بنابراین ابواسحاق در کازرون متولد شده است .آن چنان که در فردوس المرشدیه آمده و ایرج افشار در مقدمه ی کتاب نیز به آن اشاره کرده ، پدر و مادر وی از زرتشتیانی بودند که پیش از ولادت او ، اسلام آورده بودند .اما نیای وی زادان فرح در کیش زرتشتی وفات یافت. ( همان : ۱۸ مقدمه )
۱-۲- ۲- تحصیلات و استادان شیخ
خانوادهی ابواسحاق بسیار تنگدست و فقیر بودند ، بنابراین از همان کودکی از شیخ میخواستند که به جای به مکتب رفتن و درس خواندن ، پیشه ای بیاموزد تا بتواند امرار معاش کند : « و پدر وی را منع کردی از قرآن آموختن و گفتی ای روشنایی چشم پدر ، برو پیشه ای بیاموز که معاش خود بدان به دست آوری که ما مردان درویشیم و درویش از پیشه آموختن ناگزیرست . » (محمود بن عثمان ،۱۳۳۳ : ۱۴)
اما شیخ از همان کودکی اشتیاق فراوانی به آموختن ، مخصوصا قرآن داشت و بنابراین در طلب آن به جد می کوشید : « مقری بو علی در مسجد سروک کتاب نهاده بود و آن مسجدی بود در صحرای زیر کازرون و جماعتی بسیار به خدمت استاد بو علی می رفتند و قرآن می خواندند و شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - رفتی و از وی قرآن آموختی . » (همان :۱۴)
ابراهیم پس از تحصیل مقدماتی علوم و مصاحبت با برخی از مشایخ فارسی از جمله شیخ ابو الحسین عبد الله بن محمد بن عبدالله الخرجوشی ،شیخ ابو علی حسن بن احمد بن محمد صفار و شیخ ابو عبدالله محمد بن جعفر الابریشمی (همان:۴۲) بر آن شد که طریقت یکی از سه شیخ بر آوازه ی آن عصر را بر گزیند و سر انجام پس از تفکر و استخاره از میان حارث محاسبی ، ابن خفیف و ابو عمروبن علی به طریقت ابن خفیف روی آورد. (عطار،۱۳۸۴: ۷۶۴)
و احتمالا پس از ۳۷۱ ه .ق (سال وفات ابن خفیف ) از حسین اکار ، مرید ابن خفیف خرقه گرفت (محمود بن عثمان ،۱۳۳۳: ۱۹) وی پیش از آن که به شیراز نزد حسین اکار برود، خود در کازرون شهرت و اعتباری یافته بود و چنان که از مندرجات فردوس المرشدیه بر میآید (همان:۲۰) سفر او به شیراز نیز در واقع به خواهش مریدانش بوده است . احتمالا همین آوازه و اعتبار او در میان مردم کازرون ، موجب بیم و هراس بزرگان زرتشتی کازرون شده بود..
۱-۲- ۳ -مریدان شیخ ابو اسحاق
شهرت و محبوبیت شیخ ابواسحاق کازرونی در زمان حیاتش در کازرون بسیار چشمگیر بود . روایت محمود بن عثمان از مسلمان شدن ۲۴۰۰۰ نفر از مردم آن شهر به دست او (همان:۲۹۹) اگر چه تا اندازه ای اغراق آمیز به نظر می رسد و شاید در باورها نگنجد ، اما همین مسأله حاکی از محبوبیت وی در میان پیروان ادیان دیگر است . در روزگاری که ابواسحاق می زیست فرمانروایان آل بویه بر سرزمین فارس تسلط داشتند و در آن زمان زرتشتیان اندک نبودند و اکثریت با ایشان بود و حتی حاکم شهر مردی به نام خورشید ، از زرتشتیان آنان بود .« و بعضی از اصحاب گفتند که چون شیخ مرشد قدس الله روحه العزیز اسلام ظاهر کرد و دین و کیش گبران بینداخت و آتش کده های ایشان خراب کرد گبران نزد خورشید مجوسی رفتند که بزرگ ایشان بود و عامل کازرون بود و احوال خود بگفتند. » (همان:۱۴۳)
ابواسحاق مریدان زیادی در طول حیاتش داشت که ارادت خاصی به او داشتند محمود بن عثمان فهرستی طولانی از اسامی مریدان وی را در صفحه ی ۳۹۳ تا صفحه ی ۴۰۱ کتاب فردوس المرشدیه آورده است . «در ذکر مریدان شیخ مرشد قدس الله سره که از جمله سالکان و صادقان این راه بودند و روز و شب در متابعت شیخ مشغول بودند و در کتابی از سیرت های شیخ یافته شد که اسم مریدان شیخ به ترتیب نبشته بود که از هر موضعی چند کس به موضع شیخ مرشد آمده بودند و صفت و سیرت ایشان چگونه بود و اگر ذکر آن در این کتاب می آوردیم مطول می شد ، اما از برای تبرک اسامی ایشان مفرد یاد کرده می شود که صفت و سیرت ایشان اظهر من الشمس و ذکر قدما و خواص و خدام شیخ مرشد - قدس الله و روحه العزیز - چنانکه در سیرت عربی شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - خطیب امام ابوبکر رحمه الله علیه آورده بود در ین کتاب به تمامی یاد کرده شد به خیر . » (همان :۳۹۳ )
شیخ ابواسحاق در طول حیاتش ، هرگز همسری انتخاب نکرد و از صحبت و همنشینی زنان به شدت پرهیز داشت : « قاضی ابوالفوارس گفت در خاطر من بگذشت که خدای تعالی در این کتاب فرموده است که نکاح بکنید و شیخ نکاح نکرده است ، این چگونه می گوید . » (همان :۱۴۶)
با این حال نام چند زن در میان مریدان او به چشم میخورد : «دیگر از ایشان چهار عابده ی عارفه ی صالحه بودند : اول والدهی محمد کازرونی بود ، دوم ستی کارزیاتی بود و او ولیهی بود و زر و مال و غلام داشت… دو تن دیگر از دشت بارین بودند : یکی بنت طیبه - رحمته الله علیها - و دیگر خدیجه . » (همان :۴۰۱)
وی حتی در میان وزیران و صاحب منصبان وقت نیز دوستداران و مریدانی داشت که نسبت به او ارادت داشتند : « در عهد شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - مردی بود از توج و او را ابوسلمه گفتندی و او وزیر هداب بن بیدوج بود و دوست و مرید شیخ بود و چندان که جهد می کرد که شیخ - قدس الله روحه العزیز - چیزی از وی قبول کند ، نمی کرد . » (همان :۱۱۵) همچنین امیر دیلمی از جمله ی ایشان بود و فخر الملک نیز که او را به شیراز فراخوانده بود ، خود برای دیدار و دلجویی از وی به کازرون مراجعت کرد و از بزرگان صوفیه نیز کسانی چون ابوالحسن ابن سالبه (شیخ الشیوخ) با او مصاحبت داشتهاند : « ناگاه دیدم که شیخ الشیوخ ابو الحسن سالبه بیضایی - رحمه الله علیه - بربام رباط آمد و سلام کرد بر من و او را جواب دادم . پس مرا گفت ای شیخ شنیدم که تو را به شیراز خوانده اند ، می خواستم که تو را ببینم و تجدید عهد کنم .» (همان : ۱۱۰)
۱-۲-۴- آثار ابواسحاق
«از ابواسحاق جز روایتی در باب «اعتقادات» و نیز وصیتگونهای خطاب به ابوالفتح عبدالسلام بن احمد و اشعاری به لهجۀ کازرونی چیزی بر جای نمانده است. » ( دایره المعارف بزرگ اسلامی ، ۱۳۷۷ )
۱-۲-۵- طریقت شیخ ابو اسحاق
بنابر آنچه محمود بن عثمان در فردوس المرشدیه عنوان کرده است شیخ مرشد از پانزده سالگی پای در طریقت بزرگان گذاشته است ، اما او در ابتدا بر سر دو راهی قرار گرفته بود که کدام طریقت را انتخاب نماید . در این حال ، دو رکعت نماز به درگاه حق تعالی میخواند و از خداوند میخواهد که او را راهنمایی کند و سرانجام خداوند دعای او را اجابت میکند و راه را به او نشان میدهد : « حق تعالی دعای من را اجابت کرد و راه شیخ کبیر - قدس الله سره - مرا بنمود تا طریق وی اختیار کردم و به وی اقتدا کردم . » ( محمود بن عثمان ، ۱۳۳۳ : ۱۲ )
« طریقتی که ابواسحاق بنیاد نهاد ، از یک سو تا هند و بلاد چین و از سوی دیگر تا آناتولی و بغداد گسترش یافت ، این سلسله در آناتولی به اسحاقیه معروف شد و خانقاه کازرونیه نیز در آنجا به ابواسحاق خانه شهرت یافت . » (دایره المعارف بزرگ اسلامی ، ۱۳۷۷ )
۱-۲- ۶ -وفات شیخ ابواسحاق
ابواسحاق در پی بیماری سختی که چهار ماه ادامه یافت ، در نورد کازرون از دار دنیا رفت به وصیت او فهرستی از نام تمام کسانی که به دست وی مسلمان شده بودند و نیز مسلمانانی که نزد او توبه کرده و حتی کسانی که به نزد وی آمده و از او طلب دعای خیر کرده بودند و همچنین تیری که شهروز زرتشتی به سوی او انداخته بود ، با خود او به خاک سپرده شد :
« نقل است که چون وفات شیخ نزدیک رسید اصحاب جمع شدند در خدمت شیخ ، و شیخ فرمود به زودی از دنیا رحلت خواهم کرد . اکنون چهار چیز وصیت می کنم ، آن را قبول کنید و به جای آورید که اول هر آن کس که به خلافت به جای من بنشیند ، او را به وقار و تمکین دارید و فرمان او برید و در بامداد مداومت درس قرآن کنید ، و اگر غریبی و مسافری برسد جهد کنید تا وی را به اعزاز و تمکین فرودآرید و رها مکنید که به گوشه ای دیگر نشیند ؛ و دل با یکدیگر راست کنید . نقل است که جریده ای داشت که نام توبه کاران و مریدان و دوستان بر آن نوشته بود . وصیت کرد تا با شیخ در قبر نهادند. » (عطار،۱۳۸۴ : ۷۵۲)
فصل دوم
معرفی کتاب فردوس المرشدیه
فی اسرار الصمدیه
۲-معرفی کتاب فردوس المرشدیه
۲-۱- موضوع کتاب فردوس المرشدیه
موضوع اصلی این کتاب شرح حال ،سیرت شیخ ابو اسحاق کازرونی است که در قرن چهارم هجری قمری در کازرون می زیسته است . این کتاب در یک مقدمه و چهل باب نوشتهشده است که در ادامه ابواب کتاب به اختصار معرفی خواهند شد .
