایی او در تمام زمینههای آن اعم از اجتماعی، عقلانی، اخلاقی و … مؤثر باشد (لندرث،۲۰۰۲). کودکانی که در بازی پرورش کافی یافته باشند، قطعاً بیشتر قادر خواهند بود که در جهان پرهیاهوی امروز از نیروی تفکر بهتری برخوردار شوند (باگرلی و جنکینس،۲۰۰۹). پژوهشها نشان دادهاند که درمان غیر دارویی اختلالات اضطرابی همچون رواندرمانی با بهره گرفتن از شیوههای بازیدرمانی برای درصد قابلملاحظهای از کودکان، نتیجهبخش بوده است. هرگاه زبان کلامی برای ابراز افکار و احساسات کودکان کفایت نکند، درمانگران از بازیدرمانی برای کمک به کودکان برای ابراز آنچه آنها را مضطرب کرده است، استفاده میکنند (پاون و همکاران،۲۰۰۸). رابطه حسنهای که بین درمانگر و کودک در طول جلسههای بازیدرمانی شکل میگیرد، تجربه مهمی را که برای درمان لازم است فراهم میآورد. در بازیدرمانی اسباببازیها مثل کلمات کودک و بازی، زبان کودک است (لندرث،۲۰۰۲).
آمستر (۲۰۰۷؛ به نقل از باگرلی و جنکینس،۲۰۰۹) بیان میکند که بازی کودک که وسیله طبیعی او برای بیان خود است، موجب برانگیخته شدن افکار، تجربیات و نتایج زیادی میگردد و ازاینجهت بازی میتواند در درمان کودکان به کار رود. همچنان که دیگران کشف کردهاند، او نیز دریافته است که بازی معانی و ارزشهای زیادی برای کودک دارد؛ از جمله اینکه اساس بازی فعالیتی است که کودک در طی آن درک میکند، درمییابد و در آن احساس راحتی میکند و از این طریق از تعارضهای درون روانیاش که زمینهساز بروز اضطراب و افسردگی است، رهایی مییابد.
با توجه به تأثیرات اضطراب، افسردگی و خودکارآمدی والدینی بر رشد روانی- اجتماعی و جنبههای مختلف زندگی روانشناختی کودکان، بررسی مداخلات تأثیرگذار بر پیشگیری و کاهش اضطراب و افسردگی و بهبود خودکارآمدی والدینی از اهمیت بسزایی برخوردار است. همانطور که اشاره شد درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک از جمله درمانهای نوظهوری است که بر مشارکت والدین و کودکان در فرایند درمان تأکید میکند. شواهد اولیه حاکی از اثربخشی خوب این شیوه درمانی در کاهش مشکلات درونریز و برونریز کودکان است. از طرف دیگر بازیدرمانی بهعنوان یک شیوه درمانی مناسب در سالهای اخیر در مورد طیف وسیعی از مشکلات رفتاری و هیجانی به کار برده شده است. با توجه به این بازیدرمانی بیشتر بر خود کودکان مشکل دارد تمرکز دارد. با توجه به اینکه مطالعات گستردهای در خصوص اثربخشی مقایسهای این دو شیوه درمانی انجامنشده است پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان دبستانی و خودکارآمدی والدین آنها انجام شده است.
۱-۳. اهمیت و ضرورت پژوهش
پژوهشهای اخیر نشان میدهند که کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی ممکن است تشخیصهای روانپزشکی دیگری را نیز همچون اختلال آسیمگی و افسردگی بگیرند. کاپلان و همکاران (۲۰۰۹) در پژوهشی نشان دادند که کودکان دارای اختلالات اضطرابی احتمالاً ۸ سال پس از شروع اختلال ملاک تشخیصی را دریافت میکنند. بنابراین عدم درمان اختلال اضطرابی دوران کودکی ممکن است باعث مزمن شدن و ماندگاری اختلال شود. ازاینرو، چون اختلالات اضطرابی ریشه اختلالات دیگری در بزرگسالی میشود، ضروری می کند پژوهشهایی برای بررسی اثربخشی مداخلات مؤثر بر این اختلالات انجام گیرد.
اختلالات اضطرابی میتواند کودک را از شرکت در بسیاری از تجربههای آموزنده و همچنین از ارتباط با افراد متفاوت بازدارد و این خود زمینهای میشود برای تعاملات اجتماعی ضعیف و بهتدریج انزوا و گوشهنشینی که این مسئله اگر درمان نشود هم برای کودک و هم برای والدین او مشکلات متعددی را چه در حال و چه در آینده به وجود میآورد (گرینسپن،۲۰۰۶).
پیشینه پژوهشی در داخل کشور نشان میدهد که تاکنون به بررسی دقیق مداخلات اثربخش بر اختلالات اضطرابی کودکان اهمیت مناسب داده نشده است و عوامل مؤثر بر این مشکلات شایع کمتر موردتوجه قرار گرفته است. از سوی دیگر نحوه کاهش اختلالات اضطرابی کودکان و عواقب مخرب آنها از اولویتهای پژوهشی بسیاری از مراکز تحقیقاتی به شمار میآید. بیشترین تمرکز پژوهشگران این مراکز معطوف به طراحی و تکمیل روشها و رویکردهایی است که امکان بررسی دقیق و قابلاطمینان عوامل مؤثر بر این اختلالات را فراهم میسازد. بر اساس مقالات مطرحشده و شماری از تحقیقات، در ایران با آسیبهای عمده و در حال گسترشی در حوزه اضطراب کودکان روبهرو هستیم (مصطفوی و همکاران،۱۳۹۱).
اختلالهای اضطرابی و افسردگی کودکان مشکلات فردی و اجتماعی فراوانی را به وجود میآورند. کودکان مبتلا به این اختلالها، خانواده، آموزشگاه و اجتماع را با مسائل و دشواریهای گوناگونی مواجه میکنند. اختلالات اضطرابی و افسردگی، کودکان را در برابر آشفتگیهای روانی- اجتماعی دوران نوجوانی و حتی بزرگسالی آسیبپذیر میسازند. همچنین مطالعاتی نشان میدهد که انواع اختلالات اضطرابی و اختلال افسردگی در میان کودکان جامعه ایرانی روبه افزایش است(عباسی و همکاران،۱۳۸۹). لذا تحقیق و بررسی در مورد مداخلات مؤثر بر اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا پژوهشگر در تحقیق حاضر بر آن شد تا تأثیر درمان تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور را بر کاهش علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان دبستانی و خودکارآمدی والدین آنها مورد مطالعه قرار دهد.
۱-۴. اهداف پژوهش
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در کاهش علائم اختلالات اضطرابی کودکان دبستانی
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در کاهش افسردگی کودکان دبستانی
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در بهبود خودکارآمدی والدین کودکان دبستانی
۱-۵. پرسشهای پژوهش
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در علائم اختلالات اضطرابی کودکان دبستانی چگونه است؟
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در افسردگی کودکان دبستانی چگونه است؟
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در خودکارآمدی والدین کودکان دبستانی چگونه است؟
۱-۶. فرضیههای پژوهش
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در کاهش علائم اختلالات اضطرابی کودکان متفاوت است.
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در کاهش افسردگی کودکان متفاوت است.
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور در بهبود خودکارآمدی والدین کودکان مشکل دار متفاوت است.
۱-۷. تعاریف عملیاتی متغیرها
علائم اختلالات اضطرابی: در تحقیق حاضر منظور از علائم اختلالات اضطرابی نمرهای است که آزمودنی در آزمون غربالگری اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب دوره کودکی (بریمایر و همکاران،۱۹۹۹) به دست میآورد.
افسردگی: در تحقیق حاضر منظور از علائم افسردگی نمرهای است که آزمودنی در مقیاس افسردگی کودکان (کواکس،۱۹۸۱) به دست میآورد.
خودکارآمدی والدینی: در تحقیق حاضر منظور از خودکارآمدی والدینی نمرهای است که آزمودنی در مقیاس خودکارآمدی والدینی (جانستون و ماش،۱۹۸۹) به دست میآورد.
بازیدرمانی کودکمحور: در تحقیق حاضر منظور از بازیدرمانی کودکمحور، درمان مبتنی بر فعالیتهای بازیمحور کودک است که شامل جلسات بازیدرمانی تعاملی بین مربی/درمانگر و کودک است. هدف تغییر فرایندهای رشدی شامل تمرکز، توجه و جذب و علاقهمند شدن، ارتباط هدفمند با دیگران با بهره گرفتن از ژستها (اشارات بدنی)، سمبلها و ایدهها برای شکل دادن به حسی از خود بهعنوان فردی هدفمند و تعاملی است. در این پژوهش برای بازیدرمانی ۸ جلسه ۴۵ دقیقهای در نظر گرفتهشده است.
۲-۱. موضعگیریهای نظری پیرامون اضطراب کودکان
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
اصطلاح اضطراب نحستین بار در قرن هجدهم توسط پزشک اسکاتلندی، ویلیام کولن بکار برده شده بود و یک اختلال عصب شناختی را که به انواع متعددی از اختلال های رفتاری منجر می شد، مشخص میکرد (ساراسون،۱۳۹۰). در خلال قرن نوزدهم کسانی را که به رغم سلامت ظاهری جسمانی، دارای رفتارهای انعطاف ناپذیر و خود تخریبگر بودند، با عنوان “روان آزرده” متمایز می کردند و اینگونه تصور می شد که این اشخاص از اختلال ناشناخته ای رنج می بردند (هلر،۱۳۸۹).
سپس در جریان سال های پایانی قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، دیدگاه مبتنی بر پدیدآیی زیست شناختی روان آزردگی، جای خود را به دیدگاه فرویدی مبتنی بر پدیدآیی روانشناختی داد. فروید اصطلاح روانآزردگی را به معنای دیگری به کار برد و بر این نکته تاکید کرد که این اختلال از علل جسمانی ناشی نمیشود، بلکه ریشه در اضطراب دارد (اگل،۲۰۰۹).
