مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با بررسی کارایی بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ...
ارسال شده در 10 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عملکرد=تابع(توان وتمایل)
P=F(A,W)
عده ای دیگر از صاحبنظران، از زاویه دیگری به این موضوع نگریستهاندو اعلام کردهاند که بهره وری، صرفاً تابع ویژگیهای فردی نیست بلکه به سازمان و محیط نیز وابسته است. ممکن است افراد دارای انگیزه شدید باشند و تمامی مهارتهای لازم برای انجام کار را داشته باشند ولی موثر بودن آنها وابسته به حمایت و هدایت از طرف سازمان است و کارشان باید به نحوی با نیازهای محیط سازمانی انطباق داشته باشد.
دانلود پایان نامه
عملکرد = تابع (توان، تمایل، شناخت شغل، حمایت سازمانی، سازگاری محیطی)
P = F (A, W, U, S, E)
صاحبنظران اخیر، دو عامل دیگر را در معادله مدیریت بهره وری وارد کردهاند.
عامل اول: بازخور
کارکنان نه تنها لازم است بدانند که چه باید بکنند بلکه همچنین به طور مستمر باید بدانند که کارها را چقدر خوب انجام بدهند. بازخور شامل سرپرستی روزانه و ارزیابی رسمی بهره وری فرد میشود.
عامل دوم: اعتبار
مدیران در محیط امروزی نیاز دارند برای تصمیمهای خود پشتوانه قانونی بیابند و تمامی آنها را مستعد کنند.مدیران در تحلیل بهره وری نیاز دارند پیوسته قانونی بودن اقدامات پرسنلی خود را مانند تجزیه و تحلیل شغل، استخدام، ارزیابی کارآموزی، ارتقا و اخراج را مورد بازنگری قرار دهند.
بنابراین متغیرهای موثر بر بهره وری عبارتاند از:
توان
ساخت شغل
حمایت سازمانی
انگیزش یا تمایل
بازخورد عملکرد
اعتبار
سازگاری محیطی
مهارتهای مدیر
به طور کلی برای انجام فرایند مدیریت سه زمینه مهارت را ضروری دانستهاند:
مهارتهای فنی، انسانی، نظری
مهارت فنی: توانایی حاصل از تجربیات، آموزش و کارآموزی در به کارگیری دانش، روشها، فنون و تجهیزات لازم برای انجام کارهای خاص را مهارت فنی گویند.
مهارت انسانی: توانایی و اعتقاد به کار به همراه مردم و به وسیله آن که شامل شناخت انگیزش و کاربرد رهبری موثر در رابطه با آنان میباشد راه مهارت انسانی مینامند.
مهارت نظری: قدرت درک پیچیدگیهای سازمان، و جایگاه عملیات خود فرد در سازمان مهارت نظری نامیده میشود. این دانش به فرد اجازه میدهد که به جای اینکه تنها براساس اهداف و نیازهای گروه تحت امر خود، وارد عمل شود مطابق با اهداف کل سیستم عمل میکند.
ترکیب مناسب این مهارتها با پیشرفت فرد در مدیریت از پست سرپرستی به مدیریت عالی تغییر میکند.
این مطلب در شکل (۳ – ۲) نشان داده شده است.

شکل ۲-۳: مهارتهای مورد نیاز مدیریت در سطوح مختلف سازمانی شکل۲-۴: سطوح مدیریت

هنگامی که فردی از سطوح عملیاتی به سطوح بالاتر سازمانی ترفیع مییابد، برای موثر بودن به مهارت فنی کمی دارد. ولی برای این منظور مهارت نظری بیشتری مورد نیاز است. سرپرستان سطوح عملیاتی نیاز قابل توجهی به مهارت فنی دارند، زیرا اغلب از آنان خواسته میشود تکنسینها و سایر کارمندان را در بخشهای خود آموزش دهند تا رشد کنند و از سوی دیگر مدیرعامل در یل سازمان نیازی به دانستن چگونگی انجام کارها در سطح عملیاتی ندارند. به هر حال، او باید بتواند چگونگی ارتباط وضایف را در کسب اهداف کلی سازمان تشخیص دهند.
در حالی که میزان مهارتهای فنی و نظری مورد نیاز در سطوح مختلف مدیریت تفاوت دارد، وجه اشتراکی که در تمام سطوح قطعی مینماید مهارت انسانی است.

۲-۱۰ مهارت های انسانی

گذشتگان نیز بر مهارتهای انسانی تاکید ورزیده و آن را مهم به شمار میآورند ولی امروز این مهارت از اهمیت خاصی برخوردار شده است. برای مثال: یکی از سوداگران بزرگ چنین میگوید:
«من بابت کسانی که توانایی کار با مردم را ندارند بیشتر از هر توانایی دیگری در زیر آسمان نیلگون اهمیت قائلم.» بنابر گزارشهای انجمن مدیریت آمریکا اکثریت مطلق ۲۰۰ نفری مدیری که در یک نشست پژوهشی پیمایشی شرکت داشتند متفقالقول بودند که مهمترین مهارت یک مدیر اجرایی توانایی وی در کار با مردم است. در این پیمایش، مدیران این توانایی را حیاتی تر از ذکاوت، قاطعیت، دانش یا مهارتهای شغلی ارزیابی کردهاند.

۲-۱۰-۱ اجزاء مهارتهای انسانی موثر

اگر کسی حقیقت اهمیت بهبود مهارت انسانی را بپزیرد این سوال برای او پیش میآید که مدیران و هبران به چه نوع مهارتهایی برای موثر بودن در اثر گذاری بر رفتار دیگر افراد نیاز دارند؟ به نظر برخی از صاحبنظران، مدیران به سه سطح مهارت نظری زیر نیازمنداند:
الف – درک رفتار گذشته : آنچه که در آغاز دانستن آن برای مدیران ضروری مینماید «چرایی رفتار» دیگران است. اگر بخواهید کارها از طریق افراد دیگر انجام گیرد باید بدانید که چرا آنان دست به رفتاری میزنند که اختصاص به خودشان دارد. درک رفتار گذشته زمینه دست یابی به چرایی رفتار آنان است که مطالعه همه جانبه آن نیز برای شناخت انگیزه رفتار ضروری است.
چه چیزی در افراد ایجاد انگیزه میکند؟ چه چیزی الگوی رفتاری ویژه افراد یا گروه ها را ایجاد میکند؟ بیشتر آنچه که در علوم رفتاری نوشته شده، بر چرایی بروز رفتار افراد تمرکز یافته است در متون علمی مشهور و نشریات دورهای بدون اغراق صدها طبقهبندی مختلف وجود دارد که در انتقال الگوهای رفتاری که تعامل افراد و گروه ها را با دیگر افراد تشریح میکنند میتواند مفید باشند. به کمک این الگوهاست که میتوانیم بگوییم کسی گرفتار «اسکیزوفرنی» است یاخیر یا مدیری وظیفه گرا یا رابطه گراست و غیره.
ب- پیشبینی رفتار آینده: گرچه درک رفتار گذشته برای رشد مهارتهای انسانی موثر میباشد، ولی به تنهایی کافی نیست. اگر عدهای را سرپرستی میکنید، درک چرایی رفتار دیروز آنان و همچنین توانایی پیشبینی چگونگی بروز رفتارشان در امروز، فردا، هفته بعد، ماه و سال و سالهای آتیه که تحت شرایط مشابه و شرایط محیطی متغیر میباشد نیز ضروری است. بنابراین دومین مهارتی که مدیران لازم دارند پیشبینی رفتار آینده است.
ج – هدایت، تغییر و کنترل رفتار: اگر بخواهید در نقش مدیر رهبری موثر باشید به کاری بیش از درک و پیشبینی نیاز دارید که آن نیز مستلزم رشد مهارتهایی در هدایت، تغییر و کنترل رفتار افراد میباشد. امروز وقتی از صحبت کنترل رفتار به میان میآید بسیاری از افراد چنین میپندارند که ما باید رفتار دیگران را تحت نفوذ خود در آوریم؟ امروزه کنترل و زیر نفوذ درآوردن، تداعی منفی پیدا کرده است. پاسخ این است که اگر در خانه به فرزندانتان، (انواع ارزشهایی که پیدا میکنند و اینکه چه چیزهایی را انجام دهند و چه چیزهایی انجام ندهند)، توجه و علاقه داشته باشید این محبت درونی شما را به کنترل رفتار آنان نیز علاقهمند می سازد. در نقش مدیر هم اگر نسبت به افرادی که مسئولیت آنان به عهده شماست یگانگی آنان، تعهد و نوع رابطهای که با شما دارند و همچنین نسبت به انجام یا ترک فعالیتهای خاصی که باید توسط آنان صورت گیرد علاقه نشان دهید این علاقه شما را به کنترل رفتار آنان علاقهمند میکند و مهم نیست آن را چه بنامید ولی به خاطر داشته باشید، اگر نقش مدیر یا رهبر را پذیرفتید، همراه آن مسئولیت تاثیر داشتن بر رفتار سایر افراد را نیز پذیرفتهاید.

۲-۱۱ برنا مهریزی و توسعه منابع انسانی

رشد انسان در روند برخورد فعال و موفقیتآمیزبا محیط پدید میآید. فرد با قرار گرفتن در یک موقعیت جدید ناچار است برای پیدا نمودن پاسخهای جدید به آن شرایط تلاش نماید چنانچه این واکنش در مقابله با وضعیت جدیدموفق باشد فرد برخوردهای خود را با محیط گسترش خواهد داد و در صورتی که عکسالعملها موفقیتآمیز نباشد شخص باید در برخورد خود با محیط تجدید نظر کند برای اینکه سازمان بتواند از رشد برخوردار شود باید در طول دوره زمانی مشخص قادر به ایفای نقش موثر باشد باید بتواند در زمینه های مختلف همچون استخدام، مدیریت و توسعه، ارزیابی کار، برکناری و جایگزینی نیروی انسانی را برنامه ریزی نماید به طوری که انجام وظایف سازمان را تضمین نماید.
عمل برنامه ریزی نیروی انسانی در واقع پراهمیتترین بخش در مدیریت منابع در سازمانهاست. زیرا نیازهای سازمان به مشاغل گوناگون با افزایش پیچیدگی و دگرگونی شرایط محیطی پیوسته در معرض تغییر و دگرگونی قرار گیرد. به بیان دیگر، فرض، اساسی در مورد رشد سازمانها یادگیری سازمانها در طول زمان است. به همین جهت ماهیت مشاغل مورد نیاز شرکت تغییر مییابد به این معنی که این قبیل تغییرات باید به طور مستمر موردارزیابی قرار گیرد تا انواع مناسبی از منابع نیروی انسانی مورد نیاز برای انجام کارهای مختلف سازمان استخدام و یا تربیت شود. اعتقاد بر این است که در مورد بسیاری از فعالیتها، نظیر استخدام، انتخاب ارزیابی عملکرد و غیره، برنامه ریزی هایی معین وجود دارند که امکان می دهد موفقیت یا عدم موفقیت اقدامات ذکر شده برای تامین نیازهای سازمانی، بدون در نظرگیری چگونگی تاثیر آنها در ایجاد زمینه های رشد فردی کارکنان، ارزیابی شود(طاهری،۱۳۸۷:۲۳۷-۲۴۲).
کارایی[۵۴]، به اجرای درست کارها در سازمان مربوط میشود. یعنی تصمیماتی که با هدف کاهش هزینه ها، افزایش مقدار تولید و بهبود کیفیت محصول اتخاذ میشوند. کارایی نسبت به بازدهی استاندارد است.
نوعآوری[۵۵]، به میزان تطابق محصولات تولیدی و فرآیندهای تولیدی یک سازمان در قبال تغییرات تقاضا و نیازهای جدید مشتریان، تغییرات تکنولوژی و ساخت محصولات جدید گفته میشود. نوع آوری به منظور برآورد نیازهای جدید مشتریان یا ایجاد تقاضای جدیدو کسب سهم بیشتر در بازار در مقایسه با رقبا انجام میپذیرد.
قابلیت انعطاف[۵۶]، به میزان توان سیستم تولیدی هر سازمان در عکسالعمل و تطابق با تغییرات مورد لزوم در نوع، ترکیب و مقدار محصول گفته میشود.
کیفیت زندگی کاری[۵۷]، به این موضوع مربوط میشود که سازمان تا چه میزان به برقراری ایمنی در محیط کار، امنیت شغلی در سازمان، پرورش استعداد کارکنان خود و بالا بردن مهارتهای آنان از طرق گوناگون و به عبارتی دیگر ایجاد رضایت شغلی آنان از محیط قادر میباشد.
شاخص دیگری که برای سنجش عملکرد سازمانهای انتفعی مورد استفاده قرار میگیرد، میزان سودآوری در قبال سرمایه و فروش میباشد. در حالی که عملکرد مدیران سازمانهای غیرانتفاعی براساس مقدار و ارزش تولیداتشان در مقابل هزینه های تولیدشان سنجیده میشود.
سودآوری، تابعی از درآمدها و هزینه ها میباشد. درآمدها به روش قیمت قروش و مقدار فروش محصول بستگی دارد. در حالی که هزینه ها تابعی از ارزش نهادهها و منابع به کار روفته در تولید محصول میباشند. دو شاخص مهم و اساسی که مدیران برای اتخاذ تصمیمات درست به آنها توجه میکنند عبارتاند از:بهره وری و کیفیت. بهره وری[۵۸] یعنی این که سازمان در قبال مقدار معینی از محصول به چه نسبتی از منابع تولیدی استفاده میکند.کیفیت[۵۹] به درجه تطابق محصول تولید شده با نیازهای مشتریان و طرح طرح محصول گفته میشود. تصمیماتی که مدیران در استفاده از نهادهها و در ارتباط با فرایند تولید میگیرند بر میزان بهره وری، درجه کیفیت و در نهایت مقدار سود سازمان تاثیر میگذارد.
محصول
عملیات
نهاده ها
درآمدها بهره وری وکیفیت هزینه ها
سودآوری=هزینه ها-درآمدها