۲-۱-۱- مقدمه
کتاب فردوس المرشدیه با مقدمهای در بیان فضیلت احوال و مقامات طوایف صوفیه و طریقت ایشان شروع می شود . نویسنده در مقدمه بیان می دارد که مدت ها بود که پیوسته در سیرتهای شیخ ابو اسحاق مطالعه میکرده ، اما قصدی برای نگارش کتاب دیگری نداشته است ؛ چرا که توان لازم برای نگارش جدید را نداشته اما توفیق الهی سبب شده و هاتف غیب دایما در گوش او نجوا میکند که :
«چنین دولتی که هنوز هیچ کس بر آن سبق نگرفته است چرا از آن تجاوز کنی و لقمهی ساخته پرداخته فرو گذاری . نه تصنعی است که از خود میسازی که در آن فرومانی یا ترسلی است که به سبب آن در غلط افتی. کتاب های ساخته و نقلهای پرداخته که متفرق است جمع گردان و خود را بدین دولت و سعادت مشغول دار ، به آن نیت که حق تعالی و تقدس تو را از هر پریشانی محفوظ گرداند به سبب حرمت و عزت شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - و در یوم الجمع در جمع خدام حضرت عالیه مرشدیه قدس الله روحه جمع گرداند.» (محمود بن عثمان،۱۳۳۳: ۴)
۲-۱-۲- باب اول
محمود بن عثمان در باب اول فردوس المرشدیه ، ضمن برشمردن صفات ، ویژگیها و برخی از خلق و خوی شیخ اسحاق از دیانت و رابطه او با حق سخن گفته است . سپس او در فضیلت شیخ مرشد و مولد و منشا او نوشته است . از پدر و جدش سخن به میان آمده آورده و دین پدر و اجداد او را عنوان کرده است . بنابراین نگارنده در این باب شجرهی خانوادگی شیخ را به طور خلاصه برای خوانندگان بیان کرده تا مخاطبان با شیخ بیشتر آشنا شوند و بهتر با او و خانواده اش آشنا گردند : «و شهریار - علیه الرحمه و المغقره - پدر شیخ بوده است و زاد انفرخ بن خورشید جد شیخ بوده است و به گبری از دنیا برفت . اما پدر شیخ مسلمان بود و مسلمانی او را فرزندان به وجود آمد و او را سه پسر بود : اول محمد بن شهریار و او مردی حافظ قرآن بود ، پسر دوم شیخ مرشد بود و پسر سوم حسن بن شهریار بود . و ایشان را دو خواهر بود ، یکی نام او میگون بود و دیگر خدیجه و ایشان همه از یک پدر و مادر بودهاند و نام مادر شیخ بانویه بنت مهدی بود و او از قریهی سفلی بود . »(محمد بن عثمان ، ۱۳۳۳ :۱۲)
محمود بن عثمان مدت عمر شیخ را هفتاد و دو سال عنوان کرده و سال مرگ او را ۴۲۶ هجری قمری وقت نماز عصر در هشتم ذی العقده ثبت کرده است.
۲-۱-۳- باب دوم
باب دوم کتاب فردوس المرشدیه در ذکر قرآن شیخ و استادان او در فراگیری قرآن است. بنا بر نوشتهی محمودبن عثمان ، شیخ ابواسحاق از دو استاد قرآن را آموخته است: « یکی مقری ابن تمام گفتندی و او از بصره بود و دیگری مقری بو علی محمد بن اسحاق بن جعفر خوانندی و اصل او از شام بود . » (همان:۱۴)
از آن جا که خانواده ی شیخ مرشد تنگ دست و فقیر بودند، پدر خانواده فرزند را از رفتن به مکتب و فراگیری قرآن منع کرده و به او توصیه می نمود که باید به دنبال پیشه ای برود ولی از آن جا که شوق آموختن کلام حق در جان او سرشته بود ضمن آموختن حرفه و پیشه هر روز صبح قبل از رفتن به کار نزد بوعلی در مسجد سروک قرآن می آموخت. ( همان : ۱۴ )
۲-۱-۴- باب سوم
این باب ، دربارهی شروع کار شیخ و نحوه خرقه پوشی و شجرهی خرقهی اوست . در این قسمت محمد بن عثمان عنوان می کند که در پانزده سالگی بر خاطر شیخ می گذرد که در آینده ای نزدیک ، حق تعالی او را دین و دولتی دهد که در میان مسلمانان صاحب عزت و کرامت شود . بنابراین او را به تفکر وا می دارد که چه کسی را به مقتدایی برگزیند.
در همین احوال او خوابی می بیند که نحوهی دریافت خرقه از دست شیخ حسین اکار را نشان می دهد. خرقه ای که تنها شایسته ی اوست. نویسنده در این قسمت ، حکایتها و روایتهایی را عنوان می کند که هر کدام به نوعی بیان از اصل خرقهی شیخ مرشد سخن میگوید : « و چنین یافته شد که خرقه اصل شیخ مرشد – قدس الله روحه العزیز آن بود که جبرئیل علیه السلام از حضرت عزت بیاورد ، چنانکه دست هیچ آدمی زاد بدان نرسیده بود.» (محمود بن عثمان ، ۱۳۳۳ : ۲۳ )
و در ادامه شجره ی خرقه ی شیخ مرشد را اینگونه عنوان می کند: « که شیخ مرشد قدس الله روحه العزیز خرقه از شیخ ابوعلی حسین اکار داشت و شیخ ابوعلی حسین اکار که صاحب شیخ کبیر بود خرقه از شیخ کبیر داشت و شیخ کبیر از شیخ ابوجعفربن عبدالله داشت و شیخ ابوجعفر از شیخ ابوعمر و اصطخری داشت و شیخ ابوعمر و از شیخ ابوتراب نخشبی داشت و شیخ ابوتراب از شیخ شفیق بلخی داشت و شیخ شفیق از سلمان فارسی علیه السلام داشت و سلمان فارسی از موسی بن زید داشت و موسی بن زید از اویس قرنی داشت - قدس الله ارواحهم - و اویس قرنی از امیرالمومنین عمر و از امیرالمومنین علی رضی الله عنهما داشت و امیرالمومنین عمر و امیرالمومنین علی رضی الهه عنهما در خدمت و صحبت مصطفی صلی الله علیه و سلام بودند و خرقه از حضرت او گرفته اند . حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم از جبرئیل علیه السلام و جبرئیل علیه السلام از حضرت عزت آورده بود . » (همان :۲۴ )
۲-۱-۵- باب چهارم
محمود بن عثمان در باب چهارم کتاب به ساخت مسجد جامع توسط شیخ مرشد و قوت یافتن دین اسلام به دست او اشاره می کند.