در دهه های اخیر نظریهپردازان مختلف و بخصوص نظریه پردازان رفتاری نگر، به مخالفت با این دیدگاه پرداختهاند. انتقاد اصلی آنها متوجه این نکته است که روان آزردگی به گستره ای وسیعتر از آنچه در وضع کنونی، تحت عنوان اختلال های اضطرابی مشخص می شود، پوشش میدهد و بنابراین اضطراب را نمیتوان در قلمرو آنچه تحت عنوان روان آزردگی مشخص میشود، محدود کرد (سادوک و سادوک،۱۳۹۱).
۲-۱-۱. ماهیت و تعریف اضطراب
اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. بهطور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است. اضطراب عبارت است از یک احساس ناراحتکننده و مبهم ترس، وحشت، یا خطر با منشاء ناشناخته که بر فرد مستولی میگردد. برای بعضی از افراد این حالت ممکن است ناگهانی روی دهد و بر طرف شود، اما برای بعضی دیگر این حالت به صورت مزمن در میآید. بر اساس نظریه تحلیل روانی مهمترین عاملی که علت تمام بیماریهای روانی محسوب می شود، اضطراب است (سادوک و سادوک،۱۳۹۱).
اضطراب، نوعی احساس تعمیم یافته بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم است که با یک یا چند احساس جسمی مانند تپش قلب، تعریق، سردرد، بیقراری، تکرر ادرار و … همراه میباشد. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریبالوقوع میدهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده میسازد (دابکین و ژاو[۲۹]، ۲۰۱۱).
احساس ترس و اضطراب تا حد زیادی شبیه یکدیگرند. میتوان بین آنها براساس زمانی که پدیدار میشوند تمایز قایل شد. ترس در موقعیتهای محدود، نظیر سوار بر قایق بودن، در میان گردباد بودن، روی میدهد. هرکسی میتواند با دور شدن از موقعیت، از ترس اجتناب ورزد. اضطراب حالت پایداری است که فرد به آسانی نمیتواند از آن اجتناب کند. برای مثال، فردی ممکن است اضطراب دربارهی آینده یا اضطراب در مورد واکنش متقابل با دیگر افراد و یا «اضطراب شناور» داشته باشد که با هیچ محرک مشخصی در ارتباط نباشد (کالات[۳۰]، ۱۳۸۹).
ترس در خدمت کارکرد مفیدی است و ما را از خطر دور می کند. اضطراب خفیف ممکن است هشیاری و توجه انسان را افزایش دهد. اما فراتر از آن حد معین، نه فقط مفید نیست، بلکه در فعالیت طبیعی نیز اختلال ایجاد میکند.
بیشک یافتن تعریفی جامع و مانع برای اضطراب بسیار دشوار است. در واقع، مشکل اساسی توافق بر سر تعریف است که در رشتههای مختلف به دشواری صورت میگیرد (کنگ[۳۱] و همکاران،۲۰۱۱).
پاره ای از مولفان اضطراب را مانند هوش، سازه ای استنباطی میدانند که بر اساس گزارشهای فاعلی، رفتارهای اجتنابی و علائم فیزیولوژیکی سنجیده میشود، در حالیکه هنوز درباره شیوههای سنجش نشانه های اضطرابی و چگونگی بروز آن ها در افراد متفاوت اتفاق نظر وجود دارد (ریچ[۳۲] و هافمن[۳۳]، ۲۰۰۴).
در چهارچوب رفتاری نگری تجربی، اضطراب به منزله یک کشاننده ثانوی است که پاسخی اجتنابی را در بر می گیرد. مثلا واکنش گریز در حضور یک محرک غیر شرطی محرز، اضطراب قلمداد میشود و دفع ادرار و یا حمله به دستگاه های آزمایش و جز آن در شمار آن ها قرار میگیرند (کیم[۳۴] و همکاران،۲۰۱۰) .
اضطراب به منزله حالت هیجانی توام با هشیاری مستقیم نسبت به بی معنایی یا نقص و نابسامانی جهانی است که در آن زندگی میکنیم. نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختیهای آینده، توام با احساس بی لذتی یا نشانههای بدنی تنش. منبع خطر پیش بینی شده می تواند درونی یا بیرونی باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳).
۲-۱-۲. اختلالات اضطرابی در کودکان
اضطراب در کودکان مانند اختلال هراس در بزرگسالان، معمولا با علائم جسمی و حملات وحشتزدگی آغازمیگردد که متعاقبا پاسخ دلبستگی کودک را برمیانگیزد و منجر به رفتارهای اجتنابی میگردد. برای مثال در کودکانی که سطح اضطراب بالایی را تجربه می کنند، بسیار شایع است که ترجیح میدهند به جای رفتن به مدرسه در منزل بمانند؛ معمولا به این دلیل که در محیط مدرسه وحشتزدگی را تجربه میکنند (ذولفقاری و همکاران،۱۳۸۷).
کودکی که دچار اضطراب است، هیچگونه تمایلی به جدایی از محیط خانواده و والدین ندارد و با احساسی از ترس غیرمعمول، از هر موقعیتی که ممکن است باعث دور شدن و جدایی او از والدینش شود، اجتناب میورزد (بیدل[۳۵]، ترنر[۳۶]، یانگ[۳۷]، آمرمن[۳۸]، سالی و کراسبی، ۲۰۰۷). این کودکان از رفتن به مکانهایی که مستلزم حضور مستقلانه است، مانند مدرسه، کلاس ورزش و بازی با همسلان در محیط خارج از خانواده احساس خجالت و عصبانیت میکنند. نگران این هستند که مبادا والدینشان را از دست بدهند و داثما از اینکه والدینشان آنها را تنها بگذارند و به بیماری مبتلا شوند، مضطرب میشوند (ایزن و همکاران،۲۰۰۷).
اختلالات اضطرابی جزو اختلالات روان پزشکی رایج در دوران کودکی است. معمولاً، در اواسط کودکی، هنگامی که جدایی از والدین برای رفتن به محیط هایی مانند مدرسه اهمیت بیشتری می یابد، اضطراب کودکان بیشتر نمایان میشود، اما در کودکان بزرگتر و نوجوانان هم دیده میشود. کودکان و نوجوانان مبتلا به اضطراب، در خطر آسیبهای تحصیلی و سوء رفتار توسط همسالان هستند (بیدل، ترنر، یانگ، آمرمن، سالی و کراسبی، ۲۰۰۷) . همچنین معمولاً ابتلای به اختلالات اضطرابی به دوره ای درازمدت از ناتوانی می انجامد و مبتلایان به این اختلال از آسیب های چشمگیری در کارهای روزانه زندگی و تحصیلی، روابط اجتماعی و شغلی رنج می برند (ویتچن[۳۹]، فوچ[۴۰]، سونتاگ[۴۱]، مولز[۴۲] و لیبوویتز[۴۳]، ۲۰۰۰).
اضطراب در دوره کودکی گاهی به قدری شدید است که موجب بروز حالت هایی نظیر سرخ شدن چهره، لکنت زبان، تعریق، دل درد، افزایش ضربان قلب، لرزش یا حمله وحشت زدگی کامل در موقعیت های برانگیزنده استرس می شود. کودکان مبتلا به اضطراب همواره عقیده دارند که خطرهای مبهم و ناشناختهای آنها را تهدید میکند و این اضطرابی که ریشه نسبتا نامعلوم دارد، در تمام جنبههای روانی و جسمانی آنها نمود مییابد. حتی این دیدگاه که دیگران ممکن است به آنها آسیب بزنند نیز موجب اضطراب بیشتر در این کودکان می شود. کودکان مبتلا به اضطراب در یک دور باطل، منتظر بروز مشکل ناراحتی در موقعیت های مشخص هستند، انتظاری که با نزدیک شدن به موقعیت مضطرب کننده، اضطراب بیشتری در آن ها بر می انگیزد و این تنها به افزایش دلشوره و تشدید بیشتر نشانه های جسمانی آن ها در موقعیت میشود. این نشانهها تاییدی میشوند برای این موضوع که موقعیت های مختلفی که برای کودک اضطراب را به همراه آورده اند، درمانده کننده است، لذا کودک هیچ وقت نمیتواند این موقعیت ها را بدون اجتناب تجربه کند و از عدم آسیبرسانی آن آگاه شود (بیدل و همکاران، ۲۰۰۷).
اضطراب در کودکی، بسته به گستره موقعیت هایی که شخص از آنها میترسد و دوری می کند، به عنوان اضطراب فراگیر یا خاص تشخیص گذاری می شود. برای مثال، کودکی که صرفا در مورد رفتن به مدرسه مضطرب است، اما در مورد دیگر موقعیتهای ارتباطی و اجتماعی مضطرب نیست، دچار اضطراب خاص تشخیص داده خواهد شد. نوع فراگیر با سن شروع پایین، همایندی بیشتری با اختلال های دیگر مانند افسردگی و سوء مصرف الکل، تاثیرات منفی تر بر فعالیتهای تحصیلی و شغلی شخص مرتبط است (ویتچن و همکاران، ۲۰۰۰) و از طرفی اگر مداخلات درمانی صورت نگیرد، این اختلال به دوره طولانی از ناتوانی منجر شده و فرد مبتلا مشکلات زیادی را در حوزه کارکرد شخصی و اجتماعی خود متحمل میشود (ریچ[۴۴] و هافمن[۴۵]، ۲۰۰۴).