نظر دهید »
منابع پایان نامه درباره بررسی تاثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بر امنیت ملی ...
ارسال شده در 10 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
  • امنیت ملی: حوزه تعریف امنیت ملی، دارای پیچیدگی­های خاصی می­باشد که منجر شده است تاصاحب­نظران در خصوص آنها برداشت­های متفاوتی مطرح نمایند ولی در مفهوم کلی امنیت را در معنای عینی آن یعنی فقدان تهدید نسبت به ارزش­های کسب شده و در معنای ذهنی یعنی فقدان هراس از اینکه ارزش­های مزبور مورد حمله قرار گیرد توصیف می­نمایند. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۷۶-۷۵)

 

  • امنیت نظامی: که به اثرات متقابل توانایی­های تهاجمی و دفاعی مسلحانه دولت­ها و نیز برداشت آنها از مقاصد یکدیگر مربوط است.(گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۸۲)

 

  • امنیت سیاسی: ناظر بر ثبات سازمانی و دولت­ها، سیستم­های حکومتی و ایدئولوژی­هایی است که به آنها مشروعیت می­بخشد. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۸۲)

 

    • امنیت اقتصادی: یعنی دسترسی به منابع، مالیه و بازارهای لازم برای حفظ سطوح قابل قبولی از رفاه و قدرت دولت. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۸۲)

پایان نامه - مقاله - پروژه

 

  • امنیت فرهنگی: که به قابلیت حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب وهویت وعرف ملی، با شرایط قابل قبولی از تحول مربوط است.(گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۸۲)

 

  • امنیت عمومی و اجتماعی: به معنی امنیت جان، مال، آبرو و موقعیت اجتماعی شخص از جانب عوامل اجتماعی می­باشد. (گروه مطالعاتی دانشکده امنیت ملی،۱۳۹۰: ۸۳)

 

  • سازمان تجارت جهانی: سازمانی که از طریق موافقتنامه­های گمرکی و تعرفه­ای سعی بر جهانی کردن اقتصاد و گسترش تجارت خارجی در سطح بین‌الملل دارد که اعتقادی به نظارت دولتی بر تنظیم بازار و اعمال محدودیت از سوی واحدهای سیاسی در فعالیت اقتصادی ندارد.

 

۲-۲ چهارچوب نظری پژوهش
۲-۲-۱ مقدمه
طرح نظری مسئله مورد پژوهش و یا آنچه که در عرف رساله نویسی از آن با عنوان چارچوب نظری یاد می­ شود به لحاظ اینکه زمینه و بنیاد نظری پژوهش را تشکیل می­دهد از اهمیت ویژه­ای در سامان دادن به فرایند تحقیق علمی برخوردار می­باشد در هر موضوع می­بایست ابتدا تئوری­های مرتبط با آن موضوع بررسی شده و نظر اساتید و خبرگان و سایر کسانی که در مورد آن موضوع به بررسی و پژوهش پرداخته­اند بیان گردد تا چهارچوب نظری بحث مشخص و بر اساس آن به سوالات پاسخ داده شود. کشورهای موفق قرن بیست ویکم ، کشورهایی هستند که از توان و ظرفیت اقتصاد جهانی و جامعه بین ­المللی در راستای اهداف و چشم­اندازهای خود استفاده می­ کنند. تجارت همه جانبه و بین ­المللی علاوه بر نقش موثر اقتصادی خود بر جامعه، می ­تواند بر سایر شئون زندگی افراد نیز موثر باشد. با باز شدن درهای اقتصاد بر روی تجارت جهانی نه تنها انتقال کالا، خدمات و منابع مالی میسر می­ شود، بلکه جامعه نیز پذیرای اثرات توسعه­ای (یا ضد توسعه ای) انتقال فناوری، الگوهای مصرفی و فرهنگی، ترتیبات نهادی و سازماندهی اجتماعی، نظام­های آموزشی- بهداشتی- اجتماعی، ارزش­ها، آرمان­ها و سبک زندگی ملل دیگر شده و اینگونه انتقالات در خصوصیت فرایند رشد، نمود می­یابد.
بطور طبیعی کشورهایی چون ایران که دارای امتیازات منطقه­ای عمده­ای هستند به نحو ویژه­ای در معرض وجوه گسترده­تری از منافع یا مضرات جهانی شدن واقع می­شوند و تقریبا قادر به انزواگزینی یا جداسازی خود از سیطره جهانی سازی نخواهند بود. لذا ضروری است با بررسی دقیق و همه جانبه و با اتخاذ رویه­های مدبرانه و هوشمندانه در سطح کلان، در به حداقل رساندن مضرات و به حداکثر رساندن منافع آن تلاش نمود. سوال این است که بطور کلی جهانی شدن از نظر اقتصادی- تجاری، فرهنگی- ارتباطی و سیاسی، چگونه و در چه سطحی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تاثیر می­ گذارد؟ (آل اسحاق، ۱۳۹۰: ۲۲۰)
۲-۲-۲ سازمان تجارت جهانی
۲-۲-۲-۱ مقدمه
جهانی شدن واژه رایج دهه ۱۹۹۰ است. جهانی شدن بعنوان روندی از دگرگونی، از مرزهای سیاست و اقتصاد فراتر می‌رود و علم، فرهنگ و سبک زندگی را در برمی‌گیرد. از این جهت جهانی شدن پدیده‌ای چند بعدی است که قابل تسری به اشکال گوناگون عمل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی، نظامی، فناوری و همچنین عرصه‌های عمل اجتماعی همچون زیست محیطی است. بین دانشمندان اتفاق ‌نظری در مورد تعریف جهانی شدن موجود نیست، گاهی آن را بعنوان یک مفهوم صرفا سیاسی تعریف می‌کنند، در حالی که دیگران این مفهوم را در چارچوب تحولات اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی تبیین کرد‌ه‌اند. برخی از دانشمندان به آثار مثبت جهانی شدن پرداخته‌اند. در حالی که برخی دیگر تنها بر آثار نامطلوب آن بر توزیع درآمدها، نابرابری اجتماعی، زنان و تهیدستان توجه کرده‌اند. این یک جانبه‌گرایی موجب شده که در تبیین جهانی شدن نظرات مختلفی ارائه شود که بسیار متفاوت با یکدیگرند و در خیلی از موارد، کاملا در تضاد با یکدیگر قرار دارند. در این ارتباط سه مفهوم مورد توجه قرار می­گیرند: جهانی شدن، جهانی‌سازی، درهم‌آمیزی.
جهانی شدن، فرآیندی است که براساس ضـرورت‌های دنیای فعلی، در حال طی شدن است که در آن
مجموعه تحـولات و تغییرات در مقیاس‌های جهـانی تعریف می‌شود و در چارچوب مرزها محصـور
نیست و دارای روال و روند رو به رشد است. (آذری، ۱۳۸۶: ۵)
جهانی‌سازی، برخلاف جهانی شدن که یک پروسه است، بیشتر شبیه به یک پروژه است. مقوله جهانی‌سازی ناظر بر یک اداره و یک قدرت در ورای فرایند جهانی شدن است، که آن را براساس میل و گرایش‌ها و اولویت‌های خود هدایت و رهبری می‌کند. (آذری، ۱۳۸۶: ۶)
درهم‌آمیزی، در شرایط جدید جهانی شدن موجود جدیدی خلق می‌شود که ماهیت آن با آنچه قبلا بود، فرق می‌کند و مقیاس منطقه‌ای ندارد و جهانی است. بسته به میزان حضور و نفوذ هر حوزه، این موجود جدید به آن سمت گرایش پیدا می‌کند. برای مثال یورو نمادی است از درهم‌آمیزی اقتصاد کشورهای اروپایی. (آذری، ۱۳۸۶: ۶)
در حال حاضر سازمان‌های بین‌المللی اقتصادی و به ویژه سه سازمان جهانی و مهم صندوق بین‌المللی
پول[۵] (IMF)، بانک جهانی[۶] (WB) و سازمان تجارت جهانی[۷] (WTO) نقش مهم و قابل توجهی را در پیشبرد و فرایند جهانی شدن اقتصاد برعهده گرفته‌اند. این سه سازمان با توصیه‌هایی که بسیار الزام‌آور هستند، اقتصادهای ملی را به سمت اقتصاد جهانی و حضور در آن هدایت می‌نمایند. به طوری که نظم نوین آتی اقتصاد جهانی در چارچوب اهداف و ماموریت‌های موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت گات و سازمان تجارت جهانی (WTO) قابل تبیین خواهد بود. (آذری، ۱۳۸۶: ۶)
۲-۲-۲-۲ سازمان تجارت جهانی، ویژگی‌ها و مختصات
۲-۲-۲-۲-۱ ویژگی‌های سازمان‌های بین‌المللی

 

  • عضویت اکثر کشورها در این سازمان

 

  • قدرت نفوذ و تاثیرگذاری بر کشور

 

  • تاثیرپذیری از سیاست‌ها و اهداف کشورهای قدرتمند

 

  • قدرت ایجاد و مدیریت بحران‌های سیاسی، اقتصادی بین‌المللی

 

  • همسویی با نظام اقتصاد سرمایه‌داری

 

  • اشراف و دسترسی به دنیای اطلاعات و مدیریتی بالا دستی نسبت به اقتصاد ملی و جهانی

 

  • تمرکز محیطی و اداری سازمان‌های بین‌المللی در حیطه کشورهای قدرتمند

 

  • ظرفیت‌های علمی و کارشناسی بالا در جهت اقناع‌سازی کشورها(آذری، ۱۳۸۶: ۷)

 

۲-۲-۲-۲-۲ مختصات و ویژگی‌های تحولات اقتصادی بین‌الملل

 

  • برخورداری از ابعاد و مختصات جهانی

 

  • تاثیرپذیری مستقیم و غیرمستقیم کشورها از تحولات

 

  • چندوجهی بودن تحولات

 

  • تاثیرگذاری و تاثیرپذیری تحولات و ابعاد آنها در یکدیگر

 

  • پیوند ارگانیک درونی اقتصادی، سیاسی کشورها با تحولات اقتصادی بین‌الملل

 

  • نقش مکمل نهادها و سازمان‌های اقتصادی بین‌الملل در تحولات

 

  • مشارکت در تحولات براساس سلسله مراتب قدرت اقتصادی در نظام بین‌المللی

 

  • درهم‌آمیزی نظام‌های اقتصادی، سیاسی، ملی و شکل‌گیری نظام نوین با ویژگی خاص

 

  • استمرار و افزایش روزافزون سرعت تحولات

 

  • شکل‌گیری وگسترش­تحولات­اقتصادی، سیاسی­بین‌الملل درفضای مجازی­درکنار دنیای حقیقی

 

  • سرایت سریع و گسترش آثار و پیامدهای تحولات به کشورها

 

  • نقش و تاثیرگذاری حداقلی کشورهای در حال توسعه

 

  • نظام‌مندی و قاعده‌بندی تحولات اقتصادی بین‌الملل و تعامل با آن(آذری، ۱۳۸۶: ۸)

 

۲-۲-۲-۳ تاریخچه سازمان تجارت جهانی
پس از عدم توفیق در تشکیل سازمان تجارت بین‌المللی در سال ۱۹۴۷ و سازمان همکاری‌های تجاری در سال ۱۹۵۵، دیدگاه‌هایی مبنی بر تاسیس سازمان تجارت جهانی مجددا با شروع مذاکرات دور اروگوئه در سال ۱۹۸۶ مطرح شد. تا اینکه در سال ۱۹۹۱، پیشنهاد تشکیل نهادی به نام سازمان تجارت چندجانبه جهانی از سوی کشورهای کانادا، اتحادیه اروپا و مکزیک به دور اروگوئه ارائه شد که با مخالفت شدید کشور آمریکا مواجه گردید، اما به دلیل پافشاری سایر اعضای گات، در روزهای پایانی مذاکرات دور اروگوئه، تاسیس سازمان تجارت جهانی (WTO) مورد توافق اکثریت اعضا قرار گرفت و نهایتا کشور آمریکا نیز رسما تشکیل این نهاد را پذیرفت و مقرر شد که از اول ژانویه ۱۹۹۵ سازمان تجارت جهانی کار خود را آغاز کند و مدت ۲ سال نیز برای کشورهای عضو گات که سند نهایی دور اروگوئه را امضا کرده بودند، در نظر گرفته شد تا شرایط الحاق خود به سازمان تجارت جهانی را فراهم آورند. سازمان تجارت جهانی(WTO) سازمانی است که برای گسترش تجارت خارجی در سطح بین‌الملل به وجود آمد. البته سازمان تجارت جهانی، سازمان جدیدی نبود. قبل از آن سازمانی تحت عنوان «توافقنامه عمومی تعرفه و تجارت» (گات[۸]) بااختیارات کمتری وجود داشت. نمایندگان ۲۲ کشور جهان در سال ۱۹۷۴ میلادی در شهر ژنو سوئیس با امضای مفاد موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت، در حقیقت به تفاهمی کلی درباره ایجاد تسهیلات برای مبادله تجاری میان خود برآمدند. این موافقتنامه، توافقی چندجانبه میان کشورهای امضاکننده پیمان بود که خواستار ایجاد تسهیلاتی بیشتر برای مبادلات آزاد و فارغ از محدودیت‌های سنگین گمرکی میان خود بودند. (آذری، ۱۳۸۶: ۱۰-۹)
در اکتبر ۱۹۸۶ در یکی از کنفرانس‌های گات که در اروگوئه برگزار شد، دور مذاکرات برای موافقتنامه جدیدی بین بیش از ۱۰۰ کشور شرکت‌کننده آغاز گردید. در روز اول ژانویه ۱۹۹۵ موافقتنامه دوره اروگوئه به مرحله عمل درآمد که نهایتاً ۳۳ درصد کاهش در تعرفه‌های گمرکی و تغییراتی شگرف در تجارت بین‌الملل به وجود آورد. سازمان تجارت جهانی با الهام از نظریات اقتصاد بازار آزاد، اعتقادی به نظارت دولتی بر تنظیم بازار و اعمال محدودیت از سوی واحدهای سیاسی در فعالیت اقتصادی ندارد. یکسان بودن نرخ ارز در کشورهای عضو و توانایی سیستم‌های بانکی و خدماتی این کشورها در همسانی با نظم حاکم بر بازار جهانی ارز و خدمات از جمله اصول ثابت و به رسمیت شناخته شده در این سازمان است. (آذری، ۱۳۸۶: ۱۰)