بنا بر گفته وی ، در زمانی که شیخ میزیسته است گروه گبران و آتش پرستان در آن سرزمین غالب بودند و مسلمانان اندک ، با این حال شیخ تصمیم میگیرد در آن ناحیه مسجدی بنا کند ، اما گبران مانع این کار می شدند و هر وقت که مسلمانان با کمک شیخ سنگ بنای مسجد را می گذاشتند و شروع به ساختن آن می گردند ، گبران سر می رسیدند و آن بنا را خراب می کردند.
سرانجام با سماجت و پافشاری شیخ مرشد و مسلمانان در آغاز مسجدی کوچک و بالاخره مسجدی عظیم در آن جا بنا می شود و گبران جرات تخریب را نمی یابند . همچنین از برکت وجود شیخ مرشد ، تعداد مسلمانان هر روز رو به افزایش می نهاد تا جایی که تعداد کثیری از گبران نیز به دین اسلام مشرف شدند : « و آتش پرستان همه اسیر و فرو مانده می شدند ، هیچ چاره نداشتند به تدریج می رفتند به خدمت شیخ مرشد و مسلمان می شدند و همچنین شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - در حال حیات بود که بیشتر گبران و آتش پرستان بر دست وی مسلمان شده بودند و در سیرت مسطور است که بیست و چهار هزار کس از گبران و آتش پرستان و جهودان بر دست مبارک شیخ مسلمان شده بودند و هدایت یافته بودند . » ( محمودبن عثمان ، ۱۳۳۳ : ۲۹ )
۲-۱-۶- باب پنجم
نگارنده کتاب در این باب در فضیلت بقعهی شیخ مرشد و شرف و کرامت روضهی مطهر و منوره وی سخن می گوید . او از بقعه ای می گوید که بنا بر مشاهده ی عینی خودش هر روز زیارتگاه هزاران زن و مرد مشتاق شیخ بوده است : « و در ثنهی ثمان و عشرین و سبعمائه که این کتاب شریف ساخته می شده بندهی کمینه مشاهده می افتاد در بقعه ی شریفهی شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - و هر بامداد قریب هزار کس از مرد و زن، کوچک و بزرگ و غریب و مقیم در سفره ی شیخ حاضر می شدند و خادمان بقعه هر یکی کاسهی از هریسه و روغن و نان در پیش ایشان می نهادند و میخوردند و می رفتند و علما و سادات و مسافران و روندگان خود شب و روز در سفره مقیم بودند . » (همان : ۳۵ )
از آنجا که شیخ مرشد در زمان حیات صاحب کرامات فراوان بوده است لذا بعد از مرگش، خاک بقعه ، توتیای چشم مریدان و مشتاقان شیخ بوده است و حکایت هایی را از اصحاب و مریدان شیخ نقل می شود که دیگران از بقعهی ایشان حاجت روا شده اند.
۲-۱-۷- باب ششم
باب ششم ، به روایت های احادیث پیامبر اسلام (ص) اختصاص داده شده است که شیخ مرشد آنها را از مشایخ کازرون روایت میکند . شیخ مرشد در این قسمت احادیث را با واسطهی بزرگانی هم چون ابوهریره، انس بن مالک، عبدالله بن مسعود، شیخ حسن بصری، ابن مالک، عبدالله بن عباس و ابوذر غفاری به پیامبر اسلام نسبت می دهد و آن را بیان می دارد : « شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - هم بر این اسناد صحیح روایت می کند از شیخ حسن بصری رضی الله عنه که پیامبر(ص) گفت : رحمت خدای بر بندهای باد که عیش دنیا برای عیش آخرت بگذارد و نان پارهی خشک خورد و جامعهی کهنه پوشد و بر زمین خفتد و در عبادت خدای تعالی جد و جهد نماید و بر گناه خود می گرید و طلب رحمت خدای می کند و از عذاب ، پناه به خدای تعالی می برد . » (محمود بن عثمان ، ۱۳۳۳ : ۳۸ )
۲-۱-۸- باب هفتم
باب هفتم ، به روایت های و احادیث پیامبر اسلام (ص) اختصاص داده شده است که شیخ مرشد آنها را از مشایخ شیراز روایت میکند در این باب سیزده حدیث از مشایخی چون : شیخ ابوالحسن عبدالله الخرجوشی، ابوهریره ، شیخ ابونصر منصور بن احمد القلانسی ، شیخ خطیب ابو علی حسن بن العباس و… بیان شده که شیخ مرشد آن را به پیامبر(ص) نسبت داده است و محمود بن عثمان آن را عنوان می کند : « دیگر از استادان ابوالحسن علی بن احمد شیرازی رحمه الله علیه ، شیخ مرشد - قدس الله روحه العزیز - روایت کند از وی به اسناد صحیح از جابر بن عبدالله رضی الله عنه که گفت پیامبر(ص) گفت که مادر سلیمان پیامبر، سلیمان را علیه السلام گفت ای فرزند من زنهار که به شب خواب بسیار مکن که هر که در شب ، خواب بسیار کند روز قیامت درویش و مفلس باشد . » (همان :۴۶)
۲-۱-۹- باب هشتم
جدول ۲-۱: ضرایب فشار جانبی محرک خاک (کاکو و کریزل، ۱۹۴۸) …………………………………………………………………………….۴۳
جدول ۴-۱: نتایج آزمایش دانهبندی………………………………………………………………………………………………………………………..۶۰
جدول ۴-۲: محاسبه ضریب یکنواختی و دانهبندی…………………………………………………………………………………………………………۶۱
جدول ۴-۳: محاسبه وزن مخصوص ()………………………………………………………………………………………………………………….۶۳
فهرست شکلها
شماره و عنوان شکل | صفحه |
شکل ۱‑۱: آرچینگ محرک…………………………………………………………………………………………………………………………………….۵
شکل ۱-۲: تراکم پذیر بودن سازه نسبت به خاک……………………………………………………………………………………………………………۵
……………………………………………………………………………………………….۶
شکل ۱-۴: تراکمپذیر بودن خاک نسبت به سازه………………………………………………………………………………………………………………۷
شکل ۱-۵:(a) جریان خاک به سمت تونل کمعمق زمانی که تسلیم در توده خاک رخ میدهد…………………………………………….۹
شکل ۱-۵:(b) پروفایل تنش قائم در خاک موجود در بالای تونل……………………………………………………………………………………۹
شکل ۱-۶: تسلیم شدن در خاک به دلیل حرکت رو به پایین در پایه………………………………………………………………………………..۹
شکل ۱-۷:(a) ناحیه تسلیم در خاک زمانی که تونل در عمق بزرگی قرار میگیرد، (b) پروفایل تنش قائم در خاک موجود در بالای تونل………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰
شکل ۱-۸: شمعهای ردیفی……………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱
شکل ۱-۹: شمعهای مماس به هم………………………………………………………………………………………………………………………………۱۱
شکل ۱-۱۰: نمایی از شمع دیوارها……………………………………………………………………………………………………………………………۱۲
شکل ۱-۱۱: (a) توزیع یکنواخت فشار محرک زمین، که بهطور پیوسته به دیوار اعمال می شود. (b) توزیع مثلثی میباشد که گاهی اوقات به شمع سرباز دیوارها وارد می شود………………………………………………………………………………………………………………..۱۲
شکل ۱-۱۲: الف) دیوار حائل وزنی، ب) دیوار حائل نیمه وزنی …………………………………………………………………………………….۱۳
شکل ۱-۱۳: دیوار حائل طرهای………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۴
شکل ۱-۱۴: دیوار حائل پشتبنددار………………………………………………………………………………………………………………………………۱۵
شکل ۱-۱۵: اندرکنش خاک و سازه هنگام زلزله………………………………………………………………………………………………………….۱۶
شکل ۲-۱: فشار جانبی خاک روی دیوار حائل در شرایط سکون……………………………………………………………………………………۲۲
شکل ۲-۲: الف) حالات تنش قبل و بعد از گسیختگی، ب) تنش وارد بر المان در حالت سکون، ج) گسیختگی در حالت محرک، د) گسیختگی در حالت مقاوم………………………………………………………………………………………………………………………………………………۲۶
شکل ۲-۳: تنشهای وارد بر خاک پشت دیوار در المانی از خاک………………………………………………………………………………….۲۸
شکل ۲-۴: گوه گسیختگی در تئوری کولمب برای تعیین نیروی جانبی وارد بر دیوار……………………………………………………….۳۲
نمیگذرد و تعادل لنگرها ارضا نمی شود، ج) مثلث نیروها برای تعیین نیروی محرک…………………………………………………………………………………………………………….۳۲
شکل ۲-۶: گوه گسیختگی برای محاسبه نیروی جانبی وارد بر دیوار در تئوری کولمب…………………………………………..۳۵