بخشی از مطالعاتی که در رابطه با اضطراب کودکان و نوجوانان انجام شدهاست، نشان دادهاند که تجربه اضطراب در طول تحصیل، مشکلاتی را برای کودکان و نوجوانان ایجاد میکند که علاوه بر ناراحتیهای شخصی، ممکن است بر عملکرد تحصیلی، شغلی و روزانه آنها، تاثیرات منفی داشتهباشد (بیدل و همکاران،۲۰۰۷). اختلالات اضطرابی علاوه بر میزان شیوع بالایی که در دوره کودکی دارد، به طور قابل ملاحظهای در شکلگیری طبیعی مهارتهای سازگاری مداخله کرده و منجر به اختلال در مکانیسمهای مقابلهای میشود (کسلر[۴۶]،برگلوند[۴۷]، دملر[۴۸]، جین[۴۹]، مریکانگز[۵۰] و والترز[۵۱]، ۲۰۰۵). از سوی دیگر، تحقیقات طولی مختلف حاکی از این است که اختلالات اضطرابی در کودکی و نوجوانی، پیشایند اختلال افسردگی و اختلال اضطراب فراگیر میباشد و در صورت عدم درمان و مزمن شدن این اختلال، افت شدید سازگاری فرد، پیشبینی میشود (روا و آنتونی، ۲۰۰۵).
۲-۱-۳. شیوع اختلالات اضطرابی در کودکان
۲) حسابرسی مستقل: بررسی دفاتر و مدارک پشتوانه صورتهای مالی و سایر مستندات به منظور اظهارنظر در مورد مطابقت صورتهای مالی واحد مورد رسیدگی با اصول پذیرفته شده حسابداری.
۲-۲-۵)هدف رسیدگی :
۱)حسابرسی رعایت: اجرای حسابرسی رعایت به وجود اطلاعات قابل اثبات، و ضابطه یا استاندارد شناخته شده ای بستگی دارد که توسط مقامات مجاز مقرر شده باشد. نمونه شناخته شده ای از این نوع حسابرسی، رسیدگی اظهارنامه های مالیاتی توسط ممیزان اداره دارایی است که خود نوعی حسابرسی به شمار می آید. این حسابرسی به منظور تعیین مطابقت داشتن یا نداشتن اظهارنامه مالیاتی با قوانین مالیاتی و مقررات اداره دارایی انجام می شود. یافته های ممیزان دارایی از طریق برگ تشخیص مالیات به پرداخت کننده مالیات منتقل می شود.
مثال دیگری از حسابرسی رعایت، رسیدگی بانکها توسط بازرسان اداره بازرسی کل در بانکهای ایرانی می باشد. این حسابرسی ها که متفاوت از حسابرسی داخلی و رسیدگی حسابرسان مستقل است، رعایت قوانین و مقررات بانکی و رعایت استانداردهای متداول بانکداری، از جمله دستورالعملها و بخشنامه های سازمانهای ناظر سیستم بانکی را می سنجد. (ارباب سلیمانی، ۱۳۸۵)
ارتباط بین حسابرسی مستقل و حسابرسی رعایت به دو طریق امکان پذیر است.
اول: حسابرسی رعایت به عنوان جزء لاینفک حسابرسی صورتهای مالی: که در این صورت حسابرس مستقل، ضمن حسابرسی صورتهای مالی به حسابرسی رعایت نیز می پردازد نمونه ای از این نوع حسابرسی، بررسی اجرای مفاد قرارداد وام بلندمدت شرکت می باشد که در صورت عدم رعایت مفاد قرارداد، تبدیل به وام عندالمطالبه می شود.
دوم: حسابرسی رعایت به عنوان پروژه مستقل : در این صورت حسابرسی رعایت یک پروژه جداگانه بوده و ارتباطی با حسابرسی صورتهای مالی ندارد به طور مثال می توان به بررسی رعایت قوانین استخدام نیروی انسانی در دستگاه های دولتی اشاره کرد .
۲)حسابرسی عملیاتی: حسابرسی عملیاتی مصداق بارزی از خدمات مشاوره مدیریت است که می تواند برخی ویژگیهای حسابرسی صورتهای مالی را نیز داشته باشد. این حسابرسی دربرگیرنده بررسی سیستماتیک فعالیتهای یک سازمان یا بخش مشخصی از آن در دستیابی به هدفهای مشخص می باشد .
بررسی سیستماتیک عبارت است از مشاهده منظم، برنامه ریزی شده و بیطرفانه و تجزیه و تحلیل جامع عملیات مورد نظر. حسابرس به منظور حصول اطمینان از اینکه وظایف برنامه ریزی، اجرا وکنترل مدیریت بررسی کند. حسابرسی عملیاتی نیازمند بررسی جامع تری نسبت به تجزیه وتحلیل نتایج و گزارش های مالی می باشد.
اگرچه موضوع حسابرسی عملیاتی می تواند دربر گیرنده عملیات کامل یک سازمان باشد، اما معمولاً دامنه کار به فعالیتهای بخش ی از یک سازمان محدود می شود. منظور از یک بخش می تواند یک واحد سازمانی مانند ” قسمت “، ” کارخانه “، ” دایره ” یا ” شعبه ” یا یک وظیفه مانند، ” بازاریابی “، ” تولید ” یا ” داده پردازی ” باشد.
هدفهای مشخص ویژه هر سازمان یا یک بخش مشخص، معمولاً نقطه شروع حسابرسی عملیاتی است که باید به دقت تعریف شود. گاه طرف قرارداد، اعم از سازمان مورد رسیدگی یا یک شخص ثالث ممکن است به تعریفی روشن از هدفهای عملیات نیاز داشته باشد. در این موارد حسابرس سعی در برطرف کردن نیاز مزبور می کند، اما مسئولیت تعیین هدفهای مشخص کماکان به عهده طرف قرارداد است. تعیین اهداف ممکن است آنچنان بااهمیت باشد که مستلزم انعقاد قرارداد جداگانه ای در این خصوص باشد.
هر حسابرسی عملیاتی شامل ارزیابی عملکرد یک واحد می باشد. ارزیابی عملکرد عبارت است از مقایسه شیوه انجام فعالیتهای سازمان با اهداف از پیش تیین شده.
منظور از بهبود عملیات عبارت از افزایش رعایت صرفه اقتصادی، کارایی یا اثربخشی، ویا ترکیبی از این عوامل است. (صفار، ۱۳۸۵)
۳)حسابرسی مدیریت (عملکرد):
برنامه ریزی برای گردآوری و ارزیابی اطلاعات مربوط و کافی وهمچنین، شواهد قابل اطمینان، توسط حسابرس، در ارتباط با این هدف حسابرسی که: آیا مدیریت یا کارکنان واحد مورد رسیدگی، اصول و استانداردهای مناسب را در ارتباط با حسابداری، مدیریت، و عملیات به منظور بکارگیری منابع واحد تجاری توأم با کارایی، توجیه اقتصادی یا اثربخشی اعمال کرده اند یا نه؛ و اظهارنظر یا نتیجه گیری و گزارش به شخص ثالثبا توجه به شواهد به دست آمده در ارتباط با هدف حسابرسی. (شباهنگ، ۱۳۸۵)
۴)حسابرسی صورتهای مالی:
وجود اطلاعات مالی قابل اتکا ومربوط زیربنای تصمیم گیری مفید اقتصادی است. سرمایه گذاری که در صدد خرید و فروش سهام برمی آید، اعتباردهنده یا بانکداری که برای اعطای وام و تسهیلات نیاز به تأیید اطلاعات متقاضی دارد، دولت برای وصول مالیات، همه و همه به اطلاعاتی اتکا می کنند که توسط دیگران تهیه شده است. نوعی تضاد منافع بین تهیه کننده و استفاده کننده اطلاعات وجود دارد که این امر ضرورت وجود حسابرسان مستقل و حسابرسی صورتهای مالی را نشان می دهد. حسابرسان مستقل به عنوان افرادی با صلاحیت فنی و اخلاقی هستند که توانایی انجام حسابرسی صورتهای مالی و اعتباردهی (گواهی کیفیت ) به این صورتها را دارند.
حسابرسی صورتهای مالی که در تحقیق حاضر مدنظر ماست، معمولاً ترازنامه و صورتهای سود و زیان، سود و زیان جامع و جریان وجوه نقد مربوط به آن را شامل می شود. هدف، تعیین مطابقت نحوه تهیه صورتهای مالی با اصول پذیرفته شده حسابداری است. حسابرسی صورتهای مالی معمولاً توسط مؤسسات حسابرسی ( در ایران بزرگترین مؤسسه حسابرسی، سازمان حسابرس است که یک ارگان دولتی می باشد. ) انجام می شود؛ گرچه هدف اولیه و توجیه کننده حسابرسی به استفاده کنندگان خارج از سازمان توجه دارد، اما گروه وسیعی از استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی، شامل؛ مدیریت، سرمایه گذاران، بانکها، اعتباردهندگان، تجزیه وتحلیل گران مالی و سازمانهای دولتی از گزارشهای حسابرسی استفاده می نمایند. در حال حاضر انجام حسابرسی صورتهای مالی در کشور ما بیشتر بنا به الزام قانونی انجام می شود. (ارباب سلیمانی، ۱۳۸۵)
۲-۳)مراحل اجرایی حسابرسی :
به طور کلی هر پروژه حسابرسی از چهار مرحله اساسی زیر تشکیل شده است : (carl. Pacini, 2007)
پذیرش کار حسابرسی[۲۱]، برنامه ریزی حسابرسی[۲۲]، اجرای عملیات[۲۳]، گزارشگری[۲۴]. در این تحقیق جنبه برنامه ریزی مدنظر می باشد.
۲-۴)پذیرش کار حسابرسی :
تصمصم گیری در مورد پذیرش کار جدید حسابرسی تابع دو عامل اساسی است. آینده صاحبکار و پیشنهادات موسسات حسابرسی، که بیشتر جنبه تصمیم گیری مؤسسات مدنظر ماست. تصمیمات پذیرش یا حفظ صاحبکار معلول سه فاکتور عمده می باشد که تحت عنوان محیط حسابرسی مطرحند.
(carl. Pacini, 2007)
۱– انتظارات جامعه درباره تأثیر استقلال حسابرسان در حفظ سلامت بازار اوراق بهادار و افزایش قابلیت اعتماد آن.
۲– بهبود الزامات قانونی، که تأکید بر اهمیت ارزیابی حسابرسان از مؤلفه های ریسک دارد.