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله مطالعه مقایسه ای سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای ...
ارسال شده در 10 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تمایل روسیه به کنترل انرژی منطقه با دولتی کردن بخش اعظم سهام شرکتهایی همچون لوک اویل، گازپروم و سیب نفت بیشتر آشکار میشود. همانگونه که پیش از این و در قسمت متغیرهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی روسیه بیان شد، سیاست خارجی روسیه تا حد زیادی با مسائل اقتصادی بویژه منافع اقتصادی شرکتهای بزرگ پیوند خورده است. لنا جانسون معتقد است که در دورۀ پوتین منافع روسیه در بخش انرژی، شاخصی جدید از سیاست این کشور در آسیای مرکزی بود. شرکتهای انرژی روسی (به طور عمده گازپروم) در ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان توسعه یافتند. گازپروم موافقتنامههایی را برای بهرهبرداری از منابع گاز، رد شدن خطوط لوله و صادرات آن امضا کرد. در مارس ۲۰۰۲ نیز روسیه یک اتحاد گازی بین روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان برای صادرات گاز به اروپا به راه انداخت.[۳۸۵] انعقاد قرارداد ۱۵ ساله با قزاقستان جهت ترانزیت نفت این کشور به بازار اروپا در سال ۲۰۰۲، سرمایهگذاری مشترک گازپروم با یک شرکت قزاقی[۳۸۶] برای خرید گاز از قزاقستان و انتقال آن به جمهوریهای مشترکالمنافع و ماورای آن، انجام مذاکره با قزاقستان برای انعقاد قرارداد ۲۵ ساله در خصوص صادرات گاز و همچنین انعقاد قرارداد ۲۵ ساله با ترکمنستان جهت ترانزیت گاز این کشور از طریق خاک روسیه به بازار مصرف در سال ۲۰۰۳،[۳۸۷] بخشی از اقدامات روسیه در راستای اهداف ذکر شده محسوب میگردد.
پایان نامه
البته از آنجا که نفت و گاز قزاقستان و گاز ترکمنستان برای رسیدن به بازارهای خارجی باید از قلمرو و ساختار خطوط لولۀ روسیه عبور کنند، آنچه به تازگی در سیاستهای قزاقستان و ترکمنستان جلب توجه نموده است این است که علیرغم این وابستگیها؛ دشواری در توافق با شرکای روسی بر سر سهمیۀ حمل و نقل آنها، سطوح قیمتها و نحوۀ پرداخت، موجب شده است که صادرات از طریق قلمرو روسیه به گزینۀ کم جذابیتتری برای ترکمنستان و قزاقستان تبدیل شود.
روسیه حتی در زمینۀ انرژیهای دیگر نیز در آسیای مرکزی نوعی انحصارطلبی را دنبال میکند. در این رابطه لنا جانسون مینویسد:" «انحصارگرایی الکتریکی روسیه»[۳۸۸] وظیفۀ بازسازی مجدد ایستگاههای انرژی آبی در تاجیکستان و قرقیزستان را به عهده گرفت؛ «یو ای اس» همچنین مسئولیت شبکۀ برق آسیای مرکزی را نیز تصاحب کرد".[۳۸۹]
در خصوص تأثیر سیاستهای روسیه بر روی کشورهای آسیای مرکزی، روی آلیسون معتقد است ابتکار عمل امنیتی ـ نظامی روسیه در آسیای مرکزی شکل ملایمی از هژمونی روسیه بر دولتهای دریای خزر و آسیای مرکزی را ایجاد کرده است که در میان مدت، نتیجۀ آن استقلال این کشورها در سیاستهای انرژی نسبت به سیاستهای نظامی، از مسکو است.[۳۹۰]

 

        1. سیاستهای ایران

       

       

 

در زمینۀ انتقال نفت و گاز خزر، ایران مخالف خط لولۀ باکو ـ جیحان بود و معتقد بود که ایران ارزانترین و امنترین مسیر برای انتقال انرژی از دریای خزر به بازارهای مصرف است. چنین وضعیتی در مورد خط لولۀ انتقال گاز ترکمنستان؛ «ترانس خزر»، به باکو برای انتقال به ترکیه نیز وجود دارد. زیرا ایران امیدوار است که گاز مورد نیاز ترکیه را با انتقال گاز ترکمنستان از طریق خط لولۀ گاز خودش تأمین کند. کمال خرازی، وزیر خارجۀ وقت نیز زمانی اعلام کرد: «ما معتقد به تنوع خطوط انتقال انرژی هستیم؛ ولی ایران را به عنوان بهترین مسیر برای جنوب، شرق وغرب میدانیم».[۳۹۱]
سیاست ایران را در راستای تشویق شرکتهای عمدۀ نفتی به اجرا نکردن خط لولۀ باکو ـ جیحان، فریدمن اینگونه بیان میکند: ایران قیمت مبادلۀ نفت خود با ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان را از آغاز سال ۲۰۰۰ تا ۳۰ درصد کاهش داد و مهدی حسینی، معاون امور بینالملل وزیر نفت ایران، به صراحت اظهار داشت : «کاهش قیمت، ایران را برای مقابله با گزینههای سیاسی، در صادرات مواد خام دریای خزر، در موضع برتر قرار میدهد».[۳۹۲] در سال ۱۹۹۷ نیز ترکمنستان و ایران یک خط لولۀ ۱۹۰ میلیون دلاری موسوم به خط لولۀ کورپدژه- کرد کوی[۳۹۳] را کامل کردند که دو کشور را بهم متصل میسازد. این نخستین خط لولۀ صدور گاز طبیعی از آسیای مرکزی بود که روسیه را کنار میگذاشت.[۳۹۴]
با این همه از نظر الهه کولایی، ایران با وجود تمایل به ایفای نقش در عرصۀ ترانزیت، به دلیل نقش فعّال آمریکا از یک سو و نیز فقدان توجه لازم به آسیای مرکزی و قفقاز، نتوانست توسعۀ لازم را در روابط خود با این کشورها ایجاد کند و لذا در زمینۀ ترانزیت نفت و گاز هم موفقیت چندانی بدست نیاورده است.[۳۹۵] در زمینۀ ترانزیت نفت و گاز، ایران تنها موفق شده است تا در چارچوب عملیات معاوضه از سال ۲۰۰۳، روزانه ۱۲۰ هزار بشکه نفت را از دو جمهوری قزاقستان و ترکمنستان دریافت و در شهرهای شمالی خود مصرف نموده و ما به ازای آن را در جنوب کشور در اختیار خریداران قرار دهد.[۳۹۶] در سال ۲۰۰۴ نیز حدود ۱۳۰۰۰۰ بشکه در روز از نفت روسیه، ترکمنستان و قزاقستان با کشتی به نکا حمل شد و از آنجا با خط لولۀ نکا ـ تهران، به ظرفیت ۱۷۰۰۰۰ بشکه در روز به تهران انتقال یافت.[۳۹۷]
در پروژۀ ناباکو ایران نیز علاقمند است که مشارکت داشته باشد. ایران صاحب ۱۶% ذخایر گاز جهان است. ولی به علت تحریم‌های اعمال شده از سوی کشورهای غربی بویژه ایالات متحده امکان زیادی برای صدور گاز خود ندارد. در این میان، طرح خط لولۀ ناباکو که قرار است به وسیلۀ آن گاز به اروپا منتقل شود، با کمبود منابع روبرو است و ایران می‌تواند صادر‌کنندۀ ایده‌آلی محسوب شود، اما همان طور که اشاره شد، تحریم‌‌ها و موضع‌گیری ایالات متحده مانع از آن می‌شود که مشارکت آن در خط لوله ناباکو صورت عملی به خود بگیرد. ریچارد مورنینگستار،[۳۹۸] نمایندۀ ویژۀ ایالات متحده در ماه ژوئیۀ سال جاری(۲۰۰۹) در جلسۀ کمیتۀ امور خارجۀ مجلس سنای ایالات متحده اظهار داشت: «فکر نمی‌کنم که شرکت‌کنندگان پروژه ناباکو الآن بتوانند درباره عضویت ایران در این پروژه به توافق برسند». به گفتۀ وی «عده‌ای در این منطقه طرفدار مشارکت ایران هستند»، ولی الآن برای همکاری با ایران در ناباکو زمان مناسبی نیست؛ زیرا ایالات متحده «در عوض این مشارکت چیزی دریافت نمی‌کند».[۳۹۹]

 

        1. تعامل موجود میان ایران و روسیه در بخش انرژی

       

       

 