شکل ۲-۷: حل کولمان برای فشار محرک خاک……………………………………………………………………………………………………….۳۶
شکل ۲-۸: چندضلعی نیرو برای تعیین نیروی محرک در گوه گسیختگی خاک چسبنده………………………………………………….۳۸
شکل ۲-۹: روش گوه آزمایشی برای تعیین نیروی محرک در خاکریز چسبنده………………………………………………………………..۴۲
شکل ۲-۱۰: پارامترهای مربوط به روش کاکو و کریزل…………………………………………………………………………………………………۴۴
شکل ۳-۱: گسیختگی در ماسه چسبنده قبل از آرچینگ (a)، گسیختگی به دلیل حرکت رو به پایین مقطعی نازک و دراز از لایهای از ماسه (b)، توسعه دادن جزئیات دیاگرام (a); ©، گسیختگی برشی در ماسه به دلیل تسلیم ساپورت جانبی با دوران حول بالا………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۰
شکل ۳-۲: دیاگرام فرض شده برای محاسبه فشار ماسه بین دو سطح عمود لغزش………………………………………………………..۵۱
شکل ۳-۳: نمایشی از نتایج محاسبات……………………………………………………………………………………………………………………….۵۳
شکل ۳-۴: نمایشی از نتایج محاسبات……………………………………………………………………………………………………………………….۵۵
شکل ۴-۱: منحنی دانهبندی……………………………………………………………………………………………………………………………………۶۰
شکل ۴-۲: آزمایش تعیین زاویه اصطکاک داخلی ()………………………………………………………………………………………………..۶۲
شکل ۴-۳: (الف)، پرسپکتیوی از ابعاد باکس (ب)، نمایی از دریچههای باکس………………………………………………………………..۶۴
شکل ۴-۴: آزمایش با ارتفاع ۱۵ سانتیمتر……………………………………………………………………………………………………………………۶۵
شکل ۴-۵: گسیختگی خاک با ارتفاع ۱۵ سانتیمتر ناشی از جابجایی دریچه ۲ سانتیمتری………………………………………………….۶۶
شکل ۴-۶: گسیختگی خاک با ارتفاع ۱۵ سانتیمتر ناشی از جابجایی دریچه ۴ سانتیمتری………………………………………………….۶۶
* می شد به جای سیلی آبدار یک مشت آب زد به صورت این مصفّا.(همان)
-
- کاربرد جملات کوتاه و خبری: استفاده از چنین جملاتی خواننده را از احساس ملال و دلزدگی باز میدارد.
* «مادر: یه بشقاب بکش بذار کنار مادر، غلامرضا نصف شب گشنهش میشه. تُنگم آب کن واسه جلال الدین، برای محمد ابراهیم ام زیر سیگاری بذار. مراقب باش ماه منیر حکماً قرصشو بخوره، بیخوابی نزنه به سرش. ببینین این داداشتون هم چی میخواد مهیا کنین. سر شب بخوابین بچه ها که فردا بتونین زود پاشین، فردا خیلی کار دارین.» ( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۴۸)
* «ماه طلعت: داداش من الان پیش مادرم، خونه سالمندان. این دوشنبه باید یه کاری بکنیم که بتونیم پیش از ظهر بیائیم. حال مادر خوب نیست. منم دست تنهام. اثاثشم تحویل دادن. ماشین لازمه. خواسته ببریمش خونه. داداش، بمیرم الهی، هیچوقت فکر همچین روزی رو نمی کردم. یه جوری برسون خودتو.» ( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۰۲)
* «مهین: گوشت و میوه و نون خریدم. کارمون شده پُر و خالی کردن یخچال. شام شنیتسل مرغ داریم. منشی دکتر آزادی یه هفته میخواد بره دریا. ماهیتابه رو تا گلو روغن نکن، کافیه تا ماهیتابه چرب شه. از فردا بعد از ظهر هم میرم مطب دکتر. واسه یه شنیتسل یه خروار ظرف کثیف نکنی، مایع ظرفشویی گیر نمیاد. حقوق یه ماه دختره رو واسه یه هفته مرخصیاش گرفتم. باز که کتاب تازه خریدی. بالاخره نگفتی آخر کلیدر چی شد….» ( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۰۳)
از جمله ویژگیهای سبکی فیلمنامهی «مادر» در حوزهی بلاغی، عبارتند از:
-
- جملات و عبارات آهنگین:
* «مادر: این ناخدای جوان، یادگار عهد تبعید پدرتونه. هرچه پدر در خاک تبعید اسارت کشید، پسر مرد ِ دریا شد و آزاده. بعد از تمرد پدرتون از حکم تیر در قضیه ی مسجد گوهرشاد، چهل سال پیش از این، شبی بر خلاف همچین شبهای گرم تابستون، چله زمستون، پدرتونو به بهانه حموم بردن، به خونه آوردن.» (مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۱۷)
* «جلال الدین: عشق سپر بلاست. مادر نگاه عاشقا رو داره امروز، و امشب امید دیدار یار.» (مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۴۲)
* «محمدابراهیم: آبلیموی حال برت رفت پیشواز بهار نارنج کیجا، آبجیخانوم مرباش. ترنجبین بانو! هل وگلابم میزائیدی حریف هفت بیجارت نمیشد. لو لو خور خوره منو میخوره. لولو خور … سنجد، دَهن مَهن کُلون مُولون. سهره مهره یه دوجین بچه میزاد یکیش میشه بلبل. ننه ما کت سهره رو بست و زایید گل و بلبل، …آخ زو. به به چه تخم و ترکه ای، ترنجبین بانو. مام دولتی سر دائیمون شدیم روده پاک کن. والّا یه هله هولهای میشدیم از این قماش. قره قوروتی، بامیه ای، کمپوت ممپوت.» ( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۱۰-۱۱۰۹)
۲- استفاده از تشبیهات ناب: هرچند نویسنده اغلب، روایات خود را به زبانی ساده نقل میکند، اما گاه برای جلب توجه مخاطب، به زبانآوری و صنعتگری و آرایش کلام میپردازد و مقهور علاقهی شخصی خود، یعنی لفاظیهای ادیبانه میشود. بهترین مثال برای این ادّعا استفاده از تشبیهات ناب و زیبایی است که به صورتهای مختلف، اعم از تشبیه مفصّل، استعاره، اضافهی تشبیهی در برخی قسمتهای متن به کار رفته است که برای هر کدام مثال میآوریم:
اضافه ی تشبیهی:
* جلال الدین: این تنبور محبت، زخمه اش نوازشه نه سیلی. ( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۱۵)
* به خاطر شکوه یک شوهر و عزت زنانهی من،پشت ابر غرور پنهان بود.( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۲۱)
* تورآرامش بود برای یک روح عاصی. .( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۴۰)
تشبیه مفصّل:
* ماه منیر،نوپا بود. نازک تن مثل پنبه .( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۲۱)
تشبیه مرسل:
* حال و وضع ترنجبین بانو، عینهو وقت اضافی بازی فیناله.( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۱۳)
استعاره:
* خورشید دم غروب، آفتاب صلات ظهر نمیشه. مهتابی اضطراریه، دوساعته باطریش سست. ( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۱۳)
خورشید دم غروب و مهتابی اضطراری: استعاره از مادر است که لحظه های پایانی عمر خود را سپری میکند.
استعاره مکنیه:
* گیرم اینجور وجودا موتورشون رولزرویسه، تخته گازم نرفتن، سربالایی زندگی. دینامشون وصله به برق توکل. ( مجموعه آثار علی حاتمی:۱۱۱۳)
در این عبارت ویژگیهای خودرو، نظیر «تخته گاز رفتن»، «دینام» و «موتور» به انسان وام داده شده است.
«دلشدگان»
فیلم «دلشدگان» با کارگردانی، نویسندگی و طراحی صحنه و لباس «علی حاتمی» ساخته شده است. علی حاتمی این فیلم را به مناسبت هزارۀ باربد تهیه و آن را به عنوان سپاسی از سوی خود به استادان موسیقی ایران تقدیم کرد.
بازیگران توانایی چون «جلال مقدم» (عیسی خان وزیر)، «اکبر عبدی» (آقا فرج بوسلیکی)، «امین تارخ» (طاهر خان بحر نور)، «سعید پورصمیمی» (ناصر خان دیلمان)، «فرامرز صدیقی» (استاد دلنواز)، «فتحعلی اویسی» (موسیو ژولی)، «رقیه چهره آزاد» (دایه)، «شهلا ریاحی» (همسر استاد دلنواز) و «لیلا حاتمی»، تنها فرزند زنده یاد علی حاتمی، در نقش لیلا، نقش آفرینی کرده اند.