۳– پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که ماهیت فرایند اعتباردهی را تغییر داده است.
در سال ۱۹۹۲، AICPAبکارگیری رویکرد ریسک پذیرش را در تصمیمات پذیرش و حفظ صاحبکار توصیه کرد ، که دربرگیرنده ۳ مؤلفه است[۲۵] :
۱ – ریسک تجاری صاحبکار : ریسک مربوط به سودآوری و بقای صاحبکار
۲ - ریسک حسابرسی: ریسک اینکه حسابرسان نادانسته اظهارنظر خود درباره صورتهای مالی دارای تحریف بااهمیت را تعدیل ننمایند.
۳– ریسک تجاری حسابرس : ریسک ناشی از هزینه های دعاوی بالقوه منتسب به شکست حسابرسی و سایر هزینه های مربوطه شامل، عدم تحقق حق الزحمه و مهم تر از همه اعتبار حرفه ای حسابرس.
جانسون و کل[۲۶] ،یک فرایند شش مرحله ای را برای تصمیم گیری در مورد پذیرش صاحبکار ذکر کرده اند : (carl. Pacini, 2007)
۱ – ارزیابی درستکاری مدیریت[۲۷] : احتمال وقوع اشتباهات و بی نظمیها ( تقلبات ) در موارد نادرستی مدیریت افزایش می یابد.
۲ – تعیین اقلام و رویدادهای غیرعادی و ریسک های غیرمعمول[۲۸] : در اینجا حسابرس برشناخت استفاده کنندگان احتمالی از صورتهای مالی تمرکز دارد. مسئولیت قانونی حسابرسان ممکن است براساس استفاده کنندگان احتمالی صورتهای مالی متفاوت باشد، به ویژه در موارد قصور یا سهل انگاری. صاحبکارانی که با بدهی های آتی عمده یا ورشکستگی مالی روبرو هستند، احتمال طرح دعوی علیه حسابرس را بالا می برند. حسابرس باید با مدیران و اعتباردهندگان مذاکره کند و گزارشات اعتباری را بررسی نماید. همچنین حسابرس باید بررسی لازم را در مورد کیفیت گزارشات و ثبتهای حسابداری انجام داده و وجود هر گونه محدودیت تحمیلی توسط صاحبکار را مدنظر قرار دهد.
۳ – ارزیابی صلاحیت انجام حسابرسی[۲۹] : اولین استاندارد عمومی حسابرسی( AU 150/02)با این جمله سؤالی شروع می شود : چه کسانی باید برای انجام حسابرسی انتخاب شوند؟ جواب این سؤال مقدار و نوع نظارت لازم را مشخص می کند. ماهیت کار صاحبکار و صنعتی که در آن اشتغال دارد، نقش تعیین کننده ای درتعداد و تخصص مورد نیاز برای انجام حسابرسی دارد. در صورت لزوم باید از خدمات مشاوران و متخصصان استفاده نمود.
۴ – ارزیابی استقلال[۳۰] : استاندارد عمومی شماره دو حسابرسی و قانون صدویک آیین رفتار حرفه ای بیش از بیش بیانگر اهمیت استقلال در کار حسابرسی است .
۵ – توانایی حسابرس در حفظ مراقبتهای حرفه ای[۳۱] : دو عامل در توانایی حفظ مراقبتهای حرفه ای نقش کلیدی دارند.
الف - ارتباط با صاحبکار و تنظیم قرارداد : تماس به موقع با صاحبکار به منظور عقد قرارداد، برای حسابرسی مؤثر و کارامد امری حیاتی است، چراکه فرجه زمانی مناسبی را برای برنامه ریزی باقی خواهد گذاشت. و حال آنکه ریسک تجاری حسابرس با پذیرش کار در اواخر سال مالی یا پس از آن افزایش می یابد
ب - زمان بندی کار : برنامه ریزی دقیق حسابرسی مستلزم بکارگیری بودجه زمانی است که در آن ساعات کار لازم برای هر حسابرس پیش بینی می شود. همچنین کار میان دوره ای انجام شده در سه تا چهار ماه قبل ازسال مالی حسابرس را در برنامه ریزی رویه های حسابرسی یاری می رساند.
۶- تهیه قرارداد حسابرسی[۳۲]: موافقتنامه حسابرسی، قراردادی است بین حسابرس و صاحبکار که در برگیرنده؛ عنوان صورتهای مالی مورد حسابرسی، هدف از حسابرسی، استانداردهای حرفه ای مورد استفاده حسابرس، ماهیت و دامنه رسیدگی حسابرس، بیان صریح این مطلب که حسابرسی ممکن است تمامی اشتباهات موجود را کشف نکند، بیان وظایف قانونی حسابداران مبنی بر گزارش اعمال غیرقانونی صاحبکار، بیان مسئولیت مدیران در تهیه صورتهای مالی و حفظ کنترل های داخلی، مبنای محاسبه صورتحساب و نحوه پرداخت آن و درخواست از صاحبکار مبنی بر تأیید قرارداد با امضای آن و ارجاع نسخه امضا شده به حسابرس.
۲-۵) برنامه ریزی حسابرسی :
برنامه ریزی یعنی تدوین یک طرح کلی حسابرسی و یک طرح تفصیلی (برنامه حسابرسی) برای تعیین نوع و ماهیت، زمان بندی اجرا و حدود روش های حسابرسی مربوط به هر حسابرسی. هدف برنامه ریزی ،انجام به موقع و اثربخش حسابرسی است. (استانداردهای حسابداری، ۱۳۸۵)
۲-۵-۱)نقش برنامه حسابرسی: برنامه حسابرسی شامل روش های لازم برای تکمیل یک حسابرسی مؤثر و کارامد است. این برنامه باید شامل جزئیات کافی برای کارمندان کم تجربه برای اجرای مراحل باشد، با این وجود نباید بیش از حد، تفصیلی بیان شود، چراکه منجر به اجرای مراحل به صورت روتین می شود و قضاوتهای حرفه ای را محدود می کند. برنامه مناسب حسابرسی، یک طرح کلی را به وجود می آورد که طی آن کارها با درک کامل از واحد حسابرسی شونده پیش می رود و به مدیریت این اطمینان را می دهد که تمام حوزه های ریسک به اندازه کافی تبیین شده اند. مواردی که به وسیله برنامه حسابرسی پوشش داده می شود، شامل اهداف حسابرسی، روش های آزمون، اندازه نمونه، انتخاب نمونه، دوره زمانی و گزارشات و مستندات مربوط به بررسی ها و آزمون هاست. (PAIN, 2005)
برنامه باید قبل از شروع کار تهیه و به وسیله مدیران حسابرسی تصویب شود. این برنامه در طول حسابرسی و بر اساس نتایج آزمون و اطلاعات به دست آمده تعدیل می شود. با این وجود هر تغییری در برنامه حسابرسی یا فرایند اجرایی آن باید به وسیله مدیران حسابرسی بررسی و تصویب شود.
برنامه ریزی مهمترین مرحله از مراحل حسابرسی است که بر سایر مراحل حسابرسی اثری مستقیم و قابل ملاحظه دارد. برنامه ریزی کافی و مناسب به تأمین هدفهای زیر کمک می کند.
یکی از نکات مهم در تغذیه سالم کودک٬ حفظ آرامش هنگام صرف غذاست. به کودک خود بیاموزید که به آرامی غذا بخورد٬ آن را خوب بجود و به غذایی که می خورد توجه کند. حفظ آرامش هنگام صرف غذا٬ باعث می شود کودک از غذای خود لذت ببرد و بیشتر احساس سیری کند. هنگام غذاخوردن یا صرف عصرانه٬ تلویزیون را خاموش کنید. تماشای تلویزیون کودک را از درک علایم سیری غافل می کند و باعث پرخوری می شود(۲۲).
برای این که از پرخوری فرزند خود جلوگیری کنید٬ بهتر است درباره ارزش غذایی و تغذیه سالم با او حرف بزنید و طرز غذاخوردن صحیح٬ مکان و وقت مناسب آن را به او بیاموزید. این اطلاعات به او یاد می دهد تا برنامه غذایی متعادل و سالمی برای خود تنظیم کند.
انجام کارهایی که می تواند شما را از وضع تغذیه کودک آگاه سازد و روش تغذیه درست را به او بیاموزد٬ عبارت اند از:
یادداشت کردن مقدار و نوع غذایی که در هر وعده صرف می شود.
حفظ آرامش هنگام غذاخوردن و کنار گذاشتن کارهای دیگر مثل مطالعه کتاب و تماشای تلویزیون.
راحت نشستن سر سفره یا میز غذا.
صرف غذا به آرامی و بدون عجله و شتاب.
صرف غذا یا عصرانه در جایی مثل آشپزخانه یا سالن غذاخوری.
دورنگه داشتن مواد خوراکی چرب و شیرین از دسترس بچه ها(۲۲).
رژیم با انرژی محدود:
چنین رژیمی یکی از رایج ترین و پراستفاده ترین روش های کاهش وزن می باشد. این رژیم باید از نظر غذایی مفید باشد وتنها انرژی را محدود سازد زیرا کاهش انرژی دریافتی باعث می شود که ذخیره چربی مورد استفاده قرار گیرد .کاهش کالری در حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیاوکالری در روز می تواند با این هدف منطبق شود(۳۲).
رژیم کم کالری باید به طور نسبی از نظر کربوهیدرات غنی باشد (۵۵-۵۰ درصد کیاو کالری) ودر این مورد از منابعی چون سبزیجات ،میوه ها ودانه های مغذی استفاده گردد .رژیم همچنین باید شامل پروتئین فراوان حدود۱۵ تا ۲۰ درصد کیلو کالری بشود.محتوی چربی آن نباید از ۳۰ درصد تجاوز کند.درنظر گرفتن فیبر اضافی توصیه می شود زیرا می تواند مقدار دانسیته کالری را پایین آورد وسیری راسرعت بخشد ونیز جذب روده ای راکم کند(۳۱).