از دیدگاه الهه کولایی هرچند ایران و روسیه در قفقاز و آسیای مرکزی از عرصه های گوناگون برای همکاری برخوردار بودند، ولی نقش سنتی روسیه در زمینۀ تأمین انرژی این جمهوریها و انتقال منابع انرژی منطقه از قلمرو خود و کنترل آن، عرصۀ جدیدی از رقابت را فراروی دو کشور گشود. در شرایط پس از فروپاشی که این جمهوریها برای یافتن مسیرهای جدید و کاهش نفوذ سنتی روسیه به حرکت درآمدند، ایران یکی از بهترین مسیرهای دسترسی آنان به آبهای آزاد جهان بوده است. ویژگی جغرافیایی ایران و رویکردهای واگرایانۀ کشورهای منطقه برای یافتن کشورهای جایگزین روسیه نیز به نوبه خود زمینهساز ایجاد رقابت جدی میان ایران و روسیه شده است.[۴۰۰] در این خصوص کیهان برزگر نیز معتقد است که بطور کلی روسیه تمایل ندارد نفت و گاز منطقه از طریق ایران صادر شود؛ چرا که این کار از وابستگی جمهوریها به روسیه میکاهد.[۴۰۱] همچنین روسیه با نگاه انحصاری به بازار سنتی خود در اروپا، مخالف هرگونه اقدام ایران در زمینۀ صدور گاز خود به اروپاست. اولیویه روآ دربارۀ موقعیت ایران مینویسد: “خطوطی که از ایران میگذرند، خیلی ارزانتر از مسیرهای دیگر میباشند (مسیر ایران زیر ۱ میلیارد دلار، ۲ میلیارد دلار از طریق افغانستان، ۴- ۳ میلیارد دلار از طریق گرجستان و ترکیه) و موضوع دیگر اینکه ایران با ثباتترین کشور منطقه و قابل اعتمادترین شریک معاملات تجاری می باشد".[۴۰۲] به این ترتیب آنگونه که در بالا به آن اشاره شد، دو کشور اگرچه برای متوقف کردن اجرای خط لولۀ باکو ـ جیحان با هم همکاری میکردند، (زیرا این خط لوله تهران و مسکو را از حق ترانزیت محروم میکرد) ولی در مورد مسیر نهایی انتقال انرژی اختلاف داشتند.
در مورد خط لولۀ ترانس خزر نیز روآ معتقد است: ” تنها زمینۀ مشترک بین ایران و روسیه در دریای خزر مخالفت آن دو با خط لولۀ ترانس کاسپین است که بایستی در زیر بستر دریا بین بنادر ترکمنباشی و باکو ساخته شود. مخالفت این دو کشور براساس ملاحظه های زیست محیطی است. اما نگرانی اصلی، استراتژیک میباشد. چنین خط لولهای به صورت مستقیم آسیای مرکزی و تولید گاز و نفت دریای خزر را به مسیر غرب ـ شرق به زیان محور شمال ـ جنوب مرتبط خواهد کرد. اما حتی در مورد این محور شمال ـ جنوب نیز تهران و مسکو رقیب یکدیگر هستند".[۴۰۳]
بنابراین به غیر از خط لولۀ باکو ـ جیحان که تلاشهای ایران و روسیه برای اجرا نشدن آن به نتیجهای نرسید، در مورد انتقال گاز ترکمنستان نیز، اکنون بین روسیه، آمریکا و ایران رقابت وجود دارد. روسیه مخالف انتقال گاز از هر مسیر غیر روسی است و آمریکا نیز مخالف انتخاب مسیر ایران میباشد. به نظر عزتالله عزتی به نظر میرسد اهداف آمریکا در رابطه با محدود کردن ایران در بهرهگیری از شرایط ویژۀ جغرافیایی خود برای انتقال نفت به حوزۀ خلیج فارس، با اهداف استراتژیک روسیه بطور کامل هماهنگی دارد.[۴۰۴]
اگر چه ایران و روسیه برای متوقف کردن اجرای خط لولۀ باکو ـ جیحان و خط لولۀ دریای خزر با یکدیگر همکاری میکردند، ولی منافع بلندمدت آنها در این قضیه متفاوت است. مسکو میخواهد تا خطوط انتقال منابع دریای خزر از روسیه عبور کند تا روسیه بتواند دولتهای قفقاز و آسیای مرکزی را کنترل کند.[۴۰۵] ایران نیز بیشتر به دلایل اقتصادی مایل به عبور مسیرهای انتقال از خاک خود میباشد.
در خط لوله ناباکو نیز به دلیل ظرفیتهای بالای ایران در زمینۀ انتقال انرژی به نظر میرسد روسیه تلاش زیادی میکند که ایران به این خط لوله نپیوندد. زیرا ایران با تمایلی که به حضور در این عرصه نشان داده است، اکنون بصورت رقیبی برای روسیه درآمده است. اگرچه روسیه به تازگی بیان کرده است که ناباکو را فاقد ظرفیت رقابت با خطوط لولۀ روسیه میداند،[۴۰۶] ولی به نظر میرسد این کشور همچنان در راستای سیاست عملگرایی خود و تمایل به ایفای نقش «ابرقدرت انرژی» در منطقه و جهان، مایل به شکلگیری ناباکو و یا حداقل قدرت گرفتن این خط لوله نیست؛ موضوعی که با پیوستن ایران به ناباکو، احتمال آن افزایش مییابد. ولادیمیر چی‌ژوف،[۴۰۷] نمایندۀ دائم روسیه در اتحادیۀ اروپا با تأکید بر سیاسی بودن خط لوله ناباکو و اینکه اروپا برای تأمین نیازهای آتی خود به چندین خط لوله گاز جدید نیاز دارد، خطوط لوله «جریان جنوبی»،[۴۰۸] «جریان شمالی»[۴۰۹] و «ناباکو» را هم‌راستا ارزیابی کرد. او با اشاره به چالشهای فنی احداث خط لوله ناباکو، در خصوص اینکه احداث آن ارزانتر از احداث خط لوله «جریان جنوبی» باشد، ابراز تردید کرد. سرگئی ش‌ماتکو،[۴۱۰] وزیر انرژی روسیه نیز ضمن تأیید سخنان چی‌ژوف، تأکید کرد که «ناباکو» نمی‌تواند رقیبی برای «جریان جنوبی» باشد. به اظهار او «جریان جنوبی» می‌تواند بزودی عملی شود و روسیه در حال نهایی کردن برنامه‌های خود در این زمینه است.[۴۱۱] در این زمینه، پوتین با تصریح بر واقع‌گرایانه‌تر بودن خط لوله جریان جنوبی اظهار داشت؛ “ما با کسی رقابت نکرده و فقط امکانات خود را عرضه می‌کنیم. شرکای ما نیز تنها باید با ماشین حساب سود خود را حساب کنند". او در اشاره به غیراقتصادی بودن خط لوله ناباکو افزود: ‌"ما مخالفتی نداریم که کسی بخواهد زمین را حفر کرده و لوله‌های آهنی را زیر خاک کند".[۴۱۲] با این همه تردیدهای دولت جدید بلغارستان در خصوص احداث خط لولۀ جریان جنوبی نیز موجب نگرانی مسکو گردیده است. هرچند روسیه با دولت پیشین بلغارستان بر سر همکاری در ساخت خط لوله «جریان جنوبی» به توافق رسیده بود، اما تغییر قدرت در این کشور سبب چالشهایی در این زمینه شد و دولت جدید این کشور بطور رسمی اعلام کرد نسبت به طرح روسی نظری مثبتی ندارد و از خط لوله ناباکو حمایت می‌کند. این تغییر موضع به دنبال آن صورت گرفت که پیش‌تر، بلغارستان به همراه ترکیه، رومانی، مجارستان و اتریش توافق‌نامه مربوط به ساخت خط لوله ناباکو را در آنکارا به امضا رسانده بود.[۴۱۳] به این ترتیب روسیه بطور کلی مخالف این طرح به نظر میرسد و تمام تلاش خود را نیز برای تسریع در اجرای خط لوله جریان جنوبی به کار بسته است تا غیر اقتصادی بودن ناباکو را ثابت کند.
روسیه همچنین به تازگی پیشنهاد ایجاد «سازمان همکاریهای خزر» را (بدون حضور ایران) داده است. به نظر میرسد روسیه با پیشنهاد ایجاد سازمان همکاری‌های خزر میخواهد از یک سو به عنوان سازوکاری سلبی به تحدید نفوذ کشورهای دیگر در حوزۀ خزر اقدام کند و از سوی دیگر به عنوان سازوکاری ایجابی نقش خود را به عنوان مبتکر اصلی حوزۀ خزر بازتثبیت کند. بیرون‌گذاشتن ایران از حوزۀ خزر نیز به عنوان یکی دیگر از اهداف روسیه از این ابتکار ذکر شده است. به این معنی که با توجه به ابراز تمایل زیاد ایران به الحاق به این خط لوله از جمله از طریق انتقال گاز ترکمنستان از طریق خاک خود به ترکیه و از آنجا به اروپا و امضاء چند سند همکاری میان تهران و باکو که در سفر الهام علی‌یف به تهران (برای شرکت در نشست دهم سران کشورهای عضو اکو در ۲۱ اسفند ۱۳۸۸) انجام شد، روس‌ها از این بابت نگران شده‌اند که همکاری ایران و آذربایجان منجر به ورود ایران به ناباکو شده و در نتیجه روسیه در این میان به حاشیه رانده شود. به نظر میرسد همین نگرانیها موجب گردید که سرگئی لاوروف همزمان با نشست سران اکو در تهران به آذربایجان سفر کند.[۴۱۴]
با این حال برخی تحلیلگران معتقدند که ایران تلاش جدی جهت تأثیرگذاری بر روندهای انتقال انرژی و به طور کلی نفوذ در این منطقه صورت نمیدهد. به عنوان مثال داود کیانی در این خصوص مینویسد: ” ایران علیرغم داشتن منافع اختلافزا با روسیه در مناطق آسیای مرکزی و قفقاز، این مناطق را به عنوان حیات خلوت برای روسیه به رسمیت شناخته است. به این ترتیب تا زمانی که دو کشور در مناطق آسیای مرکزی و قفقاز دارای منافع مشترکی همچون مهار طالبان، صلح تاجیکستان و مخالفت با حضور آمریکا و غرب در منطقه باشند، ما شاهد همکاری و مشارکت فعال ایران در مناسبات و تعاملات منطقهای هستیم و هرگاه اصطکاک بین دو کشور رخ مینماید، ایران با سکوت نسبی خود، مانع از ناخرسند شدن شریک امنیتی خود میشود. موفقیت روسها در انتقال منابع نفت و گاز کشورهای قزاقستان و ترکمنستان و فقدان رقابت جدی ایران با این کشور در حوزه های یاد شده، نمونههایی از این مدعا میباشند".[۴۱۵]

 

    1. جنگ داخلی تاجیکستان

 

جنگ داخلی در تاجیکستان در تابستان ۱۹۹۲ میان هواداران رئیس جمهور کمونیست این کشور یعنی امامعلی رحمانف و مخالفان شامل نیروهای اسلامی و همچنین گروه های غیراسلامی طرفدار دموکراسی، آغاز و تا سال ۱۹۹۷ ادامه داشت. در این جنگ داخلی بیش از ۵۰ هزار نفر کشته و نزدیک به ۱ میلیون نفر (یک پنجم جمعیت کشور) آواره شدند.[۴۱۶]

 

        1. نقش روسیه در جنگ تاجیکستان

       

       

 

جنگ داخلی تاجیکستان موجب مداخلۀ کشورهای دیگر برای پایان آن شد. با این حال در ابتدا روسیه میکوشید با تلاشهای سیاسی، ناآرامیهای نظامی را متوقف سازد. نیروهای نظامی روسیه در این مرحله حق مداخله در امور تاجیکستان را نداشتند. به دلیل بیثباتیهای موجود در منطقه انتقال سلاح از افغانستان نیز سبب تشدید درگیریها شد. با فشار رهبران آسیای مرکزی بویژه ازبکستان که تاجیکستان را نخستین خاکریز نیروهای اسلامگرا میدانستند،[۴۱۷] روسیه نگران از توسعۀ گرایشهای اسلام گرایانه به داخل فدراسیون و گسترش بیثباتی سیاسی در آسیای مرکزی، تلاش کرد روند دگرگونیهای سیاسی ـ نظامی تاجیکستان را تحت کنترل قرار دهد. زیرا تأثیرپذیری مسلمانان روسیه از دگرگونیهای سیاسی تاجیکستان میتوانست پیامدهای غیرقابل مهاری به همراه داشته باشد.[۴۱۸]
در پاییز ۱۹۹۲ و با شدت یافتن درگیریها، روسیه با وجود نوعی انفعال در سیاست خارجی منطقهای خود و نیز تمایل نداشتن به درگیری در جنگ داخلی تاجیکستان، دریافت که مداخلۀ این کشور برای جلوگیری از بروز بیثباتی در آسیای مرکزی ضروری است. فشار رهبران آسیای مرکزی و بویژه ازبکستان نیز در دگرگون شدن سیاست روسیه نسبت به تاجیکستان مؤثر بود.[۴۱۹] البته روسها هدف از مداخلۀ نظامی خود در تاجیکستان را حمایت از روستبارهای ساکن این کشور اعلام کردند. معاون وزیر دفاع وقت روسیه اعلام کرد مداخلۀ نظامی در تاجیکستان ضروری است، زیرا روسیه به سختی میتواند همۀ وسایل لازم برای حمایت از ۳۰۰ هزار روستبار ساکن در این کشور را فراهم نماید. هدف دوم روسیه نیز جلوگیری از مداخلۀ مجاهدین افغانی در امور داخلی تاجیکستان و در نتیجه برقراری امنیت در مرزهای جنوبی کشورهای مشترک المنافع بود.[۴۲۰] زیرا همبستگیهای قومی نزدیک میان جمهوریهای آسیای مرکزی و کشورهای همسایه و نیز تلاش مبارزانی از کشورهای اطراف تاجیکستان برای گسترش اسلامگرایی، نگرانی از انتقال بیثباتی سیاسی در منطقه را شدت بخشید. حمایت روسیه از سیاستهای رژیم کمونیستی در تاجیکستان و امامعلی رحمانف به شکل نظامی و سیاسی صورت گرفت. به این ترتیب روسیه در این مرحله با همکاری ازبکستان کوشید نظم سابق را در تاجیکستان اعاده کند.
از سوی دیگر افزایش گرایشهای ملیگرایانه و خطر رشد افراطگرایی به دنبال پیروزی ژیرینفسکی در رقابتهای پارلمانی ۱۹۹۳ و کشته شدن نیروهای مرزبانی روس در مرزهای تاجیکستان و افغانستان، نگرانی روسیه را افزایش داد و تلاش این کشور برای حل بحران را وارد مرحلۀ جدیدی کرد. دیدارهای یوگنی پریماکف، رئیس وقت سرویس اطلاعات خارجی روسیه با مخالفان و آغاز دیدارهای رهبران مخالفان و مقامهای دولت دوشنبه[۴۲۱] نشانههایی از این مرحله بود. از اجلاس رهبران آسیای مرکزی و روسیه که در اوت ۱۹۹۳ در مسکو برگزار گردید، سیاست جدید روسیه در تاجیکستان و در واقع سومین مرحله آغاز گردید. روسیه طی این نشست بر ضرورت همکاری کشورهای آسیای مرکزی برای تأمین امنیت منطقه تأکید کرد و تصریح نمود که نمیخواهد به تنهایی بار مسؤلیت تأمین صلح و امنیت را در این ناحیه بر عهده گیرد. رهبری روسیه دولت دوشنبه را تحت فشار قرار داد تا به مذاکره و کوشش برای یافتن راه حلهای سیاسی بحران توجه بیشتری کند.[۴۲۲] با پیروزیهای طالبان و گسترش قدرت این گروه در افغانستان، روسیه تلاش بیشتری برای خاتمۀ بحران نمود. از نظر روسیه سقوط دولت ربانی در افغانستان میتوانست تهدیدهای امنیتی برای تاجیکستان را شدت بخشد، پایان کامل جنگ در تاجیکستان نیز تحت تأثیر همین عامل تحقق یافت.[۴۲۳] زیرا دولت روسیه پس از پیشرویهای طالبان، دولت دوشنبه را برای رسیدن به توافق با مخالفان اسلامگرای خود تحت فشار قرار داد تا با تهدید جدیتر «اسلام گرایی طالبانی» مقابله کند.