فیلم «دلشدگان» به صورت رنگی و به مدت زمان ۹۱ دقیقه، در ششم آبان ماه سال ۱۳۷۱ در سینماهای «آزادی»، «مرکزی»، «آفریقا»، «سبز فایل»، «فرهنگ»، «مراد»، «سعدی»، «شاهد»، «البرز»، «سایه»، «حافظ» و «ستاره» به نمایش در آمد.
«خلاصهی داستان»
در دورهی سلطنت «احمد شاه قاجار»، تنی چند از نوازندگان چیرهدست و علاقمند به موسیقی، بنابر طرح پیشنهادی فردی موسوم به «موسیو ژولی»، به فرنگ اعزام میشوند تا هنر خود را بر روی صفحهی گرامافون ثبت کنند. اما در این سفر مشکلات و موانعی به میان میآید؛ کمپانی خارجی با سفارت ایران دچار اختلاف میشود و امکانات مالی خود را از اعضای گروه دریغ میکند و سرپرست گروه، «استاد دلنواز»، برای تأمین مخارج ضبط موسیقی، خانهاش را به فروش میگذارد، خوانندهی گروه، «طاهر خان»، دل در گرو عشق شاهزادهخانم ترکی میبندد و پس از چندی بر اثر بیماری سل در میگذرد. اما با همهی این مشکلات، گروه موفق میشود مأموریت خود را به پایان برساند. در هنگام بازگشت، به غیر از نوازندهی سنتور که به قصد آموختن موسیقی علمی در آنجا میماند، سایر اعضا، همراه با جنازهی «طاهر»، با دلی آزرده به وطن بازمیگردند.
«تحلیل ساختاری روایت»
طرح نقش های فیلمنامهی دلشدگان:
زمینه: دربار قاجار بنابر طرح پیشنهادی فردی فرانسوی موسوم به «موسیو ژولی»، تصمیم میگیرد تنی چند از نوابغ موسیقی ایران را به پاریس اعزام کند تا هنر موسیقی سنتی خود را بر روی صفحهی گرامافون جاودان کنند.
پاره یکم- نقش صفر (وضعیت آغازین): دربار تصمیم میگیرد که استاد سرآمدی که غیر وابسته به دربار باشد، گروه نوازنده را جمعآوری کند.
نقش۱. «میرزا محمود خان مهندس»، «استاد دلنواز» را برای رهبری و عهده گیری مسئولیت گروه انتخاب میکند.
نقش۲. «استاد دلنواز» پیشنهاد «میرزا محمود مهندس» را میپذیرد.
نقش۳. «استاد دلنواز»، «ناصر خان دیلمان» را به عنوان نوازندهی کمانچه، «خسرو خان رهاوی» را به عنوان نوازندهی سنتور، «عیسی خان وزیر» را برای نواختن تنبک و «طاهر خان بحرنور» را به عنوان خوانندهی گروه انتخاب میکند.
نقش۴. «عیسی خان وزیر» به دلیل وظایف فراوان وزارت از سفر معذور میشود.
نقش۵. «عیسی خان»، شاگرد خود، «فرج بوسلیکی»، را به جای خود پیشنهاد میدهد.
نقش۶. «استاد دلنواز» پیشنهاد «عیسی خان» را میپذیرد و به سراغ «فرج بوسلیکی» میرود.
نقش۷. «آقا فرج» در ابتدا قصد دارد هنرمندی خود را پنهان کند، ولی سرانجام میپذیرد.
نقش صفر صفر: گروه آمادهی سفر میشوند.
پارهی دوم: بازگویی به اختصار: هریک از اعضای گروه از خانواده و عزیزان خود خداحافظی میکنند و عازم سفر میشوند.
پارهی سوم- نقش صفر: اعضای گروه به فرانسه میرسند و در سفارتخانه به انتظار سفیر کبیر ایران مینشینند.
نقش۱. «میرزا محمود مهندس»، یکایک اعضای گروه را به سفیر کبیر معرفی میکند.
نقش۲. سفیر کبیر برای آنها آرزوی موفقیت کرده و خداحافظی میکند.
نقش۳. اعضای گروه با کالسکه به هتلی میروند و در آنجا اقامت میکنند.
پارهی چهارم- نقش صفر: «موسیو ژولی» عهد خود مبنی بر تأمین مخارج گروه نوازنده را میشکند.
بدن تنها وسیلهای نیست که اطلاعات در مورد تنیدگی را بتوان از آن به دست آورد. رفتار و احساست نیز شاخصهای مهمی برای تعیین این که آیا فرد تحت فشار میباشد محسوب میشود. طی واکنش اخطار و پس از آن تا مرحله مقاومت شمار گوناگونی از شاخصهای رفتاری حضور مراحل “نشانگان سازگاری کلی” را که در بدن رخ میهد، آشکار میسازد (بلورچی، ۱۳۷۱).
اثرات رفتاری تنیدگی به صورت بروز اختلالی در رفتار فرد ظاهر میشود. این اختلالات عبارت اند از (وهاب زاده، ۱۳۶۶):
- اختلال تطابق با خلق افسرده: تظاهر عمده شامل علائم افسردگی، از قبیل، گریه و نو میدی است.
- اختلال تطابق با خلق مضطرب: با علائمی از اضطراب، از قبیل عصبانیت دلواپسی و از کوره در رفتن ظاهر میشود.
- اختلال تطابق با خصایص خلقی مختلف؛ این اختلال ترکیبهای مختلفی از افسردگی و اضطراب یا سایر خلقها را نشان میدهد.
- اختلال تطابق با آشفتگی کردار: این اختلال به طور عمده با تجاوز به حقوق دیگران یا نقض قواعد عرضی مهم، به تناسب سن فرد ظاهر میشود (مثل مسئولیت نپذیرفتن)
- اختلال تطابق با آشفتگی مختلف خلق و کردار: این اختلال هم آشفتگی خلق و هم آشفتگی کردار را نشان میدهد.
- اختلال تطابق با انزوا کناره گیری: تظاهر عمده عبارت است از کناره گیری اجتماعی بدون آن که خلق به طور مایانی، افسردگی یا اضطراب داشته باشد.
- اختلال تطابق با خود داری از کار: تظاهر برجسته در اینن جا عبارت است از مهار در کاریا فعالیتهای تحصیلی در فردی که عملکرد شغل یا تحصیلی او حاکی از کفایت بوده است.
- اختلال تطابق با خصیصههای ناجور: این طبقه با علائمی تظاهر میکند که آن را نمیتوان مشمول ردیفهای بالا نمود.
د- اثرات سازمانی تنیدگی
تحقیقات زیادی ثابت کرده است که تنیدگی اثرات برروی سازمان میگذارد تحقیقات “ایوان سویچ و ماتسو” (۱۹۸۰) برآوردی را نشان میدهد که بیش از ده درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا صرف هزینه عواقب تنیدگی میشود. ای هزینه فقط مربوط به سلامت افراد در سازمان است و ضرر زیادی متوجه متغیرهای مهمی مانند رضایت و عملکرد شغلی میباشد.
تحقیقات نشان میدهد که بین تنیدگی و رضایت شغلی رابطه معکوس وجود دارد (سولیوان، ۱۹۹۲). بدین صورت که هر چه میزان تنیدگی افزایش مییابد میزان رضایت شغلی کاهش مییابد.
تنیدگی عملکرد را نیز تحت تأثیر قرار ممی دهد. در سال ۱۹۸۰ “رابرت یرک” و “جی. دی. دادسون” ثابت کردند که تنیدگی تا حد مشخص کارایی را افزایش میدهد ولی پس از آن کارایی به شدت سقوط میکند (وزیری، ۱۳۶۲). افراد در سطوح پایین تنیدگی فعال نمیباشند. وقتی تنیدگی در حد اعتدال است عملکرد بالا است. در این حالت افراد انرژی خود را به جای مقابله با تنیدگی صرف بالا بردن عملکرد مینمایند؛ وقتی تنیدگی از حد اعتدال فراتر میرود افراد به جای بالا بردن عملکرد، انرژی خود را صرف مقابله با تنیدگی مینمایند (دیویس و نیواستورم، ۱۹۸۹).