رژیم های بسیار کم کالری:
تبلیغات گسترده ای برای رژیم های تجاری حاوی مقادیر توصیه شده ریزمغذی ها با حده اقل انرژی انجام می شود واین رژیم ها جذابیت زیادی برای بیمارانی دارد که آرزوی کاهش وزن سریع را دارند. مضرات این رژیم ها این است که کاهش سریع وزن ممکن است با کاهش مقادیر زیادی از بافت های بدون چربی همراه باشد.از طرف دیگر حفظVLCD[25] در درمان چاقی شدید موثر است(۵۵).
این رژیم ۸۰۰-۶۰۰ کالری در روز را تامین می کند وشامل رژیم پر پروتئین (۱۰۰-۷۰ گرم در روز) وچربی کم یا بدون چربی است(۱۹).
رژیم های بسیار کم کالری فقط در شرایط زیر مورد استفاده قرار می گیرد:
فرد حداقل ۳۰% اضافه وزن دارد با BMI حداقل ۳۲
هیچ یک از شرایط و بیماری های زیر را نداشته باشد: بارداری٬ شیردهی٬ بیماری های کبدی٬ کلیوی٬ قلبی و سرطان های فعال.
رژیم فقط به مدت ۱۶- ۱۲ هفته می تواند ادامه یابد. سپس به مدت ۴-۲ هفته غذا به تدریج وارد رژیم غذایی گردد تا مانع افزایش سریع وزن شود(۵۷).
درمان با ورزش:
ورزش یکی از اجزای مهم رویکرد کلی در درمان چاقی است. افزایش مصرف انرژی واضح ترین مکانیسم تاثیر ورزش است. اثبات تاثیر رژیم ورزشی به عنوان درمان چاقی به تنهایی کاری بس دشوار است. از سوی دیگر به نظر می آید که ورزش وسیله مهمی برای حفظ وزن است.(۵۴)
حتی اگر ورزش یک چنین تاثیر منحصر به فردی را نداشته باشد ولی در افراد چاق بدلیل اثراتی که در تون قلبی- عروقی و فشارخون می گذارد ارزشمند است. چون بسیاری از افراد چاق به صورت منظم اقدام به ورزش نکرده اند و نیز ممکن است عوامل خطر قلبی- عروقی داشته باشند٬ شروع ورزش در این افراد به خصوص در افراد چاق باید به صورت تدریجی و تحت نظارت طبی باشد(۲۵).
در ابتدا٬ فعالیت ها ممکن است فقط شامل افزایش فعالیت های روزمره باشد مثل بالارفتن از پله یا قدم زدن با گام های آهسته. با گذشت زمان بر اساس میزان پیشرفت میزان وزن از دست داده شده و ظرفیت عملکردی ممکن است بیمار شروع به انجام فعالیت های شدیدتر نماید. باید فرد به انجام فعالیت های جسمی با شدت متوسط و به مدت ۳۰ تا ۴۵دقیقه و ۳ تا ۵ روز در هفته تشویق گردد. هدف بلند مدت٬ باید به صورت حداقل ۶۰دقیقه ورزش با شدت متوسط و هر روز در هفته باشد(۵۳).
ورزش های هوازی[۲۶] مانند شنا باعث کاهش ذخائر گلیکوژن و در نتیجه استفاده از چربی به عنوان سوخت اصلی بدن می شوند. ورزش های استقامت باعث افزایش بافت عضلانی می شود و همچنین در استحکام استخوان ها که در زنان بسیار اهمیت دارد موثر هستند. قابل ذکر است که با کاهش چربی لزوما وزن کاهش نمی یابد زیرا فعالیت های ورزشی باعث افزایش توده عضلانی می شود که از چربی سنگین تر است. البته بافت عضلانی تا مقدار محدودی افزایش می یابد و با ادامه ورزش در نهایت کاهش وزن رخ می دهد(۵۷).
کودکان و نوجوانان برای جلوگیری از اضافه وزن و حفظ تناسب اندام٬ به فعالیت های فیزیکی مثل ورزش نیاز پیدا می کنند. برای این منظور دانش آموزان می توانند در تیم های ورزشی مدارس و مسابقاتی مانند شنا٬ دوچرخه سواری٬ تنیس روی میز٬ فوتبال٬ والیبال و بسکتبال شرکت و فعالیت نمایند(۲۲).
تغذیه و رژیم غذایی نقش مهمی در تناسب اندام دارد و نیروی لازم را به کودک می دهد تا در مسابقات ورزشی کارایی خوبی نشان دهد. مهم ترین نکته در تغذیه کودکان و نوجوانان ورزشکار٬ تامین انرژی کافی برای بدن است. کودکان دبستانی (هفت تا ده ساله) که در مسابقات ورزشی یا ژیمناستیک شرکت می کنند٬ گاهی به ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ کالری در روز احتیاج پیدا می کنند و نوجوانانی که در ورزش های سنگین و آماده سازی های بدنی فعالیت دارند٬ روزانه تا ۵۰۰۰ کالری نیاز دارند(۲۲).
علاوه بر کنترل و نظارت بر طرز تغذیه کودک٬ والدین باید فرزندان خود را به ورزش و فعالیت های فیزیکی تشویق کنند و اگر کودک چاقی دارند٬ او را وادار کنند که مرتب ورزش کند و فعالیت خود را افزایش دهد. ورزش هایی که والدین می توانند همراه فرزندشان انجام دهند و آنها را به فعالیت جسمی علاقه مندتر کنند٬ عبارت اند از: پیاده روی٬ کوهنوردی٬ دویدن٬ طناب بازی٬ تنیس روی میز و دوچرخه سواری. نوجوانان می توانند در ورزش های گروهی و سایر فعالیت های فوق برنامه شرکت کنند(۲۲).
همانطور که گفته شد چاقی وضعیتی است که در آن بافت چربی بدن زیاد می شود و افزایش وزن به تنهایی چاقی محسوب نمی شود به عنوان مثال ورزشکاران ممکن است اضافه وزن داشته باشند ولی در آنها اضافه وزن مربوط به بافت عضلانی است نه بافت چربی(۳۴).
در ضمن برخلاف باورهای رایج کاهش ناحیه ای با ورزش امکان پذیر نیست. چربی از کل نواحی بدن از بیشترین غلظت بافت چربی مصرف می شود. یکی دیگر از باورهای غلط آن است که تمرین باعث افزایش خوردن و دریافت غذا می شود(۳۲).
دارو درمانی:
علی رقم فوائد کوتاه مدت و متوسط برخی از داروها٬ کاهش وزن ناشی از داروها علاج قطعی چاقی نیست و پس از توقف مصرف داروها غالبا با بازگشت افزایش وزن همراه است. عوارض جانبی قابل ملاحظه تعدادی از داروهای چاقی و احتمال سوء مصرف این داروها٬ نگرانی های را در مورد این رویکرد برانگیخته است. از سوی دیگر٬ درمان موثر چاقی و بی خطر با این روش نیازهای طبی زیادی دارد لذا ترکیبات بسیاری که ممکن است موثر باشند مورد ارزیابی قرار گرفته اند(۲۵).
در بیماران دارای BMI حدود ۳۰ یا بالاتر٬ عوامل داروئی می توانند علاوه بر رژیم و تمرین موثر باشند٬ این عوامل می توانند باعث کاهش دریافت انرژی شده و در این راه از پاره ای مکانیزم ها برای کم کردن اشتها٬ ایجاد حجم کافی و پرکردن معده و کاهش اشتها٬ افزایش ترموژنز٬ افزایش سوخت و ساز و مداخله در جذب چربی کمک بگیرند.
معالجات کنونی می توانند در قالب داروهای موثر بر CNS و غیر موثر بر CNS تقسیم بندی شوند. عوامل موثر بر CNS در دسته بندی کولامینرژیک و سروتونینرژیک و ترکیب آن دو قرار می گیرند. تاثیرات معمول این داروها دهان خشک٬ سردرد٬ بی خوابی و یبوست است(۳۲).
داروهای موثر بر سیستم اعصاب مرکزی:
داروهای محرک کاتکولامین ها:
بر روی مغز تاثیر داشته و دسترسی به نوراپی نفرین را افزایش می دهند. “موسسه بهبود داروها” ((DEA٬ در برنامه دوم خود از داروهای کاهش اشتهائی چون آمفتامین صحبت به میان آورده که قابلیت زیادی برای سوء استفاده و استفاده نادرست در درمان چاقی دارند. برنامه سوم این موسسه از داروهائی که باز هم می توانند در این زمینه مورد سوء استفاده قرار گیرند سخن به میان آورده است.
برنامه معمول (DEA) دارای داروهای کته کلامینرژیک خاصی چون “فنترمین” است که امکان کمتری برای سوء استفاده دارد. “فنیل پروپانول آمین” PPA)) سالهاست که به عنوان عامل ایجاد کم اشتهائی مطرح شده است اما بدلیل ایجا سکته مغزی خونریزی دهنده در نوامبر ۲۰۰۰ از پخش آن جلوگیری شد(۵۷).
داروهای سروتونینرژیک:
داروهای تولید کننده سروتونین با افزایش و میزان آن در مغز عمل می کنند. دو دارو در این دسته بندی٬ یعنی “هیدروکلرید فن فلورامین” و “هیدروکلریددکسفن فلورامین” از سپتامبر ۱۹۹۷ از بازار خارج شدند. مطالعات بیشتر نشان داده اند که رابطه ای میان اختلالات دریچه های قلبی ناشی از این دو دسته دارو وجود دارد(۵۲).
ترکیب داروهای ایجاد کننده کاتکولامین و سروتونین:
مثل(Meridia) Sibutramine می شود که باعث محدود شدن دریافت سروتونین و نوراپی نفرین می گردد. این دارو در ابتدا برای ممانعت از افسردگی ارائه گردیده بود. بهتر است این دارو در بیماران دارای عارضه قلبی کرونری٬ آریتمی٬ سکته مغزی استفاده نشود(۴۴).