 

        1. نقش ایران در جنگ تاجیکستان

       

       

 

در ابتدای آغاز جنگ، تبلیغاتی در مورد نقش ایران در شکلگیری جنگ داخلی تاجیکستان مطرح شد. ولی با رفتارهای بعدی ایران برای خاتمۀ جنگ، نادرستی آنها ثابت شد. الهه کولایی معتقد است که آگاهی اندک نسبت به اسلام در این جمهوریها، محدودیتها برای ایجاد حکومت اسلامی در تاجیکستان و همچنین روابط حسنۀ تهران ـ دوشنبه سبب شد که امکان مداخلۀ ایران در این جنگ محدود شود. همچنین ایران به حساسیتها و نقش روسیه در آسیای مرکزی و نگرانی آن از توسعۀ گرایشهای اسلامگرایانه توجه داشته است. روابط دوستانۀ تهران- مسکو، سبب کندی حرکت ایران در حمایت جدی از اسلامگرایی در آسیای مرکزی و بویژه تاجیکستان گردید.[۴۲۴]
اگرچه ایران در آغاز جنگ نقشی نداشت، ولی به گفتۀ فریدمن: “به دلیل آنکه بسیاری از رهبران مخالف مسلمان، از جمله اکبر تورجان زاده، به ایران پناهنده شده بودند، ضرورت داشت که ایران نیز در مذاکرهها وارد شود. به این ترتیب ایران با وجود سیاست خود مبنی بر مداخله نکردن در جنگ داخلی تاجیکستان، به سبب پیامدهای این جنگ در منطقه تصمیم به دخالت گرفت و البته سیاست خارجی خود را بر مبنای پایان دادن به جنگ داخلی از طریق میانجیگیری استوار نمود".[۴۲۵] آدام تاروک نیز دربارۀ نقش ایران در پایان دادن به جنگ مینویسد: “پیوندهای قوی فرهنگی، زبانی و نژادی ایران با تاجیکها و اعتبار اخلاقی و اسلامیاش نزد مخالفان اسلامی تاجیک، تهران را قادر نمود تا پلی بین شکافهای بوجود آمده میان حکومت دوشنبه و مخالفان برقرار سازد".[۴۲۶]
در جریان دیدار کوزیرف وزیر خارجۀ وقت روسیه از تهران در ۸ فروردین ۱۳۷۲، موضوع تشکیل یک نشست چهارجانبه بین مخالفین دولت تاجیکستان، دولت این کشور، روسیه و ایران مطرح و مورد موافقت قرار گرفت. در مجموع ۹ دور مذاکره برای حل جنگ داخلی در تاجیکستان برگزار گردید که اولین دور مذاکرات در ۱۶ فروردین ۱۳۷۳ در تهران با حضور چهار طرف آغاز گردید. سپس در ژوئن ۱۹۹۴ در تهران و با تلاش ایران و روسیه میان دولت دوشنبه و مخالفان اسلامگرای آن آتش بس برقرار شد و بالاخره آخرین دور مذاکرات که طی آن موافقتنامۀ نهایی صلح امضا گردید؛ در ۲۴ تا ۲۷ ژوئن در مسکو برگزار شد و از سوی ایران علی اکبر ولایتی وزیر امورخارجه شرکت داشت.[۴۲۷] هرچند این آتش بس نقض شد، ولی همکاری ایران و روسیه در پایان دادن به جنگ داخلی تاجیکستان بسیار مؤثر و کارساز بود.[۴۲۸]

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه درباره طراحی سامانه داشبورد مدیریتی با استفاده از شاخص های کلیدی عملکرد (مطالعه موردی ...
ارسال شده در 10 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سازمان های متعالی، تشخیص می دهند در دنیای کنونی که همواره همراه با تغییرات و افزایش تقاضاست، دستیابی به موفقیت، بستگی کامل به توسعه همکاری ها دارد و بر این اساس است که همواره در پی توسعه همکاری ها با دیگر سازمان ها هستند. این همکاری ها، آنها را به ایجاد ارزش افزونتر برای ذی نفعان شان از طریق بهینه نمودن شایستگی ها و صلاحیت های محوری قادر می سازد. این همکاری ها می تواند با مشتریان، جامعه، تامین کنندگان و حتی رقبا بر مبنای بهره مندی دو جانبه ای که به روشنی، شناسایی و تعریف شده است، انجام پذیرد. همکاران تجاری برای دستیابی به اهداف مشترک، با یدیگر همکاری کرده و هر کدام، دیگری را از طریق در اختیار گذاشتن تجربیات، منابع و دانش، پشتیبانی و بر مبنای احترام و اعتماد متقابل و صداقت، ارتباط پایداری را بنا می کنند.
دانلود پروژه
۲-۴-۲-۸ مسئولیت اجتماعی سازمان
تعالی، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن فعالیت می کند و تلاش برای درک و پاسخ گویی به انتظارات ذی نفعان سازمان در جامعه است.
سازمان های متعالی، به عنوان سازمان هایی مسئول با ایجاد شفافیت و پاسخ گویی مناسب به ذی نفعان شان در قبال عملکرد خود، رویکردهایی اخلاقی اتخاذ می کنند، به مسئولیت اجتماعی و حفظ محیط زیست حال و آینده توجه نموده و فعالانه آن را ترویج می کنند. مسئولیت های اجتماعی سازمان در ارزش های سازمان بیان گردیده و باسایر فعالیت های سازمان یکپارچه شده است. این سازمان ها انتظارات و الزامات قانونی، اجتماعی، محلی و حتی منطقه ای خود را از طریق مشارکت و فعالیت های آزاد ذی نفعان، برآورده می کنند. این سازمان ها، ضمن اینکه در مورد ریسک ها و مخاطرات، مدیریت صحیحی را اعمال می کنند، در تلاش برای اجرای پروژه هایی هستند که هم منافع سازمان و هم منافع جامعه را تامین نماید و اطمینان کامل کلیه ذی نفعان را نیز در نظر دارند. آنها از تأثیرات حال و آینده سازمان بر جامعه آگاه بوده و مراقبت های لازم را برای حداقل نمودن اثرات زیان بار اعمال می کنند.
۲-۴-۳ معیارهای ۹ گانه مدل تعالی بومی
این مدل برای ارزیابی اپراتورهای خدمات فناوری اطلاعات بومی سازی شده اشت.
مدلی که جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی بر آن استوار است شده، دارای نه معیار است. پنج معیار آن، توانمند سازها و چهار معیار دیگر نتایج هستند.
توانمندسازها : رهبری، خط مشی و استراتژی، کارکنان، مشارکتها و منابع.
فرآیندها نتایج : نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج جامعه، نتایج کلیدی عملکرد.
معیارهای “توانمندساز”، آنچه را یک سازمان انجام می دهد پوشش می دهند و معیارهای نتایج، آنچه را که یک سازمان بدست می آورد. “نتایج” بر اثر اجرای “توانمندسازها” بدست می آیند و “توانمندسازها” با گرفتن بازخور از “نتایج” بهبود می یابند.
شکل ۲-۱ نمودار مدل تعالی بومی سازی شده
۲-۴-۳-۱ معیار ۱ : رهبری
رهبران متعالی، آرمان و مأموریت را تدوین و دستیابی به آنها ارزش ها و سیستم های مورد نیاز برای موفقیت پایدار سازمان را ایجاد کرده و با عمل و رفتار مناسب خود آنها را به اجرا در می آورند. در دوران تغییر و تحولات سازمان، ثبات در مقاصد دارند و هر کجا که لازم باشد قادرند تا جهت گیری سازمان را متحول ساخته و کارکنان را به پیروی آن ترغیب کنند.
الف) رهبران، مأموریت، آرمان، ارزش ها و اصول اخلاقی سازمان را ایجاد کرده و نقش الگو در فرهنگ تعالی را ایفا می کنند.
ب) رهبران، شخصاً برای اطمینان یافتن از ایجاد، توسعه و استقرار سیستم های مدیریت و بهبود مستمر آنها، مشارکت دارند.
ج) رهبران، با مشتریان، شرکای تجاری و نمایندگان جامعه تشریک مساعی می کنند.
د) رهبران، فرهنگ تعالی را در میان کارکنان تقویت می کنند.
ه) رهبران، تغییرات سازمانی را شناسایی و راهبری می کنند.
۲-۴-۳-۲ معیار ۲ : خط مشی و استراتژی
سازمان های متعالی مأموریت و آرمان خود را از طریق ایجاد و تدوین یک استراتژی متمرکز بر منافع ذی نفعان و با در نظر گرفتن بازار و بخشی که در آن فعالیت می کنند، به اجرا در می آورند. خط مشی ها، اهداف و فرآیندها به منظور تحقق استراتژی ها تدوین و جاری می شوند.
الف) خط مشی و استراتژی بر اساس خواسته ها و انتظارات حال و آینده ذی نفعان پایه ریزی می شوند.
ب) خط مشی و استراتژی بر اساس اطلاعات حاصل از اندازه گیری عملکرد، تحقیقات، یادگیری و فعالیت های خلاقانه، پایه ریزی می شوند.
ج) خط مشی و استراتژی، تدوین شده، مورد بازنگری قرار گرفته و به روز می شوند.
د) خط مشی و استراتژی از طریق چارچوب فرآیندهای کلیدی اشاعه داده شده و به اجرا در می آید.
۲-۴-۳-۳ معیار ۳ : مدیریت منابع انسانی
سازمان های متعالی تمامی توان بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی اداره کرده، توسعه بخشیده و از آن بهره می گیرند. آنها عدالت و برابری را ترویج کرده، کارکنان را در امور مشارکت داده و به آنها تفویض اختیار می کنند. این سازمان ها به گونه ای به کارکنان خود توجه کرده، ارتباط برقرار ساخته و آنها را مورد تشویق و تقدیر قرار می دهند که در آنها انگیزه و تعهد برای استفاده از مهارت و دانش شان در جهت منافع سازمانی ایجاد شود.
الف) منابع انسانی برنامه ریزی و مدیریت شده و بهبود می یابند.
ب) دانش و شایستگی کارکنان شناسایی شده، توسعه یافته و نگهداری می شود.
ج) کارکنان مشارکت داده شده و به آنان تفویض اختیار می شود.
د) کارکنان و سازمان گفتمان دارند.
ه) کارکنان مورد تشویق و تقدیر قرار گرفته و به آنها توجه می شود.
۲-۴-۳-۴ معیار ۴ : منابع و مشارکتها
سازمان های متعالی، مشارکتها و همکاری های تجاری بیرونی، تأمین کنندگان و منابع داخلی خود را به منظور پشتیبانی از خط مشی و استراتژی، اجرای اثر بخش فرآیندهای شان برنامه ریزی و مدیریت می کنند. به طور خلاصه:
الف) همکاری های تجاری بیرونی، مدیریت می شود.
ب) منابع مالی، مدیریت می شود.
ج) ساختمان ها، تجهیزات و مواد، مدیریت می شود.
د) فناوری، مدیریت می شود.
ه) اطلاعات و دانش، مدیریت می شود.
۲-۴-۳-۵ معیار ۵ : فرآیندهای سازمانی
سازمان های متعالی فرآیندهای خود را به منظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذی نفعان طراحی نموده، مدیریت کرده و بهبود می بخشند.
الف) فرآیندها به گونه ای نظام مند طراحی و مدیریت می شوند.
ب) فرآیندها به منظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذی نفعان در صورت نیاز، با بهره گرفتن از نوآوری ها بهبود می یابند.
ج) محصولات و خدمات بر اساس خواسته ها و انتظارات مشتری طراحی و ایجاد می شوند.
د) محصولات و خدمات، تولید، تحول و پشتیبانی می شوند.
ه) ارتباط با مشتری مدیریت شده و تقویت می شود.
۲-۴-۳-۶ معیار ۶ : نتایج مشتری
سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با مشتریان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.
الف) مقیاس ادراکی
این مقیاس ها، بیانگر ادراکات مشتریان از سازمان است. (به عنوان مثال این اندازه ها از طریق نظر سنجی های مشتری و گروه های نمونه، رتبه بندی های فروشندگان، تقدیرها و شکایات رسمی بدست می آیند.)
ب) شاخص‌های عملکردی
این شاخص‌ها، شاخص‌هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش، درک، پیش بینی و بهبود عملکرد سازمان و پیش بینی ادراکات مشتریان بیرونی سازمان به کارگرفته می شوند.
۲-۴-۳-۷ معیار ۷ : نتایج کارکنان

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره رابطه پایبندی مذهبی با رضامندی زناشویی زوجین دانشگاه آزاد اسلامی ...
ارسال شده در 10 آبان 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

- « فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ  …. » (بقره : ۷۹)؛
- « ….  یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ….» (نساء : ۴۶)؛
بنابراین، یکی از اهداف بعثت پیامبران، آشکار کردن حقایق برای مردم و رفع اختلاف های دینی بوده است : « فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ  … » (بقره : ۲۱۳).
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۱۳-۴- قضاوت ( مصباح، ۱۳۷۹ ، ۳۵)
تطبیق احکام الهی بر مصادیق در زندگی روزمره و قضاوت براساس آن در مشاجره ها، یکی از منافع وجود پیامبران در میان مردم است. انبیای الهی با احاطه ای که به دستورهای خداوند داشتند به این کار مهم می پرداختند، هر چند به نظر می رسد تنها بعضی از آنها به صورت رسمی از طرف خداوند متعال برای قضاوت بین مردم معرفی شده اند :
- « یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ  …. » (ص : ۲۶)؛
« إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللَّهُ … » ( نساء، ۱۰۵).
۲-۱۳-۵- حکومت ( مصباح، ۱۳۷۹ ، ۳۶ و ۳۷)
لزوم تبعیت از پیامبران الهی برای رسیدن انسان به سعادت، امری انکارناپذیر است. بنابراین، هر دستوری از سوی پیامبران صادر شود باید اطاعت شود : « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ …. » (نساء، ۶۴).
یکی از مقام هایی که برای انبیا ذکر شده و بالاتر از مقام قضاوت است، حق سرپرستی و تدبیر امور جامعه است. از این رو، برخی پیامبران، خود، حکومتی داشته اند و به اداره آن می پرداخته اند و برخی دیگر، حکومت پیامبر دیگری را تأیید کرده اند؛ مانند حضرت صموئیل که گروهی از بنی اسرائیل نزد او آمدند و درخواست تعیین ملک کردند ( بقره : ۲۴۶). از اینجا معلوم می شود ایشان ملک نبوده است. پیامبران مانند حضرت سلیمان، حضرت موسی (ص) و حضرت محمد (ص) از جمله پیامبرانی بودند که حکومت را نیز در دست داشته اند. در سایه چنین حکومتی، دین خدا به مرحله عمل در می آید و مردم به سعادت دنیا و آخرت می رسند. از اینجا می توان نتیجه گرفت که نه تنها دیانت و سیاست با هم منافاتی ندارند، بلکه به یک معنا، علم سیاست دینی نیز وجود دارد.
۲-۱۴-دین از منظر نظریه پردازان غربی
اولین نکته ای که از اغلب گفتارها و تعریف های نظریه پردازان غربی به دست می آید این است که دین چیزی بیشتر از یک احساس شخصی نیست. نیز منظور از خدا، خدای شخصی یهودیان، مسیحیان و یا مسلمانان نیست، بلکه منظور از خداوند در این تجربه، هر « واقعیت متعالی » سازمان یافته است. از این زاویه، دین شامل همه ادیان، حتی آنها که خداوند را قبول ندارند و از او با عناوینی مانند « وحدت یکپارچه » و مانند آن یاد می کنند، می شود. همچنین واژه « خدا » نه به معنای یک وجود منحاز شخصی که ادیان الهی مانند مسیحیت، یهودیت و اسلام آن را قبول دارند، بلکه به معنای « هر واقعیت متعالی سازمان یافته » در نظر گرفته شده است. با این نگاه، آنها قادر خواهند بود همه ادیان، اعم از الهی و غیر الهی، را در بحث خود بگنجانند.
پر واضح است که این نگرش ( نگرش جسمی ) به « واقعیت متعالی » ضمن آنکه بحث را از دایره کلامی فلسفی خود خارج می کند، امکان هر گونه ارزیابی را از پژوهشگر دینی می ستاند. روشن نیست که اگر مفهوم و مراد از خداوند را با این وسعت در نظر بگیریم اولاً، چه دلیل و منبع معتبری خداوند را به این معنی توصیف کرده است و ثانیاً، از کجا پی برده اند که وجه مشترک آن ادیان متناظر و متنافی چنین امر مقدسی ( آگاهی از یک امر متعالی ) است و ثالثاً، اینکه امر قدسی اساساً به چه معناست و عناصر تشکیل دهنده اصلی یک دین از دیدگاه آنها چیست و چگونه قابل اثبات اند. استاد مصباح در بیانی پیرامون تعریف دین از منظر دانشمندان، چنین اظهار می دارند : « در تمامی تعریف هایی که برای دین ارائه شده، سعی شده که از موارد استعمال در زبان های مختلف، یک تعریف جامع به دست آید و تقریباً عموم جامعه شناسان به این نظر رسیده اند که دین عبارت است از اعتقاد به یک امر قدسی. تعبیری که آنها می کنند این است : اعتقاد به یک امر مقدس و انجام رفتارهایی بر اساس این اعتقاد. اما اینکه امر قدسی چیست؟ ملاک آن چیست؟ بحث هایی دارند که چندان مطلب صحیحی به دست نمی دهد. بعضی، دین را یک تجربه شخصی و یک حالت درونی و روحی دانسته اند که فرد در درون خودش آن را درک می کند و بنابراین، اصلاً قابل ارائه به دیگران نیست » (آلستون، دائره المعارف راتلج ).
به هر حال، این نگاه درست به نظر نمی رسد؛ زیرا بحث ما بر سر حالات شخصی افراد نیست؛ بر سر چیزی است که از منظر عقلی بتوانیم روی آن بحث کنیم و بگوییم این درست است یا درست نیست. بنابراین، باید ببینیم مؤلفه های اصلی دین کدام اند و قلمرو دین تا چه اندازه است؟ آیا صرفاً شامل عناوینی همچون نماز، روزه و یا حج می شود و یا می تواند شامل رفتارهای حقوقی، سیاسی و اقتصادی هم بشود؟ به طور قطع، آن تجربه شخصی که غربی ها از آن سخن می گویند کشش این حرف ها را ندارد. عده ای دیگر گفته اند که دین فقط یک سلسله عقاید است. لازمه این سخن این است که ما مطلقاً احکام و دستورات عملی را جزء دین ندانیم. برخی نیز معتقدند : دین ربطی به اعتقادات ندارد و فقط مجموعه رفتارهایی است که بعضی اشخاص به نام دین انجام می دهند. برای بررسی این نکته که آیا دین تعریف می شود یا نه و اگر تعریف می شود، تعریف آن چیست، باید به این اندیشید که آیا مفهوم دین یک مفهوم ماهوی است تا مانند همه مفاهیم ماهوی دارای جنس و فصل و در نتیجه، قابل تعریف باشد یا نه؟ تعریف، از جنس و فصل تشکیل می شود جنس باید یکی از مقولات ده گانه باشد و فصلی هم به آن اضافه شده باشد تا تعریف شکل بگیرد. اما این گونه تعریف کردن، اگر صد در صد هم درست باشد، مربوط به حقایق است و مفاهیم انتزاعی از این قاعده مستثنا هستند؛ چرا که آنها جنس حقیقی و فصل حقیقی ندارند و دین از مفاهیم انتزاعی است نه حقیقی. اما تعریف لفظی از دین، یعنی نوعی شرح الاسم یا نوعی شرح اللفظ، ممکن است. با این نگاه، دین اصطلاح خاصی است، و بنابراین، باید دقیقاً عناصر این اصطلاح را مشخص کنیم و منشأ انتزاع این اصطلاح را کشف نماییم. از نظر ما، اصلی ترین منبع شناخت دین قرآن است و قرآن دین را اسلام می داند و تنها راه صحیح شناخت و اصلی ترین منبع آن را خود معرفی مشاور یکند ( مصباح، سایت سراج).
نکته جالبی از میان سخنان اندیشمندان غربی قابل اصطیاد است : همگی در این نکته که ادیان نه تنها اتحاد محتوایی ندارد، بلکه با هم اختلافات تجربی و توصیفی زیادی هم دارند، وحدت نظر دارند. همچنین همگی بر این مطلب اذعان دارند که این کثرت نه تنها مطلوب است، بلکه ضروری هم هست. شلایر ماخر وجود کثرت را برای بروز و ظهور کامل دین ضروری می داند و جیمز تعدد در تجربه دینی را متناسب با تعدد نیازهای انسانی می شمرد و تبلیخ ضمن آنکه بر وجود تفاوت اساسی بین مذاهب غربی و شرقی تکیه می کند، معتقد است : نه تنها نباید ادعای هویت واحد برای اینها کرد، بلکه باید از اختلاط آنها به شدت جلوگیری نمود؛ چرا که این کثرت، به ادیان پویایی می دهد ( کیسلر، ۱۳۷۵، ۴۸-۵۴).
بعضی از اندیشمندان غربی مانند جیمز در تحلیل مناسب تری عناصر مشترک ادیان را در وقوف بر یک تجزیه دینی که دربردارنده یک نوع تعالی است خلاصه نموده و معتقدند : این تجربه، تعالی را از دو راه برای ما تأمین می کند : اول اینکه نیاز انسان را برای تعالی بخشی خود تأمین می کند و ثانیاً، انسان را به طرف امر متعالی استعلا می بخشد. نکته قابل توجهی که در بیانات این اندیشمندان در بحث از « تعالی و اینکه دین یک نوع تعالی را در بردارد » قابل طرح است، توصیف و چگونگی تعالی و استعلای نفس است. برخی از این اندیشمندان، استعلای نفس را از « رنج های غیرقابل تغییر زندگانی » و بعضی « رهایی از حالت ناامیدانه خود » و عده ای مانند فروید آن را « کاوشی برای یافتن تسلی دهنده ای آسمانی برای غلبه بر حوادث بیمناک زندگی » و شماری نیز مانند بولتمان آن را به « اشتیاق بشر برای فرار از این جهان » توصیف می کنند. بولتمان اضافه می کند که ریشه مذهب را در « آرزوی انسان برای خدا شدن » باید جست و جود کرد. او می گوید : انسان میمونی است که می خواهد خدا باشد؛ انسان چه آرمان ها را بپرستد و چه تلاش کند تا خود را به کمال برساند، میمون سرمست خداست » (کیسلر، ۱۳۷۵، ۴۸-۵۴). بنابراین، از این تفاسیر انسان مدارانه از دین و استعلاخواهی بشر طبق نظر این عده از اندیشمندان، انسان موجودی خواهد بود که به وسیله نیازش به تعالی بخشی به خویش باید تعریف گردد و مشخص شود. اگر چه این عده از دانشمندان معتقدند وقتی درون فرد آرزوی استعلا یافتن به ماوراء تحقق دارد باید ماورائی وجود داشته باشد تا فرد بدان تعالی یابد ( همان )، ولی نکته در تعاریفی است که از « متعالی » ارائه می شود، در ترسیمی است که از « انسان » می شود و در توصیفی است که از نحوه و کیفیت تعالی جستن نفس برای رسیدن به متعالی داده می شود در نظر برخی، « متعالی » خدایی شخصی و در نظر عده ای دیگر، قدرتی غیر شخصی است. عده ای آن را قابل وصول و برخی آن را غیرقابل وصول می دانند. برخی آن را صرفاً یک رؤیای فریبنده ای توصیف می کنند که باید در حیاتی دیگر جست و جو شود و بسیاری از افراد آن را ذات واقعیت ترسیم می نمایند.
از توصیفاتی که اندیشمندان پیرامون واقعیت « متعالی » به دست داده اند کمتر نقطه مشترکی بین آنها قابل طرح است. این تشکیک و تردید نه تنها در امر متعالی، بلکه در توصیف خود « خویش و نفس » که موضوع تعالی یافتن است و نیز در نحوه و روش تعالی یافتن به چشم می خورد. به عقیده این عده « امر متعالی » نه باید محدود به تصورات شخصی خداشناسان شود و نه به تصورات غیرشخصی از توصیف عین نهایی و یا حالات همه خدایان محصور شود. متعالی از نظر این عده، واقعیت مفروضی است که هم شامل « نیروانا »ی بودایی، « وجود و رای وجود » تیلیخ، « عالم » شلایر ماخر، « مقدس و مینوی » اُتو، « تثلیث » مسیحیان، « خدای واحد » مسلمانان و غیره بدون هیچ گونه تفاوتی می شود (کیسلر، ۱۳۷۵، ۴۸-۵۴).
در اینکه این واقعیت چیست و چگونه۸ می تواند چنین چیزی که در خود هم خدای واحد را جای دهد و هم بر تثلیث مسیحیت دلالت کند و هم شامل نیروانای بودایی شود و ده ها تناقض دیگر را در برگیرد، هیچ یک از این دانش اندیشان پاسخی نداده اند. از این جالب تر اینکه حتی آن عده از این دانشمندان که منکر واقعیت داشتن امر متعالی هستند هنوز بر این عقیده اند که دین چنین ادعایی را دارد. مثلاً، سارتر که کلمه « خدا » را به دفعات نام می برد، از انسان به عنوان کسی که شاکله اصلی اش بر خدا شدن ریخته شده است نام می برد. و فروم تأکید دارد خدا همچنان به عنوان سمبل متعالی باقی بماند. به عقیده او، دین انسان مدارانه خدا چیزی جز تصور خود برتر انسان و آنچه انسان بالقوه است یا باید باشد نیست. فویرباخ که منکر وجود هر واقعیتی جز مفهوم انسان در ورای کلمه « خدا » است نیز بر ضرورت وجود « خدای متعالی » پافشاری می کند. به نظر او، اگر چه علم به خداوند چیزی جز علم انسان به خودش نیست، با وجود این، انسان از چنین موضوعی نه تنها آگاه نیست، بلکه جهل او به این مطلب اساس دین را تشکیل می دهد. خدا در نظر او چیزی جز فرافکنی طبیعت خود انسان نیست و انسان مذهبی این مطلب را نمی داند، ولی رفته رفته می فهمد که او خود را پرستش می کرده است. به همین دلیل است که آنچه ابتدا دین بوده، بعدها تبدیل به بت پرستی شده است (کیسلر، ۱۳۷۵، ۴۴،۴۵،۴۶ ).
از آنچه گذشت این نکته روشن شد که به عقیده این عده از اندیشمندان، آنچه تحت عنوان « امر متعالی » مطرح است، نه تنها ضرورت ندارد که وجود داشته باشد، بلکه صرفاً یک امر مرهوم است که حتی در این امر موهوم هم اتفاق نظری وجود ندارد. به نظر این اندیشمندان، « متعالی » وجود ثابت و محرزی ندارد و نه « استعلا جستن به سوی آن » تعریف مشخصی دارد و نه « شیوه حرکت به سوی او » ویژگی های ثابت و ترسیم شدنی دارد. از همین جا می توان نتیجه گرفت : « آگاهی از امر متعالی ». در نظر اندیشمندان غربی فاقد هر گونه هویت تعریف شدنی است، به گونه ای که یافتن وجه مشترک برای آن همه عناوین متنافی غیر ممکن جلوه می کند.
۲-۱۴-۱- دیدگاه کنت ول اسمیث
برخی از متفکران و نظریه پردازان دینی غربی، از جمله کنت ول اسمیت در کتاب معنا و غایت دین، بر این عقیده اند که اصولاً نمی توان واژه « دین » را به درستی تعریف کرد ( سیمز، کیان، ش ۴۳). به نظر اسمیث، دین در ابتدا به معنای نوعی اهتدای شخصی و درونی تلقی می شد، اما رفته رفته در طول تاریخ در قالب نهادها و مفاهیم درآمد و به یک موضوع نظام مند تبدیل شد. به اعتقاد او، دین پژوهان در مطالعه دین به جای کلمه « دین » باید از دو اصطلاح « ایمان » و « سنت بر هم انباشته » استفاده کنند. مقصود وی از « ایمان » نوعی تعهد یا تجربه دینی درونی است که مختص یک شخص خاص بوده و او را به ساحت متعالی می برد. بنابراین، از نظر وی، « ایمان » کیفیتی شخصی و از جنس عشق و درگیری بین دو انسان است. نیز منظور وی از « سنت بر هم انباشته » تمام تجلیات و داده های خارجی و عینی ای است که مواریث تاریخی یک سنت را پدید می آورند. بنابراین، « سنت بر هم انباشته، موجودی کاملاً تاریخی، پویا، متنوع و قابل مشاهده و بررسی است و این ایمان است که به صورت سنت ظاهر می شود یعنی در واقع، سنت نسبت به ایمان امری بالعرض است.