۲-۴ مروری بر مطالعات انجام شده
۲-۴-۱ مطالعات انجام شده در داخل کشور
حقانی و همکاران (۱۳۸۹) در بررسی تأثیر سبکهای مدیریت و ویژگیهای شخصیتی مدیران بر بهداشت روانی کارکنان سازمانها و ادارات استان تهران، دریافتند که ارتباط مثبت معنیداری بین سبکهای مدیریت و ویژگیهای شخصیتی با وجدان بودن و دلپذیر بودن با بهداشت روانی کارکنان و ارتباط منفی معنیداری بین ویژگی رواننژندی با بهداشت روانی کارکنان وجود دارد.
چهاردهچریک و رحیمی (۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی عاملهای تنیدگی شغلی مدیران ورزشی استان فارس» به این نتیجه رسیدند که حقوق به عنوان یک عامل تنیدگی هم از نظر شدت و هم از نظر تکرار بالاترین نمره را به خود اختصاص داده است. نداشتن وقت کافی در بعد شدت و محیط پر سروصدا در بعد تکرار، پایین ترین نمره را داشتند و همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن بوده است که عاملهای شدت و تکرار رویداد هر دو پیشبینیکننده مثبت و معنادار تنیدگی شغلی هستند.
علوی و کاظمی زاده (۱۳۸۷) در تحقیقی تحت عنوان «مقایسه تأثیر سبکهای رهبری مدیران بر میزان تنیدگی کارکنان ادارات با توجه به نوع شخصیت آنان» نشان دادند که سبک رهبری استبدادی-استثماری، بر افزایش تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع A و B و سبک رهبری استبدادی- خیرخواهانه بر افزایش تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع A، تأثیر دارد. همچنین سبک رهبری استبدادی- خیرخواهانه بر تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع B تأثیر ندارد و سبک رهبری مشارکتی بر کاهش تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع A و B تأثیر دارد. در مجموع نتیجه گرفتند که بین سبکهای رهبری مدیران و میزان تنیدگی با توجه به شخصیت کارکنان، رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج تحقیق مشابه، بیگینیا و کلانتری (۱۳۸۷) تحت عنوان «رابطه بین سبکهای رهبری مدیران و تنیدگی روانی ناشی از شغل کارکنان با تأکید بر گونههای شخصیتی» نشان داد که بین سبک رهبری مدیران سازمان مورد مطالعه و میزان وجود تنیدگی روانی ناشی از شغل کارکنان، رابطه معناداری وجود دارد و میزان شیوع تنیدگی روانی در سبک رهبری اقتدارگرا، از همه بیشتر و در سبک رهبری مشاورهای- مشارکتی از همهی سبکهای رهبری کمتر است.
یوسفی و همکاران (۱۳۸۶) در بررسی ارتباط سبک رهبری مربیان با جو انگیزشی تیمهای ورزشی، به این نتیجه رسیدند که سبک آموزشی در بین مربیان متداولتر است و پس از آن سبکهای بازخورد مثبت، سبک حمایت اجتماعی، سبک آزادمنشانه و سبک آمرانه در اولویتهای بعدی قرار دارند. همچنین جو مهارتی در ورزشکاران بیشتر از جو عملکردی بود. بین سبکهای رهبری (بجز سبک آمرانه) و جو مهارتی ارتباط منفی و معنیدار و با جو عملکردی ارتباط مثبت و معنیداری مشاهده شد. از دیدگاه ورزشکاران رشتههای گروهی، سبک حمایت اجتماعی در مربیان این رشتهها بیشتر است. همچنین بین جو انگیزشی مهارتی و جو عملکردی ورزشکاران گروهی و انفرادی و بر حسب گروه های سنی مختلف، تفاوت معنی داری وجود ندارد. ضمنا مقایسه سبکهای رهبری مربیان نشان داد که ورزشکاران دارای تحصیلات عالی، سبک رهبری مربیان را آزادمنشانه و حمایتیتر میدانند.
محرمزاده و رجائیان (۱۳۸۵) در بررسی منابع و عوامل تنیدگی شغلی در مربیان ورزشی استان آذربایجان غربی، دریافتند که ۷۸.۳ درصد مربیان، شیوع عوامل تنشزای سازمانی و ۷۳.۹ درصد مربیان، شیوع عوامل تنشزای شغلی را در حرفه مربیگری در حد متوسط ارزیابی نمودند.
باقری و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی تحت عنوان «ارتباط بین سبکهای رهبری مربیان فوتبال با میزان تعهد و تحلیلرفتگی بازیکنان» نتیجه گرفتند که بین سبک رهبری مدیران با میزان تحلیلرفتگی بازیکنان رابطه معناداری وجود داشته و بین سبک رهبری مربیان و میزان تعهد بازیکنان رابطه معناداری وجود ندارد.
مظفری و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی تحت عنوان «ارتباط بین سبکهای رهبری مربیان تیمهای ملی کشتی جهان با میزان نگرش به موفقیت آنان» نشان دادند که بین سبکهای رهبری انسانگرایی و وظیفهگرایی مربیان کشتی جهان تفاوت و بین میزان نگرش به موفقیت مربیان کشتی کشورهای جهان ارتباط معنیداری وجود دارد. همچنین بین نگرش به موفقیت مربیان کشتی جهای با سبکهای رهبری ارتباط معنیدار مشاهد شد و میزان موفقیت با سبک رهبری انسانگرایی دارای ارتباط بود.
مرادی و همکاران (۱۳۸۳) در تحقیقی تحت عنوان «رابطهی سبک رهبری مربیان با انسجام گروهی بازیکنان در تیمهای بسکتبال باشگاههای لیگ برتر کشور»، نشان دادند که ارتباط مثبت و معنیداری بین سبکهای رهبری رفتار آموزشی، دموکراتیک، حمایت اجتماعی و بازخورد مثبت و ارتباط منفی معنیداری با سبک آمرانه با انسجام اجتماعی و انسجام تکلیف بازیکنان وجود دارد. همچنین بین سبکهای رهبری مربیان تیمهای موفق و کمتر موفق تفاوت معنیداری مشاهده شد. با توجه به نتایج تحقیق، سبک رهبری مربیان از عوامل مرتبت با انسجام گروهی است و انسجام گروهی نیز از عوامل مرتبط با موفقیت یک تیم ورزشی است.
رمضانینژاد (۱۳۸۱) در بررسی عاملهای استرسزای شغلی و در بین مربیان ورزش دانشگاههای کشور نشان داد که به طور کلی، مربیان زن و مربیان با تحصیلات تربیتبدنی از نظر تعادل شرایط کاری- سازمانی نسبت به مربیان مرد و مربیان با تحصیلات غیرتربیتبدنی در وضعیت بهتری قرار داشتند. شیوع عاملهای استرسزای شغلی در بین مربیان ورزش، بالاتر از حد متوسط بود. رشد و پیشرفت شغلی؛ حساسیت کار؛ فشار زمان و حجم کار به ترتیب شایعترین عامل استرسزا از دیدگاه مربیان بود. مربیان زن نسبت به مربیان مرد عاملهای استرسزای بیشتری داشتند.
-
- همچنین بنیهاشمیان (۱۳۸۵)، در مطالعهای تحت عنوان تفاوتهای جنسیتی در رهبری تبادلی روی نمونهای از مدیران زن و مرد استرالیایی تحقیق کرد و دریافت که زنان صرفنظر از سن و طبقهی اجتماعی در مدیریت خود بیشتر مایلند تا از سبک تبادلی یا مشارکتی استفاده کنند و مردان بیشتر مایلند از سبکهای غیر قابل انعطاف تری استفاده کنند.
یافتههای یعقوبیان و پرهیزگار (۱۳۷۸) در بررسی تنیدگی شغلی پرستاران شاغل در بیمارستانهای شرق استان مازندران، حاکی از آن بود که میزان تنیدگی شغلی اکثر پرستاران در حد متوسط است و بین میزان تنیدگی شغلی و ویژگیهای فردی و حرفهای، تنها در دو مورد (نوبت کاری و منبع درآمد دیگر) ارتباط معناداری مشاهده گردید.
یافتههای عابدی (۱۳۸۹) در مقایسه سطح تنیدگی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار نشان داد که دانشجویان غیر ورزشکار تنیدگی بیشتری را نسبت به گروه ورزشکار تجربه میکنند و تفاوت تنیدگی در دو جنس معنا دار نیست و فعالیتهای مختلف ورزشی تأثیر مثبتی بر کاهش تنیدگی دارند.
اسدی و دیگران (۱۳۸۲) در بررسی درونگرایی و برونگرایی و ارتباط آن با تنیدگی شغلی در معلمان ورزش به این نتیجه رسیدند که تنیدگی شغلی بر اشخاص درونگرا و برونگرا احتمالاً به یک نسبت تأثیر میگذارند ولی افراد برونگرا در مواجه شدن و مقابله با تنیدگیهای شغلی بهتر میتوانند آنها را پیشبینی کرده و عکسالعمل نشان دهند. همچنین دریافتند بین سن و تنیدگی شغلی معلمین ورزش رابطه معناداری وجود دارد.