داروهای فعال کننده خارج از سیستم اعصاب مرکزی:
ارلیستات (Xencal)٬ یک عامل غیر موثر بر CNS است که باعث کم شدن اشتها نمی شود بلکه مستقیما از طریق روده جهت جذب چربی تاثیر می گذارد. ارلیستات اغلب با وعده های کم کالری به کار می رود و باعث می شود ۳۰% از جذب چربی کم شود. البته ممانعت از جذب چربی نگرانی هائی را در مورد ویتامین های محلول در چربی ایجاد می کند(۵۳).
همه افراد نسبت به درمان با دارو پاسخ مناسب نشان نمی دهند ولی برای بیمارانی که پاسخ نسبی دارند٬ کاهش وزن در حدود یک پوند در هفته می تواند انتظار رود (۳۲).
جراحی:
در صورتی که درمان با بهره گرفتن از رژیم٬ ورزش و داروهای موجود موثر واقع نگردد٬ روش های جراحی به شکل روزافزونی مورد امتحان قرار می گیرند. منابع بالقوه جراحی عبارت اند از کاهش زیاد وزن و بهبود هیپرتانسیون٬ دیابت٬ آپنه هنگام خواب٬ آنژین٬ هیبرلیپیدمی و بیماری های سیاهرگی(۳۲).
جراحی بای پاس ژژونوایلیال بدلیل عوارض که شامل اختلالات الکترولیتی٬ سنگ کلیه٬ سنگ های کیسه صفرا٬ زخم معده٬ آرتریت و اختلالات عملکرد کبدی با سیروز که در ۷% بیماران دیده می شود منسوخ شده است.
- DATA–شامل پیغامهای داده ای است.پیغامهایDATA محتوی داده حقیقی جمع آوری شده توسط حسگرها هستند.
میتوان گفت این روش یک روش ساده دست تکانی برای پراکندن داده ها در یک شبکه بدون اتلاف است که در سه مرحله کار میکند و درهریک از مراحل ، از یکی از پیغامهای شرح داده شده در بالا استفاده میکند.پروتکل زمانی آغاز میشودکه یک گره ، داده جدیدی بدست می آورد که مایل است آن را پراکنده کند واین کاررا با نامگذاری داده جدید و فرستادن یک پیغامADV به همسایگانش انجام میدهد. با دریافت کردن پیغامADV، گرهء همسایه بررسی میکنند که آیا قبلا چنین داده ای را دریافت کرده اند یا درخواست چنین داده ای را داده اند یاخیر.اگر نه ، گره همسایه برای ارسال داده درخواست شده به فرستنده ، یک پیغامREQ به عنوان پاسخ برمیگرداند.پروتکل با ارسال داده موردنظر یعنی ارسال پیغامDATA در جواب پیغام REQ تکمیل میشود.
در شکل۲-۴ نمونه ای ازاین پروتکل نشان داده شده است.بادریافت یک پیغام ADV از طریق گرهA،گرهB بررسی میکند که آیا تمامی داده تبلیغ شده را در اختیار دارد یاخیر.در غیر این صورت ، گرهBیک پیغام REQ بهA برمیگرداند که در آن تمامی داده هایی که گره B نیازدارد ،فهرست شده است.وقتی گرهA پیغامREQ را دریافت کرد ، داده های درخواست شده را استخراج میکند و آنهارا بوسیله یک پیغام DATA به B ارسال میکند.سپس گرهB یک پیغامADV جدید تولید میکند که در آن داده جدید بدست آمده را به همه همسایگانش تبلیغ میکند ولی پیغامADV را برای گرهA ارسال نمیکند، چون که میداند گرهA قبلا داده مورد نظر را در اختیار دارد یا خیر.سپس این گره هاهم تبلیغات مربوط به داده جدید را به همسایگانش ارسال میکنند و پروتکل ادامه می یابد.
شکل۲-۴:الگوریتم دست تکانی درSPIN[69]
اگرچه این پروتکل برای شبکه های بدون اتلاف طراحی شده است ، به سادگی میتوان آنرا برای استفاده در شبکه های با اتلاف تعمیم دادبه این صورت که گره ها ، برای جبران پیغامهایADV از دست رفته ، میتوانند به صورت متناوب این پیغامها را ارسال کنند وهمچنین برای جبران پیغامهایREQوDATA ازدست رفته، گره ها میتوانند داده های مورد نیاز خود را در صورتیکه در یک بازه زمانی مشخص دریافت نشدند،دوباره درخواست دهند.همچنین درمورد شبکه های سیار در صورتی که گرهی مشاهده کرد که همسایگانش تغییر کرده اند میتواند فورا تمامی داده خود را تبلیغ کند.
مهمترین مزیت SPIN سادگی آن وهمچنین محلی بودن و عدم وابستگی به یک چینش خاص است که باعث میگردد بتوان آن را به سادگی برروی هر شبکه ای پیاده سازی کرد.
پروتکل توسعه یافته Spinتحت عنوانSpin-Ecیک فکر هوشمندانه ساده ، جهت صرفه جویی درمنابع بهSPIN-1 اضافه میکند به اینصورت که وقتیکه منابع به اندازه کافی موجود است گره هایSPIN-2 مانند گره ها درSPIN-1 از پروتکل سه مرحله ای استفاده میکنند.وقتیکه گرهی مشاهده میکند که میزان منابع انرژی اش از یک حد خاص کمتر شده است ، خودش را بوسیله کاهش شرکت خود در پروتکل با شرایط جدید تطبیق میدهد و در حالت کلی یک گره تنها هنگامی در پروتکل شرکت میکند که اطمینان دارد میتواند تمامی مراحل دیگر پروتکل را بدون اینکه منابع انرژی اش از محدوده تعیین شده پایینتر رود، به انتها برساند.در غیر اینصورت گره با دریافت پیغامADV هیچگونه پیغام REQ تولید نمیکند.این روش باعث میشود که گره هنگام پایین بودن انرژی درگیر پیغامهای DATA نشود.
۲-۳-۴ روش انتشار هدایت شده[۶۳]
دراین روش[۷۰] منابع و دریافت کننده ها از خصوصیات، برای مشخص کردن اطلاعات تولید شده یا مورد نیاز استفاده میکنند و هدف روش انتشار هدایت شده پیداکردن یک مسیر کارآمد چندطرفه بین فرستنده ها وگیرنده هاست. در این روش هروظیفه به صورت یک علاقه مندی منعکس میشود که هر علاقه مندی مجموعه ای است از زوجهای خصوصیت – مقدار.برای انجام یک وظیفه ،علاقه مندی در شبکه در ناحیه مورد نظر منتشر میشود.در این روش هرگره،گرهی را که اطلاعات را از آن دریافت کرده بخاطر میسپارد و برای آن یک گرادیان تشکیل میدهد که هم مشخص کننده جهت جریان اطلاعات است و هم وضعیت درخواست را نشان میدهد.(که فعال یا غیر فعال است یا نیاز به به روز شدن دارد.) در صورتی که گره از روی گرادیان های قبلی یا اطلاعات جغرافیایی بتواند مسیر بعدی را پیش بینی کند تنها درخواست را به همه همسایه های مجاور ارسال میکند.وقتی یک علاقه مندی به گرهی رسید که داده های منطبق با آن را در اختیار دارد ، گره منبع ، حسگرهای خود را فعال میکند تا اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری کنند و اطلاعات را به صورت بسته های اطلاعاتی ارسال میکند.
داده ها همچنین میتوانند به صورت مدل خصوصیت – نام ارسال شوند.گرهی که داده ها را ارسال میکند به عنوان یک منبع شناخته میشود.داده هنگام ارسال به مقصد در گره های میانی ذخیره میشود که این عمل دراصل برای جلوگیری از ارسال داده های تکراری و جلوگیری از بوجود آمدن حلقه استفاده میشود.همچنین از این اطلاعات میتوان برای پردازش اطلاعات درون شبکه وخلاصه سازی اطلاعات استفاده کرد.پیغامهای اولیه ارسالی به عنوان داده های اکتشافی برچسب زده میشوند و به همه همسایه هایی که به گره دارای داده ،گرادیان دارند ارسال میشوند یا میتوانند از میان این همسایه ها، یکی یا تعدادی را بر حسب اولویت جهت ارسال بسته های اطلاعاتانتخاب کنند.(مثلا همسایه هایی که زودتر از بقیه پیغام را به این گره ارسال کرده اند)برای انجام این کار ، گیرنده یا سینک همسایه ای را که جهت دریافت اطلاعات ترجیح میدهد تقویت میکند.اگر یکی از گره ها در این مسیر ترجیحی از کار بیفتد، گره های شبکه بطور موضعی مسیر ازکارافتاده را بازیابی میکنند.در نهایت گیرنده ممکن است همسایه جاری خود را تقویت منفی کند درصورتی که مثلا همسایه دیگری اطلاعات بیشتری جمع آوری کند.
پس از ارسال داده های اکتشافی اولیه ، داده های بعدی تنها از طریق مسیرهای تقویت شده ارسال میشوند.منبع اطلاعات به صورت متناوب هرچند وقت یکبار داده های اکتشافی ارسال میکند تا گرادیان ها در صورت تغییرات پویای شبکه ،به روز شوند.نحوه این الگوریتم درشکل ۲-۵ به صورت خلاصه آورده شده است.