کنت ول اسمیث، اسلام شناسی که بیست و پنج سال در دانشگاه هاروارد به پژوهش درباره سنن اسلامی و تطبیق آنها با مسیحیت پرداخت، چنین اظهار می کند : « دین یک امر انسانی و جهانی است که به شکل های مختلفی نمود پیدا می کند » و بنابراین، مطالعه دین یکی از جنبه های مطالعه بشریت است. به عقیده او، مطالعه دین مطالعه انسان است؛ چرا که تلاش و مطالعه او در طول این ۲۵ سال، درباره مسلمانان، تاریخ و جامعه آنها بوده است، نه مطالعه و درک صرفاً یک امر انتزاعی به نام اسلام. به منظور او، اسلام در عربی به معنای کاری است که اشخاص خاصی انجام می دهند؛ یعنی تسلیم شدن در برابر خواست خدا. به نظر او، اگر چه این کلمه در مورد ابراهیم به کار می رود، ولی با توجه به معنای اسلام در انگلیسی، ابراهیم مسلمان محسوب نمی شود و یا با لحاظ کاربرد کلمه « مسلمان » و « محمدی » در انگلیسی، ابراهیم مصداق این صفات نیست (سیمز، کیان، ش ۴۳).
خصیصه ای منحصر به فرد باشد تا یک تعریف کامل شکل بگیرد. اما این گونه تعریف ها اگر هم از جنس و فصل حقیقی باشد در مورد حقایق است نه مفاهیم انتزاعی، مفاهیم انتزاعی از آن رو که جنس و فصل حقیقی ندارند از این قانون مستثنا هستند و نمی توان برای آنها تعریف حقیقی ارائه کرد. برای این نوع مفاهیم تنها می توان موضوع را معنا کرد و به عبارتی، شرح الاسم و به عبارت دقیق تر شرح اللفظ برای آن در نظر گرفت. کلمه دیر اصطلاح خاصی است؛ هم منشأ انتزاع و هم عناصر تشکیل دهنده خاصی دارد. برای کشف منشأ انتزاع و نیز عناصر تشکیل دهنده آن باید به منبع معتبری مراجعه کرد این منبع از نظر ما چیزی جز قرآن نیست. برای این امر بهترین راه این است که موارد استعمال دین را در قرآن بررسی کنیم؛ آنها را کنار هم بگذاریم و یک تعریف جامع و کاملی را به دست دهیم ( مصباح، سایت سراج ).
۲-۱۵-دین و مؤلفه های آن در اسلام
از نظر راغب اصفهانی، دین به هر معنای طاعت، جزا و شریعت در قرآن به کار رفته است. راغب می گوید : و الذین یقال للطاعه و الجزاء و استعیر للشریعه. و الذین کالمله « اسم لما شرع الله تعالی لعباده علی لسان الانبیا، لیتوصلوا به الی جوار الله » و لکنه یقال اعتباراً بالطاعه و الانقیاد للشریعه. قال الله تعالی « إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ » ( آل عمران : ۱۹) و « وَ مَنْ أَحْسَنُ دیناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ » ( نساء : ۱۲۵) ای الطاعه. «  وَ أَخْلَصُوا دینَهُمْ لِلَّهِ » (نساء : ۱۴۶) و قوله تعالی « یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فی‏ دینِکُمْ » (نساء، ۱۷۱) و قوله تعالی « أَ فَغَیْرَ دینِ اللَّهِ یَبْغُونَ  » (آل عمران : ۸۳) یعنی الاسلام. لقوله « وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ  » (آل عمران : ۸۵) « هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ » ( توبه : ۳۳) و قوله تعالی «  وَ لا یَدینُونَ دینَ الْحَقِّ » (توبه : ۲۹ ). در این معنی، دین مرادف با اسلام است. این معنی موضوع بحث ماست. معنای جزا نیز که خارج از بحث ماست، از کریمه ۳۶ سوره مبارکه « واقعه » به خوبی قابل استنباط است : « فَلَوْ لا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدینینَ » (واقعه : ۸۶) ای غیر مجزیین ( راغب اصفهانی، ۱۳۶۳، مدخل دین ). از دیگر معانی دین معنی « حال » است. « قال الی اعرابی : لو رأیتنی علی دین غیر هذه » ای حال غیر هذه. و یکی دیگر از معانی دین « حساب » است. به همین جهت، به روز قیامت « یوم الدین » گفته می شود : « مَلِکِ یَومِ الدِّینِ » ( فاتحه : ۳ ) دو کلمه « المدین و المدینه » نیز به معنای « العبد و الامه » آمده است که این معانی نیز در بحث ما نمی گنجد و خارج از بحث ماست.
مطالب یاد شده در مفردات راغب که گزیده ای از مطالب معاجم دیگر نیز هست، به خوبی گویای این است که دین حق از نظر قرآن به آن چیزی اطلاق می شود که شارع مقدس و باری تعالی برای هدایت و راهنمایی بندگان به سوی خود بر زبان و دل انبیا جاری ساخته است. اعتباراً به « طاعت »، « بندگی »، « انقیاد » و « شریعت » نیز دین گفته می شود؛ چون هر یک از اینها با اضافه به آن چیزی که شارع برای هدایت مردم توسط انبیادء فرستاده معنا و مفهوم پیدا می کنند. از این رو، دین به معنای جزا و یا طاعت و یا شریعت نمی تواند مورد بحث ما باشد.
برای یک تعریف منطقی، ما نیاز به دو چیز داریم : اول، جنس که باید یکی از مقولات ده گانه باشد ( طباطبایی، بی تا، ۸۱ و ۸۲ )؛ دوم؛ فصل که باید خصیصه ای منحصر به فرد باشد تا یک تعریف کامل شکل بگیرد ، اما این گونه تعریف ها اگر هم از جنس و فصل حقیقی باشد در مورد حقایق است نه مفاهیم انتزاعی. از آن رو ک جنس و فصل حقیقی ندارند از این قانون مستثنا هستند و نمی توان برای آنها تعریف حقیقی کرد . برای این نوع مفاهیم تنها می توان موضوع را معنا کرد و به عبارتی شرح الا سم و به عبارتی دقیق تر شرح الفظ برای آن در نظر گرفت. کلمه دین اصطلاح خاصی است ؛ هم منشا انتزاع و هم عناصر تشکیل دهنده آن باید به منبع معتبری مراجعه کرد.که این منبع جز قرآن نیست.
دین عبارت است از یک سلسله باورها نسبت به نظام هستی و رفتارها و اعمال ناشی از آن که جهت، کیفیت و ارزششان را از آن باورها می گیرد. بنابراین، اگر باورها و اعتقادات واقعیت داشته باشد و منطبق بر واقعیت خارجی باشد این دین ، دین حق می شود. و ارزش هایی که منطبق و مبتنی بر این است ارزش های حق و احکام آن، احکام صحیح و واجب الاجرا می شود. (طباطبایی، بی تا، ۸۱ و ۸۲)
۲-۱۶- دین از منظر نظریه پردازان ایرانی
۲-۱۶-۱- نظر علامه طباطبایی به دین
علامه طباطبایی در اثر معروف خود شیعه در اسلام تعریفی این چنین از دین ارائه می دهد : « کلیه اعمالی که انسانها در زندگی جمعی و شخصی در مسیر زندگی انجام می دهند و براساس یک نظم و ارتباط می باشد و تحت نظامی است که از آن تخطی نمی کند، در حقیقت از یک نقطه مشخص سرچشمه می گیرد و آن این است که انسان می خواهد یک زندگی سعادتمندانه داشته باشد که در آن می تواند کامروا بوده و نیازمندیهای خود را در جهت بقای وجود به طور کاملتری رفع نماید.
بنابراین مجموع اعتقادات انسانها در زمینه وجود انسانها و مقررات متناسب با این اعتقاد که در مسیر زندگی مورد عمل قرار می گیرد، دین نامیده می شود و اگر انشعابی در دین پدید آید، هر شعبه را مذهب می نامند » ( طباطبایی، ۱۳۶۲ : ۲۰۳).
« از نظر ایشان، نیاز انسان به دین یک امر ضروری است و رابطه این دو ( دین و نیاز انسان ) را چنین مطرح می کند : ۱- انسان یکی از اجزای آفرینش است ۲- دستگاه آفرینش برای انسان، ساختمان مخصوصی تهیه کرده است که زمینه ساز اعمال وی می باشد، ۳- مقتضیات تجهیزات وی، زندگی اجتماعی است، ۴- حیات انسانی، حیاتی است جاودان که با مرگ قطع نمی شود، ۵- انسان باید از راه و روشی در زندگی دنیوی پیروی کند که هم سعادت این سرا را تأمین کند و هم سعادت آن سرای جاویدان را، ۶- راه و روشی که این هدف را دنبال می کند، دین نامیده می شود » (نصری، ۱۳۷۹ : ۱۳۰).
« علامه از زمره دانشمندانی است که دین را امری فطری می دانند. ایشان با توجه به آیه ۳۰ سوره رم، « پس روی را به سوی دین یکتاپرستی قرار ده و حق گرای باش، همان فطرتی که خدا مردم را بر آن آفریده است، آفرینش خدا را دگرگونی نیست این است دین استوار، ولی بیشتر مردم نمی دانند، فطری بودن دین را ثابت می کند و معتقد است که فطری بودن دین به معنای مطابق بودن محتوای آن با نظام خلقت است.
از نظر علامه، اهداف دین عبارتند از : سعادت انسان، اصلاح فطرت، تعادل قوای انسان و هماهنگی میان دنیا و آخرت و ماده و معنا. همچنین ایشان، هدف اصلی دین را در اصلاح حیات اجتماعی می داند و به تبع آن سعادت فردی انسانها را مطرح می کند، اما علامه دین را امری فردی نمی داند. بلکه او دین را در صحنه جامعه می پذیرد و در توجیه نظر خود، آیاتی را از قرآن می آورد، مانند آیه ۲ سوره آل عمران « ای مؤمنان صبر فردی و تحمل اجتماعی ورزیده و با همدیگر همکاری کنید و از خداوند پیروی کنید تا رستگار شوید»
از نظر علامه سعادت واقعی و کامل، جز در اجتما سالم تحقق نمی پذیرد و از همین جاست که اسلام مبانی خود را بر پایه اجتماع بنا نهاده است ( نصری، ۱۳۷۹)
۲-۱۶-۲- دین از دیدگاه مطهری
تاریخ بشری کمتر جامعه ای را سراغ دارد که از دین و باورهای دینی احساس بی نیازی نموده باشد و این بدان سبب بوده است که دین بسیاری از نیازهای روحی و اجتماعی انسانها را برآورده می کرده است و به تعبیر جامعه شناسان دین دارای کارکرد مثبت برای انسانها بوده است. شهید مطهری در این زمینه می گوید : « بشر هم از لحاظ شخصی احتیاج به دین دارد و هم از لحاظ اجتماعی نیازمند دین است. همینقدر که ابدیت به فکر بشر می آید به جهان دیگر پیوند پیدا می کند. این قدرت فکری و تصوری در او احساسات و تمایلات ابدیت خواهی به وجود می آورد. پیدایش اینگونه تصورات وسیع و گسترده و پیدایش اینگونه تمایلات و خواسته های عظیم و پهناور در انسان با ساختمان بدنی و جسمانی محدود و فانی شونده انسان به هیچ وجه جور در نمی آید. تنها چیزی که این احساس و این احتیاج را به صورت کامل و مطمئن تأمین میکند احساسات و عقاید مذهبی و پرستش است » بنابراین می توان گفت دین یکی از نیازهای درونی و به تعبیر شهید مطهری نیازهای فطری بشر است. شهید مطهری بر آن است که کار دین و رسالت دین محور غرایز نیست، تعدیل و اصلاح و رهبری و حکومت و تسلط بر آنهاست: چون غرایز را نمی توان و نباید از بین برد، قهراً در اجتماعاتی که با نام خدا و دین و مذهب برای نابودی غرایز قیام می کنند و خداپرستی را با زندگی، متضاد معرفی می کنند خود این معانی و مفاهیم عالی شکست می خورند و ماتریالیسم و سایر مکتب های ضد خدایی و ضد دینی رواج می گیرد. لهذا بدون تردید باید گفت که زاهد مآبان جاهل هر محیطی از عوامل مهم گرایش مردم به مادیگری می باشند. روح و درونمایه اصلی غالب آثار شهید مطهری فلسفه است و لذا به مقوله دین از نظر فلسفه می نگرد و تعریف او از دین نیز تعریفی فلسفی است آنچه را که او به عنوان مکتب یا ایدئولوژی از آن یاد می کند نیز چیزی جز دین نیست. بنابراین می توان گفت مجموع اندیشه های هماهنگ که با زندگی عملی یعنی با بایدها و نبایدهابستگی داشته باشد یک مکتب می باشد که بر پایه اندیشه های نظری قرار دارد که آن اندیشه های نظری روح آن مکتب به شمار می رود و برای این می گوئیم بر پایه آنها که می گفتیم هر ایدئولوژی براساس یک جهان بینی است و خود جهان بینی نظر درباره جهان است آنچنانکه هست و ایدئولوژی نظر درباره انسان است آنچنان که باید باشد و باید بشود پایه و مایه مکتب همان روحی است که همه را به صورت یک دستگاه و یک مکتب درآورده است و دیگر چیزها به منزله اعضاء و جوارح رئیسه و غیررئیسه است و حتی بعضی به منزله موهایی است که بر پیکر می روید یعنی اینقدر جنبه غیراصیل دارد مانند لازم. غیرلازم و واجب و مستحب و تنها اندیشه ای می تواند روح مکتب را تشکیل دهد که از طرفی پایه جهان بینی آن مکتب باشد یعنی نوعی بینش و دید و ارزیابی درباره هستی باشد و از طرف دیگر آرمان ساز باشد و این همان مطلب است که گفتیم ایدئولوژی هم باید پایه فلسفی داشته باشد و هم پایه یامانی. پس دین علی الاصول برای عمل است اگرچه پیشتوانه ای نظری دارد اما باید دید که دین تا چه میزان و در چه حدودی در زندگی آدمیان مداخله می کند و به بعرات دیگر انتظار آدمیان از دین در چه مواردی باید باشد. شهید مطهری دین را دارای کارکردهایی می داند که مهمترین آنها عبارتند از :
۱.کارکرد تعیین رابطه انسانها با هم : تنها دین است که می تواند حسن رابطه انسان با خود و حسن رابطه انسان با انسانهای دیگر را تأمین کند هیچ چیزی قادر نیست و نخواهد بود که جای دین را بگیرد.
۲.کارکرد تعیین معیارهای ارزشهای انسانی : ارزش مذهب این است که ملاکها و معیارهای ارزشی را در انسان احیاء می کند. مذهب نه فقط از راه بهشت و جهنم جبر اخلاق را تحمیل می کند بلکه در اعتقادات انسان چیزهایی از انسانیت را احیاء می کند و به عبارت دیگر انسانیت انسان را به شکل خاصی احیاء می نماید که در پرتو احیای آن تمامی ارزشهای انسانی که امروز واقعاً و عملاً بی معنی است معنای منطقی و دقیق پیدا می کند.