۲-۴-۲ مطالعات انجام شده در خارج از کشور
لوپز و دیگران[۴۲] (۲۰۱۰) در تحقیقی تحت عنوان «رابطهی بین سبک رهبری و تنیدگی کارکنان» که شامل ۱۳۸ شرکتکننده بود، دریافتند بین میزان تنیدگی کارکنان و سبک رهبری مدیران رابطه معنیداری وجود دارد و هرچه مدیران با ملاحظهتر باشند کارکنان احساس حقارت و تحلیلرفتگی عاطفی کمتری میکنند.
هاند[۴۳] (۲۰۱۰) در پژوهشی تحت عنوان «فاکتورهای نقش، سبک رهبری و تنیدگی در بین کارکنان مدارس ابتدایی کاتولیک» که در بین ۱۳۶ نفر از کارکنان مدارس زیر نظر کلیسای کاتولیک در کوینزلند استرالیا انجام گرفت به این نتیجه رسید که تفاوت معنیداری بین میزان تنیدگی کارکنان ارشد مختلف وجود ندارد و تنیدگی کارکنانی که آموزش مدیریتی رسمی دیدهاند و آنان که چنین آموزشی ندیدهاند به یک میزان است. همچنین سن، جنس و سابقه کار رابطهای با میزان تنیدگی ندارد.
لیونز و اشنایدر[۴۴] (۲۰۰۹) در مطالعهای تحت عنوان «تأثیر سبک رهبری بر پیامدهای استرس» که بر روی ۲۱۴ نفر شرکتکننده که در محیطی استرسزا قرار گرفته بودند انجام گرفت، دریافتند که سبک رهبری ارتباط مستقیم با میزان عملکرد دارد.
اچجی موهدپیلوس و سادن[۴۵] (۲۰۰۹) در تحقیقی تحت عنوان «سبک رهبری مربیان و رضایت ورزشکاران در تیمهاکی» نشان دادند که بین سبک رهبری مربیان و رضایت ورزشکاران رابطه معنیداری وجود دارد و مربیان میبایست سبکهای متفاوتی را در برخورد با هر ورزشکار اتخاذ نمایند.
گتلیب (۲۰۰۲)، در تحقیقی بر روی دانشجویان دریافت که اساتید و مدیرانی که رهبری سنتی داشتند شاگردانشان نسبت به دانشجویانی که سبک رهبری استادانشان مردمی و آزادمنشانه بود، پیشرفت تحصیلی کمتری دارند.
درسکات[۴۶] (۲۰۰۲)، تفاوتهای جنسیتی در سبک رهبری را مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق او از نمونهای به تعداد ۶۳۵ نفر از کارمندان در مورد سبک رهبری آنها نظرخواهی کرد. تتایج نشان داد که علاوه بر اینکه اکثر کارمندان سبک رهبری مشارکتی را میپسندیدند، مدیران زن را بیشتر از مدیران مرد مشارکتی معرفی کردند.
دیل و واینبرگ[۴۷] در سال ۱۹۸۹ سبک رهبری و تحلیل رفتگی در مربیان را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند کسانی که از سبک توجه، استفاده میکنند دچار فرسودگی احساسی و زوال شخصیت بیشتری میشوند.
ماهر[۴۸] (۱۹۹۷)، در مطالعهای نشان داد که زنان در رهبری خود رابطه محور بودند در حالیکه مردان بیشتر سبک وظیفه محوری داشتند . در این مطالعه زنان سبک رهبری مشارکتی را نشان دادند درحالی که مردان سبک آمرانه را در مدیریت خود نشان دادند.
سالمنین و لیوکونن[۴۹] (۱۹۹۶) به بررسی ارتباط بین مربی، ورزشکار و رفتار مربی در طول فصل تمرینات در بین ۶۸ مربی فنلاندی و ۴۰۰ ورزشکار تحت نظر این مربیان پرداختند، که این ارتباط از طریق مقایسه و ارزیابی مربیان و ورزشکاران از سبک رهبری مربی بوسیله مقیاس رهبری در ورزش صورت گرفت و نتایج نشان داد که سبک رهبری دموکراتیک مربیان غالبا با رفتار مربیگری مشاهده شده همبستگی داشت و نیز مربیانی که اهمیت زیادی برای نظریات و احساسات خود قائل میشدند، بهترین رفتار و برخورد را با ورزشکاران تحت نظر خود داشتند.
شرمن[۵۰] (۱۹۹۶) در تحقیقی به بررسی رفتار مربیان جوان ورزش پرداخت و مشاهده کرد که مربیان بیسبال، فوتبال و تنیس در هنگام تمرین و مسابقه بیشتر از سبک آمرانه استفاده میکنند. این نتیجه نشان میدهد که مربیان کم تجربه و جوان برای کنترل و نظم بخشیدن به مراحل تمرین و پیروی ورزشکاران از آنها تمایل بیشتری برای استفاده از این سبک دارند.
کوپر[۵۱] (۱۹۸۶) ویژگیهای شخصیتی دو گروه ورزشکار و غیر ورزشکار رابا یکدیگر مقایسه کرد و به این نتیجه دست یافت که ورزشکاران ازویژگی اجتماعی و ساختار شخصیتی بالاتری برخوردارند.
ایوانسویچ و ماتسون (۱۹۸۰) در بررسی اثرات تنیدگی بر روی سازمان، نتیجه گرفتند که بیش از ده درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا صرف هزینهی عواقب تنیدگی میشود. و بین تنیدگی و رضایت و عملکرد شغلی رابطه معنی داری وجود دارد.
هامر، تیلر و استپتو (۲۰۰۶) در فرا تحلیل خود تحت عنوان اثر تمرین هوازی کوتاه مدت بر تنیدگی در ارتباط با فشار خون، دریافتند که گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنادار میزان تنیدگی مرتبط با فشار خون را نشان دادهاند.
۲-۵ جمع بندی
مربیگری در روانشناسی ورزش توجه ویژهای را به خود جلب کرده است.(جباری۱۳۷۹و خبیری۱۳۸۵) مربیان محور و رکن اصلی تیمهای ورزشی اند و در بین سه عامل ورزشکار ، مربی و تماشاگر،مربی سازمان دهندهی قوی و زیربنای پیشرفت ورزشی یا تیمی است.ازین رو مربی گری اثربخش در بر گیرنده ی نقشها و سبکهای گوناگون است.(کوزهچیان۱۳۸۰)سبک مربیگری در پیامدهای تیمی(فردی و اجتماعی)نقش مهمی دارد.همجنین اعضای تیم برای موفقیت به احساس اتحاد گروهی،نیاز دارند و اساس موفقیت مربیان نیز در انسجام تیمی و ایجاد صمیمیت و یگانگی در میان بازیکنان است.در ورزشهای گروهی افراد با یکدیگر کنش متقابل دارند و موفقیت زمانی حاصل میشود که اعضای تیم به طور مؤثر و هماهنگی با هم کار کنند و اینجاست که نقش مربی به عنوان رهبر و هماهنگ کننده بسشتر مشخص میشود و سبک مربیگری او در کارکرد تیم و هماهنگی اعضای تیم نقش بسزائی دارد.(مرادی ۱۳۸۳). به دلیل اهمیت نقش سبکهای مربیگری بر فرایندهای روانی و عملکرد ورزشکاران،روانشناسان ورزشی به بررسی پیامدهای مختلف مربیگری علاقه مند شدهاند(جاکوئین ۲۰۰۶). لازاروس به تنیدگی به عنوان یک وضعیت بیرونی که خواستهای غیر معمول یا فوق العاده را بر شخص تحمیل میکند توجه کرده است.سیل ،طوفان،ناتوانی در یک امتحان،جدائی از همسر،مسابقه و یا مبارزه از نمونههای بارز تنیدگی اند.همچنین تنیدگی میتواند به عنوان پاسخهای مشخص به یک رویداد تنیدگی زا اطلاق شود پاسخهای هیجانی مانند ترس،اضطراب ویا خشم،پاسخهای حرکتی مانند اختلالات کلامی ،لرزش و یا تعریق زیاد و پاسخهای شناختی مانند ناتوانی در تمرکز،اختلالات ادراکی و مانند آن تغییرات جسمانی در ضربان قلب و تنفس.آدمیان برای آنکه به طرز به هنجاری به کار و کوشش بپردازند،بایستی کمی تنیدگی احساس کنند اما در عین حال تنیدگی شدید یا طولانی دارای اثرهای آسیب زای فیزیولوژیک یا روانشناختی است.چنین براورد شده که فشار هیجانی در بیش از پنجاه درصد از اختلالهای جسمانی و روانی نقش عمدهای دارد. بر اساس مدل چند بعدی رهبری در ورزش چلادوری(۱۹۹۰)رفتار مربیان تحت تاثیر ویژگیهای موقعیتی مانند شرایط تیم،ویژگیهای رهبر یا مربی مانند سن،درجه و سابقه ی مربیگری و ویژگیهای اعضای تیم یا ورزشکاران مانند سن،سابقه و سطح بازیکنان قرار دارد و در نهایت رفتار مربیان موفقیت،عملکرد،استرس و رضایتمندی ورزشکاران را تحت تاثیر قرار میدهد.در تحقیقات بسیار زیادی وجود سبکهای مربیگری متفاوت در میان مربیان و تیمهای ورزشی مختلف نشان داده شده است. برای مثال مرادی ۱۳۸۳،چلادری ۱۹۹۰،ریمر و چلادوری ۱۹۹۵ و نشان دادند که مربیان بیشتر از رفتار آموزش و تمرین و کمتر از رفتار آمرانه استفاده میکنند. با توجه به اینکه محیطهای ورزشی هیجانات زیادی را برای ورزشکار و مربی به دنبال دارد و ورزشکاران رکن اصلی موفقیت در تیمهای ورزشی هستند و یک ورزشکار برای شرکت در یک مسابقه و پیروزی هم باید روان وفکر سالمی داشته باشد و هم جسم سلامت و با عنایت به اینکه عوامل تنیدگیزا دانشجویان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد(لازاروس ۲۰۰۰).و این احتمال نیز وجود دارد که سبک مربیگری ممکن است هم بر تنیدگی ورزشکاران و هم در موفقیت تیمها مؤثر باشد،در پی پاسخ به این سؤال هستیم که آیا سبک رهبری مربیان تاثیری بر کاهش یا افزایش تنیدگی دانشجویان ورزشکار دارد؟
فصل سوم
(روش تحقیق)
۳-۱ جامعه و نمونه تحقیق
جامعه تحقیق شامل ۳۰۰۰ نفر از ورزشکاران زن و مرد رشتههای والیبال، هندبال، تنیس روی میز و بدمینتون دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی ۹۱-۱۳۹۰ بود. منظور از دانشگاههای شهر تهران، دانشگاههای تهران، تربیت معلم، شهید بهشتی، شریعتی، رجایی، پیام نور، آزاد تهران مرکز، آزاد تهران شمال و علوم تحقیقات بود.
حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول کرجسی و مورگان[۵۲] (۱۹۷۰)، ۳۴۱ نفر تعیین شد. نمونهها به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.
۲۳ـ۳۰٫ در فهرست مخطوطات ظاهریه عنوان«انسابه و اقاربه» آمده است که شاید اختصار یوسف العش باشد از عناوین این چند باب.
-
- در فهرست ابواب در آغاز نسخه بریتانیا بعد از این باب بابی دیگر هست به عنوان «باب کنیه رسول الله» که در متن کتاب موجود نیست.
-
- عنوان باب در نسخه ظاهریه: «…قبل مبعثه بالف سنه».
۳۶ـ۳۸٫ در نسخه ظاهریه«احادیث سطیح بن ربیعه» یک باب است که نمیدانیم در اصل چنین است یا یوسف العش برای اختصار چنین عنوانی به هر سه باب داده است.
-
- پس از این باب در نسخه ظاهریه دو باب دیگر نیز وجود دارد: «قصه ابی عمیر بن التیهان» و «قصه یوشع الیهودی».
۴۳ـ۴۵٫ در نسخه ظاهریه این هر دو در یک باب آمده است.
-
- بعد از این باب در نسخه ظاهریه دو باب دیگر وجود دارد: «قصه زید بن عمرو بن نفیل » و «اسلام خدیجه و رغبتها فی النّبی».[۱۲۳]
تفاوت برخی از بابهای نسخهها با بابهای نسخه ترجمهی فارسی:
۳و۴٫ در ترجمهی فارسی جابه جا است؛ باب ۳٫ با عنوان«در صفت آداب رسول علیه السلام و اخلاقش»؛ باب ۴٫ با عنوان«در صفت اخلاق رسول علیه السلام».
-
- با عنوان«ذکر جدات رسول علیه السلام از قبل پدر» در ترجمهی فارسی وجود دارد اما در این نسخهها نیست.
-
- با عنوان«ذکر اعمام رسول علیه السلام» و «ذکر عمات رسول علیه السلام».
-
- با عنوان«ذکر خویشان و برادران و خواهران ازرضاع»، اما در نسخههای دیگر باب ۲۴٫ «اعمام و خویشان و خواهران و برادران» و بعد در باب ۲۵٫ «ذکرعمات النّبی» آمده است.
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«ذکر آنکه ایمان آورد به رسول علیه السلام پیش از هزار سال» و«نامهی تبع اول به رسول علیه الصلوه والسلام».
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«آنچه ظاهر شد در بنی اسرائیل از علامات نبوت رسول علیه السلام و قصهی بلوقیا» اما در نسخههای دیگر باب ۳۴٫ عنوان«شأن من آمن برسول الله قبل مبعثه» باب ۳۵٫ عنوان«ذکر ما ظهر فی بنی اسرائیل من امارات رسول الله».
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«ذکرحدیث سطیح و شق و قس بن ساعده و سواد بن قارب و کهنه عرب»هم به صورت یکجا آمده و هم به صورت جدا. اما در نسخههای دیگرباب ۴۰٫ عنوان«حدیث سواد بن قارب الازدی وسبب اسلامه وقدومه علی النّبی مکه وقت بعثه» و باب ۴۱٫ عنوان«حدیث قس بن ساعده الایادی».
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«در ذکر فضیلت اهل بیت علیهم السلام» و«خطبه لحسن بن علی علیهما السلام» اما در نسخههای دیگر در باب ۶۲ آمده و فقط بخش اول را دارد.
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«حدیث غار و رفتن رسول علیه السلام بدانجا» اما در دیگر نسخهها باب ۶۳٫ «الغار و فضایل ابی بکر الصدیق».
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«ذکر معراجهای رسول علیه السلام» همراه با ۳ روایت آورده شده اما در نسخههای دیگر در باب ۶۰ روایات موجود نیست.
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«ذکر غزاهای رسول علیه السلام» همراه با قصههای بدر و غزوه احد آمده، اما در نسخههای دیگر در باب ۷۰ قصهها نیامده است.
-
- در نسخ دیگر ذکر اسماء شمشیر و سلاحهاو… را دارد و مانند ترجمهی فارسی است اما در نسخههای دیگر باب ۷۱«ذکر اسماء قسیه و ترسه وجعبته» و«ذکر عمره و اسمائهن و مطهرته و اقداحه و مخضبه و مرآته » و«ذکر ماترک رسول الله یوم وفاته من الثیاب و القمص و الازار و السریر و الصاع و المد» را دارد و در ترجمهی فارسی موجود نیست.
۳۵و۳۶٫ در ترجمهی فارسی به صورت مجزا آمده اما در نسخه های دیگر در باب ۷۳ در یک باب آمده اما همان ۲ بخش را دارد.
-
- در ترجمهی فارسی«ذکر ما کان علیه ذرع البیت حتی صار الی ما هو علیه الیوم فی خارج و داخل» و «ذکر المسجد الحرام» و«ذکر عدد الطاقات و عدد الابواب و اسمائهن» و«ذکر مقام ابراهیم و المنابر» و«صوره الکعبه» و«ذکر ما زید فی المسجد الحرام» و«ذکر المسجد الخیف و عدد ابوابه و المزدلفه و حد عرفه» و«ذکر الحرم» نیامده اما در نسخ دیگر در باب ۷۶ آمده است.
-
- در ترجمهی فارسی«آنچه آمده است در بیرون آوردن چاه زمزم» در نسخههای دیگر در پایین باب ۷۶ آمده است.
-
- در ترجمهی فارسی با عنوان«درصفت مسجد رسول علیه السلام» اما در نسخههای دیگر باب ۷۹٫ با عنوان«آنچه آمده است در مسجد رسول علیه السلام».
-
- در نسخ دیگر«صوره مسجد رسول الله» در زیر «فضل الصلوه فی مسجد رسول الله»آمده اما در ترجمهی فارسی موجود نیست.
-
- در نسخ دیگر«ما جاء فی صفه قبر النّبی» آمده اما در نسخه فارسی نیامده است.
ترجمه راوندی | ترجمه فارسی | نسخه ظاهریه | نسخه بریتانیا | نسخه برلین | ابواب کتاب شرف النّبی | شماره |