- c) ارسال داده ها از طریق مسیر تقویت شده b) تنظیم کردن اولیه گرادیان هاa )پراکندن علاقه مندی ها
شکل ۲-۵: نحوه عملکرد الگوریتم انتشار هدایت شده
برخی از خصوصیات کلیدی روش انتشار هدایت شده اطلاعات که آن را از روش های سنتی در شبکه متمایز میکند عبارتند از اول اینکه روش پخش اطلاعات یک روش داده-محور است و تمام ارتباطات در یک شبکه حسگر براین مبنا از علاقه مندی ها جهت مشخص کردن اطلاعات نامگذاری شده استفاده میکنند.دوم برخلاف شبکه های سنتی که روش انتقال انتها به انتها دارند در این روش از ارتباط همسایه با همسایه یا گام به گام استفاده میشود و هر گرهی میتواند داده ها وعلاقه مندی ها را تفسیر کند زیرا شبکه های حسگر معمولا عملکرد واحدی دارند و وظیفه یکسانی رابر عهده دارند.سوم ، دراین روش گره ها آدرس سراسری یکسان یا مشخصه واحدی ندارند ولی هرگره باید از همسایگانش به صورت محلی قابل تفکیک باشد و نهایتا چون هر گره میتواند داده ها را پردازش کند ،میتوان حجم داده ها را در شبکه کاهش داد و داده ها را بصورت خلاصه ارسال کرد.
فیلترها
همچنین در این روش از فیلترها[۷۱] استفاده میشود که وظیفه تجمیع[۶۴] و خلاصه کردن داده هار ا در گره ها برعهده دارند.فیلترها پیمانه های نرم افزاری هستند که داده را هنگام عبوراز داخل شبکه حسگر پردازش و قواعد سازگاری را تعیین میکنند که چه فیلترهایی باید در هر مرحله فعال شوند و منابع و گیرنده ها چگونه به هم مرتبط میشوند.از فیلترها در مواردی مانند تجمیع داده ها در داخل شبکه پردازش داده ها به صورت پیمانکاری[۶۵]، ذخیره کردن موقت اطلاعات[۶۶] و سایر عملکردهای مشابهی که جهت کنترل کردن حرکت اطلاعات کاربرد دارند، استفاده میشود.
روش انتشار هدایت شده به صورت پایه داخل فیلتر گرادیان[۶۷] پیاده سازی میشود.این فیلتر گرادیانهایی را فراهم میکند که حالت هر جریان به تمامی همسایه های هر گره را نگهداری میکنند و همچنین مسئولیت ارسال متناوب پیغام های علاقه مندی ها و پیغام های تقویت کننده را برعهده دارد.
یک جفت فیلتر به نام [۶۸]GEAR به صورت بهینه ، فیلتر گرادیان را در بر میگیرند تا بتوانند مسیریابی جغرافیایی با قابلیت کنترل مصرف انرژی را پیاده سازی کنند.یک فیلتر پیش پردازنده بالای فیلتر گرادیان مینشیند تا پیغام های مخصوص GEAR را دریافت کند و اطلاعات گذرای موقعیت جغرافیایی آن را هنگام رسیدن بردارد و یک فیلتر مسیریابی جغرافیایی که بعد از ماژول گرادیان وارد عمل میشود تا خواسته ها را در جهت مناسب ارسال کند.علاوه براینها برای کاربردهای مختلف مانند پردازش داده ها و ردگیری و سایر کاربردها فیلترهای دیگری پیاده سازی شده است.
یکی از کاربردهایی که برای کاهش حجم طلاعات بوسیله فیلترها پیاده میشود خلاصه سازی اطلاعات میباشد.همچنین یکی دیگر از تکنیکهای نرم افزاری که برای بهبود کارایی روش انتشار به کار میرود استفاده از پرسشهای تو در تو است که توضیح هرکدام در ذیل آورده شده است.
خلاصه سازی فرصت طلبانه
به طور کلی روش های متعددی جهت تجمیع اطلاعات ارائه شده است که یکی از این روشها که براساس روش انتشار مطرح شده است روش تجمیع تصادفی[۷۲] است.به این صورت که هنگامی که داده ها توسط منابع جمع آوری می شوند و به سمت گیرنده ها ارسال میشوند، گره های میانی اطلاعات مربوط به هم را ذخیره میکنند که این کار را با فیلترهایی در سطح برنامه کاربردی انجام میدهند.سپس این گره های میانی اطلاعات تکراری را حذف میکنند یا میتوانند اندکی تاخیر در ارسال اطلاعات ایجاد کنند و اطلاعات جمع آوری شده از منابع مختلف را تجمیع کنند.
در این روش درختی از منابع به سمت یک گیرنده به عنوان ریشه درخت، تشکیل میشود و اگر در هنگام ادغام شدن شاخه ای درخت داده های یکسان با هم برخورد کنند تنها یکی از آنها به سمت ریشه درخت ارسال میشود.یکی از اشکالهای این روش این است که مسیر داده ها ممکن است تا نزدیکی گیرنده به هم نرسند وادغام نشوند که کارایی الگوریتم خلاصه سازی را کاهش میدهد.روش تجمیع حریصانه جهت برطرف کردن این مشکل مطرح شده است.
خلاصه سازی حریصانه
تفاوت این روش با روش تجمیع تصادفی ،تشکیل مسیر و نگهداری مسیر است.برای ساختن یک درخت حریصانه افزایشی ، کوتاهترین مسیر تنها برای اولین منبع به سمت گیرنده تشکیل میشود و سایر منابع به صورت افزایشی به نزدیکترین نقطه درخت حاصل شده،متصل می شوند.در روش حریصانه هرنمونه داده اکتشافی یک هزینه انرژی برای رساندن این نمونه از منبع به گره جاری دارد و علاوه بر این هر منبع بر روی درخت موجود یک پیغام هزینه افزایشی روی درخت تولید میکند که مربوط به هر نمونه اکتشافی جدید دریافت شده است که این پیغام محتوی هزینه انرژی افزایشی است که برای رساندن نمونه اکتشافی به درخت موجود مورد نیاز است.این پیغام مربوط به هزینه افزایشی تنها در طول درخت خلاصه سازی به سمت گیرنده ارسال می شود.برای یافتن نزدیکترین نقطه روی درخت، فیلد هزینه افزایشی تنها میتواند توسط گره های نزدیکتر به روز شود.(مثلا گره ای که نمونه اکتشافی مربوطه را با هزینه پایینتری دریافت کرده اند.)
خلاصه سازی اطلاعات درون-شبکه ای
در شبکه های حسگر ، به منظور ایجاد پایداری و بالا بردن دقت ،حسگرها طوری در شبکه قرار داده میشوند که مقداری هم پوشانی داشته باشند.به همین دلیل رخ دادن یک رویداد چندین حسگر را تحت تاثیر قرار میدهد و همه حسگرها اطلاعات دریافت شده را به گیرنده ارسال میکنند ولی با تجمیع اطلاعات میتوان هزینه مصرف انرژی این تبادلات راتاحد زیادی کم کرد و از حجم اطلاعات مبادله شده به میزان محسوسی کاست.
پرسش تو در تو
رویدادها در جهان واقعی معمولا در پاسخ به یک سری تغییرات محیطی رخ می دهند.در شبکه های حسگر ، حسگرها می توانند از این پدیده همگرایی ، برای فعال کردن بعضی دیگر از حسگرها استفاده کنند و در عمل یک پرسش درون یک پرسش دیگر ایجاد کنند.با این کار میتوان زمان فعال بودن دسته ای از حسگرها را (که معمولا جزء حسگرهای با مصرف انرژی بالا هستند)کاهش داد و با این عمل مصرف انرژی کل شبکه را کاهش داد.(مثلا ممکن است یک حسگرشتاب سنج، یک گیرندهGPS را که یک حسگر پر مصرف است فعال کند); علاوه بر این در بعضی موارد میتوان ترافیک شبکه را هم کم کرد(مثلا یک حسگر تصویر بردار محرک ترافیک بسیار کمتری نسبت به یک جریان ویدیویی ثابت ایجاد میکند).
مزیت استفاده از پرسشهای تو در تو[۷۲] اینست که در آن اطلاعات حسگرهای اولیه، برای حسگرهای دیگر قابل دریافت است و نیازی به ارسال آنها به کاربر نمیباشد.در کاربردهای نظارتی شبکه های حسگر ، حسگرهای اولیه و حسگرهای تحریک شونده معمولا بسیار به یکدیگر نزدیک هستند، در صورتی که کاربر ممکن است بسیار دور باشد.استفاده از پرسش تو در تو باعث میشود که ترافیک به جای ارسال شدن به کاربر در دوردست، به صورت محلی در اطراف رویداد تحریک کننده ایجاد شود و بنابراین تاخیر و ترافیک شبکه کاهش می یابد.
۲-۳-۵ مقایسه روش انتشار هدایت شده با روشSPIN:
روش SPIN و روش انتشار هدایت شده ، هر دو روش ارتباطی برای کاربردهای خاص و بر اساس موضوع در شبکه های حسگر هستند[۷۳].در شبکه های حسگر به منظور دستیابی به مسیر یابی بهینه از لحاظ انرژی ،مدیریت منابع ومسیریابی باید کاملا با کاربردها هماهنگ و منطبق شوند.
هردو پروتکل برخلاف روش های سنتی مسیریابی،داده محور هستند که به این معنی است که در آنها همه ارتباطات بر مبنای داده های نامگذاری شده صورت میگیرد.در روش انتشار هدایت شده ، داده نامگذاری میشود و بوسیله یکسری خصوصیات مشخص میشود.در روش SPIN نیز داده ها توسط شبه-داده ها نامگذاری میشوند.
هردو روش SPIN و انتشار هدایت شده به منظور ایجاد یک واسط ارتباطی مطمئن طراحی شده اند.روشSPIN بدین منظور طراحی شده است که مشکلات روش کلاسیک سیل آسا با مباحثه بین گره ها قبل از ارسال داده های حقیقی برطرف شود، بنابراین روشSPIN یک روش فرستنده محور است.
درمورد الگوریتم انتشار هدایت شده گیرنده علاقه مندی های خود را در سطح شبکه منتشر میکند و اگر این علاقه مندی با داده های استخراج شده توسط منابع انطباق داشته باشد، فرستنده داده ها را به سمت گره فرستنده علاقه مندی،منتشر میکند.بنابراین در روش انتشار هدایت شده ارسال داده ها به صورت گیرنده محور صورت میگیرد.
همچنین هردو پروتکل نسبت به مصرف انرژی آگاه هستند. در SPIN گره ها منابع موجود را استخراج میکنند و بنابراین میتوانند برا ساس منابع موجود تصمیم گیری نمایند و بصورت مشابه در روش انتشار هدایت شده ، مسیر یابی جغرافیایی آگاه از انرژی (GEAR) کمک میکند که داده ها بتوانند به طرف ناحیه مورد نظر پراکنده شوند و عمل پخش سیل آسا را محلی میکند.به یک مفهوم هردو الگوریتم بر مبنای پخش سیل آسا کار میکنند ولی از لحاظ پیاده سازی روش های مختلف برای جلوگیری از پخش سیل آسای ناخواسته در شبکه با روش کلاسیک آن متفاوتند.
کارهای زیادی بر روی الگوریتم انتشار هدایت شده پایه صورت گرفته است که هر یک به نحوی عملکردآن را بهبود داده اند.الگوریتم انتشار هدایت شده پایه به الگوریتم انتشار،با خاصیت جذب دو مرحله ای هم معروف است چون در این روش در فاز اول ، ابتدا گره گیرنده یا مقصد یک علاقه مندی را به سمت داخل شبکه منتشر میکند و هنگامی که گرهی متوجه انطباق داده های جمع آوری توسط حسگرهای خود با علاقمندی منشر شده گردید،یک پیغام داده اکتشافی به سمت مقصد ارسال میکند و این داده از بین گرادیان هایی که هنگام انتشار پیغام علاقه مندی تشکیل شده اند،سعی میکند گرادیانی با بهترین زمان پاسخ یا کیفیت کانال را انتخاب کند و به همین صورت پیش میرود تا به مقصد برسد و سپس گره مبدا داده های جمع آوری شده را به سمت مقصد ارسال میکند.
یکی از روشهایی که برای بهبود مسیریابی الگوریتم به کار رفته،الگوریتمGEAR[74] است که با بهره گرفتن از اطلاعات جغرافیایی ، فضای مسیریابی را محدود می کند.روش جذب دو مرحله ای برای بعضی از کاربردها روش بسیار مناسبی است ولی در مقابل برای برخی کاربردها هم بسیار ضعیف عمل میکند; خصوصا کاربردهایی که در آنها تعداد زیادی منبع وگیرنده وجود دارد و گیرنده ها به نحوی باهم ارتباط دارند، حجم داده های ترافیکی بسیار افزایش می یابد به صورتی که حتی محدود کردن دامنه با مسیریابی جغرافیایی هم نمیتواند مشکل را برطرف نماید.برای برطرف شدن این مشکل، روش انتشار بیرون دهنده مطرح شده[۷۵] که در آن نقش منتشر کنندگان اطلاعات و استفاده کنندگان داده ها جابجا می شود و باعث می شود که منابع داده ها، به صورت فعالانه دنبال استفاده کنندگان بگردند.مزیت روش انتشار بیرون دهنده اینست که بر خلاف روش جذب دو مرحله ای تنها یک فاز دارد که در آن اطلاعات کنترلی پراکنده می شوند تا گیرنده ها را پیدا کنند.همچنین روش دیگری به نام روش جذب یک مرحله ای [۷۵] وجود دارد که این روش هم با حذف کردن یکی از مراحل روش جذب دو مرحله ای آن را ساده تر می کند.
۲-۳-۶ روش مسیریابی جغرافیایی[۶۹](GEAR)
بر اساس ماهیت شبکه های حسگر ، در این شبکه ها پرسش های با دامنه جغرافیایی امری کاملا طبیعی است واگر هر گره بتواند محل خود را تشخیص دهد ،پرسشهای بر مبنای ناحیه جغرافیایی می توانند عمل پخش داده هارا سهولت بخشند و نیاز به انتشار سیل آسا را برای دستیابی به ناحیه مربوطه برطرف کنند.این الگوریتم[۷۴] ارتباطات در سطح شبکه را با ارتباطات محدود شده جغرافیایی جایگزین میکند به این صورت که هنگامی که این الگوریتم به الگوریتم جذب دومرحله ای اضافه می شود،وقتی که کاربران به صورت فعالانه علاقه مندی ها را به داخل شبکه ارسال می کنند، پرسشهایی که علاقه مندی در یک ناحیه خاص را ایجاد می کنند، بوسیله الگوریتم مسیریابی حریصانه جغرافیایی به سمت ناحیه مورد نظر رسیده باشد و دیگر عمل انتشار سیل آسا در سطح کل شبکه صورت نمیگیرد.همچنین داده های اکتشافی هم تنها در جهت گرادیان هایی حرکت می کنند که توسط علاقه مندی ها ایجاد شده اند و بنابراین هزینه داده های اکتشافی نیز کاهش پیدا میکند.در نهایت الگوریتمGEAR باعث عمل انتشار بهینه برای کاربردها وشبکه هایی می شود که از پرسش هایی در سطح ناحیه جغرافیایی استفاده می کنند.فرایند ارسال بسته ها به مقصد در این روش از دو مرحله تشکیل شده است:
۱)مرحله اول ارسال بسته ها به سمت ناحیه هدف است.GEAR برای مسیر یابی بسته ها به سمت ناحیه مورد نظر از ایده هوشمندانه انتخاب آگاهانه همسایه ها براساس میزان انرژی و ناحیه جغرافیایی،استفاده می کند و برای این عمل دو حالت را در نظر می گیرد:
هنگامی که یک همسایه نزدیکتر به مقصد وجود دارد ،GEAR، گرهی را انتخاب می کند که در میان گره های موجود به گره مقصد نزدیک تر باشد.
۲) هنگامی که فاصله همه همسایه ها از گره مقصدخیلی زیاد باشد به این معنی است که یک حفره در مسیر وجود دارد.الگوریتمGEAR در چنین شرایطی، گرهی را انتخاب می کند که بعضی از هزینه های این همسایه را به حداقل برساند.
مرحله دوم پخش کردن بسته ها در داخل ناحیه مورد نظر است و دراغلب موارد برای این منظور از یک الگوریتم بازگشتی پیش برنده جغرافیایی استفاده می شود.البته تحت بعضی از شرایط مکان یابی ضعیف ، این مسیریابی بازگشتی ممکن است خاتمه پیدا نکند.در چنین شرایطی می توان از روش سیل آسای محدود شده استفاده کرد.
۲-۱: در زمان صلح ۱۰۱
۲-۲ : در زمان مخاصمه ۱۰۲
ب: رویکرد و مکانیزم حقوق داخلی کشورها ۱۰۴
۱: رویکرد دکترین امنیت ملی به حملات سایبری ۱۰۴
۲: دکترین دفاع پیشدستانه در حملات سایبری ۱۱۰
۳: دکترین بازدارندگی سایبری ۱۱۲
بند دوم: واکنش نظام حقوقی فراملی ۱۱۴
الف: واکنش شورای امنیت ۱۱۵
۱ : مفهوم تجاوز و نقض صلح ۱۱۵
۲ : احراز وضعیت و اعمال صلاحیت ۱۱۷
ب: مکانیزم حقوقی فراملی ۱۱۸
۱: مکانیزم منطقه ای ۱۱۹
۲: اتحادهای نظامی ۱۲۱
۳: نقش سازمان های بین المللی در مقابله با حملات سایبری ۱۲۵
نتیجه ۱۳۴
بخشدوم: حملاتسایبری از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه و پیامدهای نقض آن
مقدمه ۱۳۸
فصل اول : رویکرد حقوق بینالملل بشردوستانه در مواجهه با حملات سایبری ۱۴۱
گفتار اول:درآمدی اجمالیبر روند شکلگیری اصول وقواعد حقوق بینالملل بشردوستانه ۱۴۲
مبحث اول: روند شکل گیری ۱۴۲
بند اول: حقوق لاهه ۱۴۳
بند دوم : حقوق ژنو ۱۴۴
بند سوم: منابع حقوق بینالملل بشردوستانه ۱۴۵
مبحث دوم : قابلیت اعمال حقوق بینالملل بشردوستانه ۱۴۷
بند اول: تخریب و مالیت داده های رایانه ای ۱۴۸
الف : مبانی حقوقی مالیت دادههای رایانهای ۱۴۸
ب : رویکرد حقوق بین الملل بشردوستانه در مواجهه با تخریب دادههای رایانهای ۱۴۹
بند دوم: جایگاه حملات سایبری در حوزه حقوق بینالملل بشردوستانه ۱۵۲
الف : قلمرو حاکمیت قواعد ۱۵۲
ب : حملات سایبری از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه ۱۵۷
گفتار دوم : معیارهای حقوق بین الملل بشردوستانه در مقابله با حملات سایبری ۱۵۹
مبحث اول: تعامل حملات سایبری با موجودیتهای حقوق بینالملل بشردوستانه ۱۵۹
بند اول : موجودیتهای حقوق بینالملل بشردوستانه ۱۵۹
الف : موجودیتهای نظامی ۱۵۹
۱ : رزمندگان ۱۶۰
۲: اهداف نظامی ۱۶۱
ب : غیرنظامیان و اموال غیر نظامی ۱۶۳
ج : اهداف دوگانه ۱۶۶
بند دوم: موجودیتهای برخوردار از حمایت ویژه ۱۶۷
الف : تاسیسات حاوی نیروهای خطرناک ۱۶۷
ب : اموال ضروری برای بقای سکنه غیرنظامی ۱۶۹
ج : محیط زیست طبیعی ۱۷۰
د : اموال بهداری ۱۷۰
و : اموال فرهنگی ۱۷۱
ه : اقدامات تلافی جویانه علیه این اهداف ۱۷۲
مبحث دوم : اعمال محدودیتهای حقوق بینالملل بشردوستانه در حملات سایبری ۱۷۴
بند اول : قاعده ضرورت نظامی ۱۷۴
بند دوم: اصل احترام به کرامت انسانی و رفتار انسانی(منع رنج غیرضرور) ۱۷۵
بند سوم : اصل تمایز ۱۷۵
الف : رایانه ها به عنوان سلاحهای عدم تبعیض ۱۷۵