 

    1. دین پشتوانه اخلاق و قانون : رکن اساسی در اجتماعات بشری اخلاق است و قانون. اجتماع قانون و اخلاق می خواهد و پیشتوانه قانون و اخلاق هم فقط و فقط دین است … تمام مقدساتی که اجتماع بشر دارد : عدالت، مساوات، آزادی، انسانیت همدردی، هر چه فکر شما برسد تا پای دین در میان نباشد حقیقت پیدا نمی کند… انسانیت مساوی است با یدن و ایمان و اگر دین و ایمان نباشد انسانیتش نیست. بنابراین از مجموع سخنان مطهری در مورد کارکردهای دین می توان نتیجه گرفت که جز دین، هیچ عامل دیگری نیست که قسمت اعظم تکامل بشریت در ماهیت انسانی خودش را تأمین کند.

 

اما با همه این کارکردها و قوانینی که دین دارد چرا فرد یا افرادی و گاهی جامعه ای نسبت به دین حالت تنفر و انزجار پیدا کرده و از دین اعتراض می کنند. پاسخ استاد آن است که علاوه بر آلوده بودن محیط زندگی آدمی و هواپرستی که انسان را از خدا دور می کند نحوه تبلیغ مبلغان دینی نیز گاهی اثر معکوس باقی می گذارد. یکی دیگر از موجبات اعراض و روگرداندن از دین جنگ و ستیزی است که برخی از داعیان و مبلغان دینی بی خرد میان دین و سایر غرایز فطری بشر ایجاد می کنند و دین را به جای اینکه مصلح و تعدیل کننده غرایز دیگر معرفی کنند آنرا ضد و منافی و دشمن سایر فطریات بشر معرفی می کنند. شهید مطهری همچنین هر گونه تناقض و مخالفت میان علم و دین را منتفی دانسته و بلکه دین را محرک علم به سوی تحقیق معرفی می کند.
شهید مطهری در این باره می گوید : « برای بشریت هیچ چیز گران تر و مشئوم تر از جدایی دین و دانش نیست این جدایی تعادل اجتماعی بشری را از بین می برد، هم دنیای قدیم، هم دنیای جدید، گاه دچار بی تعادلی شده و تعادل خود را از دست داده است. زمانی مردم گرایش دینی خود را جدا از علم جستجو می کردند این بیماری عمده دنیای قدیم بود همچنانکه بیماری عمده دنیای جدید این است که عده ای در جستجوی علم منهای دین هستند، اکثر انحرافات و بدبختی هایی که بشر امروز را تهدید می کند ناشی از اینست که علم را جدا از ایمان می خواهد، همای سعادت آن روز بر سر بشر سایه خواهد گسترد که وی عمیقاً پی ببرد که به هر دو اصل مقدس نیازمند است، بداند مرغی است که به دو بال نیاز دارد، بالی از دانش و بالی از ایمان ».
از این بیان بدست می آید که دین نه تنها منافی با علم نیست بلکه محرک آن به سوی تحقیق نیز بوده است، اما شهید مطهری اظهار می کنند که در بین مسلمین عده ای دیندار و مقدس مآب به نام دین با حرکات نامعقول، علم را مقابل دین قلمداد می کنند و همین افراد و تندروی، زمینه تقابل علم و دین را فراهم آورده است. حال آنکه اسلام نه عالم بی دین می خواهد نه جاهل دیندار و به نظر استاد جهالت بدتر به اسلام ضربه زده است تا علم. به نظر شهید مطهری زمانی برخی خیال می کردند که اگر تمدن پیشرفت کند جائی برای دین نخواهد بود، اما امروز معلوم شده که پیشرفت علم و تمدن نیازی را که بشر به دین برای یک زندگی خوب دارد رفع نمی کند، بشر هم از لحاظ شخصی احتیاج به دین دارد و هم از لحاظ اجتماعی، انسان علم را در اختیار می گیرد و در هر جهت که بخواهد آنرا به کار می برد اما دین انسان را در اختیار می گیرد و جهت انسان و مقصد او را عوض می کند ( مطهری، ۱۳۷۵).
۲-۱۷-پیشینه خارجی
در دهه ۹۰ میلادی، مطالعات علمی پیرامون رضایت زناشویی توجه زیادی را به خود جلب کرد. در مقایسه با یافته‌های علمی دهه های گذشته، در دهه ۹۰ حجم زیادی از مطالعات به جنبه های مختلف رضایت زناشویی اختصاص داشته است ( برادبری، فینچام و بیچ[۳۰]، ۲۰۰۰).
همچنین جریگان و ناک پس از بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که دین بهترین عامل ثبات و پایداری در ازدواج و زندگی زناشویی است ( روحانی و معنوی پور، ۱۳۸۷). گرانر اثر عمل به باورهای دینی و عبادی بر سازگاری زندگی زناشویی را در دو نمونه متشکل از ۲۰۸ زوج، که به طور مساوی از چهار گروه دینی انتخاب شده بودند، بررسی کرد. نتایج تحقیق وی نشان داد، ارتباط مثبتی بین اعمال دینی و سازگاری در تمامی گروه های دینی وجود دارد( گرانر[۳۱]، ۱۹۸۵).
ماهونی و همکاران[۳۲] (۱۹۹۹) با تجزیه و تحلیل مشاهداتشان نشان دادند که جنبه های گوناگون عملکرد زناشویی شامل رضایت زناشویی، تعداد برخوردها و خشونت فیزیکی با فعالیت ها و اعتقادات مذهبی در ارتباط است، به این صورت که زوج های دارای اعتقادات مذهبی بالاتر، رضایت زناشویی بیشتری داشته و برخوردها و خشونت های آنان نسبت به هم کمتر است. به همین دلیل، درک ارزش های دینی درباره ازدواج برای سلامت رابطه زوجین اهمیت زیادی دارد ( نظری، ۱۳۸۸، ۱۲۹)
مولینز و همکاران[۳۳] طی پژوهشی به بررسی رابطه عمل به باورهای دینی و رضایت زناشویی و شادکامی پرداختند (‌مولینز، ۲۰۰۰) نتایج نشان داد که دینداری به گونه ای معنادار با سازگاری زناشویی و شادکامی همسران بستگی دارد. ماهونی و دیگران بعد از بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که عمل به باورهای دینی موجب افزایش مشارکت کلامی، افزایش میزان شادکامی، کاهش چشمگیر پرخاشگری کلامی و تعارض ها و اختلافات زناشویی شده و در نهایت، سبب فزونی رضایت مندی زناشویی گردیده است (ماهونی و همکاران[۳۴]، ۱۹۹۹، ۳۳۲). کیم و دیگران به این نتیجه دست یافتند که عمل به باورهای دینی، با هیجانات و عواطف مثبت مانند خوش خُلقی، شادکامی، مهربانی، اعتماد به نفس، توجه و آرامش رابطه مثبت دارد (کیم[۳۵] و دیگران، ۲۰۰۴، ۸۴۸). مک نلتی و دیگران نشان دادند که دین تأثیر قابل توجهی در سازگاری دارد و از آن می توان در کارهای بالینی و مشاوره ای نیز استفاده کرد ( مک نلتی[۳۶] و دیگران، ۲۰۰۴، ۹۷).
آنتونی[۳۷] در تحقیقی در سال ۱۹۹۳ ارتباط بین رضایت از زناشویی و بلوغ دینی را بررسی کرد یافته ها نشان داد افرادی که بالاترین نمره را در رضایت از زناشویی داشتند، دارای جهت گیری دینی درونی بودند و افرادی که دارای جهت گیری برونی بودند از رضایت زناشویی پایینی برخوردار بودند ( به نقل از میلانی فر، ۱۳۷۰).
پژوهش های بسیاری رابطه بین دینداری زوجین و رضایت زناشویی را مورد بررسی قرار دادند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 30
  • ...
  • 31
  • 32
  • 33
  • ...
  • 34
  • ...
  • 35
  • 36
  • 37
  • ...
  • 89
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی

 شناخت خیانت مرد متاهل
 عشق‌های نوجوانانه واقعی؟
 پیشگیری از کنترل در رابطه
 رصد کمپین‌های بازاریابی
 درآمد از محصولات دیجیتال
 بیماری هرپس گربه
 درآمد از محتوای آموزشی
 عفونت چشم عروس هلندی
 حقایق جالب گربه‌ها
 رتبه‌بندی گوگل
 بیماری پنلوکوپنی گربه
 طراحی تم وردپرس موفق
 سگ آلابای معرفی
 درآمد از محصولات سفر
 بیماری کلیه سگ
 رشد درآمد فریلنسری
 استفاده حرفه ای ChatGPT
 سگ دالمیشن منحصر بفرد
 کنترل گری در رابطه
 درآمد از انیمیشن هوشمند
 آموزش Grammarly حرفه ای
 بازاریابی مخفیانه موثر
 آموزش Leonardo AI حرفه ای
 احساس گناه بی دلیل
 نجات رابطه در بحران
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بی رمقی معلمان متوسطه شهر یاسوج- ...
  • بررسی اثر کود بیولوژیک نیتروکسین و محلول‌پاشی عناصر ریز مغذی آهن، ...
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد ارزیابی رضایتمندی گردشگران شهر تبریز از محصول توریسم مذهبی کشور عراق- فایل ۶
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی و تحلیل سبک شناسی آثار علیرضا قزوه- فایل ۴
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با عوامل-مؤثـّر-بر-برند-گردشگری-استان-گیلان- فایل ۲
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله تحلیل ارتباط عملکرد بازار سرمایه و متغیرهای کلان اقتصادی در ایران- فایل ۱۲
  • پژوهش های انجام شده در رابطه با احتضار و حقیقت مرگ در اندیشه امام خمینی و ملاصدرا و مناسبات آن ...
  • ۵-۳ بحث ونتیجه گیری کلی ۹۶ ۵-۴ بررسی تطبیقی یافته های تحقیق ۹۷ ۵-۵ پیشنهادها ۹۸ ۵-۵-۱ پیشنهادات منتج از نتایج تحقیق ۹۸ ۵-۵-۲ پیشنهادات برای تحقیق های آتی ۹۸ منابع و مآخذ ۹۹ پیوست ها ۱۰۲ فهرست جداول عنوان صفحه جدول ۳-۱) روند انتخاب نمونه آماری پژوهش ۵۶ جدو
  • تحقیقات انجام شده با موضوع رابطه بین سبک رهبری مربیان و تنیدگی ورزشکاران در دانشگاه ...
  • قوم یهود نسبت به فرشتگان الهی دیدگاهی همراه با تبعیض دارند که در این قسمت به نمونه هایی اشاره می گردد. ۲-۴-۱- دشمنی با جبرائیل۷ قرآن به برخورد یهود نسبت به جبرئیل۷و دشمنی آن ها با این فرشته ی الهی اشاره نموده: «قُلْ مَن کاَنَ عَدُوًّا لِّجِبرِْیلَ. . . مَ

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان